تعداد بازدید: 6725

توصیه به دیگران 11

جمعه 19 مهر 1392-23:35

این جا چلاو است

 «چلاب» و «چلاو» به معنی باران تند، با شرایط محیطی این دیار، تطابق کامل دارد...


مازندنومه، رقیه توسلی:(این نوشته در تازه ترین شماره ماهنامه ارمون منتشر شد که برای بازنشر در اختیار ما قرار گرفت.اطلاعات این نوشته از گزارش مبسوط جناب آقای علی ذبیحی -پژوهشگر آملی- درباره روستای چلاو استخراج شده است.)

چای داغ تان را بردارید و با صدایی آرام به این دهستان پا بگذارید، آن وقت خودتان می بینید که چگونه گاهی از دیدن، چشم ها به نفس نفس می افتند و رویا و واقعیت درهم غوطه ور می شوند.

می بینید که لحظه به لحظه سفرتان چگونه به رنگ های دلپذیر هستی، گره می خورد و مردمک هایتان بیشتر زندگی می کنند. این منطقه جنگلی و کوهپایه ایی که دیدنش هر تشنه ای را سیراب می سازد، دهستان چلاو است .


چلاو، روستایی ییلاقی در مازندران و در همسایگی رشته کوه های البرز است. همسایه بادها و ابرهایی که می آیند و در دره های این روستا می چرخند و می بارند و هر بار درختان سبز بیشتری را به این سرزمین پیشکش می کنند .


سرزمینی که در 25 کیلومتری شهر آمل و در شرق جاده هراز قرار دارد و از هفت آبادی به نام های پاریمه، پاشا کلا، نجارکلا، تیار، گنگرج کلا، چم بن و زرخونی، تشکیل شده است .


باران، درخت و جنگل؛ آدرس سرراست این ییلاق رویایی است. سرزمینی که سال هاست میان کوه و دره روزگار می گذراند و مردمان مهربانش، قصه نیاکان شان را هر روز، در گوش ابرها و علفزارها می خوانند .


به دلیل ییلاقی بودن منطقه، شرایط جوی مناسب و مهمان نواز بودن مردمانش، هفت آبادی چلاو؛ در تابستان ها پرجمعیت تر می شود .


در چلاو؛ دیدن خانه های روستایی با ایوان های چوبی و تنورهای پرآتشی که شعله ور است و ترق و تروق به راه می اندازند تا برای پخت نان محلی آماده شوند و بوی روزهای آفتابی اش، حال آدم را خوش می کند.


باید به این دیار آمد. به جایی که چشم ها، مدام می دوند و گوشه ای خاک نمی خورند و در طراوت و عشق، شناورند. به جایی که قلب ها، هر روز عاشق تر از شهر، می تپند.


باید به این سرزمین آمد و مزه زندگی در دامنه کوه؛ با آهنگ باران های همیشگی و هوای نوازشگرانه را چشید. باید چلاو زیر و رو کننده را سفر کرد.


این جا چلاو آمل است. سرای مردمانی که میان عاشقانه های بزرگی، چون؛ کوه، رودخانه، آسمان و جنگل، هر روز مومنانه ترین نمازهایشان را می خوانند و در چشمه پرآب روستایشان، غبار از صورت زندگی می شویند. خانه آدم هایی که بسیار خرم و محجوب اند .


در باب نام چلاو، روایت های متفاوتی است. از آن جمله، وجود «چهل آبادی» و «چهل چشمه» اما در تاریخ طبرستان که قدیمی ترین سند موجود است و از این دهستان صحبت به میان آورده، آن را به صورت «شلاب» ذکر کرده که «چلاب» و «چلاو» به معنی باران تند، با شرایط محیطی این دیار، تطابق کامل دارد .


این ییلاق کوهستانی، پر از مراتع سرسبزی است که گوش به کوچ بهاره و پاییزه می سپارند، به دستانی که هرروز گاوهای پرشیر را می دوشند و ماست و پنیر و دوغ و کشک و آرشه  می سازند .


اهالی خستگی ناپذیر و هنرمند این منطقه؛ در صنایع دستی شان، طرح و رنگ را می فهمند و هرروز با عشق و هنر، خالق؛ جاجیم، چادرشب، جوراب پشمی، کلاه نمدی، چوقا، گچه، عصا، جوله، گترا، گلز و گرشن اند .


این جا چلاو است؛ منطقه مرطوبی که نشستن و نگاه کردن و قدم زدن در آن می چسبد. می چسبد که گاهی برخیزی و کفش های کوهنوردی ات را به پا کنی و به راه بیفتی. در دل رنگ های سبز و آبی، گام برداری و جرعه جرعه اکسیژن خالص بنوشی .


از فاصله دور و نزدیک، طبیعت کوهستانی این ناحیه؛ با نقاشی دام های پراکنده در دشت، بهت زده ات می کند. باور داری که هست اما گاهی رویارویی با این همه زیبایی، سخت تسخیرت می کند.


جنگل پیمایی می کنی و در تار عنکبوت های باران خورده و قاصدک های سفید، محو می شوی و از دل نغمه پرندگان و هوهوی تند بادها می گذری و بیشتر در عطر خوش چلاو، غوطه ور می شوی.


اگر آوای نی یا «لله وا»ی چلاو هم قسمت گوش هایت بشود، دیگر غرق این سرزمین خنک و خیس خواهی شد. غرق هنر بومیانی که دنیا را به شنیدن سوز این ساز می خوانند. به شنیدن منظومه های عاشقانه ای چون؛ «صفیه خاتون»، «رعنا و نجما»، «طالب و زهره».


اگر روزی مسافر این دیار روح نواز شدی، پلک هایت را باز بگذار. بگذار چلاو در دالان تو در توی ذهنت جا خوش کند و پیاله های پربخار چایش، در جانت بنشیند و آرامت بسازد. بگذار این سرزمین مهربان، به قلمرو دیدنی های باورنکردنی ات، اضافه کند .


اهالی چلاو، اهل قشلاق و ییلاقند. قشلاق شان؛ روستاهای بلیران، شهنه کلا، میله، خرمون کلا و تش بندان است و بعضی خانوارها هم به دلیل آب و هوای مساعد منطقه، از ساکنین ثابت به حساب می آیند.


«چلو رود» رودخانه مهم این گستره است و «رودبار تیار» و «گنگرج کلا» از شاخه های اصلی آن می باشند و در محیطی کاملا جنگلی جریان دارند .


تامین معیشت مردمان این منطقه؛ با صنایع دستی، کشاورزی، زنبورداری و دامداری است و سرزمین زنبور عسل، اسب، گوسفند، گاو، مرغ و جوجه ای که تنها نامی از آن ها هر بار در کتاب های کودکان شهر می شنوی، این جاست .


می گویند؛ در این خطه؛ جانورانی چون؛ گوزن، قرقاول، سنجاب، دارکوب، خرگوش، گرگ، خرس، پلنگ، کبک، عقرب و... زندگی می کنند .


آسمان روشن چلاو، بسیار دوست داشتنی است و قامت بلند و سبزش، در خاطر هر رهگذری باقی خواهد ماند. برای کسی که این دنیا را از نزدیک ببیند، چمنزار و دره و مرتع و آن گله های سرخوشی که هربار؛ رهاتر از باد می دوند و درختان افرا، راش، بلوط، گردو، سیب، گلابی، گیلاس و گل های بنفشه، پامچال و آلاله هایش فراموش ناشدنی است .


با مه غلیظ چلاو، سرما در پوست صورتت جا خوش می کنند و تازه تازه می فهمی که ییلاق، چه طعم سرد نازنینی دارد. این جا خاطره چوبدستی بلند چوپان، سگ سفید گله و اسب هایی که بار می برند، در ذهنت حک می شوند و ثانیه به ثانیه سفرت با چاشنی طبیعت آمیخته می گردد .


هرچه که بیشتر می کاوی، مطمئن تر می شوی که دوستانه ترین سرزمینی که تا به حال به آن سفر کرده ای، دهستان چلاو است. سرزمینی که باید از خاک پر برکت، مراتع پر دام و درختان پر محصولش، گفتنی ها سرود.


از آیین های بومی مشترک و مرسوم میان این منطقه و نقاط دیگر مازندران، می توان به جشن تیرماه سیزده شو، آش آخر چهارشنبه، جشن های سنتی عروسی، نخل گردانی در ایام محرم و آیین مارمه اشاره کرد .


چلاو؛ دارای اماکن زیارتی و مذهبی متعددی در آبادی های خود است. از آن جمله: امام زاده سیف الدین و امام زاده یحیی در گنگرج کلا و امام زادگان صالح و شجاع الدین در پاریمه و امام زاده جعفر در نجارکلا می باشد و از این دیار عالمان و بزرگانی چون ملا صالح و ملاهادی مازندرانی، علیقلی اقبال مازندرانی، میرزا علی محمد چلاوی، ملامحمد حسن چلاوی و حیدر علی و محمد علی خاکی و... برخواستند و برهه ای از زمان و تاریخ این منطقه را ثبت کردند .


هر وقت کوله پشتی هایتان خواستند دوباره از گنجه بیرون بیایند و به سفر بروند، جایی آسوده تر و دلرباتر از چلاو سراغ نداری که در گوش هایشان زمزمه کنی.


تردی این دهستان ییلاقی، مثل همان سفره بی ریایی است که مردمان این سرزمین هر بار به نشستن دورش، دعوتت می کنند. پس چای داغ تان را بردارید که چلاو، سخت زیبا و ساده و مهربان است.


  • جمعه 17 آبان 1398-12:59

    با عرض سلام
    ميخواستم بدونم در چلاو منطقه اي به نام
    زانو محله يا سلطان شهر وجود داره؟

    • دوشنبه 5 بهمن 1394-13:18

      سلام و خسته نباشید
      تشکر از مطالب خوب سایت شما
      می خواستم بدونم در این فصل یعنی زمستان امکانش هست در اونجا اقامت کنیم ایا جاده بسته نیست
      ممنون از لطف شما
      اگر شمار ه تلفنی باشه جهت تماس در خصوص وضعت هوا ممنون می شوم

      • فتحعلی غفاریپاسخ به این دیدگاه 1 0
        جمعه 8 آذر 1392-0:0

        چرا عکس سنگچال گذاشتین علی آقا عزیز !

        هر نوعی عکسی بخواهی من در اختیارت قرار میدم هر وقت بخواهی .ممنون دس درد نکنه.

        • علی ذبیحیپاسخ به این دیدگاه 1 0
          شنبه 16 آذر 1392-0:23

          سلام فتحعلی عزیز
          عکس به انتخاب بنده نبود.
          اما « چه خواجه علی و چه علی خواجه » پایداری منطقه آرزوی همۀ ماست.
          با ارادت

        • دوشنبه 27 آبان 1392-0:0

          خانم توسلی ، همانطور که دوست عزیزی بنام کوروش هم ذکر کردند چلاو از 9 آبادی تشکیل شده نه 7 آبادی.....گویا فراموش کردید 2 آبادی که اتفاقاً یکی از معروف ترین منطقه های چلاو و بنظرم زیادی هم آباد است (سنگچال ) و دیگری از بکرترین و زیباترین منطقه های چلاو است ( گت کلا ) یاد کنید.....

          حالا یا غرض و قصد خاصی داشتید که جای بسی تأمل است و یا اطلاعات کافی در این زمینه نداشتید که بنظرم برای کسی که ادعای نوشتن در سایتی عمومی را دارد ، بسی جای تأسف است.

          • بهزاد عمرانیپاسخ به این دیدگاه 1 0
            چهارشنبه 7 آبان 1393-1:11

            با سلام. به اطلاع همه دوستان در این بخش میرسانم که دهستان چلاو تا 700 سال پیش شامل 9 روستا از جمله سنگچال و گت کلا بود. ولی بعد از ورود پسران کاظم کرد عمران و خرید ملک سنگچال که اسناد ان موجود است مطابق سند فروشنامه مرز بین چلاو و سنگچال مشخص و در ان سند به سامون دره شهرت دارد. از ان تاریخ به بعد چلاو دارای 7 روستا شد.در ضمن چلاو به معنای باران تند نیست. بعد از ورود اعراب به ایران چون در زبان عربی (چ) به (ش) تلفظ میشود چلاب را شلاب و یا مثلا چالوس را شالوس نامیدند.

          • رمضان زمانیپاسخ به این دیدگاه 7 0
            دوشنبه 6 آبان 1392-0:0

            با سلام مطالب بسیار جالبی بود چلاو کجه سنگچال کجه گنگرج هسمه

            • دوشنبه 6 آبان 1392-0:0

              به باران تند ((شلاب)) هم گفته می شود .منطقه بابل کنار

              • شنبه 27 مهر 1392-0:0

                منصور عمران دوست عزیز چرا دنبال جدایی و فرق گذاشتن هستی...چلاو و سنگچال یک طایفه هستن....به همه اون منطقه میگن چلاو که شامل 9 روستاست....چرا با تبصره های بی منطق با هم متحد نیستیم....این مشکل رو بیایید از بین ببریم...متحد باشیم

                • منصور عمرانپاسخ به این دیدگاه 3 0
                  جمعه 26 مهر 1392-0:0

                  عکسی که گذاشتین مال هیچ کدوم از هفت روستایی که نامبرده شد نیست.

                  عکس مربوط به سنگچاله

                  • سه شنبه 23 مهر 1392-0:0

                    با سلام بهتر بود از منطقه عکس میذاشتین

                    با نشکر

                    • روح اله مهدی پورعمرانپاسخ به این دیدگاه 4 3
                      يکشنبه 21 مهر 1392-0:0

                      1 - چلاو ، روستا نیست بلکه مجموعه ای از روستاهای ییلاقی است که درتقسیمات جغرافیایی به آن دهستان می گویند مثل دهستان لاریجان ویا نمارستاق و...

                      2 - بعضی از روستاهای چلاو مانند سنگچال ویا گنگرج کلا دارای سوابق تاریخی هستند که دراین مقاله کمتر به آن پرداخته شده است .

                      3 - به پیشینه ی معیشتی واقتصادی ودستاوردهای دیگراین حوزه ی زیستی اشاره ی کافی و وافی نشده است .

                      4 - امیداست درگزارش های بعدی به این مسائل پرداخته شود .

                      5 - با تشکر از تهیه کننده و منتشرکننده ی این گزارش اقلیمی .

                      • بهزاد عمرانیپاسخ به این دیدگاه
                        جمعه 9 آبان 1393-22:42

                        با سلام. اقای مهدی پور عزیز در بند دوم اظهار نظرتان فرمودید بعضی از روستا های چلاو مانند سنگچال که این امر اشتباه است. اگر منظور شما از چلاو جغرافیای 700 سال به قبل چلاو است بله درست است سنگچال جزیی از چلا بود ولی در عصر حاضر جفرافیای چلاو محدود شده و به همان هفت محل مذکور منهای سنگچال و گت کلا اطلاق میشود. متشکرم


                      ©2013 APG.ir