تعداد بازدید: 248

توصیه به دیگران 1

چهارشنبه 1 اسفند 1397-13:48

مهرک؛ دولت مسئول خیلی کوچک

باید یقین داشت که هر حرکت موسسه‌ی «مهرک» برای روشن شدن جامعه موثر است. موج اش طی دو سال از مرزهای روستا و شهر گذشته است و حریم های دور را در می نوردد.


مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، ایرج عرب: روندی که یک موسسه خیریه‌ی کوچک در گوشه ای از این دیار برای «خود را نشان دادن» طی کرده است، روند مثال زدنی است. رو به صعود و اوج یابی است.

سومین جشنواره خیرین و مدد جویان خود را برگزار کرده است. عده ی بیشتری از آدم ها با این موسسه ی خیریه آشنا شده اند و خیلی ها به اهداف آن فکر می کنند.

خیلی ها مات شده اند که این چه صدای دلنوازی است که در برهوت انسانیت بلند شده است؟! چه کرده است و چه می کند که اشک های شادی را بر پهنای صورت عده ای جاری کرده است؟

امروز می توان به جرات گفت که این هویت ایجاد شده از یک جرقه ی فکری در گوشه ای از یک روستا می تواند با یک دولت با همه ی ابعادش مقایسه شود. دو خط موازی هستند و یکی از خط ها فربه و دیگری نازک و لاغر.

شاید گردانندگان «مهرک» ناخود آگاه به این مطلب فکر نکرده اند که آنها هم دارای کابینه هستند. عده ای از طیف های مختلف دور یک میز بیضی بزرگ نشسته اند و به آینده ی این مردم فکر می کنند. برای دردهای این مردم حرف می زنند. راهکار می دهند و عملکرد دارند.

باید یقین داشت که هر حرکت «مهرک» برای روشن شدن جامعه موثر است. موج اش طی دو سال از مرزهای روستا و شهر گذشته است و حریم های دور را در می نوردد.

امروز بیشتر باید از این مرکز حفاظت کرد. باید جدی تر بود . باید از تنوع فکری در دور این میز سود برد . امروز نام «مهرک» آدم ها را جلب می کند و آنها را به تعقل و تاثر وا می دارد.

این عزت و افتخار نتیجه ی یک تفکر در پشت صحنه است. نتیجه یک راهبرد بزرگ است که دولت ها از آن سود می جویند، اما متاسفانه تاریخ ما به علت های مختلف به آن هدف نرسیده است. این راهبرد بزرگ موضوع توسعه است.

روز اول از خود حتما سئوال کرده ایم که چرا اینجا هستیم و حتما در دل پاسخ خود را داده ایم. باید در اینجا بنشینیم. باید به درد دیگران فکر کنیم. باید به برآوردن آرزوهای خیلی کوچک و محروم شده فکر کنیم. ما باید به توسعه فکر کنیم، چرا که پنداشتیم که ما هم یک دولت مسئول خیلی کوچک هستیم.

همه ی سازمان های مردم نهاد باید به توسعه خود و در نهایت به توسعه ی جامعه فکر کنند. با وجود همه ی کاستی ها و نداشتن ها و تفرقه ها با زمان آمدیم. با کمال سادگی و مینیاتوری به عوامل توسعه فکر کردیم.

از شنیدن دردها شروع کردیم. شنیدن درد ها دردمندان را تسلی می دهد و آرام‌شان می کند. زخم ها حس می شود و زخمی، طاقت اش بیشتر می شود و امید در او اوج می گیرد. گرسنه که رسید لقمه ای بر دهان اش گذاشته شد تا نای حرف زدن داشته باشد. تشنه ای که رسید حتی قطره ای هم شد آب بر لب اش رسانده شد تا نفس و قدرت حرف زدن داشته باشد.

یکی از لجنزار انسانی آمد و دیگری از نزاع خانه رسید و یکی با درد جان و دیگری با ضجه بی سرپرستی و سنگ صبور مهرک آرام شان کرد و حرف زدند و اولین گام توسعه برداشته شد.

حدود دو قرن دولت ها و سیستم ها به نسبت از این شنیدن ها بی بهره اند. دهک‌های پایینی، تشنه و گرسنه و بی روح و جریحه دار نتوانسته اند آرام بگیرند. «مهرک» توانست مهرش را نشان دهد و دردها را بشنود و بسته های حمایتی التیام گذرا باشد اما «مهرک» در این اندازه نماند. بر کانال های ارتباطی اش افزود. زبان مهر توانست سخاوت ها و سخاوتمندان را جذب کند. ریشه بزند، چون گیاه رونده تا دل کپر نشین ها و دل مدیر کل ها و میز اغنیا که دل به سخاوت دارند. زبان ادب داشت و مهرش به دل نشست.

مهرک رفت تا جشن توسعه بگیرد. ریشه ای تر اندیشید و بیکاری و نبود اشتغال را در تیرگی جامعه دخیل دانست و در رفع آن کوشید. باز کاوی دردمندان موجب شد تا توانایی هاشان دیده شود. یکی خیاط شد، یکی کشتکار، یکی تندیس ساخت و یکی با اخلاص تن سپرد به کار و از نشئگی مذموم رهید، یکی قالی بافت و دختری عروسک ساخت و زنی کیفی ساخت برای سلامت.

دومین گام توسعه در این دایره کوچک اجتماعی برداشته شد. «مهرک» سینه سپر کرد و دولت وار کابینه اش را برای رفع فقر و فلاکت از جامعه و تغییر فکر برای رشد چید. دارهای قالی افراشته شد و هنرمندان پای اش نشستند و «مهرک» در گوش‌شان نجوا کرد که می توانید از بدبختی برهید. در گوش زنانی نجوا کرد که پای چرخ های دوزندگی نشسته بودند و به زندگی فکر می کردند.

«مهرک» آتشی افروخت که پروانه های ریز و درشت برای بهره مند شدن و بهره مند کردن به سویش می روند و ابایی از سوختن ندارند. همبستگی آنانی که دور میز بیضی نشسته اند، هر روز بیشتر از دیروز احساس می شود.

مردم دیگر «مهرک» را شناخته اند. اوج گرفته است. گام های دیگر توسعه را باید بردارد. «مهرک» در دولت کوچک خود باید به مدنیت انسانی تکیه کند. حرف های دور میز شنیده شود. تجربه های گوناگون به کار گرفته شود. میز تدبیر قابل احترام باشد و دورنمای آینده تدوین شود.

فرصت ها را نباید از دست داد. میز تدبیر «مهرک» اگر بشکند دیگر بر نمی گردد. زمان فرصت نخواهد داد. میز تدبیر صداقت می خواهد. اخلاص می طلبد. مهرک امروز جزو سرمایه اجتماعی این مملکت شده است. امروز توسعه باید دغدغه ی اجتماعی باشد. فاصله شگفت طبقاتی، نازیبایی زندگی در اکثریت و زیبایی تمام در اقلیت و ناشکیبایی مردم نمود توسعه نیافتگی است.

یکی از استادان اقتصاد می گوید که کشور ژاپن در 1920 م در مدارس خود سرود توسعه ایجاد کرده و فرزندان ژاپن در میان بازی های خود سرود توسعه را می خواندند. «مهرک» اینک سرود توسعه را سر می دهد، در گوش عموم. که اگر بخواهیم می شود در چشمان آدم های این سرزمین، حیرت بدبختی و اشک غم ندید .



    ©2013 APG.ir