تعداد بازدید: 313

توصیه به دیگران 2

جمعه 13 مرداد 1396-23:40

عصر مشروطیت در ایران و حلقه مفقوده اعتدال

شاید بتوان گفت ریشه اصلی بسیاری از علل و عوامل ناکامی های انقلاب و نظام سیاسی مشروطبت را باید در حضور آفتی به نام افراطی گری و خشونت طلبی در لباس انقلابی گری و غیبت ضرورتی به نام اعتدال جست و‌جو کرد.


مازندنومه؛ سرویس سیاسی، لطف الله آجدانی، مورخ و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: انقلاب مشروطیت ایران را به درستی یک تجربه ناتمام دانسته اند. تجربه ای با دستاوردهای مهم و ارزشمند از یکسو و ضعف ها و ناکامی های بسیار از سوی دیگر.

شاید بتوان گفت ریشه اصلی بسیاری از علل و عوامل ناکامی های انقلاب و نظام سیاسی مشروطبت را باید در حضور آفتی به نام افراطی گری و خشونت طلبی در لباس انقلابی گری و غیبت ضرورتی به نام اعتدال جست و‌جو کرد.

اینکه بسیاری از مورخان و پژوهشگران علوم سیاسی و جامعه شناختی،   افراطی گری و خشونت طلبی را به جبهه مخالفان انقلاب و نظام سیاسی مشروطیت محدود کرده اند، تحلیل ساده اندیشانه و گمراه کننده ای است که از تبیین دقیق و کامل ماهیت و ابعاد گسترده و پیچیده پدیده افراطی گری در عصر مشروطیت ایران ناتوان است.

افراطی گری و پیامدهای ویرانگر آن در هر دو حوزه نظر و عمل، محدود به جبهه استبدادگران سیاسی و دینی و مرتجعین مخالف مشروطیت نبود؛ بلکه با درجات متفاوتی بخش قابل ملاحظه ای از گروهها و تشکل های سیاسی انقلابی و مشروطه طلب و بعضی از رهبران فکری و سیاسی انقلاب و نظام سیاسی مشروطیت را نیز در برگرفته بود.

در برابر آفت فراطی گری که هم در میان انقلابیون مشروطه خواه و هم مخالفان مشروطه پایگاه و‌جایگاهی داشت، اعتدال غایب بزرگ عصر مشروطیت در ایران بود. گرچه صدای اعتدال از حنجره افکار و قلم و رفتار سیاسی بعضی از نخبگان فکری و فعالان و رهبران سیاسی عصر مشروطه بیرون  می آمد؛ اما این صدا که بر عقلانیت و خرد سیاسی تکیه داشت، در برابر حجم و‌هجمه صدای افراطی گرایان، مجال چندانی برای شنیده شدن نیافت.

در حوزه افراطی گری و خشونت طلبی های برآمده از آن که عامل مهمی در ایجاد تنگنا برای اعتدال و عقلانیت و آزادی اندیشه و اندیشه های آزاد و حفظ و احترام به حقوق فردی و اجتماعی قانونی و مدنی مردم از جمله مخالفان است، شاهد کژاندیشی و کژتابی های آلوده به افراطی گری در هر دو جبهه انقلاب و مخالفان آن هستیم. اگر طالبوف روشنفکر و مشروطه طلب به سبب انتشار کتب و آرای متفاوت و مخالف خود با دیدگاه متشرعین افراطی، از سوی آنان تکفیر شرعی  شد، و یا شیخ فضل الله نوری با حربه شرعی به تکفیر مشروطه طلبان بر خاست؛ از سوی دیگر  شیخ فضل الله و هم اندیشان او نیز با همان حربه شرعی از سوی بعضی از مراجع دینی مشروطه طلب و رهبران مشروطه خواه، مخالف امام زمان و «محارب» و « مفسد» تلقی و معرفی شدند.

تردیدی نیست بخشی از افراطی گری و خشونت طلبی های غیر قانونی یا فراقانونی بعضی از افراد و تشکلهای انقلابی عصر مشروطه در واقع واکنشی در مقابل افراطی گری و خشونت طلبی های مخالفان خواهان براندازی نظام مشروطیت بود؛ اما افراطی گری گروههایی از انقلابیون مشروطه خواه ، محدود به مخالفان انقلاب و نظام مشروطیت نبود.  افراطی گری و خشونت طلبی جبهه افراطی گرا به نام حفظ انقلاب و نظام ، چهره خود را در اختلاف شدید با همکاران انقلابی معتدل و‌منتقد و اقدامات سرکوبگرانه علیه آنان نیز نشان داد. پی آمد چنین سیاست و اقدامات افراطی، به تزلزل سیاسی و اجتماعی همان انقلاب و نظامی انجامید که انقلابیون افراطی داعیه حفظ و رهبری آن را داشتند.

خشونت طلبی گروهی از انقلابیون افراطی مشروطه طلب بر ضد انقلابیون معتدل و خردورز منتقد افراطی گری که گاه لباس تهدید و تهمت و دروغ و شایعه پراکنی بر خود می پوشبد و‌گاه چهره خود را در قالب فشارها و تظاهرات و‌درگیری های غیرقانونی و فراقانونی بر ضد اصلاح طلبان و اعتدالیون با هدف واداشتن آنان به تسلیم و عقب نشینی در برابر افکار و‌مقاصد خود نشان می داد، یکی از مهم ترین علل و عوامل تزلزل و بی ثباتی سیاسی و ناکارآمدی نظام  مشروطیت در بسیاری از حوزه ها و نیز سرخوردگی و نارضایتی تدریجی اما مستمر و‌ رو به فزاینده بسیاری از مردم از انقلاب و‌ نظام شد.

وجود مستندات و شواهد تاریخی فراوان، از این واقعیت خبر می دهد که انقلاب و نظام مشروطیت ایران به همان اندازه که از دشمنان خارجی خود آسیب و صدمه دیده است، در بسیاری از ناکامی های خود، قربانی بزرگترین دشمن داخلی خود به نام افراطی گری شد.

افراطی گری و پیامدهای ویرانگر آن برای ایران و ایرانیان عصر مشروطه و بازتولید آن در اشکال و ابعاد مختلف در مقاطع گوناکون تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب مشروطیت تا کنون؛ چه در حوزه نظر و عمل، از جمله در نگاه و رفتار افراطی ما نسبت به سنت و تجدد، چگونگی نسبت تقابل یا تعامل میان اسلامیت و ایرانیت و غرب و نیز بسیاری دیگر از حوزه های سیاست، اجتماع و فرهنگ؛ از این واقعیت خبر می دهد که افراطی گری با هر نام و در هر لباسی؛ یکی از بزرگترین دشمنان ترقی و پیشرفت کشور و منافع ملی و به همان اندازه ، اعتدال و عقلانیت، حلقه مفقوده و غایب بزرگ در تاریخ ایران و‌از بزرگترین نیازها و  ضرورت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور و جامعه ایران است.

تجربه انقلاب و‌نظام مشروطیت در ایران نشان داده است که سهم انقلابیون افراطی در تاریخ و جامعه ایران و کتاب انقلاب و نقش و پیامدهای ویرانگر و زیان بار سیاست و  اقدامات افراطی گرایانه و خشونت طلبانه آنان چیزی نیست جز تباهی ایران و تزلزل همان انقلاب و نظامی که انقلابیون افراطی داعیه دلبستگی و حفظ آن را دارند.

* این یادداشت همزمان با مازندنومه در روزنامه ایران شنبه ۱۴ مرداد ۹۶ نیز منتشر شد


  • کدام اعتدال ؟پاسخ به این دیدگاه 0 1
    شنبه 14 مرداد 1396-12:10

    اعتذال در تعیین و تحقق اهداف یا در اعمال خشونت و کشتار ؟ کدام یک را ؟


    ©2013 APG.ir