تعداد بازدید: 2168

توصیه به دیگران 1

يکشنبه 1 دی 1392-14:27

انتقاد علیرضا قزوه از فرزندان سلمان هراتی

اگر بزرگی دارید، از شعر پدرتان است

مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری گفت: پسر سلمان هراتی می گوید پدرم روانی بود و دخترش می گوید سلمان هراتی شعر عاشقانه هم داشت!


مازندنومه: علیرضا قزوه –شاعر انقلابی و مدیر مرکز آفرینش‌های حوزه هنری – دیروز در مراسم گرامیداشت نخستین سالگرد درگذشت خلیل عمرانی -شاعر پیشکسوت انقلاب اسلامی- اظهاراتی درباره خانه خانه شاعران مطرح کرد که خبرگزاری مهر آن را این گونه بازتاب داد: «دیگر چاره‌ای نداریم جز اینکه این خانه که از اموال بیت‌المال است را از دست این چهار ـ پنج نفر حاضر در آن خارج کنیم؛ خانه‌ای که وابسته به حزب منحله مشارکت است و سالانه چند صد میلیون تومان از اموال بیت المال پول می‌گیرد.»


مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در بخشی از صحبت های خود با اشاره به بزرگداشت سلمان هراتی که چندی پیش در تنکابن برگزار شد، گفت:« فرزند 28 ساله شاعری که در 27 سالگی فوت کرده است را خانه شعر طوری پرورش داده که آن چنان رفتاری را در آن مراسم از خودش نشان داد. به پسرش می‌گوییم بیا و به احترام شاعرانی که هزاران کیلومتر دور از شهر شما هستند و تنها به خاطر احترام پدرت به اینجا آمده‌اند، در مراسم بزرگداشت پدرت حاضر شو، اما او می‌گوید شما دولتی هستید و بعد بروشوری می‌نویسد و توزیع می‌کند که در آن نوشته است پدرم روانی بوده و حرف‌هایی از این دست».

قزوه ادامه داد: «من تعجب می‌کنم در روزگاری که مردم برای پدران شان اصل و نسب می‌سازند، چرا این رفتار از آنها سر می‌زند؟ و کسی نیست به آنها بگوید که اگر بزرگی دارند، از شعر پدرشان است.»

وی افزود:« در همان مراسم دختر این شاعر از انتهای سالن فریاد می‌زند که پدر من شعر عاشقانه هم داشت. من می‌گویم 95 درصد شعر سلمان، انقلابی بود و اگر بنا باشد او را به شعر عاشقانه بشناسیم، تا وقتی که شاملو، منزوی و امثال آنها هستند که نوبت به پدر تو نمی‌رسد.»

گفتنی است علیرضا قزوه فردا-اربعین- مهمان شاعران ساروی است.


  • محمدعلی رضاپورپاسخ به این دیدگاه
    يکشنبه 15 دی 1392-21:19

    سلام بر همه ی بزرگان ادب این سرزمین وهمه ی دوستدارانشان.به نظرم اگر جناب قزوه وامثال ایشان واقعا حرف دلشان را در شعرها و رفتارهای سیاسی شان منعکس می کنند وبه آن مبانی پایبندند،دیدگاهشان قابل احترام است .ضمناای کاش شعرهای عاشقانه ی جناب سلمان هراتی را هم می دیدیم.مگرچه عیبی دارد؟در اسلام،انسان بایدچندبعدی باشد.ولی انصافا دست کم بعضی ازاشعارانقلابی اش،از نظر شعری جایگاه والایی دارد و زدن آنهابا چوب سیاسی خوانی، منصفانه نیست.راستی:من خودم چندمجموعه ی ادبی شعرونثر آماده ی چاپ دارم ولی خرج زندگی آن قدر هست که نوبت به اختصاص مبلغی برای چاپشان نمی رسد و از هیچ نوع حمایت دولتی هم برخوردارنیستم وخیلی دنبالش هم نیستم.
    کاش به جای نویسندگی،بازیگوش(بازیکوش) آن هم از نوع فوتبالی اش می شدم!!!
    ترکیب بند ی طولانی هم در این گلایه مندی سروده ام.خلاصه://خوش به حال تو مردبازیگوش!/حال ،مال تو مرد باریگوش!//ماکه اوت ایم درزمانه و ،گل/به جمال تو مرد بازیگوش!//برترین رویداد دوره ی ماست/فوتبال تو مرد بازیگوش!///من بیچاره اهل فرهنگ ام/دور ازتو!عجیب دلتنگ ام///

    • جناب آقای پاشاپاسخ به این دیدگاه 2 1
      دوشنبه 9 دی 1392-20:39

      در سابقه شما انتخاب خانم شما در دوره ای شعر نقطه سر مرز و دوره ای شعر علوی با داوری خودتان ثبت شده است محبت فرموده ما را مس کنید
      اینقدر منصف تشریف داشتید ما نمیدانستیم؟

      • سیاوش اقاجانپورپاسخ به این دیدگاه 1 1
        جمعه 6 دی 1392-10:27

        بسیار متاسفم از اینکه ما شعر را هم با جریانهای تفکراتی خودمان مورد قیاس قرار می دهیم

        • مرتضی لطفیپاسخ به این دیدگاه 9 0
          سه شنبه 3 دی 1392-23:35

          برای آقای علیرضا قزوه بابت اظهارات اخیرشان

          برگیر آینه، بنشین روبروی خویش
          شاید دمی عجب کنی از رنگ و روی خویش

          دستی که دور گردن دنیا فکنده ای
          آخر طناب می کنی اش بر گلوی خویش

          وین چنگ غارتی که تو بر شعر می زنی
          پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش*

          فریاد بیهده است که سر می دهی رفیق
          زنهار پاره می کنی آخر گلوی خویش

          بس گرد و خاک می کنی اما پیاده ای
          داری هلاک میشوی از های و هوی خویش

          گیرم وضو به چشمه ی خورشید کرده ای
          باطل مکن به سهو دمادم وضوی خویش

          جز تخت و بخت و مال چه بودت تمام عمر
          پس تنگ کرده ای زچه رو خلق و خوی خویش؟

          امید بخش میکده بودی و ای دریغ
          بر سنگ توبه سخت شکستی سبوی خویش

          هی چرخ گشت و گشت ، تو هم خوب گشته ای
          بادت به دست بوده هم از جستجوی خویش

          دریا دلش به سنگ تو برهم نمی خورد
          این سنگریزه را بنشان پیش جوی خویش


          *: مصراعی از صائب

          • سه شنبه 3 دی 1392-21:46

            باورش سخته که متن فوق را یک هنرمند نوشته باشه . من که اقای قروه رو نمی شناختم با خواندن این متن با روحیات ایشان آشنا شدم . این مایه تاسفه اما گویا ایشان عنوان شاعری را یدک می کشه ولی هویت یک شاعر رو نداره. چرا که از اصول اولیه نقد احترام است که در نوشته های ایشان دیده نمی شود...

          • ولی اله پاشاپاسخ به این دیدگاه 8 0
            دوشنبه 2 دی 1392-17:14

            چند سال پیش که قزوه دبیر جشنواره شعر فجر -یادم نیست چندمین جشنواره شعر فجر بود - مصطفی علیپور یکی از شاعران نام اشنای تنکابنی که با هم سابقه داوری چند چشنواره شعر در سطح ملی را داشتیم با من در خصوص داوری جشنواره شعر فجر صحبت کرد و گفت در حوزه هنری اقای قزوه به ایشان سپرد که چند نفر را برای داوری معرفی کند. علیپور به من گفت برای داوری امادگی داری ؟ گفتم از من خواسته شد شعر بفرستم و من هم فرستادم بنابراین نمی توانم بعنوان داور شرکت کنم. علیپور گفت من با قزوه صحبت میکنم تا اثارت را از بخش مسابقه خارج کند که بتوانی در بخش داوری شرکت کنی.به علیپور گفتم با شناختی که از اقای قزوه دارم بعید میدانم امثال من که در باند ایشان نیستم را بپذیرد.ماجرا اینگونه شد که به ایشان قول داد که انجام دهد بنابراین شعرهایم را از بخش مسابقه حذف کرد و وقتی اسامی داوران در روزنامه جام جم منتشر شد نام من نبود.به علیپور زنگ زدم و ماجرا را برایش گفتم. بنده خدا غلیپور اظهار تاسف کرد. به قزوه زنگ زدم و بسیار تند با او صحبت کردم و ایشان در مصاحبه با نشریات از کم لطفی امثال من - بدون ذکر نام - یاد کرد و از عدم پذیرش دبیری جشنواره در دوره های بعد بخاطر همینگونه موضوعات یاد کرد !!
            جالب اینکه در همان دوره مرحوم صفار زاده هم داور بود و هم نفر اول در بخش شعر سپید انتخاب شد !
            حالا این اقا با چسباندن انگ سیاسی به خانه شاعران - جرا که اعضای هیات مدیره آن از جناح فکری ایشان نیستند و دستش از باند بازی در این خانه کوتاه است - بعنوان فعالترین و غیر دولتی ترین مرکز شعر که امثال قیصر امین پور و خانم راکعی و... در ان حضور داشته و دارند (که البته خالی از اشکال نیست نمونه اش جولان دادن گروس عبدالملکیان بخاطر حضور پدرش )؛را متهم میکند!
            کاش آقای قزوه واقعا دلش برای شعر و شاعرانی همچون سلمان هراتی می طپید و بدنبال منافع شخص خود نبود!

            • دوشنبه 2 دی 1392-16:42

              اقای قزوه ! از اعتبار و نام شاعران باکی همچون سلمان هراتی برای خودت...خواهشا شما دم از بیت المال نزن!!

              • يکشنبه 1 دی 1392-21:19

                رسول هراتی

                بارها در سالن ها آمد شعرهای تکراری پدرش را از زبان این و آن شنید و هدیه و پول گرفت و رفت . لوس شد باور کنید آخرین بار که سال 89 - 90 آمدند در سالن شهسوار مطمئن بودم که اینها متوع هستند . اینطور هم شد . شعرهای عاشقانه هرتاتی را نشان بدهید اگر دولت همین دولت و همین شاعران دولتی از او حمایت نکنند باید بری صندوق خانه نگاه داری !!
                چند شعر سلمان ارزشمند است آنهم به لحاظ ایده انقلابی نه بابت تکنیک های شعری اش .
                بهتر است واقعیت ها را یک نفر به این بچه ها بگوید . دکتر قزوه قدمت روی چشمان مردم ولایتمدار مازندران خوش آمدی . فردا در سازمان بهزیستی شما را در آغوش میگیریم

                • يکشنبه 1 دی 1392-18:42

                  شعر در همه ادوار خریداران خاص خودش را دارد. اینکه با تعبیر شاعر دولتی شاعری کوبیده شود اوج بی انصافی است. شاعر چه دولتی باشد و چه نباشد، ملی است و بعضاً مکتبی و انقلابی. سلمان یکی از مفاخر مازندران بود و فرزندانش بر ساحت پدرشان جسارت روا داشتند و از دیدگاههایشان پیداست (اگر درست نقل شده باشد) که خیز فکری آنها به چه سمتی است.
                  قزوه هر چه باشد انقلابی است و روحش با انقلاب عجین شده است. اگر منظورتان این است که شاعر الزاماً باید با حکومت و دولت درگیر باشد و آن را قبول نداشته باشد که این خیلی وقت ها مطلوب شما هم نیست. اینجوری یعنی ما فقط شاعرانی را قبول داریم که علیه دولت و نظام باشند و الزاماً طرفدار سرسپردگان و دلسپردگان به مدنیت و مدپرستان و عاشق پیشگان و استعمارگران و ایادی آنها باشند.
                  این همان دردی است که بداخلاقی های اعتقادی برخی از خانواده ها را فرا گرفته و البته از قدیم هم سابقه داشته است. کما اینکه فرزندان آیت الله طالقانی آنگونه از آب در می آمدند و یا فرزندان برخی از بزرگان جور دیگری می شوند. سلمان هم یکی از این نمونه ها است.

                  • يکشنبه 1 دی 1392-15:4

                    جدا از جنبه های هنری قزوه یک شاعر دولتی است.این نکته را که پسر سلمان هراتی دروغ نگفت. قزوه به جای اینکه قضاوت کنه که بزرگی فرزند از پدره یا از خودش،کمی به خودش بیادو از نام پدر دیگری برای خودش نان نپزه.

                    • يکشنبه 1 دی 1392-20:40

                      هنر مند دودسته هستند عده جیره خوار هستند که هنر شان بدرد همان های می خورد که به آن ها جیره می دهند دسته دیگر برای مردم می نویسند ورندگی سختی را تحمل می کنند ولی نوکر هیچ کس نمی شوند.

                      • دوشنبه 2 دی 1392-9:33

                        سلمان که برای دولت ننوشت، دیدگاه خودش را بیان کرد ، حال اگر کسی دیدگاهش با دیدگاه دولت وقت شبیه بود آیا او الزاما دولتی است . پس با این حساب همه هنرمندان ما دولتی هستند چون برخی ها طرفدار اصولگرایان هستند و در زمان انها دولتی می شوند و برخی هم مخالف اصولگرایان هستند که در زمان تصدی اصلاخ طلبان دولتی می شوند ، حالا بفرمایید کی دولتی نیست


                    ©2013 APG.ir