تعداد بازدید: 3885

توصیه به دیگران 1

جمعه 4 بهمن 1392-18:17

ناگهان از سرایِ شش در رفت

پیکر اسفندیار زرکوب در خاک آرام گرفت/خبر+شعر+عکس


مازندنومه: بعد از ظهر امروز مراسم تشییع جنازه اسفندیار زرکوب تهرانی – شاعر و پیشکسوت مطبوعات مازندران- از مسجد جامع به سمت آرامگاه ملامجد الدین ساری برگزار شد.

به مناسبت درگذشت این شاعر و ترانه سرا، شعبان کرمدخت –شاعر بابلسری- غزلی سرود که در ادامه آمده است.

 از احسان مهدیان و منصور علی اصغری بابت  ارسال شعر و عکس ها سپاسگزاریم.

  « اسفندیار »

شعبان کرمدخت

 

 ناگهان از سرایِ شش در رفت

آنکه آیینه بود یک سر، رفت

با صدایی شکسته در باران

مثل گل های باغ، پر پر رفت

 گریه کن شعر! با گلویی گم

آه!چامه سرایی دیگر رفت

آنکه در چشمهاش زیبایی

بر لبش بود شعر و شکر رفت

سمت زیبای آسمانی خویش

بال در بال با کبوتر رفت

 آه  از این دشت، ماه  کوچیدست

 آه این باغِ گم، صنوبر رفت

 دیدی ای چرخ ناگهان، بی گاه

 آن صدای نجیب آخر رفت

 آه، اسفندیار شعر و سخن

 ناگهان از سرای شش در رفت

*مطالب مرتبط:

ما خیلی تنها هستیم

اسفندیار زرکوب درگذشت

 


  • شنبه 5 بهمن 1392-16:17

    زخم کهنه ای به نام محرومیت سوادکوه به قلم عالم جوان سوادکوهی در سوادکوه20و کویر سبز

    • شنبه 5 بهمن 1392-8:39

      خدایش رحمت کند. جناب مدیرکل سر صحنه فوت ایشان رسیدند!؟

      • شنبه 5 بهمن 1392-1:3

        وجدانا اگر اسفندیار مرده عکس زندهها برای چی زده میشه؟؟؟؟؟؟؟
        از جسد مرده هم استفاده تبلیغاتی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        مازند نومه خدا بیامرزه اسفندیار روزنامه های مازندرانو جرات پخش این کامنتو داشته باش

        • غلامعلی رنجبرپاسخ به این دیدگاه 1 1
          جمعه 4 بهمن 1392-20:13

          در زمانه ای که مرگ نزدیک است
          چه زود رخت سفر بر تن کرد
          در مسابقه برای رفتن
          از همه جلوتر رفت
          اسفندیار شعر ما هم
          با تمام اخلاص خویش
          گذاشت دنیای فانی را
          دیدی چگونه آخر رفت؟
          در اوج پختگی و تاثیر
          تنها گذاشت نوباوه های خویش
          نکبت دنیا رها کرده
          توشه آخرت در انبانش پر
          لبخند زنان آن گل احمر رفت
          زندیق هم در رسایش می گرید
          رانت خواران سیه کردار
          جاری کرده اند قطره های اشک
          گرد غم عبوس کرده چهره ها
          سوالی است او هم آخر رفت؟
          ساری غم زده در فراغ او
          پایان لبخندهایش همه دیدند
          شاید با او همه خندیدند
          گرچه خیس بود چشم ها
          چشمه ای از صفایش دیدند
          اسفندیار سخن عاقبت
          سخن بر زرکوفت مظفر رفت
          باشد تا پایندگی سرزندگی کنیم
          آوازه شعر او با خاطره مهر او
          تا وقت باقی است زندگی کنیم
          در وقت تنگ مهرورزیدن
          چون اسفندیار باید زیست
          به زر کوفته باید رفت
          گرچه این معری بیش نیست
          کم ز ران ملخ از مرد گنگ زبان
          به سلطان سخن اسفندیار
          تقدیم باید کرد مکرر رفت

          • احسان مهدیانپاسخ به این دیدگاه 3 0
            جمعه 4 بهمن 1392-18:57

            ... روح اسفندیار زرکوب شاد باد

            • محمدرضا کوزه گر کالجیپاسخ به این دیدگاه
              شنبه 5 بهمن 1392-12:49

              به نام خدا
              در کمال ناباوری خبر جانسوز درگذشت هنرمند پیشکسوت و فرهیخته شاعر و نویسنده ی توانا استاد اسفندیار زرکوب تهرانی را باخبر شدم.از روز اولی که با ایشان آشنا شدم ایشان را هنرمندی وارسته مهربان و دلسوز و کوشا دیدم.کوچ ابدی استاد زرکوب را نخست به همسر بزرگوار و فرزندانش و سپس به جامعه ی مطبوعاتی مازندران و نویسندگان و شاعران مازنی تسلیت و تعزیت عرض می کنم . به واقع که ازدست رفتن وجود نازنین زرکوب عزیز ضایعه ای بزرگ برای جامعه ی مطبوعاتی استان محسوب می شود.این جملات را برای مرحوم زرکوب سروده ام:
              روحی به سپیدی ابر
              و به لطافت باران داشت
              سرتاپای وجودش
              در تسخیر مهربانی بود
              لحظه هاش
              سرشار از عشق و صداقت
              محبت در نگاه هماره عاشقش
              آشیان داشت
              بعد از مدتها تحمل بیماری
              پرنده ی روح آسمانی اش
              تاب نیاورد
              ماندن در این کره ی خاکی را
              به ناگاه
              قفس تن را
              شکست
              و به سوی عرش حق
              بال پرواز گشود
              ودر جوار رحمت خدا
              آرام گرفت
              روحش غرق در رحمت و آرامش باد
              محمدرضا کوزه گر کالجی متخلص به قنبر ثانی

              • از خدا چه پنهانپاسخ به این دیدگاه
                يکشنبه 6 بهمن 1392-8:18

                حضرت کوزه گر جان:
                عد از مدتها تحمل بیماری پرنده ی روح آسمانی اش تاب نیاورد

                جمله زیبایی است ولی توهم شعری برایش نداشته باشید . روحش شاد و ....

                • محمدرضا کوزه گر کالجی پاسخ به این دیدگاه
                  يکشنبه 6 بهمن 1392-13:32

                  ضمن عرض سلام خواهشمندم منظورتان از توهم شعری را واضح تر بیان فرمایید
                  یا علی

                  • شنبه 24 اسفند 1392-14:17

                    شما چرا این نثر را پله کانی نوشتید آقای کوزه گر؟


            ©2013 APG.ir