تعداد بازدید: 17185

توصیه به دیگران 9

جمعه 17 تير 1390-19:58

معنی نام های مازندران و کاسپی

از:جواد مفرد کهلان،پژوهشگر اسطوره و تاريخ ايران باستان،سوئد


مطابق اوستا ریشه مازندران مزن (مز زن=زن بزرگ سالار) است ولی طبق شاهنامه فردوسی سفر کیکاوس به مازندران آن را مئذن (بهشت) هم گفته و شهر قزوین را به مناسبت واقع بودن بر سر راه مازندران دروازه بهشت می نامیده اند.

نظر به روایت استرابون از سنت زن سالاری تپوریان و مجسمه های الهه بزرگ که از مازندران به دست آمده استT اصل با مفهوم مز زن یعنی پرستنده الهه بزرگ و زن سالار بوده است.

برای نام کاسپی نیز می توان دو وجه اشتقاق قائل شد: کاس-پی یعنی گراز خوار و کا- سپی یعنی سگ پرست که از این میان کاس-پی گراز خوار با توجه به نام وهرکانه (گرگان، در اصل به معنی محل گراز=وهرز نه محل گرگ=وهرک) اصیل می نماید.

گرچه به ظاهر به نظر می رسد کاسپی به معنی سگ پرست هم گرفته می شده استT چون نویسندگان یونان باستان خبر از سگ پرستی مردمان جنوب دریای خزر داده اند،ولی در این باب نام کاتوزیان گیلان مرکب از کات-اوژی سگ پرست بیشتر محق داشتن این معنی است.                                                                                                                         
قسمتی از اسطوره وسوسه شدن کیکاوس برای رفتن به مازندران

 در واقع فرار کیکاووس (خشثریتی، سومین فرمانروای ماد) از دست آشوریان به شهر آمل مازندران و سرانجام نجاتش توسط رستم (آترادات پیشوای آماردان)  

 
چو کاووس بگرفت گاه پدر / مرا او را جهان بنده شد سر به سر
همان تخت و هم طوق و هم گوشوار / همان تاج زرین زبرجد نگار
همان تازی اسپان آگنده یال / به گیتی ندانست کس را همال
چنان بد که در گلشن زرنگار / همی خورد روزی می خوشگوار
یکی تخت زرین بلورینش پای / نشسته برو بر جهان کدخدای
ابا پهلوانان ایران به هم / همی رای زد شاه بر بیش و کم
چو رامشگری دیو زی پرده‌دار / بیامد که خواهد بر شاه بار
چنین گفت کز شهر مازندران / یکی خوشنوازم ز رامشگران
اگر در خورم بندگی شاه را/  گشاید بر تخت او راه را
برفت از بر پرده سالار بار  خرامان بیامد بر شهریار
بگفتا که رامشگری بر درست/  ابا بربط و نغز رامشگرست
بفرمود تا پیش او خواندند / بر رود سازانش بنشاندند
به بربط چو بایست بر ساخت رود/  برآورد مازندرانی سرود
که مازندران شهر ما یاد باد / همیشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش همیشه گلست / به کوه اندرون لاله و سنبلست
هوا خوشگوار و زمین پرنگار / نه گرم و نه سرد و همیشه بهار
نوازنده بلبل به باغ اندرون/  گرازنده آهو به راغ اندرون
همیشه بیاساید از خفت و خوی / همه ساله هرجای رنگست و بوی
گلابست گویی به جویش روان/  همی شاد گردد ز بویش روان
دی و بهمن و آذر و فرودین / همیشه پر از لاله بینی زمین
همه ساله خندان لب جویبار / به هر جای باز شکاری به کار
سراسر همه کشور آراسته/  ز دیبا و دینار وز خواسته
بتان پرستنده با تاج زر  /همه نامداران به زرین کمر
چو کاووس بشنید از او این سخن/  یکی تازه اندیشه افگند بن
دل رزمجویش ببست اندران / که لشکر کشد سوی مازندران


  • دوشنبه 11 فروردين 1399-1:13

    هر چند بایسته هست که مازندنومه بیشتر شرط نقاط رجوع و استدلال رو برای نویسندگان در نظر بگیره و به اونها یاد آور بشه.. اما با اینحال همین مقاله هم خالی از فایده نبوده..
    جدا از توهین و سبک گویی هایی که البته همه جا هست.. حتی در کشورها و ملیتهای دیگر٬ اما بی ارزشند و باید از آنها رد شد..
    باید صادقانه بگم درون کامنتها و نظرات اطلاعات مفیدی هم بود که حتی از خود مقاله پر بار تر بود و البته قابل اتکاتر ..

    و چند نکته ظریف اما مهم :
    زن سالار ..واژه ای است منفی ! .. درست مانند مردسالار .. و صحیح آن٬ مادرسالار است که بی شک در میان تمامی ما اقوام فلات ایران عنصر فرهنگی ثابت بوده و هست.

    سگ پرست واژه ای است غلط که متاسفانه از سالیان دور با بی مسولیتی و عدم دقت گذشتگان رایج شده و درست آن واژه سگ دوست است. و نه فقط در سواحل دریای خزر که در جای جای فلات ایران و نزد اقوام مختلف از چین تا مدیترانه رواج داشته ..
    از اعراب با سگهایشان از نژاد تازی و کرد ها با سگهایی از نژاد اصیل ٬ معروف و زیبای پژدر .. تا سیستان و افغان و حتی ساسانیان که همه در بیرق و پرچم هاشان از تصاویر سگ ها و یا شیرهایشان بعنوان نماد تصویری و یا مجسمه و تندیس استفاده میکرده اند.

    و سخن آخر :
    آنکه خود را از یک قوم میداند٬ کم میداند..
    اگر بیشتر بداند ٬ خود را از اقوام بیشمار خواهد دید.

    • يکشنبه 31 شهريور 1398-17:20

      ...
      زنده باد ایران و اقوام اصلی ایران.

      • ماهاز در آن پاسخ به این دیدگاه 1 6
        چهارشنبه 5 دی 1397-1:16

        میدونید آقای دانشمند ،مغز کوچیک ،یکی از ریشه های معنایی مازندران ،یعنی مهاز در آن ،یعنی جایی که زنبور عسل در آن است ،بی مغز برو خربزه بخور چشات باز بشه چون مغزت که شک دارم داشته باشی باز بشه در ضمن دوست کوردمون درست فرمودند ،در مورد بزرگ یا بلند بودن ،مازندران یعنی جایی که کوه بلند در ان قرار دارد ،البرز یا ال برز یعنی کوه بلند ،مغز فندوقی ،رویاهاتو نگه دار واسه صفویه تون که رید تو کشورمون

        • چهارشنبه 1 شهريور 1396-1:22

          درود
          واقا که مازندران شهرما یادباد

          • یاشاسین تورکلرپاسخ به این دیدگاه 0 12
            پنجشنبه 24 فروردين 1396-0:9

            من ترکم تاحالافک میکردم همه قوما مثل ما ترکا اتحاد دارن اما بااین کامنت ها متوجه شدم که هیچ اتحادی درکار نیس یه بار یه توهین خیلی کوچیک به ماترکا شده بود یه هفته تبریز زنجان اورومیه اردبیل اعتصاب بود اخ این چ وضعه یه دونه ریشه اسم شهرتونونمیدونید براتون متاسفن واقعا

            • چهارشنبه 22 آبان 1398-14:42

              ما قوم گرا نیستیم وطن پرستیم
              خبر هادین کل دنیا ایرونیمه ایرون ته پرچم بالا

            • پنجشنبه 21 بهمن 1395-17:6

              هنوز شما اقلیم پارت و ماد و پارس رو تشخیص ندید.مازندرانی ها جز قوم‌بزرگ پارس بودن که از مازندران تا جنوب شرق ادامه داشته و ربطی به کردها ندارن و کلمه مازندران یه کلمه مازنی است و ربطی به کردها ندارد.من خودم شیرازی و قوم پارت هستم و تعصبی رو مازندران ندارم ولی اطلاعاتتونو قوی کنید.

              • دوشنبه 9 دی 1398-13:24

                جدیدا قوم پارس میخوان همه رو زیر مجموعه خودش کنه ایران قوم زیاد داره شماها فقط یکیشین نمیتونین هویت مازندرانی رو از بین ببرین.نظر رو ثبت کنین.

                • يکشنبه 20 فروردين 1396-13:44

                  مگه شیرازیی ها از قوم پارس نیستن؟جدا از این مازنی ها اگه فارس بودن به فارسی صحبت می کردن،شما هم وقتی اطلاعات نداری لطفا خودنمایی نکن

                • چهارشنبه 25 فروردين 1395-20:44

                  خدمت شما به سروران عزیز عرض کنم کلمه کاسپی به معنی گاو سپید می باشد . ایرانیان باستان وقتی به این منطه میرسند گاو یا گاومیشهای فراوانی میبینند که در این سرزمین زندگی می کنند وچون گاو در نزد ایرانیان باستان مقذس بوده این سرزمین بنام گاو سپید که بعدها به کاسپی تغییر می کند.

                  • دوستدار تالش و گیلکپاسخ به این دیدگاه 10 3
                    چهارشنبه 13 آبان 1394-10:15

                    مجتبی عزیز مطئنم که یک درصد مازندرانی نیستی. مرد حسابی این مطلب چه ربطی به کوروش بزرگ و احیاناً حسادت شما به ایشان بود. واقعاً برای افرادی مانند شما که دفاع از هویت قومی را با توهین به مفاخر علمی عوضی گرفتید و مانند پان ترکها نظر می دهید متاسفم. به کوروش بزرگ . به مازیار دلاور. به دلاورمردان آماردی . به جریر طبری به آل باورند. به زیاریان. به هیچ کسی افتخار نکن اما با توهین به بزرگان بزرگ نمیشی.

                    • چهارشنبه 1 بهمن 1393-11:22

                      ...خواهشا علایق شخصی رو جمع نبندید

                      • چهارشنبه 18 ارديبهشت 1392-0:0

                        جعفر-م هم داره یجورایی از کهلان طرفداری میکنه. جالبه که حرفشم رک نمیزنه. مودبانه میگه در حدی نیستیم که اظهار نظر کنیم. پز دکترای نگرفتشو میده. من نه فارسم نه ترکم نه عرب و ... به همه اقوام احترام میذارم تا وقتی که توهینی نشونم. من شمالیم. بچه مازندرانم. هرجوکی میخوان بگن بذار بگن. شعورشونو میرسونه. مازندران جای ناشناخته ای تو تاریخه. واسه همین همه راجع بهش نظر میدن. مظلوم گیرآوردن. متاسفانه تاریخ شناسای مازندران هم کار خاصی نکردن. در ضمن اینم بگم که اگه یه روز یه کتابی راجع به تاریخ ما نوشته شد و هندونه گذاشتن زیر بغلمون، مواظب باشید که خودتونو نبازین. مثل فارسا که با کوروش به بیراهه رفتن. درضمن من به کوروش هم افتخار نمیکنم. لزومی نداره. کاری که من باید بکنم اینکه اول مواظب امثال ادمایی مثل کهلان باشم. دوم کار کنم. سوم کار کنم. گذاشته درخشان همیشه باعث افتخاره. ولی نداشتنش مانع پیشرفت من نمیشه. بنظر من مازندران یا بهتر بگم تپورستان قدمت زیادی داره. ولی تمدن زیادی نداره. من اگه اجدادم تا 50 سال پیش هم روستا نشین بودند باز هم بهشون افتخار میکردم. اسطوره من عباس گاش هست. نیاز ندارم یکی مثل کوروش که تمام دوره سلطنتش تو جنگ بود بشه اسطوره من. یه آدم معمولی که سالها جلوی غارتگر ها رو به روستاش گرفت.

                        • دوشنبه 23 بهمن 1391-0:0

                          به نام رَب:من وقتي به اين متن برخورد كردم به دنياي بيكران ايران باستان و جهان و جهان آفرينش رفتم و به استعداد وهوش ايراني كه در هر كجاي گيتي هستند ميبالم .اينها سربازان گمنام ايراني هستندو سربازان اين جغرافيا و تاريخ. اين سر زمين مورد تاخت و تاز وحوش قرار گرفتند و همه چيز در سه دوره تغيير كرد، ما بايد از لابلاي

                          آثار باقي مانده به باز سازي بپردازيم قبل از اينكه كامنتها را بخوانم 10 دقيقه مبهوت بودم اما وقتي كامنتها را خواندم بسيار ناراحت و غمگين...چرا ما با اطلاعاتي ناچيز در حد و اندازه خودمان اظهار نظر نمي كنيم!!اطمينان داشته باشيد با غرض ورزي هيچ كس به جايي نمي رسد و هرگز بار كج به منزل نمي رسد.سوال؟ آيا واقعا در اندازه اين هستيد در باره اين موضوع انتقاد كنيد؟ اجازه بدهيد افرادي هم سطح خودش نظري قطعي مثل شما بدهد.تقاضا ميكنم دست از اين روش كه به آن شانتاژ مي گويند برداريد و برويد چند تا دكترا بگيريد انشاء الله نظر قطعي را بدهيد و واقعيت را كشف كنيد مثل دانشمندان خارجي .من 25 سال پيش عاشق فرهنگ طبرستان و مازندران شدم.من دوبار مبهوت شدم ،يك بار با متن آقاي كهان كه سيري به جهان گذشته كه به آن چه گذشته است و ديگري ومبهوت از كامنتها!!!!!!

                          • يکشنبه 17 ارديبهشت 1391-0:0

                            مزن = کلمه ای است به معنی بزرگ
                            در زبان کوردی "بزرگ " = "مه زن"
                            توجه داشته باشید که "مه زن" م را با فتحه فراسی بخوانید مزن همان "مه زن" است. این واژه ارتباطی با زن ندارد.
                            کلمه زن در ایران باستان اینگونه تلفظ نمی شود. از طرفی مجسمه های زن بدست امده از مناطق زردشتی نشین بیشتر مجسمه اناهیتا هستند. با وجودی که بنده کورد هستم و تعصبی بر روی مازندران ندارم اما رای و نظر و سندی از تاریخ ندید ام که مازندران را ملک و سکونتگاه کس دیگری جز فرزندانش دانسته باشد.

                            • مازندرانیپاسخ به این دیدگاه 14 5
                              چهارشنبه 26 بهمن 1390-0:0

                              این نوشته هم، مانند دیگر نوشته های این شخص، بدون منبع ، بی اساس، جعلی و ساختگی و به دنبال اهداف خاص و شوم ضد ایرانی است. در واقع تلاش وی ایجاد جای پا برای تاریخ پانترکان در مازندران و سرقت نمادها و نامهای اصیل مازندرانی است. تاریخ باستان بدلیل عدم سکونت ترکان در قلمرو ایران باستان، چیزی درباره آنها در ایران ندارد، برای همین آنها همواه بدنبال تاریخ سازی بودند. مینورسکی شرق شناس بزرگ روس می گوید: هر جا ابهامی در تاریخ وجود داشته باشد، دست ترکان برای تصاحب آن دراز است. حالا مازندران با تاریخ و اسطوره های بسیار کهن و شگفت انگیز و فراوان، را هدف قرار داده اند. اگر دور اندیش نباشیم و فریب ظاهر آرایی نوشته های امثال این اشخاص را بخوریم، در آینده چیزی جز حسرت نصیبمان نخواهد شد. جاویدان و سربلند باد ایران و مازندران ایران

                              • سه شنبه 26 مهر 1390-0:0

                                با سلام
                                یک سوال داشتم و اون اینکه ایا طبریان و گیلکان در دو استان طبرستان و دیلمان جزئ اریایی ها هستند یا نه؟

                                • دوشنبه 24 مرداد 1390-0:0

                                  کاس به معنای سبز هست و به همین خاطر در گیلان به افراد زاغ می گویند کاس آقا
                                  کاس کوجا و سگ کوجا
                                  در یای مازندران هم نسبت به دریاهای دیگر سبز تر هست و این روایت درست است که دریای مدیترانه سفیدبحرالابیض- دریای سیاه- دریای سبز- دریای زرد و دریای سرخ را در جهان داریم

                                  • شنبه 15 مرداد 1390-0:0

                                    اقای مفرد کهلان شما این مزخرفاتو از کجا دراوردین؟؟؟!!! شما در مورد مازندران نظری ندی بهتره.

                                    • آقای کهلان !پاسخ به این دیدگاه 3 3
                                      چهارشنبه 5 مرداد 1390-0:0

                                      امیدوارم به این سوالات هم پاسخ دهید :
                                      1- از چندین معنا برای کاس که در دهخدا آمده چرا شما معنای مشکوک خوک را بر گزیده اید ؟ دهخدا توضیح می دهد که در فارسی کاسموی( موی زبر ) آمده و در ادامه می گوید که بنظر می رسد کلمه کاس هرگز بالانفراد در فارسی استعمال نشده باشد . و باز هم ادامه می دهد که لغت نویسان ناگزیر از «کاسموی » کلمه یی بمعنی خوک استخراج کرده اند و بی درنگ کاس را به معنی خوک در فرهنگ های خود آورده اند و حتی مشکوک است که فردوسی کاس را بمعنای خوک گفته باشد . 2- چرا شما به اولین سوالات کار بران از شما ، مثلاً در مورد واژه جعلی ساخت خودتان «مز زن » و یا از تفسیر و تعبیر خودتان از نامواژه «بابل » پاسخی نمی نویسید . که واقعاً شاهکار است!! .

                                      • جواد مفرد کهلانپاسخ به این دیدگاه 4 3
                                        سه شنبه 4 مرداد 1390-0:0

                                        کاسپیان بومیان دیرین مازندران بوده و غیر از تپوریان (آماردان) بوده اند که سنت مادرسالاری در میان ایشان رواج داشت. به نظر می رسد تپوریان (آماردان) با تئورهای پرستنده الهه آبها (ایفی ژن) در شمال دریای سیاه از یک تبار بوده اند.

                                        • جواد مفرد کهلانپاسخ به این دیدگاه 6 3
                                          سه شنبه 4 مرداد 1390-0:0

                                          کاس در فرهگنامه دهخدا به معنی خوک آمده است و سپه و کوتی (کاتو) هم به معنی سگ آمده اند.

                                          • شنبه 1 مرداد 1390-0:0

                                            آقای جواد مفرد کهلان لطفا با مطالعه بهتر و بیشتر در مورد اقوام اظهار نظر درست و علمی و بدون تحقیر ارایه دهید در کجای فرهنگ زبانی اقوام مختلف پارسی زبان کاس بمعنی خوک و سگ آمده که شما کاسپینهارو سگ پرست و خوک پرست خواندید کاسی پی و کاسی پس به معنی ساحل نشین و کوه نشین است و مازندران هم به معنی سرزمین کوههای بلند و این در گویشهای قدیمی مازندران و گیلان قابل بررسی است لطفا مطالعه و اصلاح نمایید و از مردم شمال عذر خواهی کنید

                                            • چهارشنبه 29 تير 1390-0:0

                                              آقای عادل ( رضا ! ) اشکبوس نقل قول آقای جواد مفرد کهلان را ختم همه اقوال دانسته اند . چرا ؟ این عجیب نیست ؟
                                              کافی است شماره ها را دقت کنید . شماره 7 .
                                              اشکبوس در ختم همه اقوال نوشته اند که آقای! جواد مفرد کهلان نام مازندران و مازنی اوستا را از ریشه «مز : بزرگ + زن » می داند و بقیه حرف ها . براستی چقدر هم ستودنی !! سرزمین زن یا الهه بزرگ !! سرزمین مردم زن سالار !! پرستش الهه آب !! جایگاه والای زن در جامعه آن روزگار !! ... . این من درآوردی ها را از کجا آورده ای مرد؟ خدا عاقبت تو وما مازندرانی ها را به خیر کناد ! کاش ....

                                              • عادل اشکبوسپاسخ به این دیدگاه 8 0
                                                سه شنبه 28 تير 1390-0:0

                                                ريشه نام مازَندَران
                                                مازندران یعنی سرزمینی که در آن راه های پرپیچ و خم بسیار است . ( ماز : پیچ و خم + اندر : درون + آن )
                                                نام کهن این دیار تَپورستان ، تبرستان ( با تلفّظ عربي طبرستان ) است .
                                                « ماز » در فرهنگ هاي لغت فارسي به معني « چين و شکنج ، تا و لا » آمده است .
                                                ماز : مطلق چین و شکنج را گویند . (برهان )
                                                بر آمد ز کوه ابر مازندران چو مار شکنجی و ماز اندر آن . منوچهری .
                                                یکی خشت شاهی پر ماز و پیچ به کف داشت وز رنج ناسود هیچ اسدی
                                                این ها ثابت می کند « ماز » به معنی پیچ و خم است . به راستی که مازندران نیز چنین است . شايد واژه نماز نيز پيوند « نه + ماز » باشد يعني « راه راست » يا « راهي که کج و پيچ در پيچ نيست . »
                                                به معنی " ماز" در لغتنامه انگلیسی به فارسی توجه کنید :
                                                Maze جاى پرپیچ وخم ، پیچ وخم ، پلکان مارپیچ .در علوم مهندسى : جاى پر پیچ و خم . در روانشناسى : ماز
                                                دليل همانندی واژه ماز در فارسی و انگلیسی هم ریشه بودن این دو زبان است . زیرا هردو از زبانهای هند و اروپایی هستند . همانندی های دیگری نیز میان فارسی و انگلیس هست . مانند : برادر ، پدر ، مادر ، هشت ، کِرم ، گَرم ، اردک ، موش ، چانه و ...
                                                اما سخنان دیگر در باره این نام :
                                                1- نام کهن مازندران تَـپورستان يا تَبَرستان (طبرستان معرَّب آن است ) بوده که برگرفته از نام قوم تپوري می باشد . تپوري ها , آمارد ها , گِـلان و کادوسيان اقوام خويشاوندی بودند که در کرانه جنوبی دريای مازندران می زيستند . به گفته ابن اسفنديار نام مازندران بعدها جانشين تپورستان شد .
                                                2- برخي را سخن و باور آن است که ريشه نام مازندران از واژه « ماز » به معنى « دژ » مى باشد . به فرمان مازيار بن قارن سردار نامي تبرستان ، براى جلوگيرى از نفوذ اعراب در نقاط حساس اين منطقه به ساخت دژ پرداختند و مازندران را به صورت (ماز + اندرآن ) به معنى « دژ درآن » ناميدند . يکی از اين دژها که هنوز پابرجاست قلعه مازيار می باشد که در شمال تهران بعد از قلعه توچال و مهرچال است .
                                                3- به روايتی کلمه مازندران آميخته‌ای از « ماز به معنی بزرگ و اينديرا به معني ديو و ان پسوند مکان » می باشد که معنی جايگاه ديو بزرگ يا ديو سپيد که همان دماوند باشد را داراست . ملک الشعراء بهار مي سرايد : ای ديو سپيد پای در بند ای گنبد گيتی ای دماوند
                                                4- برخي بر اين باورند که موز نام کوهی در منطقه بوده و مازندران يعنی جايی که کوه موز درآن بوده و موزَندران به تدريج به مازندران تبديل شده است .
                                                5- برخی می پندارند که ماز به معنی زنبور است و مازندران سرزمین زنبورها ، اما منطقی نیست که چنین نامی را برای این خطّه زیبا و پر از نقش و نگارهای طبیعی توجیه کرد و از آن همه زیبایی تنها زنبور را دید .
                                                6- گروهي نيز بر آنند که مازندران نام خود را از خدای آرياييان مهاجر « ایندَر » به آن گرفته باشد . در این صورت مازندران از دو بخش « ماز» و« ایندر » تشکیل می شود . « ماز » به معني بزرگ است . در کُردي واژه « مَزِن » هنوز به معني « بزرگ » در برخي گويشهايش رايج است ، و ایندر نیز نام خدای آرياييان مهاجر بود . پس ماز ايندَر يعني « خدای بزرگ » و « ماز ايندَران » يعني « سرزمينِ خداي بزرگ »
                                                7- آقای جواد مفرد کهلان نام مازندران و مازنی اوستا را از ريشه « مَـز : بزرگ + زن » می داند يعنی « سرزمين زن يا الهه بزرگ » يا « سرزمين مردم زن سالار » که اشاره به پرستش الهه آب و جايگاه والاي زن در جامعه آن روزگار دارد .
                                                امّا درياي مازندران
                                                شايد همه کشورهاي جهان جز خودمان درياي مازندران را به نام ايرانی کاسپين که بر گرفته از نام قوم ايرانی کاسپيان که در شمال ايران می زيستند می نامند . نامهاي ديگر اين دريا عبارت است از : درياي کاسپيان , دريای هيرکانيه ، درياي گرگان يا با تلفّظ عربي جُرجان , دريای گيلان (يا بحر الجيل ) , دريای ديلم , دريای طبرستان , دريای مازندران . امروزه در کشورهاي عربي بحر قزوين مي گويند . که قزوين معرَّب کاسوين يا کاسپيَن است . ياقوت حموی می گويد که ارسطو اين دريا را هيرکانيه ناميده است . بطلميوس آن را دريای هيرکانيه می خواند . ابن خلدون آن را بحر طبرستان می نامد .



                                                • دوشنبه 27 تير 1390-0:0

                                                  vali man shak daram be makane daghighe mazandaran ya amol ke to shahname hast.akhe om zaman dashte mazandaran jaii baraye zist nabud ke bozorgane shahname beran onja.ya in mazandaran jaye digei bud ya abo havash fargh mikard.

                                                  • با مازند نومهپاسخ به این دیدگاه 4 2
                                                    شنبه 25 تير 1390-0:0

                                                    به کامنت آقای کهلان لطفاً خوب دقت کنید . آیا پاسخ ایشان به سوالات کاربران یک پاسخ عادی است ؟ نظرات ایشان را کجا می توان در یک طیف منطقی به قول خودشان سیال نگهداشت ؟ ایشان قادر نبوده اند حتی به یک مورد از سوالات پاسخ دهند . واژه مززن را از کجا آورده اند ؟واژه بابل را بکدام دلیل بار-بل و یا بار-بیل معنی میکنند ؟ آیا این واژه هم اوستایی است ؟ به قول یکی از کاربران ، آقای مازندرانی ، مازندنومه چه تعهدی به درج مطالبی از این دست دارد ؟ چه می توان گفت ؟ امیدوارم شواهد کافی برای همه به دست آمده باشد تا دیگر بیش از این مردم تشنه حقایق را با این گونه مطالب ......

                                                    • جواد مفرد كهلانپاسخ به این دیدگاه 0 4
                                                      شنبه 25 تير 1390-0:0

                                                      ممنون از نظريات متفاوت. له و عليه. بيش از سي سال است كه صرفا با لغات اوستايي مشغول بوده ام. با اين همه نظريات را در طيف منطقي بايد سيال نگهداشت. براي اثبات نظريات به جمع آراي صاحب نياز است.

                                                      • چهارشنبه 22 تير 1390-0:0

                                                        متشكر از آگاهي دادن؛
                                                        اينجور كارها باعث مي شه ريشه خيلي چيزها براي مردم روشن بشه.

                                                        • بامیترا 2 .. کهلان و ریشه نام بابلپاسخ به این دیدگاه 2 1
                                                          سه شنبه 21 تير 1390-0:0

                                                          در مقابل ادب و اخلاق سر خم می کنیم ولی قضیه بیخ دار را کاری نمی شود کرد . راه حل آن ساده نیست . این جملات از آقای کهلان و در همین مازند نومه نقل شد ،دقت کنید: لابد شکل اصلی نام بابل، بار-بُل یا بار-بیل یعنی شهر محل کالاها بوده است. نام مامطیر آن از کلمه ابابیل حادث شده است. وهریز و لشکریانش از این منطقه بوده اند. سنگیرزه از ترجمه عربی نام وهریز و ابابیل از نام بابلی ها گرفته شده است که فیل سواران حبشی ابرهه را در یمن با کمک یمنی ها شکست دادند.
                                                          http://www.mazandnume.com/?PNID=V11192

                                                          • سه شنبه 21 تير 1390-0:0

                                                            بله میگوید قلم زدن با مسئولیت همراه است اما راه را به اشتباه نرویم.مسئولیت یعنی اینکه نویسنده بپذیرد چه نهوشته و از نوشته اش دفاع کند نه اینکه ما نوک تیز قلم را سمت نویسنده ببریم و بگوییم اینها که مینویسی خزعبلات است و تو فلان هستی و بهمان هستی!!اینها یعنی توهین و بی شعور فرض کردن نویسنده و مخاطب.اگر پاسخ دهنده به من حرف حسابی دارد در قالب یک مطلب بنگارد تا مازندنومه انتشار دهد نه اینکه بولدوزر بگیرد و به نویسنده بتازد.به مطلب بتازید نه نویسنده.

                                                            • سه شنبه 21 تير 1390-0:0

                                                              با قدردانی از منش جنابعالی فراموش نکنید که قلم زدن و نوشتن همراه با مسئولیت است به ویژه اگر در مورد اقوام و طوایف و تاریخ و سرگذشت مردم باشد . معنای تئوری هم این نیست که شخص، فقط خیالبافی هایش را به روی کاغذ بیاورد بلکه باید استدلال علمی و سند و مدرک اساس کار او باشد . در مورد نویسنده مطلب فوق به عنوان مثال دقت کنید که او در ریشه یابی واژه ها به هیج روش و منطقی پایبند نیست . گمانه زنی ایشان در مورد معنی واژه ها هیچ حساب و کتاب ندارد . هرچه دلش خواست همان است چه راست چه دروغ .به هیچ کتاب لغت و یا فرهنگنامه ای ارجاع نمی دهد . کار های ایشان حتا پایین تر از یک کار شبه علمی است . توجه داشته باشید این مقاله چندمین شاهکار ایشان در مازند نومه است . من به آقای مازندرانی و نعمتی که ابراز نظر کرده اند حق می دهم ولی باید بگویم که مشکل نویسنده به پان ترکیسم ارتباط پیدا نمی کند . بیشتر نمی توان گفت که حرمت قلم اجازه این کار را نمی دهد .

                                                              • سه شنبه 21 تير 1390-0:0

                                                                به نظر من نویسنده تئوری میدهد و ممکن است تئوری نادرست باشد یا درست.کسی که 2000 سال پیش نبوده ببیند که این حرف درست است یا نه؟بنابراین تاختن به نویسنده و پان ترکیسم گفتن و اینها صحیح نیست.میشود درمقابل نظریه این نویسنده ما مازندرانیها هم تئوری بدهیم.به مازندنومه هم نباید ایراد گرفت چون همین تنها سایت است که مقاله های فرهنگی و مازندران شناسی دست اول را انتشار میدهد.بقیه که خوابند.دست تان درد نکند

                                                                • سه شنبه 21 تير 1390-0:0

                                                                  مازندنومه چه اصرار یا یا تعهدی نسبت به درج نظرات ایشان دارند؟ آیا نیاید اثرات ناچیزی از ادعاهای ایشان (زن سالاری ـ سگ پرستی ـ خوک پرستی و ..) در حال حاضر مشاهده گردد؟ کارشناسان و صاحب نظران مازندرانی چرا سکوت کرده اند؟!

                                                                  • مازندرانی 2پاسخ به این دیدگاه 3 3
                                                                    سه شنبه 21 تير 1390-0:0

                                                                    من فکر میکنم ایشان عقاید پان ترکیسم و خود برتر بینی دارد، این رو قبلان هم گفتم. لطفا منتشرکنید

                                                                    • مازیار مازندرانیپاسخ به این دیدگاه 6 2
                                                                      شنبه 18 تير 1390-0:0

                                                                      نام دریای مازندران و یا کاسپین که در داخل کشور به دریای خزر تغییر نام داد، توسط تحقیقات کدام یک از "پژوهشگران اسطوره و تاريخ ايران باستان" بوده است؟! این مقاله کجا و مقاله قبلی در این مورد کجا؟ میشه خواهش کنیم شما در مورد مازندران عزیزمان اظهار نظر نکنی.

                                                                      • مازندرانیپاسخ به این دیدگاه 1 1
                                                                        شنبه 18 تير 1390-0:0

                                                                        ما کی بیدیم؟؟!

                                                                        • جمعه 17 تير 1390-0:0

                                                                          1- در کجای اوستا ، به تعبیر چه کسی و به چه دلیل ریشه مازندران مز زن است و معنای آن نیز زن بزرگ سالار ؟
                                                                          2- کجای شاهنامه مازندران مئزن ( بهشت ) نامیده می شود ؟
                                                                          3- درکجای شاهنامه ازقزوین به عنوان دروازه بهشت یاد شده است ؟

                                                                          گراز خوار ی و سگ پرستی و بقیه حرف ها پیش کش !! اگر امکانش هست الهه بزرگ که نامش را برده اید و هم چنین زمان تاریخی متعلق به او را به مردم مازندران بیش تر معرفی کنید !!


                                                                          ©2013 APG.ir