تعداد بازدید: 3002

توصیه به دیگران 2

سه شنبه 11 تير 1392-17:4

با توکل، زانوی اشتر ببند

گفتگو با منوچهر اسکندری خوشنویس و شاعر مازندرانی


مازندنومه،زهرا اسلامی:نامش را شنیده بودم. میان هنرمندان مازنی شهره است؛ اما دیدن و به گفتگو نشستن با او یادم آورد، هنوز در این کهن دیار، مردانی هستند که دل در گرو هنر دارند و یاد دادن و یاد گرفتن.


نخستین بار »دلاور بزرگ نیا» دوست خوب همه ی اهالی فرهنگ و هنر مازندران، از برگزاری آیین نکوداشت برای قدردانی از تلاش های 30 ساله ی «منوچهر اسکندری» توسط انجمن خوشنویسی قائم شهر خبر داد که بی تردید اتفاق خوشایند و مبارکی است و ماهمواره دست افشان چنین آیین های خجسته ایم؛ حتی اگر بضاعت مان اندک باشد.

«منوچهر اسکندری»، همان گونه که شنیده بودم استادی فروتن است؛ دست هایش، نشان از سال ها رفاقت با قلم و نی و مرکب دارد. او اهل قلم هم هست؛ شاعرانه نوشتن، تنها به خوشنویسی خلاصه نمی شود؛ شعر می گوید و می نویسد.

مهربانی در کلامش جاری است. سال ها همنشینی با شعر و نوشتن در خلوت، روحیه شاعرانه او را تکمیل کرده است. به فرهنگ بومی عرق دارد و برایش دل می سوزاند.

منوچهر اسکندری متولد اسفند 1328 در بابل  از اهالی چرات سوادکوه است. نوجوانی و جوانی اش در روستای «گرجی خیل» از توابع فرح آباد ساری گذشت. تحصیلات ابتدایی را در روستای مجاور محل؛ اما دبیرستان و هنرستان و تربیت معلم را تا مقطع کاردانی در ساری گذراند.


 این گفتگو در خانه ی باصفای «منوچهر اسکندری» که تابلوهای خوشنویسی دیوارهایش را تزیین کرده، انجام شده است.


•    از چه سالی فعالیت خوشنویسی را آغاز کردید؟ و دلیل این انتخاب میان  سایر هنرهای ایرانی چه بود؟


 از تیر ماه سال 1361 فراگیری خوشنویسی را در محضر استاد گرانقدر جناب «مهدی فلاح» در شهرستان بابل آغاز نموده و در سال 1364 به دریافت مدرک ممتاز موفق شدم.

 دلیل انتخاب این رشته، وجود علاقه به این هنر شریف از دوران ابتدایی بوده است که بی تردید توجه و تشویق آموزگار سوم تا پنجم ابتدایی ام «نعمت اله وفائی نژاد» و تشویق دوست نازنین و هنرمند دوران تحصیلم «حسین محمد پور»، تاثیر عمده داشته است.

•    از اولین استادان خود نام ببرید و برای مان بگویید، نزد کدام استاد دیگری در کشور خوشنویسی فرا گرفته اید؟


 بعد از دریافت ممتاز، در کلاس فوق ممتاز استاد برجسته استاد «غلامحسین امیرخانی»، در تهران شرکت و کسب فیض نموده ام. هم چنین در دوره ی ممتاز، خط شکسته را به صورت مکاتبه از استاد «مشعشعی» آموختم. اما خط تخصصی من نستعلیق است که در سال 1386 مدرک فوق ممتاز آن را دریافت داشتم.

•     از چه سالی مشغول تدریس خوشنویسی می باشید و برجسته ترین شاگردان شما شامل چه کسانی هستند؟


از سال 1365 خوشنویسی را در شهرستان قائم شهر تدریس می کنم و شاگردان برجسته ای که به دریافت مدرک معتبر و ممتاز نائل شده اند آقایان : علی حدادی (فوق ممتاز) - فرهاد نبوی - عیسی ذبیحی - محمد رزاقی- نیما شیرآقایی - سعید احمد خسروی- محسن محمدی - جواد هاشمی نژاد و خانم ها  جلوه امامی - لیلا کیانی - تندیس تقوی و زهرا ملک زاده هستند.

•    گویا در آموزش و پرورش نیز خدمت کرده اید؟


در سال 1354 به استخدام آموزش و پرورش درآمده و در سال 1380 بازنشسته شدم. در ایام خدمت؛ رشته های حرفه و فن، ادبیات و هنر را در شهرهای رامسر و قائم شهر تدریس کرده و اکنون نیز در مدارس غیرانتفاعی به تدریس هنر مشغول هستم.

•    آیا از نتیجه زندگی تان و سال ها تدریس راضی هستید؟ چرا؟


از نتیجه ی معنوی زندگی و سالیان تدریس راضی ام. اگر چه نتیجه ی مادی آن قابل رضایت نیست و هم چنان غم نان برای افرادی که شوق تدریس دارند، دغدغه ای آزار دهنده و بازدارنده است.

•    شما از سال ها قبل در رشته خوشنویسی سابقه فعالیت دارید؛ به نظرتان چه تفاوت هایی میان نسل قدیم و نسل تازه در این رشته وجود دارد؟


 نسل قدیم، هنر را برای ذات هنر می خواست؛ به قصد هنرمند شدن و به هنر عشق ورزیدن. اما در نسل حاضر افرادی هم از سر ناگزیری در پی یافتن شغلی، یا جهت رهایی از غم بیکاری و سرگرم شدن، یعنی؛ از سر ناچاری، نه از سر سویدای دل، به آن پناه می برند و در کنار عاشقان این هنر قرار می گیرند که گاهی از میان این ناگزیران، عاشقان خطه ی خط پدید می آیند!
 
* آیا به نظرتان خوشنویسی مثل گذشته از اقبال بین جوانان برخوردار است؟
 

دهه ی اول و دوم انقلاب اسلامی، دوران رویکرد به هنر خوشنویسی و نقاشی اما دهه ی سوم، دوره گرایش نوجوانان به موسیقی است. آن هم موسیقی غربی که این هم از عملکرد ضعیف رسانه ها و مدیران فرهنگی نشأت می گیرد!

•    از نمایشگاه هایی که تاکنون برگزار کرده اید؛ چه داخل استان، خارج استان و خارج از کشور نام می برید؟

تاکنون در بیشتر نمایشگاه های استانی شرکت کردم و در خارج استان؛ اهم آن شرکت در دو نمایشگاه بین المللی جهان اسلام و نمایشگاه بزرگ قزوین بود که سال گذشته در این شهر برپا شد و نمایشگاه گروهی سال 1364 در موزه هنرهای معاصر تهران و نیز در یک نمایشگاه گروهی در لاهور پاکستان شرکت داشتم.

•    چه عوامل و انگیزه ای باعث شده، هم چنان راغب به تدریس و خلق اثر در این رشته باشید؟


مردم امروز، خلاف همه ی مشکلات اقتصادی، توجه خوبی به هنر خوشنویسی نشان داده و فرزندان خود را به یادگیری آن تشویق می کنند. این توجه و تشخیص برایم انگیزه بخش است.

•    نقش خانواده تان در علاقمندی به این رشته چیست؟


همراهی در خور ستایش و تقدیری داشتند. گاهی که مدتی اثری خلق نمی کنم، مورد سرزنش همسر و فرزندانم قرار می گیرم. از این بابت نیز خدا را شاکرم.

•    به نظرتان آیا خوشنویسی، صنعت محسوب می شود یا هنر؟


بی شک هنر است. اما دوران یادگیری و مشق را باید دوره ی صنعت نامید. دوره ی ساخت و ساز اشکال هندسی و مهندسی آن، هم چون دوره ی طراحی در نقاشی، دوران تمرین دست و تربیت چشم است. رسیدن به ذات هنر که همان آگاهی دل باشد، آن جاست که هنرمند خوشنویس؛ نمی تواند مانند صنعتکار، دو اثر یکسان خلق کند. در حالی که هر دو را زیبا و دلپذیر می آفریند.

•    جایگاه هنر خوشنویسی را در دنیا چگونه می بینید؟


هنر خوشنویسی، خاص کشورهایی است که حروف مشترک عربی، فارسی دارند. البته خوش خطی، در همه ی دنیا معمول است. نوعی نظم هندسی است که انسان هم از اجرا و هم دیدارش لذت می برد. اما در مقام و مرتبه ی هنر، خاص زبان های فارسی و عربی است.

بی تردید این از قابلیت و خاصیت حروف بندی کلمات فارسی و نحوه ی نگارش جمله و شاکله خاص این حروف است و فرم های ابداعی هنرمندان ایرانی در قالب قطعه، سیاه مشق، چلیپا و کتیبه، حاصل ذوق هنرمندانی است که به ذات این هنر پی برده، در هر چه زیباتر کردن  آن تلاش کرده و تنها به خوانایی آن بسنده نکرده اند. این را جهت منکران! بگویم که در موزه های معروف دنیا، آثار درخشان امثال: «سلطانعلی مشهدی»، «میر علی هروی»، «میرعماد»، «درویش» و «میرزا»، در کنار دیگر آثار هنری پاسداری می شود.

•    نقش هنرمندان ایرانی در شناساندن این هنر در دنیا چگونه بوده است؟ و همین طور، خوشنویسان مازندرانی در این باره چه نقشی دارند؟


هنرمندان معاصر ایرانی، در چهل سال اخیر، در سراسر جهان به ارائه آثار خود و برپایی نمایشگاه ها می پردازند. جدای از مهاجران فارس و عرب، هنردوستان اروپایی و دیگر کشورها نیز به آن علاقه نشان می دهند.

دلیل آن رعایت قواعد زیبایی شناسی و توجه به اصول و مبانی هنر و استفاده درست از هارمونی رنگ و خط و رعایت سواد بصری و عوامل دیگر می باشد. نقش هنرمندان خوشنویس مازندرانی در این انتقال و معرفی قابل توجه است. نقش استاد فلاح و استاد شیرچی در این کار بسیار پررنگ است.

•    آقای اسکندری چرا خوشنویسی در مازندران، از سابقه طولانی در مقایسه با استان های دیگر، برخوردار نیست؟


دلیل این که در گذشته خوشنویسان مطرح زیادی در مازندران، مثل؛ شیراز، تبریز، نیشابور، ری، بخارا، اراک و... نداریم، اول  این است که ما هرگز در مازندران، دولت مرکزی و شهر بزرگ فرهنگی، نداشتیم. دلیل دیگر طبیعت مازندران است که در گذشته پوشیده از جنگل بود و مردم به صورت پراکنده در این محیط زندگی می کردند و دسترسی زیادی به استان های دیگر نداشتند.

به این خاطر، خوشنویسان مطرحی در استان نداشتیم. با این حال، افرادی مثل؛ «میرزا فتحعلی تنکابنی»، «میرزا محمد شفیع بندپی»، «تهمتن» و...، از دوره قاجار حضور یافتند و اکنون به خاطر ارتباط وسیع فرهنگی بین تمام استان ها و وسایل ارتباط جمعی، و نیز به ویژه وجود انجمن های خوشنویسان که از سال 1345 تاکنون گسترش پیدا کرد، افراد موفقی حضور یافتند.

بعد از انقلاب، اساتیدی مثل؛ «فلاح»، «شیرچی»، «بیژنی»، «خانلر زاده»، «اتحاد»، «فراست» و... ظهور کردند. الان در تمام شهرهای استان، شعبه ای از انجمن خوشنویسان وجود دارد و امید است که افراد موفقی را به تاریخ معرفی کنیم. رشد خوشنویسی در مازندران بسیار امید بخش است.

•    به نظر می رسد هنر خوشنویسی اکنون مغفول مانده؛ توصیه شما به جوانان علاقه مند به این رشته، در این برهه از زمان چیست؟


موافق این حرف نیستم که خوشنویسی مغفول مانده است؛ چرا که گسترش شعبات انجمن های و آموزشگاه های خوشنویسی نشان می دهد که مردم به این رشته گرایش خوبی دارند.

در سال های اخیر به دلیل ضعف مسوولین فرهنگی،  مقداری این گرایش کاهش یافت و استقبال از موسیقی غربی رواج یافت. خط ملی ما، خط نستعلیق است و از قرن نهم توسط «میرعلی تبریزی» ابداع شد و تا امروز به وسیله خوشنویسان بزرگی مثل؛ «کلهر»، «میرزا کاظم»، «عباس نوری»، «میرعماد»، «میرزا غلامرضا اصفهانی»، «میرحسین ترک» و...، این خط به کمال رسید و به دست ما امانت سپرده شد. «امیرخانی» جانشین ماندگار و شایسته این نسل است.


 توصیه ام به علاقه مندان این است که قبول کنند، خوشنویسی هنر سختی است و از قول «محمد رضا شجریان» که علاوه بر خوانندگی، خوشنویس خوبی است، می گویم: هنر خوشنویسی، هنر سختی است. بنابراین مشقت مشق را نباید فراموش کرد.

 هم چنین از کلاس های مناسب و افراد شایسته برای آموزش استفاده کنند؛ چرا که هر کلاسی، راهگشای علاقه مندان نیست.

•    استاد اسکندری، چطور توانستید در این رشته چنین فرد شاخصی باشید؟


فکر نمی کنم شاخص باشم؛ یکی از افرادی هستم که در کار و تمرین و تدریس مداومت داشتم. افراد شاخص، کسانی هستند که خارج از مازندران و ایران حضور دارند.

•    شما چرا به فکر مهاجرت نیفتادید؟


من خوشنویسی را دیرتر از بقیه، در سن 34 سالگی شروع کردم. شرایط سنی و مشغله کاری ام به عنوان معلم، شاید این فرصت را برایم ایجاد نکرد.

•    گویا در رشته های دیگری نیز فعالیت دارید؛ لطفا در این باره توضیح بدهید و سروده های تان و آثار مرتبط با این رشته هنری که در آن نیز فعال می باشید را تشریح نمایید.


بله، از سال 1348 مطالعه شعر و سرودن آن را با اشتیاق پی گرفته ام. از سال 50 تاکنون در مطبوعات استان و کشور به طور پراکنده آثارم به چاپ می رسد و در چند تذکره ی مربوط به شاعران مازندران در سال های اخیر به ثبت رسیده است.

 هم اکنون در انجمن ادبی مرزبان و در انجمن ادبی مازندران که در دفتر مرکز مطالعات ایرانی در ساری تشکیل می شود؛ عضویت دارم.

 دو سوم آثارم در قالب های سنتی، به ویژه غزل و بقیه در فرم نیمایی و آزاد است. گاهی نیز به زبان مادری (مازندرانی) می سرایم.

 این دلمشغولی نه از سر عمد که از ضمیر ناخود آگاه و ناگهانی، بُروز می کند. در واقع دریچه احساس، باز و از دل فوران می کند و محصول آن در دفتری با عنوان شعر ثبت می شود. در ایجاد این وضعیت، عوامل بیرونی و درونی متعدند. میزان مطالعه، توان تفکر، قدرت تخیل تا هجوم بی رحمانه غم ها یا شور اشتیاق به زیبایی ها، نانِ شعر را در تنور احساس می پزند که گاهی شور، گاهی بی نمک، گاهی خمیر، گاهی سوخته و گاهی نیز دندان گیر و مطبوع می افتد!

•    در آغاز این گفتگو اذعان داشتید که امیر پازواری و شعرهایش در کشور مظلوم واقع شده و به خوبی شناسانده نشده است؛ شما دلیل این امر را در چه می دانید؟


دوبیتی های «امیر پازواری» که وزن آن بسیار نزدیک به رباعی است، به دلیل ترجمه ناپذیری و تفسیر نشدن به زبان رسمی، در محدوده ی استان حبس و در سطح کشور مهجور مانده اند.

•    جایگاه امیر پازواری در شعر مازندران و کشور چگونه است؟


تنها شاعر مازندرانی که از گذشته نسبتا دور (شاید چهار قرن) اشعارش تا به امروز دهان به دهان نقل گردیده و ماندگار شده، امیر پازاواری است و هنوز هم از محبوبیت زیادی در استان و میان هم زبانان برخوردار می باشد و چاپ دیوانش هر چند - مخلوط و مغشوش- در سال های اخیر چشمگیر است.

 تعیین جایگاه امیر و مقایسه با دیگر شاعران معاصر که در همه ی فرم های ادبی شعر می سرایند کار درستی نیست. بی تردید (امیری) های او به لحاظ مضامین و تصاویر بکر، منحصر به فرد و پرمایه است.

•    برجسته ترین ویژگی شعر امیر چیست؟


به تمام معنی بومی است. تحت تاثیر هیچ فرهنگ غیر خودی نمی باشد و زیر تاثیر ادبیات گرانسنگ فارسی و عرفانی هم نیست. برگرفته از محیط زندگی و متاثر از مسائل جاری در روستا (دشت و کوه) و فرهنگ روستایی و آموزه های دینی است و دینداری او نیز در نهایت خلوص و عامیانه می باشد. با همین ویژگی می توان شعر امثال شیخ العجم یا امیر علی طبرستانی را از شعر او جدا کرد.

•     دلیل انتخاب امیر پازواری و شعرهایش توسط شما چه بوده است؟


توجه دادن معاصرین به ارزش های شعر امیر و کشوری کردن آن.

•    گرایش به شعر در شما کی و چگونه شکل گرفت؟


با همت و راهنمایی شاعر گرانمایه استاد «حجت حیدری سوادکوهی»، پنجاه رباعی انتخاب و به صورت چلیپا و به خط نستعلیق نوشته شد و بعضی سطرهای درخشان به صورت تابلو (قطعه ای ترکیبی و تزیین شده) ، تکرار گردید و اکنون با عنوان اشعار برگزیده از دیوان شاعر، چاپ شده است و هدف، آشنا کردن علاقه مندان شعر و خط استان و کشور به ویژگی های زبان مازندرانی و ارزش های معنوی آن می باشد.

•    دوسه سالی طول کشید تا راضی به برگزاری مراسم نکوداشت شوید؛ دلیل تان چه بود؟


هزینه ی سنگین این گونه مراسم، آن هم در زمان بی اعتنایی مسئولان و مدیران فرهنگی، خستگی و دردسرهای بسیار برای چند علاقمند جوان و احتمال به سرانجام نرسیدن آن و عدم تمایل اسپانسر به کار فرهنگی و نمود تنگ نظری ها و... 


•    نقش این گونه مراسم و نکوداشت را برای ترویج هنر و قدر دانستن هنرمندان چگونه می بینید؟


بسیار عالی. در چنین مناسبت ها و نکوداشت ها، نه تنها هنرها به بهترین اشکال عرضه و به سمع و نظر بینندگان می رسند، بلکه همدلی و الفت در این دیدارها و تجمع پدید می آید و هنرمندِ زحمتِ بسیار کشیده، - گاه فرتوت- نیز قدر می بیند و بر صدر می نشیند.

•    به نظر شما در رشته های مختلف، به ویژه عرصه شعر و خوشنویسی، می توان از چه هنرمندان دیگری در آیین هایی قدردانی کرد و هنر و تلاش شان را نکو داشت؟


از هنرمندانی که سال ها بی وقفه فعالیت هنری دارند و از محبوبیت اجتماعی و از سلامت نفس برخوردارند و در زمینه فرهنگ و کار خویش تاثیرگذار هستند.

همان ها که به قول حافظ :
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی     مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

•    دل تان می خواست در رشته دیگری چنین فرد ممتازی بودید؟


گاهی فکر می کنم کاش بین این دو رشته، یکی را انتخاب می کردم. مرحوم پدرم می گفت: از این شاخه به آن شاخه نپر. و الان می فهمم که حرف پدرم به جا بود و اکنون این توصیه را به دیگران دارم.

•    اگر بنا باشد دست به تغییری در شهر و استان تان بزنید، آن تغییر چیست؟


تغییر؛ بدون همکاری دولت و مسوولان فرهنگی میسر نمی شود. اگر مدیران فرهنگی حمایت کنند، می توانیم قائم شهر را به مرکز هنری استان تبدیل کنیم.

•    اگر بخواهید دست به انتخاب تصویری از مازندران بزنید، آن تصویر چیست؟


مازندران در کنار گیلان، نسبت به استان های دیگر، به دلیل این که استان های ساحلی و گردشگری بودند، کمتر از لحاظ سیاسی و فرهنگی رشد کردند. توانمندی های اغلب مردم در این استان بالقوه باقی می ماند. دلم می خواهد تصویری از مازندرانی که پایتخت فرهنگی کشور شده بزنم و الان هم فقط می توانم این تصویر را آرزو کنم.

•    به نظرتان هنوز فرصتی برای کشف و خلق هنری خلاقانه برای شما هست؟


کشف در هنر، کار بسیار سنگین و سختی است و خیلی جرات می خواهد. اولاً فرد باید به هنر گذشته، کاملاً مسلط باشد تا از درون آن هنر جدیدی خلق کند. خوشبختانه در سال های اخیر، هنر نوین خوشنویسی شکل گرفته که ترکیبی از هنر نقاشی و گرافیک است و مورد استقبال هم قرار گرفته است.

•    استاد شما چطور از پس نا امیدی ها برمی آیید؟


هرگز نا امید نبود.

•    واقعاً ؟!


بله. با توکل، زانوی اشتر ببند.

•    الگوی زندگی شما چه کسی بود؟


پدر و مادرم. چرا که با سختی ها مبارزه می کردند.

•    و مهم ترین درسی که از زندگی گرفتید؟


مهربان و خوش اخلاق باشیم.

*این گفت و گو پیش تر در ماهنامه"ارمون"منتشر شد.


  • قائم شهریپاسخ به این دیدگاه 0 0
    پنجشنبه 7 شهريور 1392-0:0

    خدارا شکر این مازندنومه یه گفتگوی فرهنگی منتشر کرد در این وانفسای تبلیغات و بحث هاو گفتگوهای سیاسی دست بچه های ارمون دردنکنه

    • جمعه 18 مرداد 1392-0:0

      چه جالب، فکرنمی کردم خبرنگاران سراغ معلم ها هم می روند از بس کسی سراغ ما را نگرفت

      • شنبه 22 تير 1392-0:0

        متاسفانه آقای صادقی حتی یک خبر کوتاه از رلسم نکوداشت این معلم افتاده قائم شهری که انصافاً خوب و با حضور تعدادی از دوستان خودتان آقای صادقی برگزار شد منتشر نکردید. چرا؟! شما که خودتان قاائم شهری هستید و خبرنر هم دارید. این مراسم و نکوداشت به اندازه برگزاری کارگاه خانم سعادت در آمل ارزش نداشت؟! چرا اینقدر غریب نوازید شما آخر؟!!


        ©2013 APG.ir