تعداد بازدید: 3639

توصیه به دیگران 4

جمعه 19 آبان 1391-11:23

سه شب اجرا با سالن خالی!

بی مهری ها حتی با انگیزه ترین هنرمند را مایوس خواهد کرد(گفت و گو با منيژه معصومی نویسنده و کارگردان تئاتر)


مازندنومه،لیلا مشفق:منیژه معصومی، متولد 1342 شهرستان بهشهر است که از دوره ابتدائی در کنار برادرانش(خسرو و علی معصومی) که در عرصه تئاتر فعالیت داشتند، وارد فضای تئاتر شد.

 اولین تجربه کاری اش در سن 11 سالگی با تئاتر موزیکال «شهر قصه» بود که در بهشهر و بعد هم در ساری اجرا شد.این نمایش بهانه ای شد تا او سال ها به بازیگری ادامه دهد.

با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل خانواده، به مدت ده سال از دنیای تئاتر فاصله گرفت،اما حضور فرزندش در مهد کودک سبب شد که به ضرورت آموزش تئاتر به کودکان پی ببرد.

او  با ارائه این پیشنهاد به بهزیستی، موفق شد تا به عنوان مربی، به صورت رایگان،به آموزش تئاتر  کودکان بپردازد که متعاقب آن به نتایج خوبی دست یافت و در جشنواره سراسری استان مازندران نمایشی را با بضاعتی اندک و با بازیگری خردسالان به اجرا  گذاشت که به عنوان برترین اثر انتخاب شد.این نمایش در سینمای بهشهر نیز اجرا  شد و مورد توجه قرار گرفت.


در آغاز شکل گیری انجمن های نمایشی او به جهت سابقه موثرش به عنوان عضو هیات اصلی این انجمن معرفی شد اما بعد از چند سال به خاطر شرایط شغلی همسرش به ساری نقل مکان نمود.

 طبیعتا عدم آشنائی با فضای فرهنگی جدید دشواری هایی را در مسیر فعالیت هایش قرار داد، اما معصومی تقابل با سختی ها را تجربه ای ارزنده دانست  و در جشنواره نگاه و نظر هلال احمر، با نمایشنامه «بازگشت»شرکت کرد که این اثر بعد از اجرا در بخش استانی به عنوان نمایش برتر انتخاب شد. سپس در جشنواره منطقه ای نیز جوایز متعددی را دریافت کرد.

 
در عرصه بازیگری نیز در نمایشنامه ای از چیستا یثربی برای جشنواره تئاتر بسیج، نقش مادر را ایفا کرد و توانست در بخش استانی جایزه بازیگر برتر و در بخش منطقه ای مقام دوم کشوری را کسب کند.


تئاتر آیدا ( با موضوع حقوق کودکان )، وانیا -1383 و وقتی فراموش شدیم- 1384 نیز از دیگر آثار این هنرمند است.

وی اکنون در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساری آموزش تئاتر کودکان را بر عهده دارد.معصومی علاوه بر فعالیت در عرصه ی نمایش با انجمن نقد هم نگر ساری شناسی نیز همکاری داشته و عضو گروه پژوهش  این انجمن است.

***

*در کارنامه خود نمایشنامه هائی در رابطه با دفاع مقدس دارید. لطفا درباره آنها توضیح دهید.

بله، من چند کار در ارتباط با دفاع مقدس دارم. یکی از آن آثار که نویسندگی اش را خودم به عهده داشتم «وانیا » بود. این نمایش که درباره دغدغه های زنی ست که همسرش اسیر است و در انتظار اوست،در جشنواره تئاتر بسیج اجرا شد و مورد توجه قرار گرفت.

 بعد از آن هم سفارشی از بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس داشتم  که موجب شد تا درباره دفاع مقدس و مسائل پیرامونی آن تحقیقاتی داشته باشم، به خصوص درباره نقش زنان که برایم تجربه باارزشی بود.حاصل آن تحقیقات نمایشنامه ای شد با نام «وقتی فراموش شدیم».

 داستان این نمایش درباره یک زوج شمالی است که تنها فرزندشان برخلاف میل آنها به جبهه رفته و متعاقب آن پیامدها و تنش هایی در متن شکل می گیرد.


چون در آن سال ها کمتر به زوایای محتلف جنگ و اثرات آن بر خانواده ها پرداخته می شد، این دو نمایشنامه با استقبال بسیار مواجه شد و سالی که بنیاد حفظ آثار جشنواره نمایشنامه نویسی را اعلام کرد من با این دو کار شرکت کردم.

 نمایشنامه ها بدون نام به تهران ارسال شدند و من با شگفتی متوجه شدم که «وانیا» مقام اول و «وقتی فراموش شدیم» مقام سوم را کسب نمودند.

هر دو نمایشنامه در آمفی تئاتر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و حوزه هنری مازندران اجرا شد که ارتباط خوبی با مخاطبان برقرار کرد، چون کار متفاوتی از اتفاقات جاری بود.

از دیگر همکاری های من با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس،پژوهش درباره زنانی بود که در سال های دفاع مقدس در غیاب سرپرست خانواده مسئولیت اداره خانه را برعهده داشتند که نتیجه بررسی هایم نمایشنامه ای شد با نام «نشانی» که محور اصلی آن دو کودک خردسال یک خانواده است.

از آنجائی که در آثار دفاع مقدس در آن دوران به کودکان کمتر پرداخته شده، این اثر وقتی در بهشهر اجرا شد مورد استقبال قرار گرفت در حال حاضر این کار در جشنواره بسیج ارائه شده و مشغول کار بر روی آن هستیم.

 

*قسمت عمده فعالیت های شما آموزش تئاتر به کودکان است. چرا این گروه سنی را برای آموزش انتخاب کرده اید و نتیجه این فعالیت چه بوده؟

کار آموزش تئاتر کودکان از طرف فرهنگخانه به من پیشنهاد شد و من با میل و رغبت پذیرفتم. از آنجایی که در  نمایش کودکان، آثار نوشته شده کمی داریم و اکثر آثار موجود نیز تنها جهت سرگرمی کودکان نوشته شده بنابراین تصمیم به نوشتن کارهای مینی مال، یعنی تئاترهای 5 تا 7 دقیقه ای ، گرفتم و در هریک به نوعی به دغدغه های ویژه کودکان و حقوق آنها پرداختم.

 امسال پنجمین سالی ست که در حال انجام این کاریم و می توانم بگویم هر سال 3 تا 4 کار را در همایش سالانه فرهنگخانه مازندران اجرا کرده ایم.

 می خواهم  این تئاترها تلنگری باشد برای بزرگسالان تا حقوق کودکان را بشناسند و نیز خود کودکان با حقوق و حدود خود آشنا شوند.

حاصل 4 سال فعالیتم در این زمینه حدود 15 یا 16 متن کوتاه است.در این تجربه ها همتم بر آن بوده تا کودکان تنها محدود به نمایش های ویژه کودکان نباشند و در آثار جدی تر نیز بتوان از آنها در کنار بزرگسالان و پیشکسوتان استفاده کرد و این یعنی تلفیق پتانسیل تجربه  و حس کودکانه. چون کودکان قادر به تحلیل برخی از تکنیک هانیستند و از آنجائی که نمایش اساسا نوعی بازی ست و ما بزرگ ترها به همین بهانه حرف های مان را می زنیم، پس چه اشکالی دارد که  کودکان را در این بازی شریک کنیم؟

علاوه بر دشواری کار با کودکان، هماهنگی با خانواده ها – چه در تابستان به علت تعطیلات و چه در زمستان به خاطر مدارس- هم مانع دیگری ست که متاسفانه مرا از ارائه کارهایم در جشنواره های جدی تر باز داشته ولی این یکی از آرزوهای من است.

دو کار موزیکال در دست دارم که تمام بازیگران آن کودک هستند، در تلاشم که بتوانم آنها را در جشنواره ویژه کودکان که هر سال در کشور برگزار می شود، شرکت دهم.

*آیا از بین کودکانی که در کلاس های شما آموزش می بینند، استعدادیابی هم انجام می دهید برای فعالیت در زمینه های گسترده تر؟

بله. این یکی از افتخارات من است ک برخی از بچه های را که دارای استعداد بیشتری هستند به  دوستانی که برای تهیه فیلم به این استان می آیند معرفی کنم. به طور مثال علیرضا قاسمی،هلیا صابری، فرزام عزیزی و .... تجربه های خوبی داشتند در عرصه سینما و خوشبختانه خوب درخشیدند و نشان دادند انتخاب شان به جا بوده.

*چه مشکلاتی در مسیر کار تئاتر وجود دارد، خصوصا در مازندران؟

باید پذیرفت که کار تئاتر اساسا بسیار دشوار است و این دشواری برای زنان به مراتب بیشتر است. اما در هر کاری اگر حسن نیت باشد کار با همه دشواری ها خوب انجام خواهد شد. متاسفانه در تئاتر مازندران این مسئله بسیار کمرنگ است و این شاید متاثر از کم لطفی مسئولان باشد. 


  خوشبختانه  در سال های اخیر تغییرات مثبتی رخ داده مثلا کارشناس تئاتر استان از بین دانش آموختگان همین رشته انتخاب شده است و این امر باعث شد مسئولان،مشکلات موجود در مسیر شکل گیری یک نمایش را بدانند و در جریان میزان تاثیر جدی تئاتردر تغذیه روح و روان مردم  قرار بگیرند.

بی مهری ها حتی با انگیزه ترین هنرمند را مایوس خواهد کرد.به خصوص در کوران جدید اقتصادی، هنرمندان برای داشتن حتی ساده ترین دکورها با مشکلات عمده مواجه هستند و این حتی تلاش عاشقانه هنرمندان را هم به یک شعار بدل می کند.

علاوه بر این ها مشکل عمده ما،نبود آرشیو ساده دکور و لباس است. آرشیوی که اساس کار تئاتر محسوب می شود. این کاستی هر گروه را مجبور می کند زمان اجرا برای کوچکترین امکان هزینه مضاعف صرف کند. در حالی که وجود  آرشیو، هزینه ها را تا حد محسوسی کاهش می دهد.

*آیا راهکاری برای حل مشکلات دارید؟

به مدت سه سال است در کنار برخی از هنرمندان صادق و کوشا، برای رفع معضلات و مشکلات جدی تئاتر مازندران دست به اقدامی زدیم که بتوانیم بعد از اولین خانه تئاتر که در تهران تاسیس شده، خانه تئاتر مازندران را راه اندازی کنیم.

بعد از نامه نگاری هاو پی گیرهای مداوم سال گذشته موفق به دریافت تائیدیه تاسیس خانه تئاتر مازندران شدیم و در این مدت با تک تک هنرمندان این عرصه از شرق تا غرب استان تماس گرفتیم تا مدارک لازم را برای عضویت ارائه کنند.

تمام این فعالیت ها با همت و هزینه شخصی ده عضو اصلی انجام گرفته، بدون هیچ حمایتی از طرف هیچ ارگانی. در حال حاضر در تلاشیم که اولین نشست مجمع عمومی برای تعیین هیات رئیسه را همزمان با جشنواره استانی،برگزار کنیم.


فکر می کنم خانه تئاتر به ما هویت رسمی خواهد داد. صنفی مستقل که مال هنرمندان است و امیدوارم بتوانیم خودمان حامی هم باشیم.

در واقع تجربه خانه تئاتر تهران نشان داده که این اتفاق مشکلات هنرمندان را کم می کند البته نباید انتظار معجزه داشت اما اینکه بتوانیم مشکلات را در درون خود حل کنیم موفقیتی خواهد بود.

صنف  می تواند از مراکز مختلف جلب حمایت نموده،از هنرمندان بازنشسته پشتیبانی کند. زیر سقف این خانه می توان از توفان ها در امان بود. با همبستگی و کمی چشم پوشی، حتی با وجود اختلاف نظرها، می توان به هدف بزرگ رسید. من امیدوارم.


ناگفته نماند اتفاق خوب دیگری که این سال ها رخ داده، استقرار گروه ها ست که از طرف انجمن نمایش تهران صورت گرفته و امسال دومین سال خود را پشت سر گذاشت.

 هنرمندان با ارائه رزومه کاری خود به انجمن تهران و پس از بررسی هایی که از  فعالیت های حرفه ای آنها انجام می شود، می توانند پروانه فعالیت حرفه ای دریافت نمایند که خوشبختانه من یکی از ده گروهی هستم که در مازندران موفق به دریافت پروانه شدم که ملزمم می کند تا سالانه حداقل یک کار ارائه کنم.

هویت گرفتن گروه ها و تحت پوشش قرار گرفتن آنها تحت تعریف خاص حسن این اتفاق است. اینکه بودجه ای هرچند اندک به گروه ها تخصیص می گیرد، می تواند امید دهنده باشد.

*استقبال مردم نسبت به کلاس های آموزشی تئاتر و نیز وضعیت مخاطبان تئاتر چگونه است؟


بخش آموزش، علاقه مندان زیادی دارد به خصوص در عرصه بازیگری. از نظر من آموزش از آن جهت مهم است که می تواند بینش هنرمندان را بسازد که آیا هدف آنها تنها شهرت طلبی ست یا دغدغه هنر و ارتقا اندیشه مردم را دارند.


مشکلات مختلفی درباره جلب مخاطب داریم.متاسفانه امروزه تکنیک ها و متدهای نوین سبب شده تا برخی از نمایش ها صرفا برای خود تئاتری ها ساخته شود و مردم عام چیزی از آن درک نمی کنند.

شاید این نمایش ها در جشنواره ها چشم گیر باشند اما تئاتر باید با مردم ارتباط برقرار کند تا بتواند جایگزین مطمئنی برای برنامه های سخیف رسانه های نامطلوب باشد.

تئاتر باید مردم را به فکر واداشته و تنها جهت سرگرمی نباشد. بازکردن چشم مردم نسبت به معضلات اجتماعی و توجه دادن مسئولین نسبت به مشکلات موجود، رسالت هنرمند است. نقدی که از درون انجام گیرد یقینا بهتر از بوق های تخریب گرانه ی بیگانگان است.


تبلیغات هم مسئله ی مهمی ست. متاسفانه در این زمینه حمایت نمی شویم. ما حتی برای تبلیغات به شهرداری باید پول بپردازیم.

صدا وسیما هیچ بخشی را به تئاتر اختصاص نمی دهد. کمتر برنامه ای در شبکه مازندران به رویدادهای هنری می پردازد.

 اطلاع رسانی آن قدر ضعیف است که حتی بیشتر مردم ساری نمی دانند این شهرآمفی تئاتر دارد! این است که حاصل ماه ها تلاش ما می شود سه شب اجرا با سالن  خالی.

 در حالی که ما در اجراهای مان فروش بلیت نداریم. نه اینکه مردم مشتاق به تماشای تئاتر نیستند، مردم اطلاع ندارند که فلان تئاتر  روی صحنه است.  فعال تر کردن این بخش ضروری ست تا عموم مردم علاقه مند در جریان اجرای برنامه ها قرار بگیرند .

*حرف آخر؟


تشکر می کنم از شما. باور کنید همین توجهات کوچک بهانه ای می شود تا شنیده شویم و شاید پاسخی برای دغدغه های مان بگیریم.

ما هنرمندان وظیفه داریم خلاهایی را که قبلا در تئاتر به وجود آمده با تلاش بیشتر جبران کنیم. کار سختی ست می دانم اما امیدوارم همت ما در کنار حمایت مسئولان دلسوز موجب شود تا تئاتر تریبونی شود برای اهداف جامعه ایرانی – اسلامی ما.

 می دانم تئاتر ایران در کشورهای دیگر طرفداران زیادی دارد و این فرصتی ست برای صدور فرهنگ کشور عزیزمان و نیز فرصتی جهت درآمدزائی. حالا چرا آنطور که باید از این فرصت استفاده نمی کنیم، خودم هم به درستی نمی دانم.


  • جمعه 8 دی 1391-0:0

    سر کار خانم معصومی یک معلم فوق العاده بی نظیر و زحمت کش برای تمامی شاگردانشان هسند و من شخصا بسیاری از تجربه های زندگی خود را در ضمینه تاتر پیش ایشان فرا گرفتم با تمام احترامی که برای ایشون قائلم میگویم ایشون یک فرشته ی بهشتی هستند

    • ليلا مشفقپاسخ به این دیدگاه 1 0
      چهارشنبه 15 آذر 1391-0:0

      با تشكر از مازندنومه و دوستاني كه نظراتشون مايه دلگرميه.

      • سه شنبه 7 آذر 1391-0:0


        دانستن اهميت ندارد عمل كنيد

        مرسي مازند نومه

        • شنبه 27 آبان 1391-0:0

          گزارشی بادقت و ریزسنجی بود.
          دست مریزاد!

          • محمد شمس تقويپاسخ به این دیدگاه 0 0
            پنجشنبه 25 آبان 1391-0:0

            مدت كوتاهيه مازند نومه رو مي بينم ولي واقعا يك صداي خوب واسه هنرمندانه در همين امروز چند اتفاق قشنگ دران ديدم از مقاله خوب نيما تا يك مطلب نقد خالي بودن سالن ها تا سيل زدگان و هنرمندان و لينك هاي خيلي كيفي

            دستتون درد نكنه

            • جواد يساقيپاسخ به این دیدگاه 0 0
              سه شنبه 23 آبان 1391-0:0

              مرسي جالب بود خانم معصومي را با كارهايش مي شناسم هنرمنديست كوشا و مسئول ، خانم مشفق را هم با شعرهايش مي شناسم كه در گرگان يك جلسه ي نقد در انجمن كتاب برگزار شد تشريف داشتند
              اگر فراموش نكرده باشم / باران سپيد/ بود.

              در ساري اينقدر همكاري بين هنرمندان است به خدا ما در گرگان از اختلافات خسته شديم

              • احمد وليپورپاسخ به این دیدگاه 0 0
                سه شنبه 23 آبان 1391-0:0

                رشد فعاليت هاي هنري و مخصوصا نمايش ، مديون تلاش هاي صادقانه مربيان دلسوز آن مي باشد . خانوم معصومي مطمئن باشيد زحمات شما ، راهگشاي رشد و تعالي اهل هنر ماندران و مخصوصا قشر هنرمند عرصه نمايش و سينما خواهد شد . سپاس

                • مجتبي مشتاقيپاسخ به این دیدگاه 0 0
                  شنبه 20 آبان 1391-0:0

                  خانم مشفق چقدر دقيق هستند

                  ارزو ميكنم به تمام زحمتكشان محترم فرهنگي سر بزنيد و گزارش تهيه كنيد

                  بابل موزيرج

                  • بسطام فیلمپاسخ به این دیدگاه 0 0
                    شنبه 20 آبان 1391-0:0

                    موفق و پیروز باشید خانم معصومی. رضا بسطامی .ساری

                    • محمد علي فرزانه سارويپاسخ به این دیدگاه 0 0
                      شنبه 20 آبان 1391-0:0

                      چه تيتر گلو گيري است:
                      سه شب اجرا با سالن خالی!
                      بی مهری ها حتی با انگیزه ترین هنرمند را مایوس خواهد کرد

                      مسئولان فرهنگي استان تا دلتان بخواهد شعار مي دهند

                      • ليلا مشفقپاسخ به این دیدگاه 0 0
                        جمعه 19 آبان 1391-0:0

                        با سلام و تشكر از زحمات جناب آقاي صادقي. لازم به ذكر است كه خانم معصومي نمايش "نشاني" را در دهمين جشنواره تئاتر بسيج - هفته گذشته - به روي صحنه بردند كه شرح خبر را مي توانيد در اينجا ببينيد:
                        http://www.pana.ir/Pages/News-18495.aspx


                        ©2013 APG.ir