تعداد بازدید: 2709

توصیه به دیگران 122

پنجشنبه 24 تير 1389-16:16

کِلوشه

بازخواني يک رسم قديمي در روستاي برنت سوادکوه،به بهانه 26 نورزما تبري(28 تيرماه خورشيدي)؛ از:رمضان شريفي فر،کارشناس ارشد جامعه شناسي و مديرکل صدا وسيماي مرکز سمنان


گروهی از مردم شناسان بر این باورند که هر چه به سرچشمه حوضه آبریز نزدیک شویم بیشتر شاهد ترکیب­ها و عناصر فولك خواهیم بود و  غنای فرهنگی به لحاظ وجود عناصر و ترکیب­های اصیل فرهنگی در این مناطق بیشتر است.

 سالها پیش کلوشه را به عنوان یک ترکیب فرهنگی به استاد محمود روح الامینی ارائه کردم و ایشان این رسم اجتماعی و سنت فرهنگی و ترکیب فولکوریک را منحصر به فرد دانستند؛ لذا با توجه به احاطه استاد به مباحث مردم شناسی ایران «کلوشه» یک ترکیب فرهنگی است که فقط در روستای برنت سوادکوه اجرا مي شود.


قدیم ترها که مدرسه ها تعطیل می­شد، به روستا می­رفتیم و مهمان پدر بزرگ و مادر بزرگ می­شدیم. آن میزبان هاي مهربان چند وقت که از تعطیلات می­گذشت، می­گفتند باید کلوشه کنیم.

 آن وقتها مادربزرگ نام هایي را به زبان می آورد ولی من نمی دانستم که مازندران تقویم سالیانه مستقل دارد که با توجه به فصول سال و نیازهای اجتماعی و اقتصادی زمان طراحی شده بود و کلوشه در روز 26 نورزما انجام می­شد.

چند روزی به 26 نورزما مانده مقداری گندم یا جو را در ظرف هایی که در آن خاک وکود بود می­کاشتیم. این کار را عموم مردم به ویژه کودکان و نوجوانان انجام می­دادند. البته شبیه اینکار در نوروز هم وجود دارد با تفاوت اینکه سبزه نوروز در خاک کاشته نمی­شود.


 سبزه ها که به اندازه 15 تا 20 سانتی متر می­رسید  نشان می­داد که روز کلوشه نزدیک می­شود. از دیگر عناصر این ترکیب فرهنگی نان و غذای ویژه آن روز بود که بیشتر زحمت مادران ومادربزرگ ها را به دنبال داشت.

 نان شیرینی مخصوص این روز با خمیری شامل آرد ، شیر ، لوراو، تخم مرغ، کره و.... بوده است که روز قبل از کلوشه پخته می­شد. البته جمع کردن هیزم تنور «جره» بعهده بچه­ها بود عصرروز قبل از کلوشه تنورهای ده دود می­کرد و روشن بود و مادران و یا دختران بزرگ خانه مشغول نان پختن می­شدند.

 شکل نان کلوشه هم ویژه بود یعنی نان به صورت حیوانات اهلی، وحشی و یا اجرام آسمانی چون خورشید و ماه و ستاره و یا به صورت ابزارهای کار مردم زمان گذشته ساخته می شد. مثل مکو، کتلوم، شنه سر.

روز کلوشه اغلب بچه های محل صبح زود بصورت جمعی از محل خارج شده و به سوی ارتفاعات و یا نقاط معین حرکت می­کردند. ترکیب این گروهها معلوم بود. که هر گروه قومی باید در نقطه مشخص که معمولاً محل «خرمن» بود می­رفتند از جمله این مکانها: كل تلي -خاط زمین- کوشک سر- قبرستانی و...بود» توشه همراه بچه ها ناهار ویژه کلوشه و بعضاً پنیر و سایر مواد غذایی سنتی بود با به همراه داشتن کلوشه های دسته دسته شده که آماده شده بود.

 البته این رسم اجتماعی به باورهای دینی هم آمیخته شد و حرکت بچه ها به سوی محل کلوشه با ذکر صلوات و اعلام حضور رسیدن به محل کلوشه با فریاد «یا علی یا علی یا علی» بوده است. با رسیدن به محل کلوشه و بازی­های کودکانه کلوشه آماده از گندم و جو که دسته بندی شده بودند را سه بار بر زمین می­زدند و به سمت آسمان پرتاب می­کردند و دوباره می­گرفتند و ...


 تا اینکه خاک­ها کاملاً از کلوشه جدا می­شد و این عمل  در مراحل چند گانه انجام می­شد به صورت مسابقه­های کودکانه سبزه کی بزرگتره- سبزه کی بالاتر میره- تعداد افراد کدام گروه بیشتره- صدای کدام گروه بلندتره و...


 خوردن غذا از دیگر عناصر این ترکیب بود؛ ناهارهای به شکل ابزارهای دختران را دختران می­خورند و غذاهاي شبيه ابزار کار وبازي پسران به پسران می­رسید.

 پایان این بخش از هم با فریاد یا علی یا علی یا علی اعلام می­شد.


 این پایان کار نبود. کلوشه ها باید به خانه برگردانده می شد و مادربزرگ ها با اعتقاد خاص کلوشه ها را برروی پشت بام و یا در بام قرار می­دادند. با این امید که موجب برکت محصول در سال آینده شود.


  • شنبه 9 ارديبهشت 1391-0:0

    چه حرفها - این موضوعات کهنه و قدیمی شده و هر دوستایی از این رسوم خاص داره.اقای برنتی.اصلا هم جالب نبود

    • نادر باباییپاسخ به این دیدگاه 0 0
      شنبه 16 مرداد 1389-0:0

      تاسف تاسف تاسف تاسف تاسف . می خواهند همه مازندران بزرگ سرزمین سبز راتکه پاره نمایند آنوقت ما دنبال چه حرفها هستیم . آقا پلور را هم دارن می گیرن باید دامنه اعتراضات افزایش یابد


      ©2013 APG.ir