تعداد بازدید: 4053

توصیه به دیگران 1

يکشنبه 4 ارديبهشت 1384-0:0

كشاورزي ؛ مسئله دارترين بخش

محمود زارع


 اشاره

لطفا اين مقاله را با ملاحظات ذيل مطالعه فرماييد:

1- تمام تلاش اينجانب براصل « توصيف » استوار ميباشد ، لذا ضرورتا براي مخاطبين محترم نميتواند مبنائي براي « تكليف » قرار گيرد. يعني از اين توصيف ، منطقا و بلحاظ علمي ، نبايد و اصولا نميتوان چنان تكليفي را ، دال بر موافقت يا مخالفت با اصل آن ، استخراج كرد. براي تعيين تكليف ، بايد به اهلش مراجعه كرد و اهل هر علمي ، عالم عامل و واقعي آن علم ميباشد . و البته اين روايت از معصوم (ع) را تاكيدا تكرار ميكنم كه « هر علمي نزد غير اهلش ضايع است »!! 2

- انگيزه اصلي اين جانب ، صرفا اطلاع رساني بوده و از هر گونه داوري پيرامون مسئله خودداري مي نمايم. لذا چنان چه در هر كجاي اين گزارش قضاوتي را از سوي صاحب اين قلم ملاحظه نموده ايد ، يا در برداشت اشتباه مي كنيد و يا در صورت صحت ، آنرا كان لم يكن تلقي فرماييد . چرا كه ارزش اقدامات علمي و تحقيقي ، بخصوص براي ما مسلمانان ، بايد از چنان جايگاه مقدسي برخوردار باشد كه اين گونه حساسيت ها و دغدغه هاي ارزشي را نسبت به آن ، بر خود فرض بدانيم و هم در اين راستا به شخصيت عالمان پژوهشگرو صاحبان خرد و انديشه ، ارجي در خور آنان نهاده باشيم و وجودشان را گرامي بداريم . در غير اينصورت و خداي ناكرده ، چنانچه در جامعه اي ، شاهين هاي فكر و انديشه ، محترم و گرامي داشته نشوند، بايد ميدانهاي خودنمائي را به زاغ و زغن هاي هفت خط فرصت طلب واگذار نمود كه ما به لحاظ تاريخي از اين نخبه كشي ها ، همچنان در رنجيم و بدهكاربه آتيه و شرمسار از نسلهاي آينده !!!

 3- شايد و قطعا، بهتر بود كه خود متخصصان در اين حوزه ، حساسيت لازم را براي اطلاع رساني مناسب به مردم ، بخرج ميداده تا افرادي چون صاحب اين قلم !

جاي گله و شكوه از اين جامعه شريف ، همچنان باقيست كه در اين باره قصور مي ورزند. البته توجيهاتي نيز مطرح مي شود دال بر اين كه نمي توان اين مسائل تخصصي در سطح بالا را براي مردم بخوبي تبيين كردو... اما بهتر است اين بدبيني جوامع خاص به جوامع عام ، تا حدودي تلطيف شود و در واقع اين هنرمندي را از خود نشان دهند كه تاريكي را روشن ، پيچيده را ساده و زبان خاص را بزبان عام تبديل كنند. به ويژه آن جايي كه بايد براي اثر بخشي نتايج تحقيقات ، دست بدامن همين عامه شد و باز علي الخصوص كه ضرورت دارد براي اقناع مخالفان بي غرض و بستن افواه معاندان مغرض در بعضي از علوم راهكاري را عامل شد. يعني وقتي مي توان يك پروسه و چرخه علمي را كامل دانست كه بتوان از منظر تئوري و نظر ، به ميدان اقدام و عمل نيز رسيد و اي بسا كه ميتوان هر علم حتي بسيار پيچيده اي را هم ، در حد مقدور، عمومي كرد! تنزل فهمي يك مفهوم والا، ( نه تنزل ارزشي) باندازه درك عقول عامه ، نه تنها عيب نيست، كه خود هنريست باندازه كار رسول! پست ميگويم باندازه عقول عيب نبود اين بود كار رسول موضوع چيست؟! تكنولوژي زيستي( بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك) دانش تقريبا نويني است كه اولين ره آوردهاي آن ، با بيم و اميدهائي در مجامع مختلف ، همراه بوده و ميباشد. البته اين وضعيت ( بيم و اميد، ترديد ، مقاومت و...) براي هر پديده نو و تازه اي ، در اكثر حوزه هاي معرفت بشري و بويژه معارف غير تجربي، وجود داشته است . اما در حوزه علوم تجربي ، شايد هيچ دانشي را، در برانگيختن اما و اگرها و در نهايت، مقاومت بر عليه خود ، نتوان باندازه دانش مهندسي ژنتيك ، پيدا كرد!

 يكي از مهم ترين علت هاي اين امر( در برداشت اوليه و سطحي) را شايد در چالش مستقيم اين دانش با سازو كار نطام هستي و خلقت، جستجو كرد! بشر بصورت بي پروائي ، در اين رويكرد فكري خود ، در تلاش است تا همانند يك هنرمند نقاش ، آن چه را كه فكر مي كند ، ( بزعم خود ) نقص طبيعت است ، خالق باشد و باصطلاح پا در كفش خيلي بزرگتر از خود! كرده است . در واقع در اين رويكرد ، آدمي در پيوندي عجيب ، علم را (كه غالبا تشريح و توصيف و كشف هر آنچه كه در طبيعت بود) با هنر ( كه خلق هر آنچه كه در طبيعت نبود و يا « بود و شايد» نميتوانست ببيند) متصل كرده كه قطعا دوره اي را براي سازگاري بافتهاي اين پيوند ، بعنوان دوره نقاهت ، بايستي منظور داشت و بانتظار اين بود كه كالبد هنر ، اين بافت بظاهر نا همگون را ، در همجواري ، بلكه بعنوان يك بافت خودي، بپذيرد! آنچه كه تاكنون بود ، بر اساس قانوني بنام انتخاب طبيعي ( در يك پروسه بسيار پيچيده و در عين حال خيال برانگيز و عجيب ، در طول تاريخ تكامل نظام هستي) ، بود ؛ ولي آنچه اتفاق مي افتد و در واقع اتفاق افتاده است ، حكايت ديگري دارد كه ما شايد به بيان اجمالي از آن در لابلاي اين گزارش توصيفي ، اشاراتي بنمائيم. و در واقع موضوع اصلي اين قلم بر همين امر سامان يافته است. 

***

 دستكاري ژنتيكي در برنج با توجه به اينكه داعيه ما، اطلاع رساني به عموم مخاطبان، در خصوص موضوع مطروحه مي باشد، بنظر مي رسد كه اطلاعاتي مختصر از برنج و انواع واريته هاي موجود آن و مسائلي از اين دست ، در بادي امر ، ضروري باشد . برنج يكي از گياهان غلاتي و با ارزش غذائي است كه درمناطق مرطوب استوايي و مناطق تقريبا گرم و معتدل ، كه ميزان نزولات آسماني آن حدودا، ساليانه 1000 ميليمتر باشد ، بسهولت محصول داده و از تنوع ژنتيكي و توان سازگاري بالائي نيز، برخوردار است. اين گياه در ايران ، با توجه به ويژگيهاي آن مانند : اندازه ، طول دوره هاي رشد و...بصورت زير ، طبقه بندي شده است:

 الف – گروه مربوط به برنج صدري ؛ كه از با كيفيت ترين ارقام محلي ميباشند ولي با حساسيت پذيري بسيار بالا در برابر آفات . از لحاظ عملكرد در واحد سطح ، نسبت به ارقام ديگر ، پايين و همچنين در مقابل كم آبي ، مقاومت ضعيفي دارند.

ب – گروه موسوم به چمپا ، در انواع زودرس و ديررس ، با سازگاري بيشتر در مقابل كم آبي و آفات و بيماريه ا ، در مقايسه با گروه صدري.

ج – برنج هاي مربوط به گروه گرده كه در هم در عملكرد و هم در شرايط كم آبي و مقاومت در برابر آفات ، در مقايسه با دو نوع ديگر ، در سطحي بالاتر ؛ اما بهمان ميزان در كيفيت و ارزش تجاري از سطحي پايين تر برخوردار مي باشند. با تلاش پژوهشگران اصلاح نباتات ، طي ساليان متمادي ارقام جديدتري از برنج ، تهيه گرديده كه هدف اصلي آنها ناظر بر كميت همراه با كيفيت و بخصوص مقاومت در برابر انواع آفات و بيماري ها و...بوده است. در اين راستا واريته هاي مختلفي از برنج مانند : خزر ، سپيدرود و بينام و... تهيه ، معرفي و ترويج گرديده اند. كه در طبقه بندي گروه هاي ديررس و زودرس قرار ميگيرند . به طور متوسط ، چيزي حدود پنج (5) تا (8/7) تن محصول در هر هكتار عملكرد داشته و به تناسب از ارزش غذايي نسبتا مناسبي هم برخوردار بوده اند . با رشد علم و تكنولوژي ، كه نبايد و نميتوان هم متوقفش كرد، متخصصان و پژوهشگران علوم كشاورزي ، به قابليت هاي جديدي دست يافتند كه بر اساس آن پي در پي ، در پي تهيه و تدارك واريته هاي جديدي از محصولات كشاورزي ( و در اين بحث ، برنج ) بوده و هستند .

 اين بار از طريق بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك ، دست در كار تغييرات ژنتيكي گياه برنج ، گويا براي اولين بار و اولين محصول در ايران ( و شايد خاور ميانه ) زده و برنج تراريخته يا همان دستكاري شده ژنتيكي را تدارك ديده اند. اين اقدام از طريق محققان مركز تحقيقات بيوتكنولوژي وزارت جهاد كشاورزي صورت گرفته است. چگونگي عمل ، بطور خلاصه و همه فهم ، بدينصورت است كه؛ با استفاده از فناوري نانو ، موفق شدند ژن يك نوع از باكتري با عنوان Bt ( بي تي ) را به يك گونه از برنج ، بنام طارم مولا، انتقال داده كه اين ژن ، صفاتي مانند : مقاومت دهي برنج در برابر كرم ساقه خوار تا صد در صد – افزايش محصول برنج تا ده (10) الي بيست (20) درصد در مقايسه با واريته هاي معمولي و...را به محصول نهائي مي دهد.

هم چنين ادعا شده است كه به دليل عدم استفاده از سموم در توليد اين برنج ، هزينه توليد آن نيز به همين نسبت كاهش يافته و لذا اقتصادي تر خواهد بود. مركز بيوتكنولوژي ايران ، در مجموعه وزارت جهادكشاورزي ، در واقع از سال 1379 كار خود را شروع كرد كه طي اين 5 سال – بنا بر اظهارات مسئولين محترم آن – حركتهاي آن را ميتوان در سطحي بين المللي منظور كرد.

 از جمله مهم ترين فعاليت هاي آن ، همين توليد برنج تراريخته ميباشد. بنا به گفته مسولين مركزدر زمينه هاي ديگري هم فعاليت هايي داشته اند. توليد پنبه ترا ريخته و كشت انبوه بافت پسته و انتقال توليد آن به بخش خصوصي ، برگزاري كارگاههاي پيشرفته و دريافت بودجه از مجامع بين المللي در خصوص پزوهشهاي شوري و خشكي در اراضي مورد بهره برداري، گسترش تنوع ژنتيك گوسفندان و... از جمله آنهاست.

 اين رشته از علوم در جنبه هاي مختلف ، بويژه در بخش كشاورزي ، بصورت سلطه جويانه اي در حال گسترش است. آمار و ارقام منتشر شده موجود ، چيزي بين 50 تا 75 ميليون هكتار از اراضي جهان را در اختيار كشت انواع محصولات ترا ريخته عنوان ميدارند كه بيشترين آنها مربوط به كشورهائي مانند آمريكا ، كانادا ، چين ، آرژانتين و... مي باشد.

 اين فناوري ، علي رغم اينكه نگراني هايي توليد كرده است ، دستاوردهاي مهمي هم در جهان داشته است و در واقع اميدهاي فراواني را در تضمين آتيه جهان نسبت به تامين انواع خوراكيهاي مورد نياز بشر ، آورده است. گرچه نظريه مربوط به بدبينان اقتصادي كه با مالتوس و آن راي مخصوصش يعني تحديد وكنترل مواليد باوج خود رسيده بود ، در ديدگاه صاحبنظران اقتصادي منسوخ شده بود ، اما در ته دل تمامي انديشمندان آتيه بشري هميشه رسوب هايي از نگراني هاي مختلف ، وجود داشت كه بالا خره روزي زمين جوابگوي جمعيت نخواهد بود و عملا با كنترل مواليد ، جداي از جنبه هاي انگيزشي ديگر اين اقدام ، در راستاي پذيرش ناخودآگاه آن گام زده مي شد كه پيري جمعيت بسياري از كشورها دليل آن مي باشد.

 اما فناوري جديد با تكنولوژي نانو، اميدهاي روشني را برافروخت. مهندسي ژنتيك در شرايط فعلي در دستكاري سلول هاي گياهي ، يد طولايي را پيدا كرده است بلكه اين دستكاري را تا دامنه سلول هاي انساني هم ، بصورت پيدا و پنهان ، گسترده است. اما اين توسني اسب ژنتيك را گرچه موافقتهاست ، بهمان اندازه مخالفتهائي است كه... توسني كردم ندانستم همي / كز كشيدن سخت تر گردد كمند! مخالفت ها و موافقت ها اين اقدامات از جهت علمي بسيار با ارزش بوده و جاي بسي تقدير و تشكر از كارشناسان ذي مدخل ، در اين امر مي باشد. با موضع گيرندگان در برابر اين تلاش ارزشمند، بايستي چند گونه ، مواجهه نمود.

عده اي ازآن ها صرفا در جايگاه نقد ، نشسته اند كه بايد با اين گروه ، با استقبالي كه شايسته يك اجتماع علمي است مواجه شد و در واقع پديد آورندگان يك اثر علمي يا يك ره آورد تكنولوژيكي ، بايستي اين فضاي ارزشمند نقد و انتقاد ، را يك فرصت بدانند تا يك هزينه! اين نقدها هم ميتواند متناسب با گستره موضوع ، در ابعاد مختلف اجتماعي ، اقتصادي و حتي اخلاقي و... جداي از جنبه هاي صرفا تكنيكي و تخصصي، گسترده وبه محافل مختلفي هم در سطوح وسيعتري از اجتماعات انساني ، كشانده شود. لذا بيمي از اين انتقادات نبايد داشت و در واقع ، تخطئه امر در اين حوزه ها به اصل موضوع و ارزش و اصالت جنبه هاي تكنيكي كار ، خدشه اي كه وارد نميكند بلكه باعث برجسته سازي موضوع ، انتشار آن در سطح وسيعتري از اجتماع ، با هزينه هاي كمتر ، خواهد شد و در واقع ارج و اهميت يك اثر ارزشمند ، هميشه در تعداد موافقت هاي با آن تبلور نمي يابد ، بلكه موضوع درست در اغلب اوقات ، بخصوص در جوامعي مثل جهان سوم! ،

 بر عكس مي باشد و اين ارزش در تعداد و ميزان مخالفت هايي كه با آن مي شود ، نمود پيدا مي كند. اگر كسي نبوديد ، و اگر كارتان ارزشي نداشت كه ، برخوردي با شما نبود!!! از جهت ديگر متخصصان امر ، نبايد خداي ناكرده حتي بمرزهاي بسيار باريك نخوت تخصصي ، نزديك شده و اول ما خلق الله ديگر خلق الله را، تعطيل ما يشاء فرض كرده و خود را در هاله اي از برتري هاي مطلق علمي محصور دانسته كه .... البته عالمان راستين مشي معكوس اين را داشته و دارند كه مدعي شده اند رسيد دانش آنها به جايي كه بدانند همي كه ...! عده اي هم در جايگاه مخالف قرار گرفته يا ميگيرند كه باز در اين طبقه هم بايد دسته بندي منطقي نمود. مخالف از آن جهت عزيز است كه همانند منتقد باعث پيشرفت و اصلاح ميشودو صد البته بعنوان انسان ، حقوقي دارد كه مخالفت، يكي از آن حقوق است .

 اين كه مبناي مخالفت چيست ؟ بحث ديگري است كه بايد از كليت امر مخالفت ، تفكيك شود. چنانچه مخالفت مبنائي نداشته باشد ، يك گوش را در و ديگر گوش را بايد دروازه كرد، همين و بس و نه بيشتر! و از قضاء ، موافقت اينگونه را نيز چنين پاسخي و بلكه بدتر درخورد است ! در ايران ، مهمترين نقطه مخالفت ، بر عكس كشورهاي پيشرفته ( كه بيشتر گروههاي تشكل يافته مردمي هستند ) از يك جايگاه رسمي و قانوني ، بنام سازمان محيط زيست ، شروع شده است. يا حداقل اين كه صداي اين سازمان رساتر به گوش مردم ميرسد و اگر مخالفين ديگري هم داشته باشد ، به دلايلي صدايشان كمتر شنيده مي شود!

عمده مخالفت هاي سازمان حفاظت محيط زيست كشور بر مبناي احتمالات است كه در تازه ترين اعلام رسمي خويش ، كشت برنج ژنتيكي طارم مولا را در مزارع استان گيلان ، بدليل احتمال خطر براي مصرف كنندگان و همچنين اثرات سوء احتمالي زيست محيطي ( معلوم نبودن اثرات زيست محيطي ) ، ممنوع اعلام كرد. البته سازمان حفاظت محيط زيست آنگونه كه از لحن سخنشان بر مي آيد با اصل تحقيقات مخالفتي نداشته و بلكه توسعه آنرا در شرائط قرنطينه اي و حفاطت شده ، با رعايت معيارهاي استاندارد و صرفا بمنظور معين شدن اثرات نهائي آن ، جايز ميداند . درواقع با ترويج تجاري اين رقم در ايران مخالف ميباشد كه اين دغدغه آنها در جاي خود ارزشمند است.

 اين تواضعي هم كه بخرج مي دهند و يكسره و به طور قاطع در رد اين اقدامات علمي ، نظري نمي دهند و احتمالات را مطرح مي كنند از همين زاويه قابل بررسي ميباشد. به نظر من وزارت جهاد كشاورزي ، اين دغدغه محيط زيست را نبايد به عنوان كارشكني در كار خود تلقي نمايد. همان طور كه وزارت جهاد كشاورزي تحقيقات مربوطه را حق و وظيفه خود مي داند، سازمان محيط زيست هم وظايفي را داراست ، از جمله همين ابراز نگراني و برخوردهاي البته قانوني نه صرفا مانع تراشي! سازمان حفاظت محيط زيست به دنبال تضمين سلامت مصرف كنندگان است كه امري لازم است ولي در كشور ما دقيقا معلوم نيست كه چه ارگاني وظيفه اين كار را داراست؟ اگر وزارت بهداشت و درمان وآموزش پزشكي ، مسئول اين كار است ، چرا هم چنان در سكوتي مبهم فرو رفته است؟! و اصولا يكي از دلائل بالا گرفتن اين درگيري ها، همين سكوت وزارت بهداشت است .

اظهارات آن چناني بعضي از مسولين وزارت جهاد كشاورزي هم ، بر دامنه پيچيدگي اين مسئله افزوده است. به نظر ميرسد اين فناوري ارزشمند و به درد بخور در كشور در جنبه هاي تكنيكي خود هيچ مسئله و مشكلي ندارد و توان اين كار در سطحي عالي موجود مي باشد ، اما مشكل در مديريت بر سامان بخشي و ساماندهي تشكيلاتي آن وجود دارد و في الواقع مشكل در مديريت مسئله است نه در تكنيك و فن!!!

 معاون وزير جهاد كشاورزي مي گويد براي توليد گياهان دستكاري شده ژنتيكي ، و بخصوص در مورد اخير ، برنج ترا ريخته ، نيازي به مجوز سازمان محيط زيست نيست. جهاد كشاورزي قصد دارد در سال آتي بذر برنج طارم مولا را براي توليد تجاري ، بين كشاورزان توزيع كند! رئيس موسسه بيوتكنولوژي جهاد كشاورزي هم ميگويد در هيچ كشوري ، بر خلاف آنچه ادعا ميشود ، سلامتي يك غذا بر عهده سازمان حفاظت محيط زيست نيست و اساسا اين سازمان اجازه ندارد در مورد زيان بار بودن چنين مواردي اظهار نظر كند... اگر بناست جهاد كشاورزي براي محصولي كه عرضه ميكند از كسي اجازه بگيرد ، پس تصميم گيرنده آن قانون است و نه يك سازمان دولتي !!!

 باز هم معاون محترم وزير جهاد كشاورزي در اظهار نظر ديگري گفته است كه وظيفه وزارت جهاد كشاورزي ، افزايش توليد محصول ، بهر قيمت ممكن است. و بخش تحقيقات كشور نميتواند بانتظار مشخص شدن نتايج تحقيقات ساير كشورها بنشيند... در برابر، نظرات ديگري مطرح ميشود. سازمان محيط زيست ، معتقد است كه هر گونه فعاليت پژوهشي روي ژن بذر ها بايد در چارچوب قوانين صورت پذيرد، لذا جلوي كشت برنج دستكاري شده در مزارع باز ( نه مزارع قرنطينه اي ) و ورود اين ژن به محيط زيست گرفته ميشود. آن ها ميگويند كه ارزيابي ريسك و اثرات زيست محيطي اين پژوهشها بايد پيش از مرحله اجرا ، مورد توجه قرار گيرد. در جايگاههاي ديگري نيز مخالفتهائي هم صورت پذيرفته است كه از جمله آن ميتوان به متخصصين عضو كميته ايمني زيستي كشور ، اشاره كرد. يكي از همين اعضا طي اظهارنظري ادعاي مديران جهاد كشاورزي را مبني بر ايمني برنج مورد بحث ، رد كرد و گفت: ... در هيچ يك از كشورهاي دنيا ، برنج دستكاري شده ژنتيكي در حد تجاري ، كشت نشده است و تصور اينك ه چون ژن Bt در محصولات ديگر خطر ساز نبوده ، پس در برنج هم خطري بدنبال نخواهد داشت، بهيج وجه توجيه علمي ندارد! ...

 محصولات كشاورزي دستكاري شده مي توانند آلرژي زا ، سمي و حتي سرطان زا باشند و تنها انجام تستهاي ايمني يا ايمنولوژي است كه ميتواند بي خطر بودن آنرا براي انسان ثابت كند! يكي ديگر از كارشناسان عضو هيات علمي مركز پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران ( دكتر مظاهري ) معتقد است كه : سال 1996 مصرف نوعي ذرت دستكاري شده ژنتيكي ، موسوم به ذرت استارلينك در آمريكا مجاز اعلام شد ، اما بعد از چند ماه مشخص شد كه در مصرف كنندگان نوعي واكنشهاي آلرژيك و حساسيتهاي پوستي و حتي مواردي همچون تب و اسهال شايع شده كه بررسيهاي انجام شده براي كشف علل آن سرانجام منجر به اين شد كه دولت آمريكا رسما دستور توقف توليد و مصرف اين نوع ذرات را صادر كرد و با توجه باينكه اين علائم بسرعت اتفاق نمي افتد و حتي ممكن است چندين ماه و يا حتي سالها به طول بينجامد ، نمي توان با قطعيت درباره ايمني محصولات ترا ريخته اظهار نظر كرد!

در خاتمه اين نكته قابل ذكر است كه تا حدودي اين بحث و جدله ا موثر و باعث تنوير افكار عمومي در باره يكي از مهمترين مسائل حياتي بشر ، خواهد شد ولي چنانچه تمامي نظرات محترم شمرده نشود و از طرفي قدرت تحمل نظرات ديگر را از دست بدهيم و بجاي بهره گيري از نظرات طرفيني مترصد اين باشيم كه انگشت اتهام كارشكني و امثالهم را بسوي ديگران اشاره كنيم ، سودي كه نخواهد بخشيد ، بلكه سوء ظن جامعه را قطعا برانگيخته و در آن صورت هزينه هاي بسيار بيشتري را در ادامه راه بايد متحمل شويم.

 اينكه عده اي بخواهند اين مخالفت ها را هدايت شده از سوي آنهايي كه نمي خواهند ما داراي تكنولوژي پيشرفته باشيم ، بدانند و فرصت ابراز عقيده را بگيرند ، كاري ناصواب كرده و قطعا خود را از امكان نقد منطقي محروم خواهند كرد. عقب افتادگي در رشد علم و تكنولوژي ، دليل اين نميشود كه در مسير آن بصورت عجولانه اي وارد ميدان شويم . بلكه بايد بر اساس برنامه هاي هماهنگ شده در سطح ملي و با وفاق بين همه گروههاي رسمي و غير رسمي ، راهبردي را طراحي و دقيقا بر اساس آن راهبرد حركت نماييم. از طرف ديگر ملاحظات زيست محيطي نبايد به قيمت توقف هر آنچه كه در راستاي كشف ناشناخته هاست ، تمام شود.لذا در ماجراي برنج ترا ريخته و دعواي دستگاه هاي رسمي ، اين وظيفه دولت و مجلس ميباشد كه سر و ساماني به اوضاع تحقيقات و بخصوص تحقيقات اينچنيني يدهند تا پتانسيلهاي محققين سوخت مخالفتهاي نسبت بهم نشود و در اين ماجرا نه جهاد كشاورزي و نه محيط زيست و نه هيچ شخصيت علمي يا گروههاي اجتماعي طرفدار محيط زيست سالم ، مقصر نيستند بلكه اين دولت و مجلس هستند كه يك نظامنامه حقوقي و قانوني لازم را براي سامان بخشي امورات مربوطه، تمهيد و تدارك ننموده اند./

 بهمن 83 ،
محمود زارع - (mahmood.zare@gmail.com)



    ©2013 APG.ir