تعداد بازدید: 2374

توصیه به دیگران 1

چهارشنبه 12 آبان 1389-22:51

بايد جلوي خرافات را گرفت

آيت الله هاشمي رفسنجاني از رواج خرافات در جامعه اظهار تاسف كردند و معتقد بودند بايد جلوي آن ها گرفته شود تا اسلام واقعي معرفي شود و اشاره كردند به رواج برخي گروه هاي به اصطلاح عرفاني كه در اين روز شاهد رشد آن ها هستيم. (گزارش دیدار دکتر سيف الرضا شهابي با آیت الله هاشمی رفسنجانی+يادداشتي در انتقاد از طرح انحلال دانشگاه علوم پزشکي ايران)


  ازسال 1357 كه از زندان آزاد شدم گهگاهي ديداري با آيت الله هاشمي رفسنجاني داشتم.در زماني كه رياست مجلس شوراي اسلامي را بر عهده داشت و دردوراني كه رئيس جمهوربود و در سال هاي بعد اين ديدارهاي دونفره هم چنان ادامه داشت. آخرين ديدار من و ايشان از ساعت 10 تا 11 روز دوشنبه دهم آبان ماه سال جاري در دفتر كار ايشان در مجمع تشخيص مصلحت نظام بود .


     بعداز ورودبه دفتر واحوال پرسي، نظر اين جانب را در مورد انحلال دانشگاه علوم پزشکي ایران جويا شدند .پاسخ دادم : خبرانحلال دانشگاه علوم پزشکي ايران را من هم مانند سايرين در مصاحبه خانم دكتر دستجردي- وزيرمحترم بهداشت ودرمان و آموزش پزشكي- از طريق سيماي جمهوري اسلامي در دو شب قبل شنيدم و تعجب كردم و دلايل خانم وزير براي اين جانب قانع كننده نبود .

ادامه دادم:اين هم در زمره اقداماتي است كه ضربتي اعلام شد زيرا اگر كاركارشناسي به عمل آمد و به اين نتيجه دست پيداكردند که دانشگاه مزبور بايد منحل شود،بايد از نقطه ای خاص شروع می کردند؛براي مثال :سال تحصيلي 89 -90 از طريق کنکور دانشجوي سال اول  نمي گرفتند و به تدريج دانشجوهاي سال هاي بالاتر تمام مي كردند و در آن صورت اقدام مقتضي انجام مي دادند .

بعد از پاسخ به سئوال آقاي هاشمي،اين جانب دو مطلب زيرين را خدمت ايشان عرض كردم :

        اول-هرسال يك جلد از خاطرات ايشان كه مربوط به يك سال است انتشار پيدا مي كند، براي مثال :كتاب خاطرات سال 1366 در سال 1389 منتشرشده به اين ترتيب خاطرات انتشار يافته 23 سال از سال 1389 عقب است وبراي علاقه مندان و پژوهندگان مسائل سياسي و تاريخي كه مي خواهند از حوادث سال هاي بعد سريع تر مطلع شوند زمان بر است.

براي مثال بايد  10 سال صبر كنند تا از حوادث سال 1376 اطلاع پيداكنند و يا 18 سال انتظار بكشند تا از رويدادهاي سال 1384 آگاهي كسب كنند.

 براين اساس پيشنهاد كردم اگر صلاح مي دانند به جاي اين كه هر سال يك جلد مربوط به يكي از سال هاي قبل منتشر شود سالي دو يا سه يا حتي چهار جلد انتشار يابد تا به زمان حال نزديك تر شود.

در ادامه براي آقاي هاشمي مثالي زدم وگفتم:توني بلر كتاب خاطرات دوران نخست وزيريش را يا چاپ كرده ويا در دست چاپ دارد و جرج بوش در حال انتشار خاطرات دوران رياست جمهوريش است واز اين ها گذشته اگر خاطرات در زمان حيات آقاي هاشمي در دسترس همگان قرار گيرد اگر ابهامي براي خوانندگان وجود داشته باشد خودايشان مي توانند پاسخگو باشند

     آقاي هاشمي در پاسخ گفتند :اولا"در خاطرات مطالب و موضوعاتي است كه اگر زمان بيشتر از آن بگذرد بهتر است .

ثانيا" حتي توني بلر و جرج بوش و سايرين كه بلافاصله کتاب خاطرات منتشر مي كنند همه مطالب را نمي نويسند و اطلاعات و حوادثي كه بايد زمان بگذرد تا قابل گفتن باشند را به بعد موكول مي كنند و يا هر گز اشاره نمي كنند.البته ايشان در عين حال قول دادند كمي تسريع نمايند و حداقل هر سال خاطرات مربوط به دوسال را به چاپ برسانند.

    سئوال دوم من  دوم  مربوط به پيرايه هائي است كه در ايام مولود حضرت  حجت در موضوع "مهدويت" در سال هاي اخير و خصوصا در سال جاري شاهد آن بوديم که خطراتي را براي سلامت فكري و ديني جامعه در بردارد؛ از جمله اين خطرات :1-افراد سودجو و  شياد در اين آشفته بازار يا ادعاي مهدويت مي كنند و يا خود را نايب امام زمان جا مي زنند و يك عده افراد ساده لوح  هم كه در اين ايام تحت تاثير پيرايه قرار گرفتند دور و بر آن ها جمع مي شوند و امكان دارد بعداز مدتي فرقه هاي جديد نظير بابيت و امثالهم ظهورپيداكنند 2-ازطرف ديگر توجيهات ناصحيح در باره مهدويت سبب مي شود كه افراد تحصيلكرده و فرهيخته در اصل مهدويت دچار شك وترديد شوند 3- اگر الان جلوي خرافات و پيرايه هاي ناصحيح گرفته نشود در آينده مشكلاتي را براي دين باوران واقعي ايجاد خواهد كرد و بايد تلاش كنند تا خرافات و پيرايه ها را بزدايند.

    ايشان ضمن تائيد عرايض اين جانب از رواج خرافات اظهار تاسف كردند و معتقد بودند بايد جلوي آن ها گرفته شود تا اسلام واقعي معرفي شود و اشاره كردند به رواج برخي گروه هاي به اصطلاح عرفاني كه در اين روز شاهد رشد آن ها هستيم خطري است كه اعتقادات راسخ مردم را تهديد مي كند.

------------------------

*چرا انحلال؟!(يادداشتي در انتقاد از طرح انحلال دانشگاه علوم پزشکي ايران)

ازهمان زمان که خبر ناگوار و غیرکارشناسی انحلال دانشگاه علوم پزشکی ایران را درمصاحبه خانم دکتروحید دستجردی وزیر محترم بهداشت ودرمان آموزش پزشکی درسیمای جمهوری اسلامی شنیدم تصمیم گرفتم نظرم را در مورد این انحلال شتابزده در یادداشتی بیان کنم به علت ضیق وقت درروزهای اخیر فرصت دست نداد تا این که در یادداشت دیدار با آیت الله هاشمی رفسنجانی به اختصار به این موضوع اشاره شد.

    واقع قضیه این که در سال های اخیر علاوه بر این که شاهد برخی فعالیت های مثبت در زمینه های گوناگون بودیم متاسفانه ناظر تعدادی از تصمیمات خلق الساعه و به دور از کارشناسی هم هستیم.

 اگر چه در بسیاری از مواقع ادعا می شود که ساعت ها کار کارشناسی شده در واقع باید گفت ساعت با ثانیه جابجا شده! از جمله آن ها می توان از طرح انحلال دانشگاه علوم پزشکی ایران ذکر کرد که اعتراض همگان از جمله :دانشجویان وهیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران (در حد تحصن و حضوردر مقابل مجلس شورای اسلامی) –کمیسیون محترم بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی (تا حدی که بلافاصله جلسه اضطراری تشکیل دادند )-18 تن (از30 تن)نمایندگان اصولگرا و اصلاح طلب شهر تهران (در تذکری به وزیر بهداشت از او خواستند در تصمیمش تجدید نظر کند) و...را به همراه داشت .

      خانم وزیر حرکت خودرا مربوط دانست به ابلاغیه شماره 110/677 مورخ 18 مرداد1389معاونت نیروی انسانی ریاست جمهوری ودر این زمینه متوسل شد به توجیهاتی نظیر بالا و پائین خیابان و یا تشکیل استان البرز و سیاست دولت برای مهاجرت از تهران و از این نوع مسائل .

     در حالی که برای موضوعات مورد نظر ایشان راه حل های بهتری وجود داشت بدون آن که نیاز به انحلال دانشگاه مزبور و یا به تعبیر معاونت محترم وزارت بهداشت تغیر ساختاری دانشگاه علوم پزشکی ایران در کمترین زمان ممکن باشد.

    برای حل بالا و پائین خیابان که احتمالا نظر ایشان بیشتر در مورد داروخانه ها است می توانستند نظارت بر داروخانه های تهران بزرگ را به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی محول کنند تا از چندگانگی جلوگیری کرد.در مورد مهاجرت از تهران ظاهرا با این طرح هیچ شخصی از تهران به کرج منتقل نمی شود،فقط ساکنان کرج به تهران نخواهند آمد این مسئله با انتقال بخش های درمانی استان البرز به دانشگاه علوم پزشگی کرج قابل حل بود  .

     گفته شد برای آن که در سال 1404 دانشگاه علوم پزشکی تهران به دانشگاه برتر منطقه ارتقا پیدا کند لازم بود هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران به دانشگاه علوم پزشکی تهران منتقل شوند.

 با این حساب 1- باید دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و در پی آن سایر دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور را منحل کرد تا دانشگاه علوم پزشکی تهران به هدف دست پیدا کند 2-اگرسایر دانشگاه ها منحل شدند و به هدف دست پیدا نکردند چه باید کرد 3-این کار را می توانستند در یک پروسه چند ساله انجام بدهند تا از به هم ریختن اوضاع جلوگیری کرد مثلا:برای سال تحصیلی 89-90 دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرش دانشجو نمی کرد و به تدریج سال های بالاتر فارغ التحصیل می شدند و هیئت های علمی چذب دانشگاه علوم پزشکی تهران می شدند .

       ودر کلام آخر این که  چرا و به چه دلیل کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی بی خبر از همه این مسائل بود و نمایندگان مجلس هم زمان با سایر مردم مطلع شدند.برای انحلال نظر کارشناسی مجلسی ها هم یک رکن کارشناسی است.


  • مازیار مازندرانیپاسخ به این دیدگاه 0 0
    پنجشنبه 13 آبان 1389-0:0

    چرا نظر من رو نگذاشتید؟
    تو این سایت محافظه کارانه عمل میکنید یا از بیان حقیقت توسط خواننده تان خوشتان نمی آید.
    وقتی مطلبی تو سایت گذاشتید باید جواب خواننده هایتان را هم در زیر قرار دهید.

    • پنجشنبه 13 آبان 1389-0:0

      مثلا برای جلوگیری از رواج خرافات پیشنهاد می کنیم که جاب آقای هاشمی دیگر نگویند که امام را خواب دیدم که به من چنین و چنان گفت.


      ©2013 APG.ir