تعداد بازدید: 1674

توصیه به دیگران 4

پنجشنبه 8 بهمن 1394-9:54

حلقه های گم شده

 استاندار ما برای همایش بهداشت روانی کودک و نوجوان و... پیام می دهد، اما دو خط درگذشت استاد محسن پور را تسلیت نمی گوید!/ وقتی در مراسم رونمایی 4 آلبوم موسیقی، مدیرکل ارشاد نمی آید، از استانداری چه انتظاری باید داشت؟


 مازندنومه؛ سرویس فرهنگی وهنری، سردبیر: محمدعوفی در جوامع الحکایات خود، حکایتی شیرین آورده که خلاصه اش چنین می شود:

« مرد روستایی در حالی که بر درازگوش سوار بود و بزی را به الاغش بسته بود، به بغداد آمد. سه دزد او را دیدند و نقشه کشیدند تا اموال او را به چنگ آوردند. دزد اول طناب بز را باز کرد و بز جست و رفت. روستایی، درازگوش را به د دست دزد دوم سپرد تا به دنبال بزش برود. اینک او نه بز داشت و نه الاغ! طرار سوم سرچاه آبی که در آن نزدیکی بود، نشسته و زاری می کرد و می گفت: صندوقچه پر از زر من در این چاه افتاده و نمی توانم بیرون بیاورمش، اگر برایم پیدا کنی 10 دینار زر به تو می دهم. مرد روستایی برای جبران خسارت بز و الاغش، لباس هایش را کند و درون چاه رفت و این گونه بود که جامه های او را نیز طراران بردند. آن گاه چوبی گرفت و بر خود زد و در پاسخ مردمی که می پرسیدند چرا خودت را می زنی؟ می گفت: دیوانه نشدم، خودم را می زنم تا مراقب باشم دزدیده نشوم!»

اگر ادامه مطلب را بخوانید، از دلیل نقل این حکایت آگاه می شوید.

*حلقه گم شده نخست

دوشنبه همین هفته چهار آلبوم موسیقی توسط شرکت نسیم مهرآوا در ساری رونمایی شد که 3 آلبوم آن در حوزه موسیقی محلی مازندران بود.

در سال های اخیر این شرکت بیش از 100 آلبوم صوتی و تصویری را اغلب در زمینه موسیقی مازندرانی انتشار داده است. کمی به عقب برمی گردیم تا بررسی کنیم هزینه تولید یک آلبوم موسیقی در مازندران چه اندازه و آیا این کار سود ده است یا نه؟

تولید هر آلبوم موسیقی از مرحله سفارش شعر، ساخت و تنظیم آهنگ، ضبط استودیویی و صدابرداری و پالایش تا طراحی، چاپ جلد و صحافی، گرفتن مجوز، تولید سی دی به صورت اورجینال، بسته بندی و چاپ پوستر تبلیغاتی برای یک اثر تنظیمی(و نه ساخت آهنگ) برای شمارگان سه هزار نسخه، حدود 18 تا 20 میلیون تومان هزینه در بردارد.

بار دیگر اعداد و ارقام را مرور می کنیم:  تولید سه هزار نسخه لوح موسیقی در مازندران، نزدیک به 20 میلون تومان هزینه دربردارد، یعنی تولید هر لوح فشرده که به دست مخاطب می رسد، حدود 6 هزار تومان هزینه دارد.

ناشر باید آلبوم موسیقی را در تیراژ بالایی تولید و پخش تا اولا" هزینه های میلیونی خود را جبران کند و ثانیا" برای او و کارکنان شرکتش دستاورد مالی و سوددهی داشته باشد و چرخ اقتصاد نشر سالم و درست بگردد.

در دهه 1380 هر آلبوم به نسبت خوب موسیقی مازندرانی مانند «تش سما»، «ورف سما»، «طالب و زهره» و... حدود 40 تا 50 هزار نسخه تولید و به فروش می رسید. کم کم بنا به دلایلی همچون: جایگزینی سی دی و دی وی دی به جای نوار که امکان کپی را آسان کرده، نیز فلش و مموری ها،  بلوتوث، دانلود و... تیراژ آلبوم های تولیدی در مازندران به حداقل رسید و اکنون بیشتر آلبوم های موسیقی مازندرانی در تیراژ هزارحلقه ای منتشر می شود و همین تعداد هم فروش نمی رود! تازه گیریم که هر هزار حلقه هم با قیمت 8 هزار تومان به فروش برسد، می شود 8 میلیون تومان؛ 10 تا 12 میلیون دیگر ضرر شرکت است. این در حالیست که معامله نقدی نیست و ناشر باید ماه ها دنبال پولش در فروشگاه های مختلف بگردد و اندک اندک این مبلغ را جمع کند.

متوجه شدیم که تولید هر آلبوم موسیقی در استان باید حداقل 3 هزار نسخه تیراژ داشته باشد و همه حلقه ها به فروش برسند تا ناشر زیان نبیند. با بخشی از حلقه گم شده اقتصاد نشر موسیقی آشنا شدیم، حال برویم سر موضوعی دیگر.

* زیان مضاعف

ناشر و تهیه کننده آلبوم های موسیقی برای این که قسمتی از خسارت ها را جبران کند، ناگزیر به برپایی کنسرت موسیقی روی می آورد که البته در برخی شهرهای استان مثل بابل و بابلسر و ... برگزاری کنسرت حرام در حرام اعلام شده است و در شهرهای دیگر نیز تا روز آخر مشخص نیست بالاخره این برنامه موسیقیایی مجوزدار، برگزار یا چند ساعت قبل از اجرا، جلوی آن گرفته می شود!

در نظر می گیریم شرایط مطلوب است و متولیان شهر اجازه برگزاری یک کنسرت موسیقی، آن هم مازندرانی را داده اند.

 هزینه ها را یک به یک جمع می زنیم: تبلیغات در قالب بنر، پیامک انبوه، پوستر، بیلبورد و... حدود 6 میلیون تومان+ هزینه سالن کنسرت شبی 4 تا 6 میلیون تومان+ دستمزد گروه موسیقی 5 میلیون تومان+ صدابرداری 2 میلیون تومان+ هزینه های متفرقه مثل نیروی انتظامی و اماکن و... حدود 3 میلیون تومان= هزینه برگزاری یک کنسرت موسیقی مازندرانی هر شب 20 تا 22 میلیون تومان می شود.

اما دریافتی ها که همان بلیت فروشی است؛ اگر قیمت بلیت ها را 20 تا 30 هزار تومان برای کنسرت موسیقی محلی در نظر بگیریم  و فرضا"سالن 500 نفره را صد درصد پر کنیم(در واقعیت تعداد زیادی از صندلی ها خالی می ماند یا در اختیار افراد و سازمان ها قرار می گیرد که بلیت رایگان دارند) در بهترین شرایط هر نوبت کنسرت 15 میلیون تومان دریافتی دارد که باز هم 5 تا 7 میلیون زیان و خسارت به تهیه کننده می رسد.

* چرا ول نمی کنند؟!

با یک محاسبه سرانگشتی از ارقامی که در بالا بیان شد همه به این جمله ساده اما مهم می رسیم که: «اگر تولید آلبوم موسیقی و برگزاری کنسرت مازندرانی زیان ده است -که هست- چرا ناشر و تهیه کننده ای مثل محمد غلامی -مدیر شرکت نسیم مهرآوا- که بیش از 100 آلبوم موسیقی محلی انتشار داده، این کار را رها و مثلا بقالی یا کفاشی و یا بنگاه معاملاتی وا نمی کند؟!»

خودم بارها همین پرسش را از محمد غلامی پرسیده ام و تشویقش کردم ول کند و به خانواده اش برسد، در جواب می گوید: « این کار جزو علاقه شخصی من است و نمی توانم هنرمندان را رها کنم، چرا که هنرمندان موسیقی مازندرانی مظلومند و به حمایت نیاز دارند. من نکنم چه کسی این کار را انجام می دهد؟»

او اگر بتواند کنسرت موسیقی پاپ برگزار کند، کمی از خسارت ها را می تواند جبران کند(هر چند اکنون افراد غیرحرفه ای به عنوان تهیه کننده وارد این حوزه هم  شده و به قول معروف دست زیاد شده است!)، گاهی افراد عاشق موسیقی مازندرانی که وضع مالی مناسبی دارند، داوطلبانه به او کمک می کنند و اندکی نیز از طریق اسپانسرها تامین می شود.

*حلقه گم شده دوم

حمایت ها از موسیقی مازندرانی در حد حرف و شعار است و در عمل کاری نشده است.

 پیش تر در خبرها خوانده بودم که در استان محرومی چون سیستان و بلوچستان از قضا برای رونمایی چهارآلبوم موسیقی مقامی، از پای تخت مهمان ویژه و مدیر مرکز موسیقی را دعوت کردند تا در این رونمایی شرکت کند، اما چند روز پیش وقتی چهار آلبوم موسیقی مازندرانی در شرایطی که در بالا گفته شد و مشکلات و هزینه هایی که وجود دارد، رونمایی شد، هیچ کدام از مسئولان ارشد فرهنگی و غیر فرهنگی استان از جمله مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور نیافتند. آقای جاودانی لابد جلسات مهم تری داشتند که نیامدند و مدیران میانی اداره متبوع شان را به این جلسه فرستادند!

متولیان فرهنگی و غیر فرهنگی استان که برای خرید حداقل یک حلقه از این دست آثار پیش قدم نمی شوند، حتی حاضر نیستند در مراسم رونمایی آن حاضر شوند و این  مظلومیت موسیقی بومی ما را در سرزمین مان مضاعف می کند.

مدیران ارشد استان و در راس آن ها استاندار مازندران با فرهنگ و هنر و رسانه غریبه اند و غیر از آسفالت و برنج  و دام و مانند این ها چیز دیگری نمی شناسند.

این می شود که ما هنرمند بزرگ و فرهیخته ای مثل احمد محسن پور را از دست می دهیم، از تهران هنرمندان سرشناسی می آیند، اما از استانداری کسی به مراسم تشییع یا سوم او نمی رود!

استاندار ما برای همایش بهداشت روانی کودک و نوجوان و چه و چه پیام می دهد،  اما دو خط درگذشت استاد محسن پور را تسلیت نمی گوید! نه او و نه هیچ مسئولی در استانداری!

البته حرمت امامزاده را متولی آن نگه می دارد، وقتی در مراسم رونمایی 4 آلبوم موسیقی، مدیرکل ارشاد نمی آید، از استانداری چه انتظاری باید داشت؟!

* در مراسم رونمایی چه گذشت؟

اینک لابد متوجه منظور ما از نقل حکایت اول گفتار شدید؛ محمد غلامی و امثال او که عاشق موسیقی مازندرانی هستند، چیزی برای از دست دادن ندارند و بسان آن روستایی هر دم بر خود چوب می زنند، تا مبادا خودشان را هم طلبکاران ببرند!

گزارش رونمایی چهار آلبوم موسیقی را همکار ما -کلثوم فلاحی- تنظیم کرده که در زیر از نظرتان می گذرد.

جمشید قلی نژاد در آیین رونمایی از چهار آلبوم موسیقی که بخشی از این مراسم به گرامیداشت استاد محسن پور اختصاص داشت، اظهار داشت: زمان آشنایی ام با استاد محسن پور به سال 48-49 برمی گردد و نخستین همکاری ما هم در سال 52-53 بود.

وی با بیان اینکه در آن مقطع مرحوم محسن پور ارکستر بسیار کوچکی شکل داده بود و به عنوان ارکستر فرهنگ و هنر در جشنواره ها اجرای برنامه داشت، افزود: محسن پور در آن مقطع، ویولن می نواخت و یک سال بعد به سراغ کمانچه رفت. البته از قبل هم کمانچه نوازی می کرد.

قلی نژاد با اشاره به اینکه در آن زمان، موسیقی مازندران هویت خوبی نداشت، گفت: رو به روی خیابان قارن در ساری با یک ضبط ریل، کارها ضبط می شد و در خانه ای در خیابان میرزمانی، در کاست‌ها کپی می شد و در نوارفروشی چهارراه برق به فروش می رسید. موسیقی تولید می شد که بی هویت بود و به همین دلیل اگر کسی می خواست موسیقی مازندرانی اجرا کند نوعی بی کلاسی محسوب می شد.

این فعال عرصه موسیقی تصریح کرد: محسن پور در این مقطع، گروهی تشکیل داد و قطعات بومی را تنظیم و تدوین کرد و هویت موسیقی مازندران شکل گرفت و آنها که جرات نمی کردند بگویند قطعات مازندرانی را دوست دارند به کنسرت ها آمدند و موسیقی مازندرانی گوش کردند.

قلی نژاد ادامه داد: آن چه امروز به عنوان شناسنامه موسیقی مازندران مشاهده می کنیم در آن مقطع پایه گذاری شد و محسن پور، این موسیقی را تدوین کرد.

در ادامه این مراسم کیوس گوران در سخنانی اظهار کرد: با عمو احمد نفس کشیدم و نفس کشیدم. با عمو احمد نشستم و دیدم که آرشه او را با خودش می برد. ساز محسن پور، او را شناخته بود و خوشا به حال آنها که اسیر ساز شدند.

این شاعر افزود: یک بار به محسن پور گفتم این ساز تو هم برای ما گرفتاری درست کرده است چون ساز را لوس بار آورده‌ای و در بغل خودت نگه داشته‌ای.

گوران با بیان اینکه اکنون چه می شود کرد با این ساز، خطاب به حاضران گفت: شما آمدید اینجا و قرار نیست بر تاثرات شما اضافه کنم و حق این بود شعر بانشاط و عاشقانه‌ای می خواندم.

وی با اشاره به اینکه اکنون هم یک سوگوار را در خانه جا گذاشته و به اینجا آمده‌ام، تصریح کرد: مشتی زلیخای من پرسید می توانی در این مراسم شعر بخوانی، من پاسخ دادم پس آنها که کوچک بودند و با عمو احمد بزرگ شدند چه می کنند.

در پایان این مراسم رئیس اداره ارشاد ساری اظهار کرد: نگاه ما بر فعال کردن کارویژه های حوزه فرهنگ است و از این جهت، کارهایی را به مراکز تحت نظارت می سپاریم و احیا و تاسیس انجمن های فرهنگی و هنری هم در این راستا است.

حمیدرضا عشریه با بیان اینکه در حوزه موسیقی هم نگاه ویژه به موسیقی بومی داریم، افزود: توجه به موسیقی بومی، محلی و سنتی در اولویت اصلی کار ما قرار دارد.

وی با اشاره به اینکه خدمات صادقانه استاد محسن پور در عرصه موسیقی، ماندگار است، گفت: با عشق و علاقه در حوزه موسیقی کار کرد و شاگردان بسیاری به جامعه تحویل داد که ادامه دهنده موسیقی محلی هستند.

در انتهای مراسم چهار آلبوم موسیقی به تهیه کندگی شرکت نسیم مهرآوا رونمایی و به پدیدآورندگان لوح و هدیه اهدا شد

گفتنی است در این مراسم گروه موسیقی امیرپازواری و ترانه، نیز نوازندگان آلبوم «به رنگ باران» و هم چنین مهدی شکارچیان فرزند نظام شکارچیان به اجرای برنامه پرداختند.

 

 


  • چهارشنبه 14 بهمن 1394-19:1

    در وانفسای سیاست زدگان اگر مسئولی به چنین مراسمی پای گذارد جای سوال دارد نه نبودنش

    • دوشنبه 12 بهمن 1394-9:40

      این رسم سیاسیون است آنان باید جای پای خود رابرای آینده باز کنند تسلیت گفتن برای محسن پور آب نان ندارد ؟؟؟!!

      • يکشنبه 11 بهمن 1394-10:36

        حلقه های گمشده دیگه ای هم داریم مثل چرا در دولت تدبیر مدیران غیرفرهنگی سرکار هستند؟

        • يکشنبه 11 بهمن 1394-8:43

          متاسفیم برای دیدگاههای غیر فرهنگی و ضدفرهنگی در استان مان

          • کیوس گورانپاسخ به این دیدگاه 4 0
            شنبه 10 بهمن 1394-9:53

            برای استاد محسن پور - عمو احمد ما - هرچه بنویسند و بگویند و بگوئیم کم است ! اگر از سردبیر محترم این سایت که شرحی چنین بر ای آن زنده یاد برد سپاسگزاری میکنم ، گله ای اما از دیگرانِ خاموش ندارم زیرا متوقع شان نیستم که بی حضورِ دل و دور از سلیمِ باور به ما بپیوندند!در این مجال میخواهم به خیر یاد کنم از آن (سید خندان) -طاهائی فهیم -که برای شادروان استاد سورتیجی سنگ تمام گذاشتند ! در مراسم ختم آن مرحوم در مسجد جامع ، به زمره معدود نفراتی بودند که از آغاز تا پایان برنامه در مسجد نشستند . من طی یادداشتی برای این مسئول متواضع (قریب به مضمون )نوشتم که حضورت در کنارِ ما به کارِ ما حرمت میگذارد و هر وقت دلزده از آلودگیهای سیاسی شدی ، برای پیاله ای از دمنوش غزل بسراغمان بیا که ضرر نخواهی کرد....!
            من به هیچوجه به ساحتِ اولیای بر مسند ایرادی نمیگیرم که اینانِ گرام نخست باید از جنسِ ما باشند تا سر از رازِ ما بر آرند ...! شما خیال میفرمائید استاد شفیعی کدکنی به ژستِ سیاسی چنان پیامی در سوگ استاد محسن پور میدهد ؟ نه! او سر از نوای سازِ رنجه در میاورد ! بزرگانِ دیگرِ پای تابوتِ عمو احمد هم بهمین ترتیب با او - تفکرِ او - دلنوای او قرابت دارند ولی دیگرانِ مورد گله هم اگر چنین باشند - مجالشان نیست؛ همه در کمندِ بادِ حادثه که جدلِ اصحابِ دعوی سیاسی پدید آورد جان پناه میجویند ! به چنین روز و حال ، تشییع پیکرِ هنرمند مصونیتی نمی آورد ...!
            آی برادر ... من دیگر به این سخنِ دل خوش کنک هم دل نمی بندم که پرواز ماندنی است و آواز هم ...! در قطعه ای از سروده های تبری ام دارم که بعد از مرگ ، ( اَمِه سِیِّم به پِلا ، چِلّه هَمش چَکّه سِمائه...) ! و در غزلی فارسی گفته ام :(بر چنین دنیای دون ، هرگز نباشد باوری - خاطره از شهدِ پرواز و ، ز موزونِ صدا ! - بر لحد چون شد سرِ شیدائیِ فرهادِ عشق - بیستون ماند و ، به زخمِ عارض و ، سنگِ ردا ...!) .
            احمد محسن پور قادیکلائی به شمارِ بیشمارند ولی آیا به همین شمار کمانچه هم در دست دارند که آنان را بدنبالِ خود بکشد ؟ کاش احمد ما را با کمانچه اش به خاک میسپردند چون ضجه اش خوابِ غوکان را آشفته میکند ! احمد به او لقبِ (کشه خِسْ) داده بود که انس و الفتش فقط با (کشه ) احمد بود ..!
            از میانِ خفتگانِ ما یکی بیدار رفت......

            • شنبه 10 بهمن 1394-11:2

              سلام بر استاد گوران و تسلیت از دست دادن استاد محسن پور. بنظرم صد تا از این مطلبها بنویسیم باز هم تاثیری ندارد. مسایل فرهنگی در خون و ژن اینها نیست. باور ندارند به این چیزها. باید منتظر بود تا مسئول دیگری بیاید شاید از جنس طاهایی باشد. طاهایی حیف شد که استاندار دولت اختلاس و انحراف بود وگرنه با دیدگاههای فرهنگی اش الان جواب می داد. دلمان برایش تنگ شده

              • دوستدار موسیقیپاسخ به این دیدگاه 1 0
                شنبه 10 بهمن 1394-10:7

                درود بر شما استاد گوران عزیز. چقدر خوب نوشتید و یادی از طاهای کردید. طاهایی به منزل شما امد و برای استاد سورتیچی سنگ تمام گذاشت. او مردی فرهنگی بود اما کاربدستان امروز استان فقط فاز اقتصادی دارند و بویی از فرهنگ نبرده اند. اینها اگر نصف آقای طاهایی فرهنگی بودند وضعیت موسیقی و کتاب و سینمای استان بهتر بود.

              • نیلوفر مرتضویپاسخ به این دیدگاه 1 0
                شنبه 10 بهمن 1394-9:26

                از مسئولان فرهنگی می خواهیم در مراسمی از این دست شرکت کنند تا راه برای حضور سایر مقامات باز شود. موسیقی مظلوم است

                • شنبه 10 بهمن 1394-0:4

                  چرا آقای استاندار به مراسم تشییع استاد محسن پور نرفت؟ مشاور فرهنگی ندارند ایشان؟ بزرگتر از محسن پور مگر داریم ما؟ آقای جاودانی هم که اغلب به جلسات سیاسی و شورای اداری و این ها می رود.

                  • جمعه 9 بهمن 1394-23:8

                    واقعا فلاح برای فوت استاد محسن پور پیام نداد؟ عجیبه والله! حتما مریض بوده خبر نداشته!!

                    • جمعه 9 بهمن 1394-19:33

                      دوستان به دل نگیرید .هر آنچه نزدیکان مینوسند ربیع فلاح امضا میکند .شاید خبر نداره که چه چیزی رو امضا میکنه!!!!!!


                      ©2013 APG.ir