تعداد بازدید: 2098

توصیه به دیگران 18

شنبه 26 تير 1389-15:35

تکمله اي برجام جهاني

...کودکانی که دیروز تی شرت هایی با عکس کاشیرو و ... می پوشیدند امروز به نسل طلایی فوتبال ژاپن تبدیل شده اند و کودکان ایرانی هنوز برای صعود به جام جهانی شب ها تا صبح نمی خوابند و روزها در این فکرند که آیا با دایی به جام جهانی می رفتیم یا چطور شد قطبی که فوتبال کره را مانند کف دستش می شناخت مانند کف پایش آرزوهای ما را لگدمال کرد!(يادداشتي از بابک شمس ناتري،خبرنگار-چالوس)


جام جهانی با همه سرو صدا ها و تب وتاب های قابل پیش بینی خود به پایان رسید و بالاخره مردم آفریقای جنوبی طعم میزبانی جام جهانی را چشیدند و صداي ووووزلايمعروف این جام هنوز در گوش مان طنین انداز است.

در شبی که نارنجی پوشان هلندی بیش از صد دقیقه برای گرفتن جام مبارزه کردند در دقایق پایانی این جدال نفس گیر جام را دو دستی به تیمی تقدیم کردند که مزد خوب اداره کردن لیگ و برنامه ریزی صحیح در فوتبال و ثبات مدیریتی در باشگاههای کشورش را گرفت.

در این جام جهانی که هشت پا و تمساح و... پیشگو شدند و جادوگران سرمایه دار, ما نبودیم و خدا را بر این رحمی که به آبروی ملت ما کرد شاکرم چون حسابی که بر انگشتان می آید بر قلم خطاست.

وقتی به تیم های شرکت کننده در این جام و نوع حضورشان می نگریم بر غیرقابل پیش بینی بودن فوتبال مهر تایید دوباره ای می زنیم و این نظرات کارشناسی که فوتبال نود دقیقه است واین تفکرات است که در میدان نتیجه می گیرند نه نام ستارگان برای مان بیش از پیش محترم شده است.

در یکی از دیدارهای ژاپن گزارشگر مرتب از نسل طلایی فوتبال این کشور سخن گفت , اما هیچ کس نپرسید که واقعا این نسل, نسل طلایی فوتبال ژاپن است؟!

به اعتقاد نگارنده , بله؛ این قد کشیدن نسلی است که با کاکرو و سوباسا اوزارو فوتبال را آموخت و با یاد واکاشی زوما و ایشی بزرگ شد.

مطمئنا به خوبی به یاد دارید، در ابتدای دهه هفتاد ما, ژاپنی ها با ساخت کارتونی به نام فوتبالیست ها , فوتبال را به خانه کودکان ژاپنی بردند و با اسطوره ای وافسانه ای کردن شخصیت های آن ذهن هایی را ساختند که کمتر می توان آن را به فراموشی سپرد.

در آن زمان این کارتون در برنامه کودک تلویزیون جمهوری اسلامی ایران هم پخش می شد و اتفاقا با شنیدن صدای آهنگ معروف آن از کودک سه ساله تا پیرمرد هفتاد ساله پای آن می نشستند و با حواسی جمع آن را نگاه می کردند, همه چیز حکایت از اتفاقاتی عجیب داشت , اتفاقاتی که شاید باورش برایمان سخت بود, مثلا پریدن به هوا و پشتک های چند مرتبه ای یا مثلا حرکات خارق العاده ای که شخصیت هایی مانند سوباسا انجام می دادند.

 ژاپنی ها همیشه ثابت کرده اند که در ایجاد یک فرهنگ جدید انسان های عجولی نیستند مانند طرح های آموزشی در مدارس شان که در آن به دانش آموزان پایه های ابتدایی تحصیلی خود ، فرهنگ کار, تفکر و خلاقیت را برای ساختن ژاپنی پیشگام آموزش دادند.

 کودکان آن روز ژاپن یاد گرفتند که می توانند با ابزاری به نام فوتبال در جهان ورزش سری در سرا درآورند و سیاست گذاران آنان نیز بی صبرانه منتظر قد کشیدن کودکانی بودند که شبها با یاد ضربات چرخشی سوباسا و شوت های محکم کاکرو به بستر می رفتند و هنوز وقت برای این خودباوری بود. 2002 میزبانی کره و ژاپن در جام جهانی ظهور این نسل بود, بله این کودکان آن زمان جوانانی بودند که در لباس میزبانی جام جهانی به میدان آمدند و ما هنوز به پخش چندین باره این کارتون در سیمای خود می بالیم و خوشحالیم که زمانمان را می گذرانیم.

می گویند هوندا یکی از بازیکنان حاضر در جام جهانی اعلام کرده است که 3 جام دیگر، ژاپن در فینال جام جهانی خواهد بود، ایجاد خودباوری در کودکان ژاپنی , بسترسازی ایجاد رغبت به تعلیم و یادگیری فوتبال, تشویق به حس همدلی و تعاون در ورزشهای گروهی و ... نقطه بارز این کارتون بود که ما به آن می خندیدیم و چون باور خیلی از چیزها برای مان سخت بود به آن لقب چاخانیست ها می دادیم.

 ما می خندیدیم اما سیاست گذاران ورزشی و فرهنگی ژاپنی ها با این کارتون به خانه های ژاپنی ها رفتند و کودکان شان را برای جام حهانی شدن در فوتبال تربیت کردند, ما می دیدیم و وقت مان را می گذراندیم اما آنان به ما آموختند که باید یرای هر قدم بزرگی بنیان و پایه ها را مستحکم تر کنیم.

 کودکانی که دیروز تی شرت هایی با عکس کاشیرو و ... می پوشیدند امروز به نسل طلایی فوتبال ژاپن تبدیل شده اند و کودکان ایرانی هنوز برای صعود به جام جهانی شب ها تا صبح نمی خوابند و روزها در این فکرند که آیا با دایی به جام جهانی می رفتیم یا چطور شد قطبی که فوتبال کره را مانند کف دستش می شناخت مانند کف پایش آرزوهای ما را لگدمال کرد و چرا و چراهای دیگر... !!!

 اتفاقاتی که امروز با نام نسل طلایی فوتبال ژاپن از آن یاد می کنیم را هیچ هشت پا, تمساح یا جادوگری پیش بینی نکرده بود! امروز کوچه پس کوچه های کشورمان دیگر مانند سابق صدای توپ های پلاستیکی را به خود نمی شنود و اغلب زمین های خاکی مورد اشاره فوتبالیست ها در مصاحبه هایشان نیز کاربری گرفتند یا تجاری شدند یا مسکونی, یا شاید هم در فضای سبز قرار گرفتند.

در آستانه شروع لیگ برتر فصل جدید هستیم اما آنچه که هنوز در فوتبال کشورمان وجود ندارد برنامه است و همه این ناکامی ها با یک نیشخند آقای اول مدیریت فوتبال به سوژه تبدیل می شود و از خود نمی پرسیم چرا نسل های نونهال و نوجوان ما روز به روز بیشتر سوخت می شوند. فوتبال ما هنوز اندرخم یک کوچه است, فوتبالی که تیم ملی آن بازیکن باشگاهی را که در حال آماده سازی برای یک فصل است به یک اردوی خارج ازکشور می برد و بعد از چند ماه می نویسیم فلانی مصدوم شد, تیم از نظر بدنی در آسیا به مشکل برخورد, چرا سرمربی فلان باشگاه بازیکن شماره ... خود را روی نیمکت نشانده است؟

صدای آهنگی نگارنده را به خود جلب می کند, از شما عذرخواهی می کنم, شبکه طبرستان خود ما است کارتون "پسرشجاع" دارد همان کارتونی که در آن خرس مهربون و... دارد.

 بله دوستان حق با شماست , شماها با این کارتون خاطرات کودکی خوبی دارید, الان کودکان مان نیز این کارتون را می بینند و مطمئن باشید نوه های شما نیزپسر شجاع را خواهند شناخت. ای کاش ببینیم شاید کمی شجاع شویم.

ايميل نويسنده:(babak_shams300@yahoo.com)



    ©2013 APG.ir