تعداد بازدید: 1379

توصیه به دیگران 0

پنجشنبه 14 مرداد 1395-5:16

سیر انتخابات مجلس در نور و محمود آباد

در مقاله حاضر قوام الدین بینایی -پژوهشگر و استادیار دانشگاه- سیر تاریخی انتخابات مجلس را از ابتدا تاکنون در منطقه نور و محمودآباد بررسی و در پایان نیز توصیه هایی را خطاب به نماینده کنونی این حوزه بیان می کند.


مازندنومه؛ سرویس سیاسی، قوام الدین بینایی، استادیار دانشگاه و پژوهشگر: نهاد مجلس و انتخابات مهمترین دستاورد مردم ایران در انقلاب مشروطه (1285 ه. ش) است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز جایگاه ویژه ای یافت. بی تردید بخشی از مشکلات امروزی ما به نبود کارکرد مؤثر این نهاد در انجام وظایف قانونی خود و "در راس امور نبودن آن"  برمی گردد. استناد محاکم قضایی به قوانین ده یا بیست سال قبل و حتی متاسفانه قبل از انقلاب یکی از آن موارد تلخ است. آنچه در این گفتار می آید نقد منصفانه و بدون حب و بغض به روند انتخابات در شهرستان های نور و محمودآباد است.

گشایش

بعد از امضای فرمان مشروطیت در 14 مرداد 1285 ه.ش و استقرار نظام پارلمانی که حاصل مبارزات سیاسی علما و روشن فکران بود، نظام سیاسی مشروطه جایگزین نظام استبدادی سلطنتی شد که ریشه در بیست قرن تاریخ ایران داشته است.

در حالی که بیش از 98 درصد مردم بی سواد و در فقر و جهل و خرافات و سیستم ظالمانه ارباب و رعیتی و فرزندان و نوادگان بی شمار قجری و دخالت های روس و انگلیس که در جزئی ترین امور کشور، به سر می بردند، دموکراسی در چنین جامعه ای به قول مرحوم دکتر رضوانی استاد نگارنده مانند لقمه ای شیرین و عسلی در دهان طفلی است که هنوز دندان در نیاورده است و چه بسا همان لقمه ی شیرین موجب مرگ او شود و یا گوهر گرانبها در دست کودکی است که در بازار مکاره با یک بیسکویت می توان از او گرفت؛ به هر حال مجلس اول مشروطه که صنفی هم بود یکی از بهترین مجالس ادوار تاریخ یکصد ساله به شمار می رود که خدمات زیادی کرده است.

غالب نمایندگان اگر چه عناوین و پسوند علمی و دانشگاهی و حوزوی نداشتند و تعدادی هم بی سواد، ماست فروش و یخ فروش بودند اما چون از دل مردم برآمده بودند و امتیازات آن چنانی نداشتند، توانستند منشأ خدمات ماندگاری در تاریخ شوند که تدوین قانون اساسی مشروطه یکی از آن موارد است. سهم مازندران در مجلس مشروطه دو نماینده بود، یک نفر از گرگان تا نور و نفر دیگر از نور تا تنکابن به تدریج ساری، بابل، آمل از هم جدا شدند و دارای نماینده مستقل شدند.

مجلس در عصر رضاشاه (1320-1304) وبعد ازکودتای 28 مرداد 1357-1332 تشریفاتی و نمایندگان با دخالت حکومت گاهی هم سفارتخانه ها انتخاب می شدند. گرچه رضاشاه و پسرش با ایجاد دولت مرکزی مقتدر و با ایجاد امنیت توانستند بخشی از آرزوهای مشروطه خواهان مبنی بررفاه، تجدد و نوسازی کشور را عملی سازند اما میراث سیاسی نظام مشروطه از قبیل انتخابات آزاد، تشکیل احزاب، پاسخگو بودن قدرت سیاسی، تفکیک قوا، آزادی مطبوعات، آزادی بیان و... در ساختار سیاسی حکومت آنان جایی نداشت. همین پارادوکس و تناقض بین توسعه اقتصادی و عدم توسعه سیاسی یکی از عوامل مهم انقلاب سال 1357 بوده است.

آخرین نماینده نور در مجلس شورای ملی مرحوم سرهنگ علی پاشا نوری اسفندیاری بود که انسانی سلیم النفس و علاقه مند به نور و در انتقال پیکر نیما یوشیج درسال 1375 ه.ش به یوش و ترجمه اشعار طبری (روجا) نقش مؤثری داشته است.

انتخابات مجلس درشهرستان های نور و محمودآباد بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی

بعد از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی بسیاری از آرمانهای سیاسی مشروطه خواهان درتدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی تجلی یافت و مجلس شورای ملی به شورای اسلامی تغییر نام و درقانون اساسی جایگاه مهمی یافت گرچه عده ای با نامه نگاری به امام خمینی (ره) "انتخابات را بدعت" و "خلاف اسلام" دانستند که با پاسخ سرد معظم له مواجه گردیدند. به هر حال اولین انتخابات درسال 1358 درفضای سیاسی کاملا آزاد که شامل همه گروههای سیاسی اعم از چپ (کمونیست)، ملی گرایان و مجاهدین (منافقین) بودند، آغاز شد.

چهره شاخص و مطرح آن مقطع، شهید عباسعلی ناطق نوری بود که نمایندگی حضرت امام (ره) را در منطقه و بنیاد مستضعفان و تقسیم دارایی و اموال خاندان پهلوی و واببستگان به آن حکومت در منطقه را برعهده داشت. با پیشینه ای از مبارزات سیاسی و چریکی علیه رژیم پهلوی و شناختی که بزرگان منطقه از حضور مرحوم پدرش در ایام مذهبی و مبارزه اش با توده ای ها در دهه بیست تا سی شمسی (انقلاب اسلامی در نور ص 2 -51) در منطقه داشت.شهید عباس ناطق نوری سخنرانی برجسته، متواضع، انسانی پرتلاش و روشنفکر بود که غالبا در سخنرانی های خود به جملاتی از دکتر شریعتی استناد می کرد.

مهمترین رقیب ایدئولوژیکی و سیاسی او سیف الله کاظمیان از سعادت آباد چمستان نور نماینده سازمان مجاهدین (منافقین) خلق بود. با سابقه ای از مبارزه مسلحانه چریکی علیه رژیم شاه که به مذاق جوانان آن عصر خوشایند بود و برداشتهای التقاطی و سوسیالیستی از اسلام. مهمترین شرطی که می توانست موجب حذف کاندیدها شود وابستگی آنها به رژیم پهلوی بود.

سازمان با بهره گیری از آزادی مطلق بعد از سرنگونی رژیم پهلوی و تبلیغات وسیع و ارائه چهره ای افسانه ای از رهبران و اعضای خود که در جنگ و گریز یا در زندان های ساواک به قتل رسیده بودند و شعارهای اتوپیایی، آرمان گرایی چون جامعه ی بی طبقه ی توحیدی، مبارزه با امپریالیسم امریکا، ارتجاع، استبداد، دفاع از حقوق کارگران، با ادعای پیروی و اطاعت از امام خمینی (ره)، با شعارهایی چون سلام بر مجاهد درود بر خمینی و بزرگ نمایی مشکلات جامعه عده زیادی از جوانان آن عصر را شیفته و بعضی ها را در سراب آرزوهای سازمان نابود ساختند. استعدادهایی که فرزندان این آب و خاک بودند و می توانستند برای جامعه مفید باشند

به هر حال شهید عباسعلی ناطق نوری نماینده نور انتخاب و روانه مجلس شد. مجلس اول بی گمان مانند اولین مجلس مشروطه یکی از بهترین مجلس هایی بود که صدای تمامی اقشار جامعه در آن شنیده می شد ولی دولت مستعجل داشت. محمد تقی وصف نوری با گرایش ملی گرایی و بهره گیری از نفوذ سنتی و دودمانی خود نفر دوم و نماینده سازمان مجاهدین خلق با اندکی اختلاف سوم شدند.

 تمکین نکردن گروههای سیاسی از قانون اساسی و توصیه های رهبر انقلاب، ایجاد درگیری های فکری و سیاسی، اغتشاشی، ماجراهای کردستان، گنبد و کودتای نوژه و بالاخره حمله صدام به ایران و آغاز جنگ مسلحانه گروههای سیاسی علیه نظام و فاجعه هفتم تیرماه که منجر به شهادت شهید بهشتی و عده ای از یارانش از جمله شهید عباسعلی ناطق نوری شد.

حکومت نوپای جمهوری اسلامی مجبور شد فتیله جامعه مدنی و آزادی های سیاسی پایین بکشد تا اصل کشور و نظام حفظ شود. امری که مورد قبول همه نظام های سیاسی در زمان جنگ خارجی است .

در جریان تشییع جنازه شهید عباسعلی ناطق نوری یکی از شعارهایی که سر داده شد شعار "به کوری منافق، ناطق به جای ناطق" بود. حاج احمد ناطق نوری در میان موجی از احساسات ناشی از فاجعه هفتم جایگزین برادر شهیدش شد.

مهمترین مطالبات مردم در آن زمان توسعه اقدامات عمرانی مانند جاده، آب، برق، تلفن و... بود که با پی گیریهای مدام او بخشی از آنها تحقق یافت.

با پایین کشیده شدن فتیله جامعه مدنی عده ای راه افراط و تفریط را در پیش گرفتند که به صدور فرمان هشت ماده ای امام خمینی (ره) به مهندس موسوی نخست وزیر وقت منجر شد. گزینش سخت سیاسی، اخلاقی و... از انبوه  دانش آموزانی که در نتیجه انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاهها در پشت کنکور باقی مانده بودند از مهمترین دغدغه های خانواده های آن روز بود که متاسفانه در سطح ملی و منطقه ای منجر به حاشیه نشینی بخشی از این استعدادهای جوان به بهانه های سست که غالبا رنگ و بوی اختلافات قومی و طائفه ای هم داشت شد و بسیاری از جوانان با استعداد دهه شصت را حاشیه نشین یا روانه اروپا و آمریکا کرد که تاوان عملکرد افراطی آن دوران را در خلا مدیریتی صالح و شایسته امروز می توان یافت.

احمد ناطق به دلیل روحیه و منش پهلوانی و تربیت و زندگی در تهران، بسیاری از جوانان آن عصر را در نور و حتی در سطح استان از تیغ افراط گری ها نجات و روانه دانشگاهها که محدود به شهرهای بزرگ بود کرد که بعضی از آن جوانان از تحصیلگران، مهندسان و پزشکان و استادان برجسته منطقه ای و حتی ملی امروز به شمار می آیند.

حجت الاسلام سید مهدی حسینی نژاد توانست در دور سوم اکثریت آرا را جلب و روانه مجلس شود اما بعد از آن حاج احمد ناطق نوری کرسی از دست رفته خود را بازیابد و سالها بر آن تکیه زند.

حرکت افراطی گروههای سیاسی و شکست آنان در کارزار انتخاباتی با رفراندوم قانون اساسی و نمایندگی مجلس و روی آوردن آنها به جنگ مسلحانه و ترور موجب رشد گروههای تفریطی شد. در حالی که عده زیادی مخلصانه در جبهه های نبرد هستی خود را فدا می کردند عده ای از گروههای تفریطی متحجر و فرصت طلب، در تمام سطوح وارد بدنه حکومت نوپا و قابل نفوذ جمهوری اسلامی شدند.

شرط ورود داشتن یک توصیه نامه، دانستن چند آیه و حدیث و روایت و ریش و تسبیح بود. که صاحبان فیش های حقوقی آن چنانی و مفسدان اقتصادی امروز همان جوانان فرصت طلب آن روز بودند.

انتقاد کوچک حتی از فرماندار و یا هر مسؤل شهرستانی، انتقاد به دولت امام زمان (عج) و متهم به هواداری از سازمان تلقی می شد که مستحق توبه و مجازات بود چه برسد به مسؤلان استانی و کشوری! 

نگارنده به خاطر دارد که وقتی در سال 62 برای ثبت نام به دانشگاه رفتم دیدم که وسط کلاس درس پرده ای بین دانشجویان دختر و پسرکشیده بودند اما نتوانستم بفهمم که استاد بدبخت درکدام سمت پرده ایستاده و تدریس می کرد. این رفتار متحجرانه مورد انتقاد حضرت آیت الله خامنه ای -رئیس جمهور وقت- در نمازجمعه تهران قرارگرفت و برداشته شد. اما جو فشار گروههای سیاسی و خود سانسوری بر دانشگاهها حاکم بود.

با پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات سال 1376 مطالبات جدید و مغفول مانده در قانون اساسی برای نسلی که در انقلاب متولد و بالیدند جان گرفت. نگارنده که در آن ایام در ماموریت آموزشی در کشور عربی قطر به سر می بردم، این شوق و اشتیاق را در بین ایرانیان و حتی اعراب مشاهده کردم.

یکی از روزنامه های عربی با تیتر بزرگ از این پیروزی چنین یاد کردند: "مبروک (تبریک) للاسلام ، مبروک للایران" و با حسرت و تاسف از اینکه در کشورهای حاشیه خلیج فارس انتخاباتی برگزار نمی شود، یاد کردند.

در مورد انتخابات عصر اصلاحات در نور و محمودآباد چند نکته حائز اهمیت است :

1ـ استفاده گسترده تقریبا تمامی کاندیداها از تصاویر و سخنان آقای خاتمی سعی در همگامی و همفکری نشان دادن ایشان بود. حتی کسانی که نان و آب خیلی ها را قطع کرده و بسیاری از خانواده ها را دچار فقر و فلاکت ساخته بودند نیز منفعلانه در سطح کمتر با آقای خاتمی همگامی نشان می دادند.

2ـ حضور زنان و نفر پنجم شدن خانم پروانه گلرد با حدود 5000 رای اتفاق جالب و معنی داری در جامعه سنتی و مردسالاری نور و محمودآباد بود.

3ـ تعدد و تکثر کاندیدها (حدود بیست و سه نفر) نیز امر شگفت آوری بود، در حالی که در دوره های قبل تعداد کاندیداها از انگشتان دست هم تجاوز نمی کرد و گاه انتخابات در سطحی ترین شکل خود انجام می شد.

4ـ حضور قشر تحصیلکرده در انتخابات چشمگیر و نشان از ایجاد فضای تازه در هوای سیاست کشور بود. دکتر کیانی که حدود دو ماه قبل از انتخابات فعالیت انتخاباتی خود را شروع کرده بود به دلیل سوابق علمی، دانشگاهی و اصلاح طلبی نفر سوم شدندو جلوتر از کسانی قرار گرفت که از سالهای قبل خود را برای این کار آماده کرده بوند.

5ـ اگر حدود دو یا سه نفر از کاندیداهای دوم خردادی ائتلاف می کردند می توانستند کرسی سبز مجلس را به دست آوردند ولی غرور خود برتربینی، فزون خواهی، قدرت طلبی و نبود تقوای سیاسی مانع این کار شد. دکتر سید حسین حسینی استاد دانشگاه تهران با وجود اصرار نگارنده به دلیل تقوای سیاسی و ارزیابی صحیح از موقعیت انتخاباتی وارد میدان نشد.

6ـ کل شرکت کنندگان در مرحله اول بیش از صد هزار نفر بودند اما در مرحله دوم با ایجاد روحیه یاس و نا امیدی و همزمان با اعتراضات کشاورزان به جهت اشباع بازارها از برنج خارجی، تعداد شرکت کنندگان به نصف کاهش یافته و حدود 50هزار شرکت کردند که آقای ناطق نوری روانه مجلس شد.

حضور طولانی مدت او در سمت نمایندگی مجلس، نیاز به تغییر ذائقه سیاسی، گردش نخبگان که امری مسلم و پذیرفته شده در دنیای مدرن امروز و عصر انفجار اطلاعات است را دو چندان ساخته بود.

عبدالوحید فیاضی گرچه در اردوگاه فکری و سیاسی آقای ناطق (موسوم به جناح راست) گام می زد توانست در خلاء وجود رقیبی کارآمد از جناح اصلاح طلبان بر کرسی نمایندگی مجلس بنشیند. اما موضع گیری های تند سیاسی و حمایت او از کاندیدای خاص در ریاست جمهوری و ... موجب شد که بخشی از حامیان خود را از دست بدهد.

فضای انتخابات در هفتم اسفند 1394در شهرستان نور و محمودآباد برای اولین بار بعد از چند دهه از فضای دو قطبی به سمت فضای چند قطبی حرکت کرد. به نظر می رسد افکار عمومی منطقه هم راستا با افکار عمومی در سطح ملی به میانه روی رغبت نشان داد.

خواست اکثریت مردم دوری از تنش و تندروی نخبگان سیاسی بود. تندرروی در عرصه فکری و سیاسی عوارض مطلوبی بر زندگی و سطح رفاه مردم نداشت. در این دوره، میانگین رای دهندگان، شخصیت های سیاسی معتدل را در انتخابات ترجیح دادند. شخصیت معتدل علی اسماعیلی با شعار تعامل و میانه روی، پشتکار و عزم راسخ وی همراه با تشکیلات ستادی منضبط و وفادار و تیم های مختلف متشکل از فرهیختگان شاخص و خوشنام منطقه و ... توانست اکثریت آرا را به خود جلب کند. امید است با تجربه ای که در سالیان متعدد بر کرسی تدریس و سیاست اندوخته است گره گشای مشکلات جامعه که مهم ترین آنها ایجاد اشتغال، ازدواج و مسکن جوانان می باشد، توفیق یابد.

در پایان ذکر چند توصیه به نمایندگان منتخب و نماینده کنونی ضروری است :

1- یکی از نقاط ضعف تمام نمایندگان مجلس گاه منسوبان داغ تر از کاسه آش آنان این بوده است که هیچگاه به دنبال نیروی اصلح و کاردان نرفتند و معیار تقسیم پست و مقام حتی گره گشایی و حتی قضاوت آنان در مورد افراد "وفاداری به خود" بوده است. همین تفکر موجب شد تا عده زیادی از متملقان میدان داری کنند و در مواردی کار به دست کاردانان سپرده نشود که دود آن هم به چشم نماینده و هم مردم رفته است.

2- نبود ارتباط مؤثر با بدنه فرهنگی و تشکیل کارگروههای مؤثر فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و... و تفکرات فرقه ای و گاه نبود صداقت در گفتار و رفتار که هیچ تناسبی با افکار مردمی ندارد.

3- گرچه نسل جدید حوادث 57 و دهه شصت را تجربه نکرده است اما سرنوشت دردناک کشورهایی که بهار عربی را تجربه کردند مثل تونس، مصر، لیبی، سوریه و... پیش روی ماست باید باور کنیم که اعتدال و اصلاح طلبی و تاکید بر اجرای قانون اساسی به عنوان میثاق ملی تغییر سیاستها و جابجایی سیاسیون تنها از درون صندوق آرا همچنان بهترین و شایسته ترین گزینه است. باید آن قدر تمرین دموکراسی کرد تا رای خود را فدای مصالح قومی، طائفه ای و متاسفانه گاه معامله نکرد. بعد از پایان رقابت نفس گیر، در برابر قانون تمکین و رفاقت را جایگزین رقابت، کینه و نفرت نمود و این شعر دبستانی را مجددا زمزمه کنیم : دست در دست هم دهیم به مهر /  میهن خویش را کنیم آباد


  • يکشنبه 17 مرداد 1395-8:38

    مقاله مغشوشی است. وسط محرکه انتخابات کلاس درس تفکیک شده، مدیران با فیش حقوقی نجومی. انگار نویسنده هدفی جز تعریف خاطره ندارد. خواننده انتظار دارد روند انتخابات حداقل بعد از انقلاب تا کنون روشن شود. چه نیروهایی، چه خواسته هایی سبب پیروزی یا شکست نامزدها شده اند، نماینده چه اقدامات مثبت کرده اند یا نکرده اند و ....


    ©2013 APG.ir