تعداد بازدید: 4136

توصیه به دیگران 84

جمعه 30 تير 1391-2:14

جور کجور

به بهانه سفر اخیر وزیر کار و استاندار مازندران به کجور؛انتظار می رود دستاورد سفر وزیری که علاوه بر کجوری بودن یکی از نزدیکان فکری رییس دولت است ، به همراه استاندار و مدیران ارشد استان،بیش از طرح موانع و کلی گویی هایی باشد/متاسفانه منطقه ی محروم نگه داشته شده ی کجور از نعمت گاز بی بهره است.


مازندنومه؛یادداشت مهمان،ولی الله پاشا،شاعر و روزنامه نگار:«در بخشی از دامنه‌های شمالی کوه البرز آنجا که نگاه استوار اما نگران کوه به چشم های آبی و زلال دریا می‌نگرد و سرزمین‌هایی از برکت باران‌های بی‌دریغ طراوت می‌پذیرد و دشت به دست هنرآفرین طبیعت پرنیانی می‌شود، سرزمینی به یادگار مانده که آن را کجور می‌نامند.

 این خطه ی کهن، زیستگاه اشکانیان بوده و زمانی ترک‌تازی مغولان را از سر گذرانده و سرانجام در سال 746 هجری قمری مرکز آن با همت اسکندر بن زیاد از ملوک آل پادوسبان سامان یافته است.»

کجور مازندران از پس آن همه طوفان‌های سخت،امروز سرافراز و استوار، سرسبز و با طراوت همچنان در آغوش رشته کوه های البرز غنوده و سر به دامان نه چندان مهرآمیزآن نهاده است!

 نه چندان مهربان از آن جهت که بخشی از جوری که بر کجور می رود به دلیل قرار گرفتن در دامنه ی البرز است و این بهانه ای ست تا به بهانه منطقه ی حفاظت شده البرز،تیر نامهربانی از چله ی محیط زیست و دیگر سازمان های مانع توسعه کجور بر جان و تن خسته ی آن بنشیند.

 از کجور همانطور که در سطور بالا آمده است تنها چه بود مانده است اما دریغ از شد و چه باید بشود! دریغ از آن جهت که استاندار مازندران به عنوان نماینده عالی دولت در استان نیز در سفر اخیر خود به کجور همانند مردم کوچه و بازار به بازگویی موانع اکتفا می کند و می گوید:احداث جاده نوشهر به کجور با ملاحظات زیست محیطی برخورد کرده است!

 پرسش این است که این ملاحظات باید در ابتدا و به هنگام مطالعه ی طرح مد نظر قرار گیرد یا در مراحل تقریبا پایانی! تا کی باید اول شلیک کنیم و بعد هدف بگیریم؟

از سوی دیگر چه کسی یا کسانی باید ملاحظه ی مردم و زیر ساخت های توسعه که یکی از مهمترین آن -راه -می باشد را داشته باشند!؟

 کجور یکی از مناطق سردسیر مازندران است.شاهداین گفته ی من اخبار شبکه شرق مازندران است که به هنگام اعلام وضعیت آب و هوا و نیز وقوع سیل و حوادث از کجور –گاهی با کسره و گاهی با فتحه( ک) بسته به لهجه گوینده- از آن نام می برد.

متاسفانه منطقه ی محروم نگه داشته شده ی کجور از نعمت گاز بی بهره است و با توجه به افزایش نرخ حامل های سوختی از یک سو و موانع موجود در برداشت چوب از جنگل از سوی دیگر،موجب شد تا مردم این منطقه با سوز و سرما دست و پنجه نرم کنند و بسوزند و بسازند.

در چنین شرایطی آیا از فروش زمین های آبا و اجدادی ، بی رغبتی جوانان تحصیل کرده منطقه به موطن خود و در نهایت مهاجرت ناخواسته گریزی هست؟

 ایجاد شهر در پول یا هر یک از روستاهای کجور بدون زمینه سازی و در نظر گرفتن ابزارها و امکانات ،آیا به کاریکاتور سازی ،شهریزه کردن و دلخوش سازی مردم ساده اما صادق این منطقه شبیه نیست؟

 وزیر محترم و کجوری الاصل کار و تعاون و چندتای دیگر نیز خواستار ایجاد زمینه مشارکت مردم در حوزه های گوناگون شدند! یکی از این زمینه ها به واسطه تاسیس ادارات زیر مجموعه ی آقای وزیر و به تبع آن ایجاد فرصت های شغلی و مشارکت در قالب تاسیس تعاونی ها در حوزه ی کشاورزی و صنایع و تولیدات بومی است.

انتظار می رود دستاورد سفر وزیری که علاوه بر کجوری بودن یکی از نزدیکان فکری رییس دولت است ، به همراه استاندار و مدیران ارشد استان،بیش از طرح موانع و کلی گویی هایی باشد که بارها بیان شد و پژواک آن درگوش خسته کجور طنین انداز است.

توجه به اکوتوریسم،ایجادمجتمع های تفریحی توریستی با سازوکارهای بومی،پیست اسب دوانی،ایجاد موسسه های آموزشی علمی و کاربردی،صنایع تبدیلی_به عنوان مثال کارخانه کمپوت سازی در دشت نظیر- تقویت و حمایت از تولیدکنندگان صنایع دستی،توسعه ی راه های دسترسی به کجور،ایجاد راه فرهنگی از کندلوس به یوش، تاسیس قدمگاه کمال الملک در زانوس و دیگر موارد بر اساس کار کارشناسانه می تواند به رونق اقتصادی و توسعه ی پایدار این دیار بینجامد و کجور را از محرومیت ناشی از کم توجهی نجات دهد.

با تمام زشت و زیبای گفته شده در باب کجور در پایان به اصالت خود باز می گردم و می گویم:

اگه مازندرون دریای نوره/و سبز چش سو امه کجوره


  • سه شنبه 7 شهريور 1391-0:0

    تو در نماز عشق چه خواندی / که شحنه های پیر/ از مرده ات نیز پرهیز میکنند!(شفیعی کدکنی)

    • شنبه 28 مرداد 1391-0:0

      درود بر دست اندرکاران مازندنومه و دیگر همکاران فهیم و همولایتی های فرهیخته ام و احسن بر دوست وهمکار قدیمی ام جناب پیمان شعبانی تبار بخاطر توصیف بسیار عالی اشان در قالب شعر تلخ طنز کوتوله ...!

      • shabanitabar57.Blogfa.comپاسخ به این دیدگاه 0 0
        پنجشنبه 26 مرداد 1391-0:0

        درود
        این مطلب رو جدا از انگیزه تهیه کننده اش بسیار جالب و قابل تعمق دیدم و امیدوارم کجور روزی به اونچه که استحقاقش رو داره حداقل نزدیک شه! همینطور مثل سالهای متمادی گذشته ی تقریبا حرفه ایم آرزو میکنم مسوولین محترم و محترمه(!)، به خودشون بیان و بروی مبارکشون بیارن که پشت میز نشستن از همه بر میآد اما انگشت شمارن کسایی که بی منت در خدمت خلق هستند و هرگز از خاطرها محو نمیشن! انشااله جزو دسته دوم باشن!!!
        برای تهیه کننده عزیز این مطلب که همیشه دوستش داشتم و دارم و خواهم داشت؛ مثل همیشه آرزوی بزرگتر شدنشو دارم چون یقینا استحقاقش رو داره اما این کار سپید کوتاه رو تقدیم به ... میکنم تا شاید این فضا؛ بهترین فرصت براش باشه تا دیده شه!!!
        .
        .
        .
        « کوتوله »

        تکیه می‌زند بر صندلی
        دست می‌برد بر همه چیز
        - کوتوله-
        به اندازه‌ی چهار پایه....
        قد می‌کشد بر
        - صندلی -
        و تصور می‌کند بزرگ شده است
        قد کشیده است
        می‌تواند بر میز بکوبد
        - می‌کوبد-
        می‌تواند دست ببرد
        - می‌برد-
        : (دو نقطه)
        - میز-
        کوچکتر از آن است
        که قد بکشد
        - من-
        بزرگتر از آنم
        که کوتاه
        که کوتوله باشم!
        ( و از صندلی پرید)
        باری...
        دوباره کوتوله شد!

        • جمعه 20 مرداد 1391-0:0

          اقای خط تیره!تعهد نویسنده در خصوص ارائه مطلب تنها به یک نشریه یا سایت ،زمانی است که حق التالیفی در خصوص مطلبی که ارائه میکند دریافت نماید. تعهد گرقتن هم مربوط به ... است که نگارنده محترم ! بر اساس اینکه مدتی است با... حشرونشر دارد ناخداگاه از این واژه در عرصه فرهنگی استفاده کرده!1

          • سه شنبه 17 مرداد 1391-0:0

            جالبه ..جناب آقای پاشا دنبال نام هستند یا شهرت؟که یک مقاله را همزمان به چندین وب سایت داده اندو همزمان نیزمنتشر شده است!درجامعه مطبوعاتی رسم براین است که یک مقاله رافقط به یک نشریه می دهند دردنیای مجازی هم نباید فرقی داشته باشد! حداقل دست اندرکاران مازندنومه قبل ازانتشاربررسی کنند یا اینکه از نویسنده مقاله تعهدبگیرندکه به جای دیگری همین مقاله راارسال نکند! این لینک را ببینید:
            http://nowshahrnews.ir/yad/465-1391-04-30-06-48-34

            • ميثم و ياسرپاسخ به این دیدگاه 0 0
              پنجشنبه 12 مرداد 1391-0:0

              فعلا اقاي متاجي معامله مي كند در يك كار ادبياتي و نقطه سر مرز را از غرب استان برديد و جشنواره ملي نقطه سرمرز را خشكانديد با سوء مديريت خود
              حرف حسابت چيست ؟

              • دوشنبه 9 مرداد 1391-0:0

                قابل توجه بعضي از دوستان اول سلام. بايد بگم كه كسي كه درباره كس ديگه اي ميخواد اظهار نظر كنه بايد از تمام خصوصياتش با خبر باشه نه اينكه براي خودش يه چيزايي سرهم كنه.تازه اگه بشه اسم چيزايي كه اين بعضيا گفتن رو نظر گذاشت بيشتر به كري بازيكناي فوتبال شبيه تا نظر. تازه آقاي پاشا شانس اورد كه دم دست اونا نبود والّا معلوم نبود چي به سر اون بنده خدا مي اوردن البته با شناختي كه از استاد پاشا دارم ايشون جزء اولين رزمي كاراي غرب مازندران هستند كه دوستان تبرستاني هم بايد با ايشون آشنا باشن.يه چيز هم مي خوام بگم قابل توجه بعضي از دوستان مخصوصا آقاي(-) اگه من بخوام يه روزي مطلب در مورد مظلوميت غرب استان بنويسم مطمئن باش اول ميرم سراغ خبرايي كه همش داره از قتل و غارت وغريق و باند تبهكارا و الاماشااله كه همش از غرب استان گفته ميشه و شايد اگه آقاي پاشا نميخواست فقط در مورد مظلوميت كُجور بنويسه به اونها هم اشاره ميكرد.
                آقاي پاشاي عزيز از اينكه به مسائل پيرامون خود با دقت توجه داريد كمال تشكر رو دارم.

                • شنبه 7 مرداد 1391-0:0

                  این میزان سبک مغزی جای تاسف داره
                  آقای صادقی مسئول مستقیم این یارکشی و کاراگاه بازی شمایی
                  به حماقت این جماعت میخندی حال میکنی بعد از مدتها سوژه دندونگیری گیرت اومده

                  خاک بر سر ما با این فرهنگ
                  خاک بر سرمون که سایت خبری استانمون به جای پرداختن به کاستیها ترویج جدایی میکنه

                  • رضا اسحقيپاسخ به این دیدگاه 0 0
                    شنبه 7 مرداد 1391-0:0

                    بنام خدا

                    بسيار متاسف شدم كه اين شخص معلوم الحال از نام فاميل ما استفاده كرد و به دوستان اديب و دانشمند توهين كرد
                    اين شخص در فضاي مجازي منطقه باعث آبرو ريزي است و در جامعه هم معطل است اگر خيلي بخواهد ادامه بدهد من ايشان را معرفي كرده مي گويم كيست آنوقت بايد الاغ بياورد و باقلا بار كند چون با سوابقي كه دارد ...
                    الحمدلله شاعران محترم جناب پاشا جناب مهديان سعه صدر داشتند مخصوصا فهماندند كه عرصه خرد ورزي عرصه بگم بگم نيست و اين همه سال ارعاب به جايي نبرديد فقط مرغ به 8000 تومان رسيد و بي كاري سر به فلك زد منطقه گرفتاراست اين آقا مي آيد تهديد مي كند بنده رضا اسحقي هستم و خودش مرا مي شناسد اجازه بدهد تضارب آرا صورت گيرد وگرنه معرفي اش مي كنم
                    (يك نكته از اين معني گفتيم و چنين باشد)
                    خوشم آمد كه اينجا دُم اين اسحقي تقلبي تو تله افتاد اظهرالمن الشمس كه ديگر جرات ندارد در منطقه كت بپوشد چون انجا همين تهديدها را نمود بعضي از همكاران ترسدند الان ديگر تيپ ترسناكي كه ساخته بود به آب افتاد
                    آقاي صادقي اجازه بدهيد اسمشان را مي گويم

                    • شنبه 7 مرداد 1391-0:0

                      الان که دارم این کامنتو میذارم حدود دو ساعت از زلزله نسبتا شدید چالوس گذشته و هرچی سایتای شمالو زیر و رو میکنم هیچ خبری کار نکردن!

                      جالبه که سایت خبری اصفهان این خبرو زده!

                      مرسی دوستان
                      ادامه بدین

                      • شنبه 7 مرداد 1391-0:0

                        با سلام و تشکر از مازندنومه ,اظهرالمن الشمس!! است که این دودها از گور چه کسی بلند میشه.کسی که همه اونو با شومن بازیهاش میشناسن و نخود هرآشیه و ادعاش گوش اهل خرد منطقه رو کر کرده همانطوری که فضای... رو الوده کرده و همه رو به جون هم انداخته اینجا هم داره به حیثیت افراد و اعتبار مازندنومه لطمه میزنه.به قول امام حسین(ع)اگر دین ندارید ازاده مرد باشید!

                        • کیاکجوریپاسخ به این دیدگاه 0 0
                          جمعه 6 مرداد 1391-0:0

                          قبل از هرچیز از توجه دوستان اعم از موافق و مخالف که فضای گفتمان را ترویج میکنند-صرف نظر از برخی بداخلاقیها-ابرازخوشنودی میکنم.برخی موارد:
                          -آقای شمس اگرچه لطف کرد و خاطره ای را بازگویی نمود اما باید عرض کنم که اقای پاشا نه تنها با اقای باباچاهی-که برخلاف نظر (یک دوست)یکی از بزرگان شعر و نقد کشور است-با اکثر بزرگان شعر کشور مانند محمدعلی بهمنی,عبدالجبارکاکایی,شکارسری,سهیل محمودی...سابقه دوستی و داوری جشنواره های ملی دارد.سوال اینجاست که اگر کسی باسابقه اقای پاشا شاعر و روزنامه نگار نیست مصداق این عنوان چیست!؟چرا باید با حب و بغض نسبت به افراد قضاوت کنیم. اصلا ما در چه جایگاهی هستیم که به خود اجازه میدیم در مورد افراد قضاوت کنیم؟
                          مسایل شخصی افراد چه ربطی به دیدگاه و اندیشه انان دارد؟هیتلر نقاشی زبردست و فردی اخلاق گرا و معتقد بود اما پیکاسو فردی همجنس باز و ولنگار!!
                          من مرده شما زنده! اگر برای همین پاشا بزرگداشتهای انچنانی و خاطرات عطسه کردن را حتی بعدها چنان با اب وتاب همین کسایی که الان بدگویی میکنند تعریف میکنند که ادم دهنش باز میماند.به نظر من بجای اینکه انرژی خود را صرف بدگویی کنیم,به دیگر موضوعاتی که درد مشترک ماست بپردازیم.

                          • يك كامنت گذار ناشناس ديگر پاسخ به این دیدگاه 0 0
                            جمعه 6 مرداد 1391-0:0

                            خدا وكيلي و به همين وقت سحر من آقاي صادقي نيستم به نام ايشان نگذاريد چون مي خواهم از تكنيك و زيركي او دفاع كنم
                            اين وجه زيباي گفتارهاي موجود همانگونه كه باعث توجه خوانندگان شده است مطمئن هستم كه باعث توجه مسئولين هم مي شود هيچ نويسنده و روزنامه نگاري با هيچ روزنامه و تريبون و سايت و مقاله اي دردي را نمي تواند از كجور و يا هرجاي ديگر حل كند ولي آنچه مهم است همين توجه مسئولان به اين موضوع است كه اميدواريم مسئولين مكتبي و دلسوز مان به اين مسئله توجه و مسائل و مشكلات منطقه را حل كنند تا اشختاص بد دهن و هتكاك حساب كارشان را بكنند
                            با احترام به كار ظريف آقاي صادقي .
                            موفق باشيد

                            • جمعه 6 مرداد 1391-0:0

                              اقای به اصطلاح نخعی! تا آنجایی که من از سوابق اقای پاشا اطلاع دارم این مواردی که می اید همان چکارکردی های ایشان است.
                              1-مبتکر و دبیر همایش کجور2-ارایه پیشنهاد در قالب بیانیه همایش در خصوص شهر شدن روستاهای پول و کجور و توسعه زیرساختهایی همانند راه و شبکه بهداشت و...
                              در خصوص مقالات کافی است که ولی اله پاشا را در گوگل جستجو کنی.کمی انصاف بد نیست!
                              آقای مستند!!! انقدر با عصبانیت و شتابزده به بد گویی پرداخت که کلمه مقدس را همانطور که بیان میکند نوشت مقدش!!!

                              • پنجشنبه 5 مرداد 1391-0:0

                                اگه خبرندارین بگم به زودی باید به ولی پاشا رای بدین. نزنین تو ذوقش به این زودی. ممنون از مازند نومه به خاطر تحمل آرای مختلف و ترویج دموکراسی. در همین تضارب آرا آدم های خالص و غیر تقلبی مشخص می شن. یک نکته ازاین معنی گفتیم وهمین باشد.

                                • پنجشنبه 5 مرداد 1391-0:0

                                  این متن چه دردی از مظلومیت کجور دوا میکند؟ کدام مسئول را تکان میدهد؟ اقای پاشا که دوازده سال گذشته نماینده محبوبشان قدرت تام را در دست داشتند چند تا از این مقاله ها نوشته اند؟
                                  اقایان کامنت گذار مخالف جز جامه دری در فضای مجازی چه کاری بلدند؟ در عمل برای کجور چه کرده اند؟
                                  اقایان کامنت گذار موافق از عنوان شغلهایشان خجالت نمیکشند؟



                                  برخلاف دوستانی که مازندنومه را تشویق به منتشر کردن همه کامنتها میکنند از نظر من این کار صرفا یک حیله گری رسانه ای است که باعث میشود بازدید کننده ها اضافه بشوند.اما به چه قیمتی ؟



                                  • پنجشنبه 5 مرداد 1391-0:0

                                    غوغا برای هیچ!! امان از جاه طلبی. امان از اننتخابات . امان از آدم های تقلبی.

                                    • میرقاسمیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                      چهارشنبه 4 مرداد 1391-0:0

                                      چند سال پیش نزدیکیهای انتخابات به بهانه یک مطلب ,فردی در قسمت نظرات به اقای کثیری و اقای پاشا توهین کرد جالب این است که اقای پاشا با توجه به هوش فردی و بر اساس نوع جمله بندی متن ,نویسنده هتاک را شناخت و در جمعی که یکی از دوستان ان فرد هم بود اقای پاشا اسم نویسنده را گفت و دوستش هم تایید کرد اما اقای پاشا از او قول گرفت که جایی مطرح نشود تا احتمالا !خجالت نکشد.
                                      البته بنده به عنوان یک خبرنگار باید عرض کنم افتخار میکنم که شاگرد اقای پاشا هستم و بسیاری از شاعران و نویسندگان و خبرنگاران مازندران مدیون ایشان هستند و از او خیلی چیزها یاد گرفتند.
                                      درضمن این کسی که خودش را اسحاقی معرفی کرد خدا میداند که فامیلی اش این نیست و به عنوان رد گم کنی فامیلی اسحاقی ها را الوده کرده و متن او و کیوان هردو یکی است.البته چند سطر بالاتر دچار عذاب وجدان شده و چیزهای دیگری نوشت!!!
                                      الته تا انجایی که من اقای پاشا را میشناسم گذشت و تحملش بسیار زیاد است و این حرفها اصلا برایش مهم نیست.

                                      • چهارشنبه 4 مرداد 1391-0:0

                                        فکر میکنم کاملا دلیل عقب ماندگی ما مازندرانی ها روشن است

                                        هم از متن مقاله و هم از نظرات میشود پی برد در کجای راه ایستاده ایم.

                                        • چهارشنبه 4 مرداد 1391-0:0

                                          بابک جان باباچاهی حتی یک شاعر متوسط هم نیست
                                          محض اطلاع

                                          • احسان مهديانپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                            سه شنبه 3 مرداد 1391-0:0

                                            جناب آقاي صادقي

                                            ممنونم كه تاكنون تحمل كرديد بنده اين شخص را نمي شناسم ولي زبان بسيار زشت و طعنه آميزي دارد به عنوان امر به معروف به ايشان بگوييد هنوز هيچ حرفي به جز طعنه و كنايه و توهين نزده است و فقط شاخ و شانه كشيد .
                                            در منطق دانش و خرد شاخ و شانه كشيدن ها راه جايي نمي برد
                                            بنده هنوز هم او را نشناختم اما ميدانم سخن بنده اين بود :
                                            (دوستاني كه با نام مستعار آمدند ممكن است سوابق بهتر و بيشتري هم داشته باشند اما چون واقعا آنها را نشناختم نظري نميدهم و پيشاپيش از اين بابت پوزش مي طلبم )

                                            آيا اين جمله اين همه عصبانيت داشت ؟ به هرحال خدا به همه ما صبر دهد / عبادت شما قبول آقاي دبير /

                                            • بابک شمس ناتریپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                              سه شنبه 3 مرداد 1391-0:0

                                              ای بابا، کامنت ها که طولانی تر از متن اصلی شد، در خصوص آقا ولی پاشا کم لطفی نکنید، من و ایشان گهگداری در برخی مسایل اختلاف نظر داریم و این هم در عرصه همکاری و رسانه امری عادی است، ولی به هر حال نباید از حقیقت گذشت که ایشان سالها در عرصه روزنامه نگاری تلاش می کند و بیش از یک دهه سردبیر نشریات است، خاطره ای هم دارم بر میگردد به چند سال پیش که در یکی از کتابهایی که از نمایشگاه بین المللی مطبوعات گرفتم مقاله ای از ایشان چاپ شده بود که جایزه ملی هم گرفته بود و جالب اینکه به محض اینکه دیدم یک نسخه هم برای ایشان آوردم، به نظر من نباید بد اخلاقی کنیم و مشکلات شخصی را به فضای رسانه بکشیم، به این یادداشت نقد وارد است و جای خودش را دارد ولی نباید شخص مولف را مورد حمله قرار دهیم، در عرصه شعر هم که روزی با ایشان خدمت استاد باباچاهی رسیدیم و جالب بود استاد هم نام ولی پاشا و هم نام همسر هنرمندش را به یاد داشت، به نظر من واقعیت ها را باید گفت.کاری نکنیم که انگیزه نوشتن را از فردی که دغدغه دارد و وقت می گذارد بگیریم.در پایان تو رو خدا به من بابت این کامنت حمله نکنید که گردنم از مو باریکتر است.

                                              • سه شنبه 3 مرداد 1391-0:0

                                                بنده نه بحث قومیتی کردم و نه توهینی به کسی علی الظاهر. بنده موافقتم را با برادر کیوان اعلام کردم که اگر انگونه که ادعا شده ولی جان انقدر گنده اند پس این اشکالهای نگارشی تابلو در مقاله چیست؟ در مورد جشنواره های دولتی و لوحها هم به مازندومه جان پیشنهاد میکنم بحث جدایی باز کنند تا با فیلم و عکس و اسناد دیگر از خجالت دوستان در بیایم

                                                اخلاق را هستم
                                                اخلاق را از "محرومیت کجور و اقای اسحاقی" ها بیاموزیم.

                                                و اولی الامر منکم

                                                • محرومیت کجورو آقای اسحاقی!پاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                  دوشنبه 2 مرداد 1391-0:0

                                                  بعنوان یک کجوری و علاقمند به زاد بومم، می خواهم خیلی از محرومیت های ما بخاطر همین محروم کردنهای خودمان از اندیشه و اخلاق راستین است جناب اسحاقی که ازدبیران سرزمین کجور است را نمی شناسم اما تا آنجا که می دانم اسحاقی ها باید کجوری باشند اما نگاه کنید چقدر حاشیه از متن برایش مهمتر است! انتظار میرود بازی کودکانه را کنار بزنیم به مسال آن خردمندانه بنگریم!ورنه شایسته عقب ماندگی هستیم.قدری اندیشه کنیم برادر!

                                                  • دوشنبه 2 مرداد 1391-0:0

                                                    با سلام.
                                                    در بسیاری از سایتهای خبری امکان لایک زدن به کامنتها اضافه شده. خوب است مازندنومه نیز دستی بجنباند. علی الحساب لایک به کیوان گرامی تقدیم میشود

                                                    بنده محمد اسحاقی هستم دبیر و از غرب مازندران(چون اقای مهدیان فرمودن معرفی شوید)
                                                    مهدیان جان شما را به ارامش دعوت میکنم برادر. غصه نخور. این کامنتها هم بالاخره تمام میشود و زندگی عادی جریان میگیرد. ولی جان عزیزتان هم به موفقیتهای سریع السیرشان ادامه میدهد و روزی خواهد شد که امثال شما و ایشان و انها قلل نوبل ادبی را فتح کنید و ما هم پز شما را بدهیم.به حکم تاریخ نوابغ در دوران خود شناخته نمیشوند و باید گذشت موجب بشود شمایان بیشتر شناخته شوید

                                                    والله خیر الماکرین

                                                    • احسان مهديانپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                      دوشنبه 2 مرداد 1391-0:0

                                                      آقا دردسرتان ندهم و بهتر است نقدها را به سمت اصل مطلب از نظر محتوا و ساختار پيش ببريم .
                                                      خيلي خوب است كه دوستان با شجاعت نام شان را قيد كنند ترسي هم نداشته باشند هيچوقت به خاطر يك كامنت مخالف كسي را خداي ناكرده كاري نمي كنند .
                                                      اما من به تاييد صحت و سقم اين نوشته حرفي نزدم فقط به نوع نوشته و لحن و زبان و ساختار آن اشاره داشتم دزر مورد محتوا بايد دوستاني كه در جريانند تاكذيب يا تاييد كنند
                                                      اما از حق نگذريم ولي الله پاشا را ار دهه 70 مي شناسم كه با روزنامه بشير و در دهه 80 با قارن و در سالهاي اخير با ساحل سبز كار مي كند و فكر مي كنم دو سال پيش به عنوان بهترين سرمقاله نويس از وزير محترم ارشاد هديه و لوح يادبود دريافت نمود .
                                                      دوستاني كه با نام مستعار آمدند ممكن است سوابق بهتر و بيشتري هم داشته باشند اما چون واقعا آنها را نشناختم نظري نميدهم و پيشاپيش از اين بابت پوزش مي طلبم

                                                      • دوشنبه 2 مرداد 1391-0:0

                                                        این اقای نویسنده که ظاهرا تو این همه سال سرش شلوغ بوده و فرصت نداشته یاد بگیره.دور و برشم کسایی نبودن که سواد ادبی واقعی(!؟!) داشته باشن که این متنو ویرایش کنن قربون دستت این جور متنا رو ویرایش کن و لااقل علائم نگارشی رو بده تصحیح کنن.
                                                        با این همه قدمت به خدا زشته این اشکالات!!

                                                        • واحد بررسی احرازصلاحیت!!!پاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                          يکشنبه 1 مرداد 1391-0:0

                                                          سایت محترم مازندنومه در راستای پیشنهاد آقای مستند به نظر می رسد یک کمیته بررسی صلاحیت
                                                          تشکیل شود زیرنظر آقای مستند!! چرا که یه حسابدار با یدک خبرانگاری کجا و دکتر آجودانی خردمند روزنامه نگار کجا؟البته امیدوارم مثل کامنت گذاشتنش غیر مستند رد صلاحیت خبرنگاری را صادر نفرمایند!!!آقای مستند زبان هرکس نشاندهنده جهان اوست!باز آی از آن محبس!

                                                          • همولایتیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                            يکشنبه 1 مرداد 1391-0:0

                                                            مشکلی که ما در مازندرانمان داریم این است که عناوین سوا از قابلیتهای افراد است.
                                                            یک واقعیت تلخ دیگر هم باندبازیهاست
                                                            مثلا یک همایش ادبی در غرب استان برگزار میشود
                                                            همه از قبل میدانند کدام افراد از مرکز و شرق در لیست برگزیده ها خواهند بود
                                                            و همین طور برای غربیها سهمی در شرق و مرکز استان فراهم میشود

                                                            فکر میکنم کامنت عزیزمان اقای مهدیان گویا باشد!


                                                            همین باعث میشود وقتی در محیط مجازی و در حد کامنت ازادی اظهار نظر فراهم میشود زخمها سر باز میکنند

                                                            در ماه خدا مهربان تر باشیم!

                                                            • يکشنبه 1 مرداد 1391-0:0

                                                              ابتدا ممنونم از مازندنومه که نظرها را درج میکند
                                                              "درج" نظرات به معنی "تایید" نیست اما فضای نقد را باز میگذارد

                                                              از نظر بنده عنوان خبرنگار یا شاعر صحه ای بر این موضوع نیست که حتما ایشان خبرنگار یا شاعر خوبی است
                                                              اما به هر حال نوعی ادعاست که معمولا تا زمانی که اثر ارائه نشود ادعا باقی میماند و پس از ارائه اثر مسیر تغییر میکند

                                                              به عنوان مثال مقاله ای که پیش روی ماست مقاله دم دستی و ساده ای است(از نظر بنده)
                                                              شاید در حد یک دانش اموز دبیرستانی که صرفا خوب انشا مینویسد
                                                              در حالی که نام اقای پاشا را سال است به عنوان روزنامه نگار، منتقد ادبی و حتی شاعر میشنویم

                                                              نظرات درج شده هم فضای دو قطبی جالبی ایجاد کرده است
                                                              یک عده حرفهایی میزنند در حاشیه که ربطی به مقاله ندارد
                                                              و عده ای هم برای دفاع از نویسنده با سرعت خودشان را رسانده اند!

                                                              یک پیشنهاد هم برای مازندنومه دارم
                                                              ستونی را برای درج متون، اشعار، مقالات و همه انچه که مربوط به نوشتن است در نظر بگیرند تا چهره های جدیدی شناخته شوند
                                                              بنا را هم بر ناشناخته ها بگذارید
                                                              بدون در نظر گرفتن رابطه ها.
                                                              مطمئنا نتایج خوبی خواهید گرفت.

                                                              • روزنامه نگار نوشهریپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                يکشنبه 1 مرداد 1391-0:0

                                                                با نظر ارطشمند دوست گرامی مستند هم موافقم.روزنامه نگاری کار هکسی نیست که ایشون به خودش اجازه میده خودشو روزنامه نگار بدونه.سالی یه بار یه مطلب بیه محتوا می نویسه باید بهش گفت روزنامه نگار.کجا تحقیر شد؟کجا تهمت شنید؟و کجا کجا کجا کجا
                                                                آقای پاشا من شما رو خوب میشناسم.فقط خود برتر بینی دارید.

                                                                • يکشنبه 1 مرداد 1391-0:0

                                                                  ازمسئولین سایت مازندنومه انتظارمی رود قبل از اینکه شغل وحرفه اشخاص رادرکنارنماشان قراردهد، یک بررسی ای نسبت به ان داشته باشد تااینگونه به حرفه و نام مقدش روزنامه نگارکه شغلی خطیرومقدس است جسارت نشود! و متأسفم که درایران امروزآنقدرهرج ومرج فرهنگی است که هرکسی به خوداجازه می دهند از لقب روزنامه نگار سؤاستفاده کند! ...امیداست ازاین پس مقالات افرادی را منعکس کنید که حداقل چهره ای مردمی داشته باشند و ...

                                                                  • يکشنبه 1 مرداد 1391-0:0

                                                                    دوستان ببخشيد .ولي وزيري كه حتي آمار درست بيكاري مملكت رو نمي دونه و ميگه هر چي رييس جمهور بگه همونه مايه خجالت كجوره.آمارهاي آقاي شيخ الا سلامي گاهي وقتا حيرت آور و گاهي وقتا سو‍ه خندست. بيچاره ملت!

                                                                    • احسان مهديانپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                      شنبه 31 تير 1391-0:0

                                                                      درود بر شما

                                                                      صرف نظر از اينكه به لحاظ محتوايي خواننده متن بسيار جالبي بوديم كه اميدواريم تاثير گزار باشد .
                                                                      مطلب از نظر سازوكار نوشتاري نيز منسجم - گويا و مرتبط بود .

                                                                      دستتان درد نكند آقاي پاشا

                                                                      • دانه معنی!پاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                        شنبه 31 تير 1391-0:0

                                                                        دانه معنی بگیرد مرد عقل /ننگرد پیمانه را گر گشت نقل.این سخن مولوی را آوردم تا نویسنده کامنت پر اتهام بی سند بداند که نقدسخن از نقدسخنران جداست،نقد شعر مستقل از شاعر است !انصافا بنده آقای پاشا را نمی شناسم نه دوستی و نه دشمنی نه مسلک فکریشان را میدانم ونه فعالیت اقتصادیشان را ،اما نیک میدانم که اینگونه سخن گفتن اخلاقی نیست و فقط زمانی منصفانه است که نویسنده مدعی خلاف اسناد نقد کننده را بیان کند.ورنه اینگونه واکنشها نر بر عقیده که بر عقده استوار است و با این تشعشع غیر اخلاقی،چون صفرازدگان همه جا زرد می بیندو سر بر چاه می برد تا منکر آفتاب اندیشه شود هر چند خود را شمس بنامد!!ولی سقفش همان است که باز مولوی به زیبایی بیان کرده: همچو آن کرمی که در پیله نهان است ا /زمین و آسمان او همان است .امید است عرصه زیبای روزنامه نگاری را با حسابداری اشتباه نگیریم که در فضای زیبای مازندنومه قصد تسویه حساب به دهن متبادر شود.

                                                                        • شنبه 31 تير 1391-0:0

                                                                          كساني كه دنبال شهر جديدند ببينند. تغيير نام بزرگ شدن نيست.

                                                                          • جمعه 30 تير 1391-0:0

                                                                            آقای خط تیره!چرا تهمت بدون سند؟!
                                                                            میدونی دگماتیسم یعنی چه؟یعنی به جای اینکه نوشته را مورد نقدبی باکانه قراردهید، نویسنده را مورد اتهام دهید.با نوع کامنتهای متملقانه و مضحکت _با همین سبک دگماتیسمی _ که از قرار معلوم وظیفه ستادی شماست ویا نوشته هایی که خالی از اندیشه و منطق است، خودت راخبرنگار و ...کرده ای... تابلو کرده اید!

                                                                            • جمعه 30 تير 1391-0:0

                                                                              اقای پاشای محترم که از این عقب افتادگی ها کیسه اش را پر کرده و میکند و همراه... روی نادانی مسئولان منطقه سوارند بهتر است خاموش باشند. اگر قرار بود همه چیز سرجایش باشد امثال ایشان کنار اسمشان شاعر و روزنامه نگار نمی امد. مازندنومه جان معلومه که کامنتمو تایید نمیکنی خوب میکنی عزیز خوب میکنی

                                                                              • سرزمین ما کجور!پاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                                جمعه 30 تير 1391-0:0

                                                                                متاسفانه کجوربرای برون رفت از عقب ماندگی و رسیدن به توسعه نسبی نه "برنامه" دارد و نه مدیریت توسعه در آن زمینه و استعداد دارد!!هرچند با رعایت اصول زیست محیطی در مسیر تعالی با اهمیت است و حتی گاها مطرح شدن احداث راهی به نام راه فرهنگی(راه کندلوس به یوش)خود یک شوخی ترسناک است و بی شک آنچه در پی احداث آن نمی ماند محیط زیست فرهنگی و محیط زیست طبیعی آن است!متاسفانه هنوز توسعه روستایی یعنی شهر شدن!!تا باور این است توسعه روستایی مفهومی ندارد.

                                                                                • جمعه 30 تير 1391-0:0

                                                                                  آقاي كاتب خيلي جالبه كه بدوني دو نفر از كساني كه بطور ثابت در شبكه بقول شما شرق استان اخبارو اعلام ميكنند غرب استاني هستند.درصورتيكه شبكه بقول شما مختص شرق استان است، جرا نيروهاي غرب استاني در صداو سيما شرق استاني (كه تعدادشونم خيلي زياده و در تمام قسمت ها اعم از مالي،فني،خبر،برنامه سازي و توليد،خدماتي و... ) مشغول به كار هستند؟مقالتو تا اونجا خوندم كه براي اثبات سردسيري كجور،تمسخر را آميخته با بحثت كردي و سخن از صداوسيماي شرق استاني و لهجه كردي ...حالا خوبه شخصيت مازني سريال مسير انحرافي مستقيما به بخشي از كجور اشاره داشت(همون خانم مهماندار با لهجه فتحه، كسره كه به نوشته همون خانم مدتها با مردم اين منطقه مازندران مراوده داشتم كه نزديكترين لهجه را بهشون داشته باشم.)...درآخر آرزو ميكنم بزودي مشكلات منطقتون حل بشه و در آرامش و رفاه كامل باشيد.بدرود

                                                                                  • فوق العادهپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                                    جمعه 30 تير 1391-0:0

                                                                                    امه پاشا ندونه گوش دنيهه
                                                                                    به جز گوش چشما ي وه كوره


                                                                                    ©2013 APG.ir