تعداد بازدید: 2603

توصیه به دیگران 3

يکشنبه 15 شهريور 1394-7:49

رواج روزافزون تفکری ناصواب؛

توزیع قدرت یا خدمت؟

 عدالت و به یک چشم نگریستن، توزیع پست های مدیریتی و برگزیدن افراد از مناطق گوناگون نیست؛ بلکه توزیع خدمت و امکانات است. باید دید کدام مناطق استان از لحاظ خدمت و امکانات مورد نظر در محرومیت بیشتری به سر می برند، نه آنکه بیاییم استان را به چند منطقه تقسیم و دقیقاً از هر منطقه یک معاون انتخاب کنیم.


 مازندنومه؛ سرویس سیاسی، احسان شریعت: موضوعی که قرار است بدان پرداخته شود باید در دو سطح مورد بررسی قرار گیرد. نخست آن که چرا چنین تفکری در میان مدیران و سطوح متفاوت سیاسی استان وجود دارد؟ دوم آن که چرا چنین تفکر ناصوابی هر روز دامنه اش بیشتر از دیروز گسترده شده ، مدیران بیشتری در گستره ی وسیع تری به این تفکر ناصواب روی می آورند؟ حتی مدیران موفقی که امروز به عنوان مدیران دولت تدبیر و امید در استان مشغول فعالیت اند.

 این تفکر نادرست که نهایتاً به اعمال نادرست تر در تصمیم سازی های اداری و اجرایی استان منجر می شود آبشخوری فرهنگی و در زمینه های قومی و فرهنگی مازندران ریشه دارد. بر اساس این تفکر مدیران برای اینکه در تیررس انتقادات قرار نگیرند، توزیع قدرت در سازمان را بر اساس مناطق مازندران انجام می دهند؛  برای مثال سعی می کنند معاونان خود را از میان افرادی از مناطق گوناگون استان از شرق تا غرب چیدمان کنند. آنها با این کار گمان می کنند توانسته اند مطالبات قدرت از مناطق گوناگون را متعادل کرده، کفه ترازوی قدرت را یکسان سازند.

 ابتدا به این پرداخته می شود که چرا چنین تفکری ایجاد می شود و سپس این موضوع مورد بررسی قرار می گیرد که چنین تفکری چه پیامدهای مشکل آفرینی خواهد داشت.

  در پاسخ به سوال نخست باید گفت در هر استان یا منطقه ای تنوع قومیتی، دسته های فرهنگی و قومی گوناگونی را به وجود می آورد. این تنوع قومی و فرهنگی در مازندران نیز وجود دارد. از شرق تا غرب مازندران اقوام گوناگونی وجود دارند که در سراسر استان پراکنده شده اند. این اقوام با حفظ کلیت فرهنگی مازندرانی در زیر چتر وحدت سیاسی و اجتماعی شهرستان هایی را به وجود آورده و موجب شکل گیری تقسیمات کشوری و استانی شده اند.

 در سالیان اخیر گاه گاه گلایه هایی مبنی بر نابرابری میان مرکز استان و شهرستان های دیگر (به ویژه غرب مازندران) در دسترسی به قدرت، ثروت و امکانات وجود داشته است. این گلایه ها گاه آن اندازه قوی شده اند که بر عملکرد مدیران تأثیر گذاشته و روندهای مدیریتی را دچار تغییراتی کرده اند. برای مثال آخرین استاندار دولت دهم در مازندران که نزدیک به چهار سال در این سمت نشسته بود، فردی از اهالی غرب مازندران انتصاب شد تا بتواند تا حدی بر آتش این شکایات آب خنکی بریزد و آن را سرد گرداند. این رویه در دولت کنونی نیز وجود داشته و سعی می شود توزیع قدرت و انتخاب مدیران میان شهرستان های استان تقسیم شود تا گلایه ای صورت نگیرد.

 این موضوع حتی تا رده های معاونان مدیران نیز رسوخ یافته است. برای مثال حبیب حسین زادگان -مدیرکل ورزش و جوانان مازندران- چندی پیش در مراسم تجلیل از خبرنگاران گفت: «در این یک سال تلاش شد تا نگاه یکسان به تمام نقاط استان داشته باشیم. نگاهی عدالت محور از غرب تا شرق که منحصر به یک شهر یا منطقه خاص نباشد. از این رو در چیدمان معاونان و مسئولان ورزشی به گونه ای عمل کردیم تا توزیع عادلانه قدرت در مناطق رعایت شود». مدیرکلی که تقریباً می توان گفت تا حد زیادی موفق عمل کرده و اوضاع ورزش مازندران را نسبت به دولت قبل بهبود بخشیده است، این چنین گرفتار تفکر قومیتی می شود. این نشان دهنده عمق نفوذ این تفکر در لایه های سیاسی و اجتماعی استان است.

 در اینکه عدالت در توزیع قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده و بسیار پسندیده است، شکی نیست. اما آنچه این تفکر را وارد حوزه ناصواب می گرداند این است که اولویت های دیگر فراموش شود. از این رو باید پرسید آیا توزیع قدرت اصل است یا توزیع خدمت؟ آیا اینکه بخواهیم مردم فلان شهرستان غرب یا شرق استان را راضی کنیم با انتصاب یک معاون از آن شهرستان صورت می پذیرد؟ یا آنکه باید در توزیع خدمات به نحو شایسته و عدالت محور بکوشیم؟

 مورد دیگر اینکه آیا به اصل شایستگی و لیاقت یک مدیر توجه کرده ایم؟ آیا شایستگی و لیاقت برای احراز یک پست اهمیت بیشتری دارد یا اهل شهرستانی از فلان منطقه مازندران بودن؟ آیا اگر مدیری تشخیص داد می تواند از فلان منطقه در مازندران مدیران لایق و با کفایتی را به مجموعه خود اضافه کند، باید از قهر مردم مناطق دیگر هراس داشته باشد؟ عدالت و به یک چشم نگریستن، توزیع پست های مدیریتی و برگزیدن افراد از مناطق گوناگون نیست؛ بلکه توزیع خدمت و امکانات است. باید دید کدام مناطق استان از لحاظ خدمت و امکانات مورد نظر در محرومیت بیشتری به سر می برند. این گونه است که می توان به عدالت توزیعی دست یافت. نه آنکه بیاییم استان را به چند منطقه تقسیم و دقیقاً از هر منطقه یک معاون انتخاب کنیم.

 متأسفانه بخش زیادی از معضل به فرهنگ عمومی مردم و خود رسانه ها باز می گردد. برای مثال یکی از بزرگ ترین انتقادات به استاندار مازندران از سوی برخی رسانه ها این بوده که چرا استاندار از فلان منطقه، مدیران بیشتری منصوب کرده است. حقیقتاً جای تأسف دارد که در هر مجلس  و معرکه ای این مسأله همواره تکرار می شود. برای مثال یکی از اصحاب رسانه ی مازندران به عنوان یکی از اصلی ترین مطالبات خود و مردم شهرش به یکی از نامزدهای انتخابات مجلس می گوید: «اگر خواهان حمایت ما هستید باید قول دهید در صورت نماینده شدن، مدیران غیر بومی که اهل شهر بغل دستی ما هستند را از شهر بیرون کنید». جالب آنجاست که میان این دو شهر تنها 15 کیلومتر فاصله طولی وجود دارد که در عمل و از لحاظ فرهنگی هیچ گونه فاصله ای میان این دو شهر وجود ندارد.

 این گونه می شود که حتی مدیران کارآمد نیز از این تفکرات قومیتی می ترسند و سعی می کنند در چیدمان معاونان و مدیران خود ابتدا به اصل عدالت منطقه ای روی آورند. در واقع باورهای اجتماعی و فرهنگی نادرست به این عمل دامن زده و موجب می شود مسأله ای که باید از ذهن ها پاک شود دوباره در صدر معماهای ذهنی قرار گیرد. در واقع آرمان فرهنگی یک استان این است که همه ی مردم از شهرها و روستاهای گوناگون خود را متعلق به یک مجموعه بدانند و برای اعتلای اقتصاد، تولید و فرهنگ خود بکوشند. شاید باید باز هم برای چندمین بار استان اصفهان را مثال زد که همه ی مردم این استان در زیر چتر اصفهان واحد برای پیشرفت سراسر استان تلاش می کنند.


  • دوشنبه 16 شهريور 1394-23:15

    میخایی خدمات که ارائه نمیکنی این دوتا معاون و مریر که از غرب مازندران هستند برداری و بابلی بزارید تا خیلاتون راحت شه؟!!

    • يکشنبه 15 شهريور 1394-15:54

      حقيقتي كه متاسفانه واقعيت دارد.

      • واقعیت های اجتماعی را نادیده نگیریم پاسخ به این دیدگاه 2 1
        يکشنبه 15 شهريور 1394-10:31

        امروز نقش تعیین کننده روستاییان در استان مازندران را اگر دست کم بگیریم اشتباه کرده ایم . تعصبات ناحیه یی و محلی در اینجا حائز اهمیت است و همانطور که عرض شد نادیده گرفتن این روحیه از صواب به دور است .مقایسه با اصفهان مقایسه درستی نیست حتی با گیلان . در اصفهان نیروهای اجتماعی عظیم و قدرتمند شهری استیلای مطلق دارند .
        در مازندران حتی فواصل چند کیلومتری این روستا با آن روستا گاهی در رقابت بین آن ها مشکل آفرین می شود . نکته اینجا است که مدیریت ها بایست کاملاً توجه به این تعصبات منطقه یی و ناحیه ای داشته باشند و آن را بپذیرند و شتابزده در مقابله با آن عمل نکنندو حتی المقدور با آن همراهی کنند . نباید با نگاهی تمام منفی به واقعیت نقش روستاییان و یا تفکر روستایی در مازندران نگاه کرد . روش های تازه و مدرن زندگی شاید بتواند آن را به عنوان امتیازی مثبت بشناسد و در تعمیق دمکراسی نیز از آن نیرو بگیرد .

        • يکشنبه 15 شهريور 1394-10:1

          دارید به در می گید که دیوار بشنوه؟ اسمی از ساری نیاوردید ولی مشخصا منظورتون ساری بود. قوم گرایی رو سایت بابلی مازند نومه داره ترویج می ده. شما یه دونه مدیر و معاون نام ببرید که بر ساس قوم گرایی و شهر گرایی منصوب نشده باشه. جنگ شهرها رو این استاندار ضعیف و سایت های این چنین سخیف دارن رواج میدن. همه کسایی که تو بابل تو مدرسه دبیر و ناظم و دبیر پرورشی بودن شدن مدیرکل و مدیر و معاون استانداری. ای مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست / عرض خود می دری و زحمت ما می داري

          • يکشنبه 15 شهريور 1394-18:29

            دوست عزیز که از روشنگریهای این سایت گرگیجه گرفته ای و داری می خوری بدیوار! اینا که بابلی نیستند آقای عزیز! برو بپرس اینا اهل کدوم شهرند. تازه اگه بابلی باشند که شهروند همین استان هستند و اشکالی ندارند. اما بابلی و ساروی نداریم. همه دوستیم. برو کمی آدم شو و این نگاه بابلی ساروی رو عوض کن که در نادانی و جهل مرکب نمیری


          ©2013 APG.ir