تعداد بازدید: 2738

توصیه به دیگران 1

پنجشنبه 20 اسفند 1383-0:0

تفرقه افكنان دوباره به تكاپوافتاده اند

مهندس حيدر جم (قسمت2)


در چنين شرايط بحراني اسلحه و مهمات پاسگاه هاي مراوه تپه، عرب قره حاجي، دارلي غزنين، گلي داغ، كرند توسط علما و بزرگان اهل سنت مانند حاجي قربان آخوند پوراني، حاج خالق ويروي آخوند دردي زاده، حاجي آراز علي و. . . . جمع آوري و در خانه ها و يا محل امن مناسب نگهداري مي شد. (پيوست شماره5) عوامل ستاد خلق تركمن براي به دست آوردن اسلحه و مهمات پاسگاه هاي ضبط شده به وسيله علما و مردم در صدد فريب و نيرنگ آنها برآمده و با طرح شايعه اعلام مي نمودند: «خبر رسيده شيعه ها از ساري به گنبد حمله خواهند كرد». ولي قربان آخوند زرنگ تر از آن بود كه فريب عوامل ستاد را بخورد لذا با تظاهر به نگراني مي گويد: «پس ما بيچاره شديم در صورت حمله شيعه ها از ساري شيعه هاي بجنورد به اين منطقه حمله خواهند كرد، آن وقت ما در اول خط هستيم لذا براي دفع خطر و مقابله نياز به اسلحه و مهمات بيشتري داريم، ستاد مي بايستي براي دفاع از اين منطقه به ما كمك كند». و از دادن اسلحه و مهمات خودداري مي كند. بدين ترتيب قربان آخوند بعد از دفع شر ستاد خلق تركمن تمام اسلحه و مهمات پاسگاه ها را به وسيله بالگردي كه از گرگان به منطقه اعزام شده بود تحويل مأمورين دولت مي دهد. همچنين اسلحه و مهمات پاسگاه قره بلاغ توسط ناز محمد حاجي نظري و يارجان آخوند نظري ضبط شده و در مدرسه علميه عرفانيه قره بلاغ توسط روحانيون و طلاب اهل سنت حفاظت مي گردد و سپس توسط پاسگاه فاضل آباد به هنگ گرگان تحويل مي گردد. هرچند ضد انقلاب تلاش كرد از موقعيت اجتماعي آناقليچ آخوند عليه انقلاب بهره گيري نمايد ولي دقت عمل و هوشياري وي و اطرافيانش مانع از اين كار گرديد. ايشان در اسفند ماه 1358 از طرف دادستان كل انقلاب اسلامي به سمت مستشار دادگاه انقلاب اسلامي گنبد تعيين گرديد. (پيوست شماره 6) به دنبال اين ماجراها و فتواي صادره از طرف آناقليچ آخوند، عوامل ستاد خلق تركمن به قصد ترور اين پيرمرد 90 ساله به سوي ماشين وي تيراندازي كرده و خانه اش را به آتش كشيدند و اشخاصي مانند حاج قربان آخوند و خالق ويروي آخوند و ناز حاجي نظري و طرفداران انقلاب از طرف عوامل نفوذي مورد هتك حرمت واقع شدند. در اهانت به روحانيت، شخصي به عنوان رئيس پاسگاه موقت خلق تركمن طي يادداشتي مي نويسد: «جناب آقاي آخوند نماي ارتجاعي (خالد بردي آخوند» و. . . 8/3/57(پيوست شماره7». در گنبد كاووس با شروع جنگ تحميلي و دوران دفاع مقدس بار ديگر تركمن ها همبستگي و وفاداري خود را در تبعيت از دولت و پشتيباني از جبهه به خصوص در سال اول جنگ به منصه ظهور رساندند. نگارنده در سمت فرماندار وقت ناظر بودم، علاوه بر وجوه نقدي در دو مرحله و در هر مرحله در حدود 400 رأس گوسفند از حوزه مراوه تپه (تركمن ها) جمع آوري و به منطقه جنگي ارسال گرديد و همچنين خودرو خريداري شده و هداياي ديگر توسط تراكمه منطقه بجنورد به رزمندگان اسلام تقديم شد. اينها نشانه هاي مختصري بود از خاستگاه اكثريت قريب به اتفاق اقوام مختلف ايراني از تركمن، كرد، آذري و. . . كه با داشتن مشتركات ديني با محوريت اسلام و عرق ملي در حمايت از انقلاب و اسلام در طول سال هاي انقلاب به منصه ظهور رساندند. در مسافرت هاي متعددي كه امسال در برخي مناطق به خصوص در حوزه تركمن صحرا داشتم در مجالس خصوصي و عمومي شاهد وحدت و همدلي در خور تقدير و تشكر در بين اهالي تركمن صحرابودم و از اين نظر با اطمينان مي گويم كه تهديدات آمريكا و استكبار جهاني و آرزوهاي مايكل برانت ها و معارضان داخلي كه در صدد ايجاد اختلاف بين شيعه و سني مي باشند، جز ژاژخائي و خواب هاي آشفته چيز ديگري نيست زيرا ملت ايران در طول 25 سال هوشيارتر شده و چهره كريه دموكراسي آمريكا و جناياتش بيشتر رخ نموده است. البته توجه به اين نكته ضرورت دارد كه با تمام اين اطمينان ها بايد دقت شود كه دشمن سيلي خورده از اسلام و ملت هم بيكار نيست و در صدد فتنه انگيزي و بر هم زدن اوضاع و احوال و آسايش و امنيت فيزيكي و ذهني كشور و آتش افروزي و ضربه زدن به اصل و ريشه اسلام و انقلاب به هر طريق ممكن است و نبايد از مكر و شيطنت ها و حضور عوامل خودفروخته و ساده انديشان هم غافل بود، زيرا دشمن همواره از هر فرصت و از نقطه ضعف ها و حساسيت ها در پيش برد اميال شيطاني خود استفاده كرده و خواهد كرد. اخيراً در حوزه گنبد كاووس به دنبال سخنراني يكي از علما جوابيه جسارت آميز مكتوب سراسر توهيني كه به امضا تعدادي نيز رسيده است باعث تحريك احساسات عمومي شده است. نگارنده با شناختي كه از ماهيت تعدادي از امضا كنندگان دارد بعيد مي داند كه اين امضاها با آگاهي از كلمات سخيف به كار رفته در نامه بوده باشد و بر اين باور هستم يا نامه ساختگي است و يا امضا كنندگان با اعتمادي كه به نويسنده آن داشته اند بدون توجه به متن نامه، آن را امضا كرده اند. اين نامه توهين آميز باعث تحريك احساسات عمومي شده و در تجمعي كه در گلي داغ از توابع تركمن صحرا بوجود آمده بود نسبت به نويسنده نامه عكس العمل شديد نشان داده شد. تأسف نگارنده از اين است كه نويسنده در آخر نامه، مخاطب را دعوت به قرآن و سنت رسول (ص) نموده و به آيات شريفه «ولا تنازعوا فتفشلو و تذهب ريحكم. . . و ان تنازعتم في شيء فردوه الي الله و رسوله ان كنتم تومنون بالله و اليوم الاخر. . . » اشاره كرده و نوشته است: «بديهي است اگر نزاع فيما بين مسلمين قابل حل نبود و در رفع آن كتاب و سنت كفايت نمي كرد، هرگز الله جل جلاله حل اختلاف را به كتاب و سنت ارجاع نمي كرد». خوب آقاي عزيز، شما كه به آيات «ولا تنازعوا و ان تنازعتم» اشاره كرده و حل اختلاف را به كتاب و سنت ارجاع داده ايد آيا به آيه «ولا تسبوالذين يدعون من دون الله» (سوره انعام، آيه 108) توجه داشته ايد، كه از دشنام دادن حتي به آنهايي كه خدا را قبول ندارند، منع كرده است تا چه رسد به كسي و يا كساني كه شهادتين دائم بر زبانشان ساري و جاري است؟ از طرف ديگر با توجه به دستور صريح «ادع الي سبيل ربك باالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن» لازم بود شما به جاي نوشتن آن نامه ملالت آور پس از مشورت با علما، بهترين راه يعني مباحثه را برمي گزيديد. نگارنده با شناخت و آشنايي كه با تعدادي از علما تركمن صحرا دارد، يقيناً مي داند كه بزرگان از فرق مختلف توانايي آن را دارند كه از حساسيت ها جلوگيري كرده و در صورتي كه در موضوعي اختلاف رأي داشته باشند مي توانند با بهره گيري و استفاده از علم و دانش خود، در حل مشكلات با منطق و استدلال اقدام نموده و سعي كنند آن را به سطح جامعه نبرند، زيرا به خصوص در شرايط كنوني جهاني كه اسلام و كفر در جنگ است هر نوع بر آشفتگي خطرناك است و مبادا با بي دقتي شامل آيه «فتقطعوا امرهم بينهم زبراً كل حزب بمالديهم فرحون» (مؤمنون، آيه 53) شويد، (آنگاه مردم امر دين خود را پاره پاره كرده و در آئين فرقه فرقه شده و هر گروهي به آنچه نزد خود پسنديدند دلخوش كنند)، كه آن وقت بايد منتظر تكرار فتنه هاي سال هاي آغازين انقلاب باشيم كه براي همه مسلمين و كشور خطرناك است زيرا دشمن در كمين است و منحرفانه به دنبال اميال شيطاني خود بوده و اسلام عزيز را مورد هدف قرار داده است. رابرت ساتلوف مي گويد: «. . . حضور آمريكا در منطقه خاورميانه. . . براي مبارزه با اسلام سياسي است. . . براي آمريكا اسلام گرايي معتدل و افراطي هيچ تفاوتي ندارد، چون هر دو آنها داراي يك هدف هستند و آن حمايت از اسلام است. . . ». (5) در پاسخ به ياوه گويي هاي آمريكا بايد گفت همانطوري كه خود سران آمريكا پي برده اند، يقيناً امت اسلامي در اقصي نقاط جهان به اين ذلت (سلطه آمريكا) تن نخواهد داد و براي حفظ كيان اسلام عزيز با چنگ و دندان مبارزه خواهد كرد. اما برادران، امروز بايد بيش از پيش مراقب نفوذي ها در لباس دوست بود. اين روزها اين جريان مدعي اصلاح طلبي با شكست در عرصه سياسي، با دامن زدن به مسائل قومي و زباني و پشتوانه رسانه هاي خارجي و داخلي در صدد تكرار حوادث سال هاي آغازين انقلاب مي باشد. آيا به جز آمريكا و صهيونيزم كشور ديگري از اين رويدادها سود مي برد؟! آيا نبايد به عملكرد عناصر نفاق افكن شك كنيم؟ آن هم در شرايطي كه انتخابات نهم رياست جمهوري در راه است و تجربه هاي اخير نشان داده است كه مردم رغبتي به حرف هاي مدعيان دروغين اصلاح طلبي ندارند. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 5- كيهان 27 دي ماه 83، رابرت ساتلوف، مدير بخش سياسي و برنامه ريزي. . . انستيتو واشنگتن. (kayhannews)


    ©2013 APG.ir