تعداد بازدید: 454

توصیه به دیگران 2

دوشنبه 2 اسفند 1395-9:3

مهندسان فرهنگی؛ ضرورت امروز، نیاز فردا

دهه هاست که مقوله فرهنگ را به سخنرانی نشسته ایم و به ورق پوسترها و و بنرها و جراید و کتابها تقریر کرده ایم. این روزها نیز به زعم مناسبت های گوناگون نَقل و نُقل فضاهای مجازی و دیجیتال هایی است که چون رعد می آیند و می روند. اما در پس این همه توجه و تخصیص بودجه های کلان نسبت به اهمیت و کارکرد فرهنگ، به چه میزان کاردان و کارشناس فرهنگی ساخته ایم؟! چگونه به تربیت قشری با عنوان «مهندس فرهنگ» همت گمارده ایم؟!


مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، قاسمعلی ایران منش؛ کارشناس ارشد فرهنگی هنری و برنامه ریزی گردشگری: باورها، آداب، عادات، دین، زبان، ارزش ها، قوانین و مقررات یاخته های فرهنگند و «فرهنگ» نیز همان راه مشترکی است که جوامع با آن می زیند تا به سر منزل مقصود رسند. برساخته هایی شایسته ایران و ایرانی که نه در سده های اخیر، بلکه از هزاران سال پیش تاکنون ایران را آرایشی ستودنی داشته است. منش و فرهنگ ایرانی نیز همواره از غنای بالا و والایی برخوردار بوده تا بدانجا که خرده فرهنگ های متنوع بومی و محلی و منطقه ای نیز قابلیت الگو سازی و سرمشق گیری فرهنگی دگران است.

امروزه مغالطه ای بزرگ دامنگیر فرهنگ دوستان و فرهنگ سازان این بوم شده است؛ این که «باید فرهنگ سازی کرد!». مصداق این ایده، در موارد تازه یافت شده ، بدیع و نا آشنای جامعه ایرانی قابل قبول است ولی در مواجهه با داشته های فرهنگی و اجتماعی، خود اشتباهی است از سر نا آگاهی و دگر هیچ .

گرچه جان کلام و عمق مقوله فرهنگ را نه این قلم و نه این اندیشه می تواند بنگارد؛ اما مقدمه فوق، برای طرح موضوعی بهره می جوید که شاید چاره ناچاره های روزگار ما باشد.
داشته ها و یافته های دیرباز و تجربه زیسته در مجموعه فعالیت های فرهنگی و دغدغه هایی که در هوای آن میزیَد؛ نگارنده این سطور را بر آن داشت تا قصه ای پر غصه سر دهد که:
آهای اهالی فرهنگ ایران! آهای مدیران فرهنگی! آهای مسئولان که بر کرسی های فرهنگی تکیه زده اید!

 مشکل امروزه روزگار فرهنگ نه فرهنگ سازی که تربیت مهندسان فرهنگی است! هم آنانی که باید طرح ها، حرف ها، ایده ها و نگره ها را در کارگاه مهندسی فرهنگی بازتولید کنند تا بتوان و بشود به ایرانیِ با فرهنگ تقدیم کرد!

آیا پسندیده است کودکان سرزمینم، «سیاوش»، شاهنامه حضرت فردوسی، همو که برای پاسداشت زبان و منش ایرانی بسی رنج برد «در این سال سی»؛ با دیدگاه فرهنگی کارگردانی روس به تماشا بنشینند؟!

سوژه های ایرانی را بیگانگان به هوشمندی از ما بستاند و با آرایه های فرهنگ خود به ما بازگرداند؟! آنگاه در برابر هزینه گزاف پرداختی از این واردات شادان نیز باشیم و آن را به حساب بازتولید فرهنگ ایرانی بگذاریم؟!

هر چند نگارنده به نسبیت فرهنگی باور دارد و مورد توجه واقع شده سوژه های فرهنگی جامعه مان به حتم در گسترش فرهنگ و تعاملات فرامرزی موثر است، نبود اراده کافی و وافی برای ندیدن یا انکار چنین سوژه های فرهنگی به مثابه «یار در خانه» و «آب در کوزه»، مایه شرمساری است.

دهه هاست که مقوله فرهنگ را به سخنرانی نشسته ایم و به ورق پوسترها و و بنرها و جراید و کتابها تقریر کرده ایم. این روزها نیز به زعم مناسبت های گوناگون نَقل و نُقل فضاهای مجازی و دیجیتال هایی است که چون رعد می آیند و می روند. اما در پس این همه توجه و تخصیص بودجه های کلان نسبت به اهمیت و کارکرد فرهنگ، به چه میزان کاردان و کارشناس فرهنگی ساخته ایم؟! چگونه به تربیت قشری با عنوان «مهندس فرهنگ» همت گمارده ایم؟!

مهندس فرهنگ نداریم چون رسانه ها و رسانه ای هامان هنوز در ضرورت و بیان اهمیت فرهنگ درمانده اند!  

مهندس فرهنگ نداریم چون در مدارس مان کلاس هنر را معلم ریاضی اداره کرده است!  

مهندس فرهنگ نداریم چون از صدقه سَر ایجاد رشته مدیریت فرهنگی در دانشگاهامان، عده ای مدیر و کارمند رو به بازنشستگی، کسب مدرک نموده اند برای مزایای بالاتر!

مهندس فرهنگ نداریم چون هضم آن و جزم آن، تدبیر و عقلانیت است برای آموزاندن هنر و داشته هایمان به فرزندان این مرز و بوم!

همان هنری که به قول خمینی کبیر «اگر با اندیشه آمیخته نگردد ماندگار نخواهد شد» به فرع گذاشته شد تا رنگ رخساره فرهنگ به زردی گراید و این کلام که «باید فرهنگ سازی کنیم» جولان دهد تا آنجا که خود در صدد ریشه کن کردن فرهنگ این مرز و بوم برآید.

و اما باید توجه به تکریم و تربیت مهندسی فرهنگی در دستور کار فرهنگ دوستان و اهالی فرهنگ قرار گیرد تا با سرفصل های کارا و روز آمد در مراکز دانشگاهی کشور فراگیر گردد.

مهندسان فرهنگی به جامعه تزریق شوند و از یاد مبریم که نیاز و ضرورت روز حمایت از فرهنگ و مهندسان فرهنگی است .باشد که، پیش از «تمنا کردن آنچه خود داریم از بیگانگان» به رهیافتی ظریف و متعادل از فرهنگ و منش ایرانی برای خود و آیندگان دست یابیم.


  • جمعه 6 اسفند 1395-8:20

    یادم میاد شاید ده سال پیش بود که سازمان نظام مهندسی ما یک جشنی برای روز مهندسی توی سالن سینمای ساری گرفته بود که یک شاعری را هم دعوت کردند شعر بخونه . ایشون شعر محلی خوند که من سر در نمیاوردم ولی همکارام گفتند حسابی مهندسین ساختمان را شست و گذاشت کنار. با شعر گفته بود که اصلا هر خرابی توی این مملکت زیر سر مهندسین هست که خوب درست نمیکنند . گفته بود چرا گناه خرابی را میندازین گردن زلزله یا سیل . میگفت اصلا بنا را همیشه با لحاظ این اتفاقها درست میکنن و اگر معماری شما نبود هرگز اونهمه خرابی و مرگ آدمها توی بم و بوئین زهرا و منجیل و کجا و کجا پیش نمیومد . حالا این آقا که ظاهرا فرهنگی هست میخواد بعد از عمری بابا آب داد بابا نان داد که نتیجه نگرفت دست به مهندسی بزنه . پدر جان اینجا همه دیگه مهندس شدن و همینه که سنگ روی سنگ بند نمیشه . پس شما همون کلاس درس باش ولی حضرت عباسی خوب درس بده و خوب که درس بدی یعنی تمام پی درسته و مفصلها هم خوب جوش خورده و بتن هم ناخالصی نداشت . آره پدرم بی زحمت تو کار ما نیا و همونجا هم که باشی بقول اون شاعر میتونی ساختمان و بنای فرهنگ را حسابی خراب کنی .

    • المیرا_دهنویپاسخ به این دیدگاه 1 0
      پنجشنبه 5 اسفند 1395-13:56

      مهندسی نیاز به رشته های جدید دارد!
      مثلا مهندسیِ ساختن حالِ خوب و تعمیرِ آدم های افسرده،
      ساختنِ یک قلبِ بی خط و خش،
      یا مهندسی ساختنِ یکـ منحنی روی لب...
      و حتی ساختن ذهنی بی عیب و نقص برای بیمارانِ ناتوانی ذهنی!
      مهندسِ تعمیرِ نفس تنگی های مادربزرگ،
      تعمیرِ آدم های ریا کار،
      یا حتی تعمیرِ حالِ این روزهای خوزستان!
      یا از نو ساختنِ آتش نشان های سوخته در آتشِ پلاسکو!
      و مهندسیِ تعمیرِ هزاران عیب و ایرادی که آدم ها دارند...
      اگر چنین رشته ای را میشد اضافه کرد،
      دنیا گلستان بود!

      • چهارشنبه 4 اسفند 1395-8:34

        جناب ايران منش
        فرهنگ ، ساختمان نيست كه به مهندس احتياج داشته باشد . مهندسان فرهنگ ، مردم را آجر مي پندارند . اينكه فرهنگ به چي احتياج دارد؟ بماند براي "شايد وقتي ديگر" .

        • ایران منشپاسخ به این دیدگاه 1 0
          پنجشنبه 5 اسفند 1395-11:1

          سلام

          تشکر از جناب آقا رضا که بنده را وادار به این یادداشت نمودند.
          و جا دارد امروز 5 اسفند را که روز مهندس هست را به همه ی مهندسان این مرز و بوم تبریک بگویم و ...
          بنظرم آنکه آجر روی آجر می گذارد مهندس نیست آن فرد بنا است که کارش مهم و خودش انسانی زحمتکش و متبحر است.
          بنظرم "مهندس" فقط کسی که هندسه می‌داند نیست! همچنین که تکنسین یا کارشناس ماشین آلات و موتورها هم فقط نیستند.
          مهندسی یعنی "به کار بردن علوم و فنون به منظور طراحی و یا توسعه ساختارها، دستگاه‌ها، ماشین الات و هدایت فرآیندها و تعیین مسیر برای رسیدن به اهداف تدوین شده و لذا مهندس طراحی مسیر می کند همچنان که سیاست را می شود تعیین مسیر کرد یعنی اندازه ها را همچنان که در هندسه اندازه می گیرند در فرهنگ و سیاست هم فاصله ها و اندازه ها را تخمین می زنند ...
          مثلا یک مهندس فرهنگی می گوید زمان انجام کنسرت هیچ گاه صبح ها مورد استقبال واقع نمی شود یهنی زمان را برآورد کرده است که پاسخگو نیست .
          راستی اینکه می گویند انتخابات را مهندسی می کنند مگر آجر بر روی آجر می نهد؟
          بنظرم مهندس کسی است که جنبه‌های مرتبط با موضوعی را در در خصوص استراتژی و تاکتیک و مسائل مالی و اقتصادی مرتبط با آن و چگونگی حفظ سلامتی و امنیت انسان و طبیعت را لحاظ می کند تا نقشه راهی ترسیم شود، تا در فرهنگ، کاردان و کارشناس فرهنگی بتواند با نقشه و سرمشق و الگو آجر فرهنگی را بر آجر بنهد و کارش را به سر انجام برساند.
          بنده با بیش از سی سال فعالیت مستمر در این حوزه وجود اینگونه متخصصین را خالی می بینم که خروجی اجتماعی خود گواه این نقیصه است.
          البته اگر کلمه ای که جایگزین آن شود که بشود فرهنگ کاران را ذیل آن اجتماع داد نیز پسندیده است مثل نظام مهندسی یا نظام پزشکی ...

          درود تا شاید وقتی دیگر

        • سه شنبه 3 اسفند 1395-16:0

          از نظر بسیاری مهندسی اجتماعی از جمله فرهنگی اگر آغشته به اغراض باشد که اغلب هست، بسیار خطرناک تر از بی عملی در این عرصه است. بنابراین جناب مهندسان باید با احتیاط گام بردارند.

          • شاگرد ایران منشپاسخ به این دیدگاه 4 1
            سه شنبه 3 اسفند 1395-14:51

            همانظور که آقای ایرانمنش گفتند عرصه فرهنگی هم مهندسانی نیاز داره تا اینگونه با ناهنجاری ها برخورد نکنیم .
            عرصه فرهنگی هم به سردارانی چون قاسم سلیمانی نیاز دارد .
            درود بر قاسم ایران منش، قاسم سلیمانی فرهنگی شهر ما ..

            • میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپاپاسخ به این دیدگاه 9 0
              سه شنبه 3 اسفند 1395-10:7

              با سلام و عرض ادب
              مقاله جالبی بود و از اینکه به درستی درمورد فرهنگ و آداب و رسوم و همچنین از کم رنگ بودن مهندسی فرهنگ کفته شده است به خوبی احساس می شود و باید آفرین گفت به این حرکت که با موفقیت آن بسیاری از مشکلات فرهنگی و شهری حل می شود و برای همه هم وجود و فعالیت مردی متدین و شاعر و مردمی و خاکی چون جناب آقای ایرانمنش آشکار است و آرزو می کنم در راه خود موفق شود.

              ته زحمتا امه سه آشناهه
              ته دلسوزی امه شهر صفاهه
              دعا کمبی ته وسه بوی پیروز
              همه دونه ته کار راهه خداهه

              به امید حق

              • دودانگه ای پاسخ به این دیدگاه 11 0
                دوشنبه 2 اسفند 1395-23:40

                درود بر مهندس فرهنگی ساری
                درود بر شهر پایدار
                درود بر مرد تابستان شاد
                درود بر مدیر مجتمع تفزیحی سد سلیمان تنگه
                و هزاران درود دیگر...


                ©2013 APG.ir