تعداد بازدید: 4324

توصیه به دیگران 3

يکشنبه 18 مهر 1389-12:29

ازت طلاق می گیرم

...با احتیاط سعی کردم به آنها نزدیک شوم،هیچ کدام حاضر به گفتگو نبودند و می گفتند «خانم کار ما از این حرفها گذشته وتنها راه حل ما جدایی وطلاقه!»(گزارش ربابه حسين پور-خبرنگار ساروي-از بحران طلاق هاي توافقي در مازندران)


"دیگه نمی تونم با تو زیر یه سقف زندگی کنم،حتی یه لحظه هم نمی تونم تحملت کنم ،تو هیچ وقت منو درک نکردی،فقط خودتو دیدی،ازت طلاق می گیرم مهریه هم نمی خوام،مهرم حلال جونم آزاد..."

"یادت رفته که می گفتی حاضرم تحت هر شرایطی با تو زندگی کنم،مگه از اول منو ندیده بودی،شرایط منو نمی دونستی،حالا برات بی رنگ شدم،خوشی زده ته دلت..."

 این حرفها مشاجره زن وشوهر جوانی بود که با صدای بلند در راهروی تنگ دادگاه خانواده می پیجید،زن از شدت عصبانیت سرخ شده بود و مدام با خود حرفهایی را زیر لب زمزمه می کرد و راه می رفت «اشتباه کردم،چقدر پدر و مادرم به من گفتند این آدم به درد تو نمی خوره،لعنت به من ،گول حرفهای قشنگش رو خوردم وآینده ام رو خراب کردم...»

مرد هم ته راهرو ایستاده بود و در حالی که خیلی خشمگین به نظر می رسید، تند و تند پکی محکم به سیگاری که بر لب داشت می زد وگاهی هم مشتی به دیوار می کوبید.

با احتیاط سعی کردم به آنها نزدیک شوم،هیچ کدام حاضر به گفتگو نبودند و می گفتند «خانم کار ما از این حرفها گذشته وتنها راه حل ما جدایی وطلاقه!»

هر چه تلاش کردم به آنها بفهمانم برای تهیه گزارش آمدم نه نصیحت و پادر میانی،انگار گوششان حرفهای مرا نمی شنید و فقط حرف خودشان را تکرار می کردند"طلاق" و من در عجب بودم که هر بار چه راحت تر این کلمه را تکرار می کنند!

وارد اتاق عریضه نویسی شدم میزان مراجعه برای طلاق خارج از حد تصورم بود،دو ساعتی نشستم ،اکثر پرونده ها و دادخواستها مربوط به طلاق بود تا جایی که عریضه نویسان دادگستری از نوشتن پیاپی دادخواست طلاق خسته و کلافه به نظر می رسیدند«چقدر طلاق زیاد شده ،اعصابمون به هم ریخت...»

  بررسی آمار طلاق

برایم جالب بود که اکثر طلاق ها با توجه به مهریه های سنگین وبالای 500 سکه توافقی بود و میانگین سنی مراجعین از 20 تا 25 سال!

 بر اساس آمار نرخ طلاق در پنج ماهه سالجاری 8/6 درصد رشد داشته و در همین مدت نرخ رشد ازدواج در کشور 9/ 2گزارش شده که این امر نشانگر رشد 4 درصدی طلاق نسبت به ازدواج بوده است. البته با توجه به اینکه بیشتر طلاقها با تکیه بر آمار در 4 سال اول زندگی رخ می دهد،این امر نشانگر عدم آشنایی زوجین با مهارتهای زندگی در آغازین سالهای زندگی مشترک است که با کوچکترین اختلاف تصمیم به جدایی می گیرند.

 آمار منتشره از سوی ثبت احوال مازندران در سال 89 نیز رشد 5/7درصدی طلاق را نشان می دهد که این رقم حکایت از سیر صعودی آمار طلاق در استان دارد.

طلاق چیست؟

 طلاق در لغت به معنای رها شدن،بیزاری جستن وجدایی کامل است و در اصطلاح راه حل قانونی و رایج برای پایان بخشیدن به اختلافات و ناسازگاریها در زندگی زناشویی است.

در واقع همان گونه که بر اساس قراردادهای شرعی و رسمی با ازدواج پیوندی میان دو نفر به وجود می آید چنانچه زوجین نتوانند بنا به دلایلی با هم زندگی کنند بر اساس نوع دیگری از قراردادهای شرعی و رسمی از همدیگر جدا می شوند.

 طلاق مغبوض ترین حلال طلاق در اسلام در وقت ضرورت مشروع و در عین حال مغبوض ترین حلال نزد خداوند است و بر اساس احادیث با جاری شدن هر صیغه طلاق عرش خداوند به لرزه در می آید.

 طلاق یکی از نکوهیده ترین پدیده ها و اساسی ترین معظلات اجتماعی و سرآغاز ویرانی ها و فرو پاشی کانون گرم خانواده هاست که طی چند سال اخیر به طرز بی سابقه ای دامنگیر جامعه اسلامی ما شده است.

 فرزندان اصلی ترین قربانیان واقعه نامیمون طلاق هستند وبیشترین آثار زیان بار طلاق متوجه آنهاست و عواقب ناگواری همچون نامشخص بودن بودن وضعیت حضانت،افت تحصیلی،فرار از خانه،فساد وبزهکاری،تکدی گری،رعایت نکردن مسائل اخلاقی و اجتماعی و...آنها را تهدید می کند و مشکلات روحی و روانی فراوانی را برای آنها به ارمغان می آورد و در واقع آنها را چون بیدی با هر بادی می لرزاند.

با مطالعه آمار دادگاه های اطفال و سرنوشت دختران و پسران بزهکار می توان به شرایط نامساعد بستر خانواده و جدایی پدر ومادر به عنوان ارکان اصلی خانواده این اجتماع کوچک که فرزندان نامتعادلی را تحویل جامعه می دهند ،پی برد.

 طلاقهای عاطفی

 نگاه جامعه به زنان مطلقه نگاهی منفی ونفرت انگیز است تا جایی کا اگر بر حسب ضرورت مجبور به جدایی شوند،باز تحمل نگاههای آزاردهنده برای زنان دشوار است و آنها را با ناامنی های روانی و اجتماعی مواجه می سازد.

 البته چه بسیارند زوجینی که انتظاراتشان از ازدواج برآورده نشده اما به دلایل مختلف اجتماعی ،فرهنگی و یا اقتصادی راضی به جدایی هم نیستند ،آنها به دلیل داشتن فرزند و هراس از آینده مبهم آنان و نیز ترس از نگاه منفی جامعه زندگی مشترک خود را با سردی پی می گیرند ،در واقع این افراد در کانون خانواده و در زیر یک سقف در حالیکه با هم زندگی می کنند از هم طلاق گرفته اند،"طلاق عاطفی"که به دلیل غیر رسمی بودن آمارش عنوان نمی شود ،اما به یقین نرخ آن از طلاقهای جاری به مراتب بیشتر است.

مهریه های سنگین ضمانت زندگی پایدار نیست

 مهریه از جمله منابع مالی حقوق زنان است که به هنگام خواستگاری و نامزدی از سوی خانواده ها تعیین می شود که متاسفانه در سالهای اخیر به دلیل چشم و هم چشمی های دختران و پسران جوان و خانواده های دختران با رقم های بسیار بالا به عنوان حربه ای از سوی دختران و خانواده آنها برای حفظ زندگی و یا تضمین زندگی و آینده مالی مناسب بعد از طلاق در نطر گرفته می شود که در برخی از موارد با اندکی اختلاف و به اجرا گذاشتن مهریه از سوی زنان،مردان راهی زندان می شوند. اما با همه این تفاسیر مهریه های سنگین هم نمی تواند یک زندگی ایده آل و خوشبختی زوجین را تضمین کند،چرا که گاهی مردان پس از تحمل دوران محکومیت دیگر حاضر به ادامه زندگی مشترک نمی شوند و مهریه را اقساطی پرداخت می کنند و در موارد دیگر هم گاهی آنقدر عرصه زندگی بر زنان تنگ می شود که مهریه خود را می بخشند.

 دلایل وقوع طلاق و راهکارهای پیشگیری از آن

 بی تردید طلاق خود معلولی است که علتهای متعددی منجر به وقوع این ناهنجاری اجتماعی می شود،ناهنجاری که قبح آن به علت تکرار زیاد از بین رفته و متاسفانه به امری عادی تبدیل شده و زوجین با کوچکترین ناسازگاری طلاق را به عنوان اولین راه برای پایان دادن به اختلافات بر می گزینند.

 در حالی که اسلام زوجین را به بردباری و شکیبایی دعوت می کند«اگر از جدایی میان آن دو زن و شوهر بیم دارید پس داوری از خانواده آن(شوهر) وداوری از خانواده آن(زن)تعیین کنید اگر سازگاری دارند خدا میان آن دو سازگاری خواهد داد»*آیه 35 سوره نساء* لیکن همه ما خوب می دانیم که هر انسانی ذوق و سلیقه خاصی دارد و هیچ انسانی را نمی توان یافت که نظر،عقیده و سلیقه اش با فرد دیگری کاملا یکی باشد،بلکه سلایق و عقاید افراد متفاوت است و در سایه همین تفاوتهاست که یک زندگی شکل می گیرد.

 عباسی- استاد دانشگاه وعضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد- معتقد است ،دنیای مردان با دنیای زنان تفاوتهای زیادی دارد و اصولا تفاوتهای فردی یک اصل مسلم و غیر قابل انکار است،لذا اگر اختلافی در سایه همین تفاوتها میان زوجین به وجود آید می توان با گذشت وچشم پوشی اختلافات را برطرف کرد،بنابراین زوجین باید الفبای دنیای یکدیگر را بیاموزند و بدانند که بینش همسر آنها الزاما در مقابل شان قرار نگرفته،بلکه ممکن است همسو باشد،فقط باید ذهنیت همسرشان را مطابق با دنیای آنها و جهان بینی مختص دنیایشان بسنجند و از سوء تعبیرها که حلقه اول تنش وجدایی است بپرهیزند.

 وی عقیده دارد: تا وقتی زن و مرد نخواهند تفاوتهای همدیکر را بپذیرند و سعی دارند با زیاده خواهی و خودخواهی ها همدیگر را به نفع خود تغییر دهند و به سرنوشت همدیگر و پیمان زناشویی بی تفاوت هستند هیچ چیز حتی مهریه های سنگین نمی تواند انها را وادار به ادامه زندگی مشترک نماید.

 وی در خصوص علل دیگر طلاق می گوید:خانواده ها ار یک فرآیند سنتی به سمت مدرن و اخیرا پست مدرن حرکت کرده اند که این تغییرات طبعا تعلقات و توقعاتی را با خودش به همراه آورده ،در حقیقت مولفه ها و شاخصه های رضایت همسران در نظام سنتی نسبت به مدرن متفاوت است. به طوری که در نظام سنتی رضایتمندی حداقلی مطرح بوده و این در حالی است که در نظام مدرن زنان برای خود حق و حقوقی قائل هستند که دستیابی به این انتظارات با نظام مردسالارانه و پدرسالارانه در تعارض آشکار قرار دارد،لیکن آگاهی یافتن زنان از حقوق خود از یک سو و مقاومت و جبهه گیری مردان از سوی دیگر منجر به ایجاد کشمکش و نهایتا طلاق شده است.

به گفته این استاد دانشگاه در وضعیت فعلی آزادی ها و آگاهیهای زنان نسبت به گذشته بیشتر و امکان راهیابی زنان به بدنه جامعه فراهم شده ،لذا زنان به حداقل ها قانع نمی شوند به خصوص زمانی که احساس کنند حق آنان از سوی مردان نادیده گرفته شده است.

 این جامعه شناس در مورد طلاق عاطفی زوجین معتقد است:در حال حاضر اکثر زوجها در یک وضعیت بی اعتمادی به سر می برند و در واقع از هم طلاق عاطفی گرفته اند و فقط بنا به دلایل روشن نظیر وجود فرزندان-حفظ آبرو-ترس از وضعیت مبهم آینده و ....در کنار هم بدون عشق و محبت زندگی می کنند،گرچه گاهی تحمل همین شرایط آنقدر شکنده و غفلت ها و بی توجهی ها آنقدر آزار دهنده می شود که راهی به جزءجاری کردن صیغه طلاق برای زوجین باقی نمی ماند.

 البته وجود احساسات زودگذر و ساده انگارانه و نگاه سطحی به مقوله مهم ازدواج ،انتخاب نادرست و عدم شناخت صحیح از فرد مقابل نیز از دیگر عوامل طلاق به شمار می روند.

ازدواجهای پرشتاب =طلاقهای پرشتاب

عباسی در این خصوص می گوید:ازدواجهای پرشتاب و با عجله منجر به جدایی های پرشتاب وبا عجله نیز خواهد شد،لازم است دختران و پسران جوان قبل از ازدواج به شناخت نسبی از هم برسند،والدین نیز در نظر بگیرندهر جوانی در سن ازدواج مهیای ازدواج نسیت،آنها باید به دنیای فرزندان خود نزدیک شوند ونباید از زاویه دید خود مسائل را تحلیل کنند وازدواج را به جوانان تحمیل نمایند.

 وی اعتقاد دارد جوان نیز باید از خود به دیگران شناخت بدهد و آمادگی خود را برای ازدواج و قدرت خود را برای درک و حل مسائل به دیگران ثابت کند. این جامعه شناس آشنایی های قبل از ازدواج را قابل تامل می داند و می گوید:متاسفانه در حال حاضر آشنایی های قبل از ازدواج خیلی آلوده شده وخود این آشناییها شرایط را برای جدایی مهیاتر می کند،زیرا برخی از جوانان در جریان این آشنایی ها نقش بازی کرده و خود واقعی شان را برای فرد مقابل آشکار نمی کنند بنابر این در برخی از موارد نمی توان به آشنایی ها و شناخت قبل از ازدواج که غالبا کاذب و توام با رفتار مهربانانه و عاطفی صرف و آگاهی های ناخالص است تکیه و اعتماد کرد،آشنایی قبل از ازدواج باید با نظارت والدین و کانالیزه باشد تا منجر به شناخت صحیح و نسبی گردد و ازدواجی درست شکل گیرد.

 البته نقش ایمان در برخورداری از یک زندگی موفق بسیار موثر و راهگشاست،تجربه ها و بررسی ها نشان داده که جوانان باایمان و مقید به اخلاقیات که در خانواده های باایمان رشد کرده و پرورش یافته اند در زندگیشان موفقتر هستند و با مشکلات و بحران ها راحت تر کنار می آیند.

عباسی در این خصوص معتقد است: افراد باایمان ازدواج را کمال طلبی-آرمانخواهی و ملاک کمک به همنوع تعبیر می کنند و معتقدند با ازدواج به کمال همنوع خود کمک می کنند و یکدیگر را به آرامش می رسانند،چنین افرادی در برخورد با مشکلات مقاومتر هستند و با هر نوسانی سریع از راه اعتدال خارج نمی شوند،در تفکر دینی و اعتقادی این افراد اهمیت ازدواج به پوسته ظاهری آن نیست بلکه با تاکید بر روی انسجام خانواده است.

 با توجه به مباحث عنوان شده در می یابیم که رمز خوشبختی و دوام هر خانواده ای همان کلمه جادویی «تفاهم »یعنی یکدیگر را فهمیدن –شرایط دنیای همدیگر را درک کردن-نزدیک کردن عقاید و نظراتشان به هم-احترام گذاشتن به یکدیگر-اهمیت دادن به پیمان مقدس ازدواج و سرنوشت یکدیگر-پرهیز از سوء تعبیرها ،خودخواهی ها، غفلت ها، بی توجهی ها و بی تفاوتی ها-رعایت وظایف فردی-گذشت وچشم پوشی از خطاهای یکدیگر و مطلع بودن از تفاوتهای همدیگر و... است ، همانگونه که کارشناسان معتقدند تفاهم بهترین راه حل تمامی بحران ها و رمز موفقیت زوجهای خوشبخت است.

 نقش دستگاههای فرهنگی و نهادهای دولتی و غیر دولتی در پیشگیری از بحران طلاق غیر قابل انکار است و این وظیفه را نباید فقط به دوش جوانان و خانواده های گذاشت ،اما متاسفانه اکثر این مسولیتها در حد برگزاری همایش ها و سمینارها خلاصه و رفع تکلیف شده و علیرغم صرف هزینه های هنگفت کمتر کارآمدی داشته و توانسته گره ای از این معضل اساسی باز کند. 

ايميل نويسنده: (heyran55@yahoo.com)


  • دوشنبه 26 مهر 1389-0:0

    چرا اینقدر اصرار دارید محل تولد خبرنگاراتونو قید کنید ؟ چه فرقی داره ؟ هممون مازندرانی هستیم

    • شنبه 24 مهر 1389-0:0

      در مورد نقش سازمان ها از جمله شوراي حل اختلاف و بهزيستي و... در كاهش طلاق گزارش بگيريد


      ©2013 APG.ir