تعداد بازدید: 2161

توصیه به دیگران 2

پنجشنبه 27 تير 1392-1:32

صدسال عشق به ایران

ستوده نامه(6)/از عکاس خواستم که نیم تنه استاد را نشانه رود تا آثار عزلت نشینی او به چشم آید،اکنون اما خوشحالم که او به سرنوشت فردوسی بزرگ دچار نشد تا ما را قرن ها گرفتار لعن آیندگان کند.


مازندنومه،قوام الدین بینایی:نام دکتر منوچهر ستوده برای هر محقق و پژوهشگری آشناست.نخستین بار که او را در سال 1382 با ظاهری نه چندان خوشایند در کنج تنهایی باغ های سی سرا دیدم،نمی دانم چرا غمی گران بر قلبم نشست و احساس کردم که فردوسی از جور زمانه به مازندران پناه آورده است.

مردی با آن همه آثار گرانسنگ،صادق و صمیمی و بی ریا و پرخاشگر هر کژی و ناراستی گرفتار حقد و حسد ناسپاسان سیاس گردید.

حتی به هنگام عکس گرفتن از عکاس خواستم که نیم تنه استاد را نشانه رود تا آثار عزلت نشینی او کم تر به چشم آید(در گستره مازندران-دفتر سوم)،اکنون اما خوشحالم که او به سرنوشت فردوسی بزرگ دچار نشد تا ما را قرن ها گرفتار لعن آیندگان کند.

صدسال عشق به ایران بزرگ،سرزمین های فرارودان و زادگاه خود مازندران و صفحات شمالی کشور،بیش از صد اثر جاودانه بر جای نهادن و ده ها نسخه خطی را تصحیح و تنقیح کردن.

طنین صدای او یادآور قهرمانان اسطوره ای شاهنامه است.سلامت او آرزوی ماست.

 و دست مریزاد به آقای صادقی-سردبیر مازندنومه-که کار ارزشمندی را پیشه کرده که آثار نیک آن تا ابد خواهد ماند.

 



    ©2013 APG.ir