تعداد بازدید: 2035

توصیه به دیگران 3

سه شنبه 24 شهريور 1394-9:30

نقش توزیعِ قدرت در امنیت ملی

حاکمان برای بقای خود در نظامِ سیاسی و اجتماعی، گریزی ندارند مگر عطفِ نظر به مشارکتِ مؤثر و معنی دارِ همه ی ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی. بر این اساس به حاشیه راندن و نادیده انگاشتنِ این ظرفیتها و نیروها موجب ِ اختلال در امنیت خواهد شد.


مازندنومه؛ سرویس سیاسی، اسحاق کشاورز: توزیعِ قدرت در ایران، چالشِ بزرگِ پیشِ روی مراکز و مراجعِ تصمیم گیری در این باره است.

جناحهای سیاسی برای جلبِ نظرِ مردم در راهِ کسبِ قدرت، شعارها و احیاناً برنامه هایی ارائه می دهند. پس از گرفتن آرای مردم و استقرار در قدرت، برای عمل به وعده ها و یا اجرای برنامه های خود، با موانعی مواجه می شوند که بخشی از این موانع «فشارِ گروهها و جناحهای سیاسی مخالف برای بقا در قدرت است».

گروهها و طیفهای سیاسی در ایران، در دو جناحِ عمده صورت بندی می شوند: 1- اصول گرایان 2- اصلاح گرایان.

امکانات و در نتیجه وزن فشار، نزدِ دو جناحِ موصوف، البته یکسان نیست و اگر چنین باشد، اوضاعِ سیاسی و اجتماعی می تواند از غلبه ذهنیت جانبداری به سمت نگرش برابری سوق یابد.

به عبارتی جناحِ متَصف به اصول گرایان، از حیثِ چانه زنی و اعمالِ فشار در موضعِ ویژه است و تحتِ حمایتِ امکانات و ابزارهای موجود می تواند از منافعِ جناحی خود در وضعی کاملاَ برتر دفاع کند.

پرسش آنکه آیا ادامه این روند به منافعِ ملی مدد می رساند یا موجبِ اختلال در آن می شود؟

منافعِ ملی مفهومی است فراگیر که مفاهیمی چون عدالت، آزادی، امنیت، نظم و رفاه را در بر می گیرد. حصولِ هر یک از این مواردِ پنج گانه می تواند در جهتِ امید، آرامش و شادی مردم مؤثر افتد. به پنج مفهومِ اول، مطلوبهای اجتماعی جمعی و به سه مفهومِ دیگر، مطلوبهای اجتماعی فردی می گویند.

کنشگرانِ سیاسی در ایران برای تحققِ مطلوبهای یاد شده، می باید به دو چیز رجوع کنند: 1- عقلانیت 2- وجدانِ اخلاقی.

رویکردِ عقلانی و اخلاقی می تواند برای استقرار و پایبندی به قانون، بسیار مفید واقع شود.

در میانِ 5 مطلوبِ اجتماعی جمعی، امنیت، حائزِ اهمیتِ ویژه است زیرا از مهمترین وظایفِ حکومتها، تأمینِ امنیت است. امنیت، خود، دو بخش است: 1- امنیتِ داخلی 2- امنیتِ خارجی. اگر امنیت چه در سیاستِ داخلی و چه در سیاستِ خارجی فراهم شود، نظم و احیاناً رفاه نیز در پی خواهد آمد.

حکومتها برای استقرارِ امنیت در جامعه ی تحتِ حاکمیت، می باید از سه نیروی مدیریتی بهره جویند: 1- نیروی باورانندگی 2- نیروی انگیزانندگی 3- نیروی وادارندگی.

در جوامعِ سالم، حدودهشتاد درصدِ امور، به ویژه امورِ امنیتی با تکیه بر نیروی باورانندگی یا همان عنصرِ متقاعدسازی تأمین و تضمین می شود. ده درصدِ افرادِ جامعه به ترغیب و نیروی انگیزش (احساسات و عواطف) وابسته اند و از آن طریق به جمعِ متقاعدشوندگان ملحق می شوند. اما در بهترین جوامع هم کسانی هستند که نه نیروی نخست در آنان کارساز است و نه نیروی دوم. زبانِ فهمِ این گروه زبان زور یعنی بهره گیری از نیروهای وادارنده مانند دستگاهِ قضایی و ضابطانِ آن است.( نیروهای انتظامی و امنیتی)

پرسش آنکه کدام رویکردِ حکومتها می تواند متضمَنِ ایجاد و استقرارِ امنیت و ثباتِ پایدارِ داخلی و خارجی در کشور شود؛ تکیه بر نیروی نخست یا نیروی سوم؟

شوربختانه اشتباهِ اغلبِ سیاسیون در کشورهای خاورمیانه، جابجایی دو نیروی نخست و سوم است؛ به عبارتِ دیگر پناه بردن به نیروی وادارنده و تکیه بر زور.

این شیوه ای است که مانعِ توسعه یافتگی و رشد در این جوامع شده است زیرا اتخاذِ چنین رویکردی، مانعِ آزادسازی انرژی درونی جامعه شده، در نتیجه جامعه در حالتِ پایایی و ایستایی می ماند و مسیر و مجرای پویایی و شکوفایی مسدود می شود.

امنیتِ پایدار با تکیه بر نیروی باوراننده ایجاد می شود و نه نیروی وادارنده. بنابراین امنیتِ پایدار آن است که به نیروهای اجتماعی، مجالِ پویایی و شکوفایی بدهیم و البته پیش شرطِ تحققِ چنین امرِ مهمی، التزامِ زمامداران به عدالت است. عدالت، محورِ قانون است. بر این اساس، عدالت یعنی پاسداشتِ حق¬ها (Rights). مراد از حق ها یعنی حقِ خود وحقَ دیگران.

(ترجمه ی حق ها برای واژه ی (Rights) به منظورِ تفکیکِ مفهومِ این واژه از کلمه ی Low به معنای حقوق است.) عقلانیت ایجاب می کند حاکمان با نگاهی ژرف به این امر بیندیشند و با جهت گیری پاسداری از حقِ خود و حقِ دیگران، مدافع و حتی مروجِ عدالت باشند تا بتوانند ضامنِ ثبات و امنیت ملی باشند، نیز در گامی بالاتر و بلندتر، حاکمان می باید به وجدانِ اخلاقی خود روی آورند.

انسانِ قانونمند دو کار انجام می دهد: 1- از حق های خود پاسداری می کند و اجازه نمی دهد کسی بدان دستِ تطاول بیندازد؛ 2- از حق های دیگران پاسداری می کند و خود حق کسی را تباه نمی سازد. اما انسانِ اخلاقی کاری بزرگتر می کند. او اولاً از حقِ دیگران به طریقِ اولی پاسداری کرده و هرگز بدان دست درازی نمی کند و ثانیاً گاهی از حق های خود به نفعِ دیگران صرفِ نظر می کند.

اخلاق در سیاست البته با آنچه تحتِ همین وصف در اشخاص شناخته می شود، متفاوت است. در اشخاص، اخلاق، ارزشی غالب است. در سیاست، اخلاقِ روشی که بسطِ مفهوم آن در این مجال نمی گنجد.

اجمالاً آنکه گروههای سیاسی و اجتماعی باید درکِ خود را درباره ی جلب ِمنافع، از رویکردِ اگوئیزم (Egoism) خالص(خودگزینی)به (Altruism +egoism) (رویکردِ توأمانِ خودگزینی و دگرگزینی) تغییر دهند.یعنی نه خود گزینی و خود دوستی را بالمرَه رها کنندو در جمع استحاله شوند و نه چنان در خود غرق شوند که دیگران را از یاد ببرند.

بر این اساس سه مطلوبِ اجتماعی فردی یعنی امید، آرامش و شادی آنگاه حاصل می شود که هر شخص، منافعِ خود را در کنارِ منافعِ دیگری یا دیگران بسنجد و بیابد.

کنشگرانِ سیاسی می باید در جوارِ خود، نگاهی به دیگری داشته باشند تا همین نگرش در دیگران پدید آمده، بر اثرِ مداومت و پایبندی همگان ،این قاعده به فرهنگ بدل شده در نهایت، موجباتِ برقراری امنیتِ پایدار فراهم آید.

حاکمان برای بقای خود در نظامِ سیاسی و اجتماعی، گریزی ندارند مگر عطفِ نظر به مشارکتِ مؤثر و معنی دارِ همه ی ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی. بر این اساس به حاشیه راندن و نادیده انگاشتنِ این ظرفیتها و نیروها موجب ِ اختلال در امنیت خواهد شد.

هر کس باید نیک دریابد که دیگران هم بخشی از پیکره ی جامعه اویند و اگر درشمار نیایند خودشان یا از یادها می روند و یا ردی نامبارک در یادها می گذارند. فراموش نکنیم صیانت از امنیت، وظیفه تک تکِ ماست، به ویژه آنانکه دستِ برتر در این زمینه دارند.


  • اسحاق کشاورزپاسخ به این دیدگاه
    چهارشنبه 25 شهريور 1394-13:59

    جناب آقای صادقی!
    سلام!
    لطفاً واژه ی Law در متن اصلاح شود. ضمناً S علامت جمع پس از Right حذف شود تا جهل نگارنده بیش از این بر آفتاب نباشد.
    قابل ملاحظه ی خوانندگان ارجمند دقیق النظر آنکه، واژگان در زبانها می توانند معانی گوناگون داشته باشند و محتمل است این معانی، ضرورتاً در واژه نامه ها نباشند و حال آنکه در متنی خاص صرفاً بتوان از یکی از این معانی بهره جست. بنابراین کاربرد معانی خاص برای واژگان در متون خاص، گاه از سر جبر نگارشی یا محتوایی است.
    با این همه دقت نظر خوانندگان باریک بین ستودنی است.

    • چهارشنبه 25 شهريور 1394-7:44

      بسيار عالي و مناسب بود . در ضمن حقوق law مي باشد و Low به معني نزول يا پايين و كم است . لطفا تصحيح فرماييد .

      • سه شنبه 24 شهريور 1394-22:57

        خیلی خوب بود. تشکر از مطلبتان

        • سه شنبه 24 شهريور 1394-18:0

          در نظام ها و جوامع با رويكرد دموكراتيك ، حاكمان زمينه را به سهولت فراهم مي آورند تا شهروندان ، شهرونداني محق و پرسشگر باشند و حق نظارت و كنترل برعملكرد كارگزاران براي آنان محفوظ است . البته از نگاه نخستين امام ما شيعيان و مسلمانان كه پرچمدار آزادي و عدالت و امنيت در تاريخ است و ما پيروان و رهروان آن امام همام سخت به آن مي باليم ، حقوق متقابل حكومت و مردم در صدر حقوق قرار دارد و رهبران و حاكمان را حافظ و پاسبان حقوق مردم و مي داند. اولين شهيد عدالت و محراب ، مسئله نقد و نظارت بر قدرت و حاكمان و رفع كوچكترين شبهه و ذهنيت از چگونگي و روش حكومت را چنان بر اوج مي كشاند و پر اهميت مي نمايد كه تصور و هضم آن حتي براي انديشمندان و نظريه پردازان سياسي سخت مي آيد چه برسد براي كسي كه بر سرير قدرت و منصب و منزلت و تخت نشسته است . امام علي ( ع ) خاضعانه و شجاعانه و مسرورانه از مردم مي خواهد كه در برخورد و مصاحبت با ايشان تملق و ستايش را كنار بگذارند و سخن حق را شجاعانه بيان كنند و از مشورت عادلانه شان خودداری نکنند. و چه زيبا اين كلام ماندگارو تحول آفرين امام عظيم الشان در تاريخ ماند و هميشه چون خورشيد مي درخشد : "فلا تكفوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فاني لست في نفسي بفوق أن أخطي و لا آمن ذلك من فعلي الا أن يكفي الله " خود را باز نداريد از گفتار حق و مشورت عادلانه، زيرا من هم انسان هستم و از نظر ذات مصون از خطا نيستم، مگر اين كه خداوند مرا كفايت نمايد . و نيز مي فرمايند در موارد متعدد از پیامبر (ص) شنیدم که می فرمود: "هرگز جامعه ای پاک و آراسته نمی شود که در آن حق ناتوان از توانمندان بدون لکنت زبان گرفته نمی شود" . و نكته ژرف پاياني اين است كه شرط و ملاك يك حكومت موفق و دموكراتيك اين است كه حق بيان و اظهار نظر را براي مخالفان و منتقدان سياسي و عقيدتي به رسميت بشناسد و فضاي نقد و گفتگو را براي انديشمندان و صاحب نظران در ابعاد مختلف فراهم آورد . و بي انصافي و دور از ادب است كه از برادر عزيز و انديشمندم جناب كشاورز جهت نوشتن اين مطلب وزين و موثرو نو كه ظرفيت مباحث ديگري را در خود نهفته دارد تشكر و سپاسگزاري نكنم .


          ©2013 APG.ir