تعداد بازدید: 883

توصیه به دیگران 0

جمعه 13 دی 1398-9:21

یک به پنجاه

ورود به زندگی با ویلچر ممنوع!

نزدیک به ۹۰۰ نفر در سوادکوه معلول هستند و از هر 50  شهروند، یک نفر معلول است. یک معلول سوادکوهی می گوید: رانندگان تاکسی از ما فراری هستند و نمی خواهند ویلچر ما را جمع یا کمک کنند سوار تاکسی شویم. روزی رفته بودم استخر، اما اجازه ورود به من ندادند و گفتند: چرخ های ویلچرت استخر را کثیف می کند!


 مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، حلیمه خادمی: مشغول راه رفتن بودم که لیز خوردم! پایم رفته بود روی تکه غذایی که ریخته بودند داخل پیاده رو. کمی بعد وانتی پارک شده را در همان پیاده رو دیدم. راهم را کج کردم تا از کنار ماشینی که  سد معبر کرده بود، عبور کنم.

جلوتر پیاده رو، ناتمام قطع شده بود. 100متر را هم طی نکرده بودم که به 3 مانع برخورد کردم، آن هم وسط شهر؛ معلولان و سالمندان با این معضلات شهری چه می کنند؟

*دوقلوها

«صالح» و «سینا» دوقلوهای 18 ساله‌ی زیرابی‌اند. دو نوجوانی که فقط از دریچه پنجره ماشین، خیابان را دیده و تجربه و لذت خرید و پیاده روی را حس نکرده اند.

این دو هنگام تولد به علت کمبود اکسیژن، فلج مغزی شده، توان حرکتی خود را ازدست می دهند.

 مدارس شهر زیراب  و پل سفید برای حضور معلولان مناسب سازی نشده است و سرویس های بهداشتی مدارس مناسب این قشر نیست؛ به همین علت سینا و صالح که امسال سال آخر دبیرستان را سپری می کنند برای اینکه نیازی به سرویس بهداشتی نداشته باشند  صبحانه چای نمی نوشند، در غیر این صورت باید به منزل برگردند.

تنها همدم 18 ساله ی این دو نوجوان، بازی های کامپیوتری است، چراکه شهر تنها متعلق به افراد غیرمعلول است.

سینا و صالح امکان بهبود دارند اما توان مالی خانواده  کفاف هزینه‌ی درمان آنها را نمی دهد.



آرزوی راه رفتن، داغی گران بر سینه این دو نوجوان است، اما سخت تر از آن، نبود فرصت های برابر زندگی است. این که نمی توانند جایی بروند، چون مناسب سازی نشده است. قدم در پیاده رو گذاشتن در دنیای پیچیده امروز، آرزوی این دو نفر شده است.

*ورود به زندگی با ویلچر ممنوع!

از خانه «سینا و صالح امیری» که خارج می شوم، در پیاده رو احساس ناخوشایندی دارم. تیرهای برق و تلفن و حتی درختان را مزاحمی می دانم که حق مسلم این ها را خورده اند!

فردای آن روز کمک می کنم معلول ویلچرنشینی از خیابان عبور کند. می گوید: رانندگان تاکسی از ما فراری هستند و نمی خواهند ویلچر ما را جمع یا کمک کنند سوار تاکسی شویم.

او ادامه می دهد: رفته بودم استخر، اما اجازه ورود به من ندادند و گفتند: چرخ های ویلچرت استخر را کثیف می کند!

 درد معلولان فقط ناتوانی جسمی نیست و بزرگتر از آن، درد دیده نشدن و تبعیض و نداشتن حق طبیعی زندگی ست. فضاهای اداری، بانک‌ها، مراکز درمانی و مجتمع‌های مسکونی به هیچ وجه متناسب با نیاز معلولان نیست و گویی در این میان نیازی به تردد معلولان در جامعه احساس نمی‌شود.

 فضای داخلی ادارات برای توانخواهان و معلولان مناسب سازی نشده است. جمله ی «معلولیت محرومیت نیست» تنها بازی با کلمات است که مسئولان برای رفع تکلیف می گویند و بیشترمعلولان بدون کمک از دیگران قادر به عبور و مرور در شهر نیستند.

*دیدی تونستم

«سال گذشته کنار عابر بانک، کارت‌ام به سرقت رفت؛ چرا که خودم نمی توانستم به دلیل نداشتن رمپ  مناسب برای برداشت پول اقدام کنم. به ناچار کارت بانکی‌ام را در اختیار رهگذری قرار دادم که آن را به سرقت برد.» اینها بخشی از دلگویه های «نقی قدیری» -کفاش ویلچر نشین شهر- است.

او ورزشکاری است که چون ویلچرنشین است، نمی تواند به اداره ورزش شهرستان برود! هنرمندی است که وقتی برای گرفتن جایزه اش به اداره ارشاد شهرستان رفت، تمام غرور و اعتماد به نفس‌اش بر باد رفت، چرا که آن روز نتوانست وارد سالن شود و چند نفر ویلچرش را بلند کردند!

قدیری تا 10 سالگی سالم بود و سپس در اثر بیماری و تزریق آمپول اشتباه، زندگی‌اش تغییر یافت و ولیچر شد پاهایش.



او از دهه 70 کفاشی می کند. هر روز بیش از یک کیلومتر را از منزل تا محل کار، با ویلچر می‌آید و در مسیر با مشکلات زیادی روبه رو است. 14 عمل جراحی را هم از سر گذرانده تا به ویلچرنشینی رسیده است.

قدیری کوه می رود، در مسابقات ویلچر شرکت کرده ، اهل ساز و موسیقی سنتی است و از راه کفاشی امرار معاش می کند. می گوید: «ویلچرهایی که در اختیار ما قرار می گیرد کیفیت مناسبی ندارد، بنابراین وقتی با ویلچر به جدال خیابان ها و پیاده روها می رویم، ویلچر ما شکست خورده، ظرف چندماه فرسوده می شود و هزینه ای دیگر بر بار زندگی یک معلول اضافه می کند.»

کفاش کهنه‌کار پل سفیدی ادامه می دهد: در مسیر پیاده رو، سد معبرهای متعددی وجود دارد و عبور برای معلولان، به ویژه روشندلان دشوار است.

سال های اولی که معلول شده بود، فردی به مادر نقی گفته بود کودکش را به بهزیستی بسپارد یا در خیابان رهایش کند. او آن روزها توان هیچ حرکتی را نداشت و فقط با گوش هایش می توانست بشنود. از همان روز تصمیم گرفت در زندگی کم نیاورد.

روزی که با عنوان قهرمان ملی ورزشی برگشت، نزد همان فرد رفت و گفت: «دیدی تونستم!»

 *رمپ یا پرتگاه؟!

پیاده‌روها وکانال های آب ناموزون، رمپ ویژه نابینایان که توسط برخی مغازه داران مسدود شده است، کسبه‌ای که تا وسط پیاده رو را گرفته اند و اجناس و بنرهای تبلیغاتی خود را پهن کرده اند، ساختمان هایی بدون در نظر گرفتن وضعیت معلولان، سالمندان و زنان باردار و... چرا؟

به سراغ رئیس بهزیستی شهرستان سوادکوه می روم. «حاتم دادمهر» می گوید: در ماده 2  قانون جامع حمایت از معلولان آمده که همه مراکز و اماکن عمومی باید شرایط رفت و آمد معلولان را داشته باشند و هر ساختمانی که این شرایط را دارا نباشد، شهرداری ها مجاز به صدور پایان کار نیستند.

او با تاکید براینکه30 درصد جمعیت شهرستان به مناسب‌سازی نیاز دارند، افزود: 16 درصد جمعیت شهرستان را افراد سالمند بالای 60 سال تشکیل می دهند که اگر کنار جمعیت ناتوان جسمی و نابینایان قرار گیرند 30 درصد جمعیت را تشکیل می دهند.

دادمهر با اشاره به اینکه مناسب سازی فقط شامل رمپ‌های ورودی نیست بلکه تمامی سرویس های بهداشتی و درگاه‌ها نیز نیاز به  مناسب سازی دارند، تصریح کرد: با همه پیگیری‌ها و برگزاری جلسات مناسب‌سازی، متاسفانه فقط 20 درصد ادارات مناسب عبور و مرور معلولان است.



او ادامه می دهد: تیم مناسب‌سازی شهرستان از 75 اداره بازدید و نقص‌های مناسب‌سازی را بررسی کرده و موانع به دستگاها  ابلاغ شده است.

هر رمپ استاندارد باید  8 درصد شیب داشته باشد، ولی رمپ‌هایی که ساخته می شوند بیشتر شبیه به پرتگاه هستند  و به هیچ وجه مناسب تردد معلولان نیست. پل های روی جوی ها هم باید 120 سانت عرض داشته باشد که موارد مهندسی و فنی این موارد رعایت نشده است. از طرفی موزائیک‌کاری ها برای عبور افراد نابینا و کم بینا مناسب نیست و برخی مردم خودرو را داخل پیاده رو پارک می کنند.

دادمهر می گوید: در شهر پل سفید با همکاری شهرداری، تابلوی پارک مخصوص معلولان نصب شده که برخی شهروندان به این تابلوها بی‌توجه هستند.

بهزیستی برای هر معلول جسمی حرکتی و نابینا، مبلغ 2 میلیون تومان را برای مناسب سازی منزلش اختصاص داده است. تفاهم نامه ای نیز  با بسیج سازندگی بسته شده که کار مناسب سازی منزل معلولان را انجام دهند.

250 معلول از 870 نفر معلول شهرستان سوادکوه، جسمی-حرکتی هستند. در  این شهرستان 70 نیمه‌بینا و نابینا و 12 معلول قطع‌نخایی غیرجنگی هم هستند که به مناسب سازی نیاز دارند. به گفته‌ی دادمهر با آموزش و پرورش هماهنگ شده که کلاس های درس دانش آموزان معلول در طبقات هم کف قرار گیرد.

رئیس بهزیستی سوادکوه  با تاکید بر این که پله های بعضی از ادارات به گونه ای است که  افراد سالم هم توان بالا رفتن از آن را ندارند، استدلال کرد: در جلسه کمیته برنامه ریزی تصریح شده  اداراتی که نیاز به مناسب سازی دارند، در اعتبارات خود این طراحی را  در نظر بگیرند که این گونه عمل نشده است.

* از هر 50 نفر در سوادکوه، یک نفر معلول است.

سرپرست اداره کل بهزیستی مازندران هم در گفتگو با مازندنومه، با بیان اینکه از ۵۸هزار و ۸۱۰ معلول استان مازندران نزدیک به ۹۰۰ نفر در سوادکوه هستند، یادآور می شود: از هر 50 نفر در سوادکوه، یک نفر معلول است.

جمال‌باقری می گوید: درصدد هستیم طی برنامه‌ای چند ساله، آمار معلولیت سوادکوه را از یک پنجاهم به یک صدم تقلیل دهیم.



وی با بیان اینکه قانون به صراحت شهرداران را مکلف کرده تا اگر در مکان عمومی اصول مناسب‌سازی رعایت نشده باشد، پایان کار را صادر نکنند، ادامه داد: نظارت بر این موضوع بر عهده فرمانداری‌هاست.

این مسئول تصریح می کند: مناسب سازی تنها در یک‌سوم از اماکن عمومی استان رعایت شده است.

* مناسب‌سازی اندیشه‌ها

باید کنار مناسب سازی خیابان‌ها، مناسب‌سازی اندیشه‌ها» هم صورت گیرد. اگر زندگی یک حق برابر است، باید برای تمام شهروندان این حق به تساوی توزیع شود.

معلولیت خانواده‌ها را درگیر و هزینه زیادی را به سبد خانواده تحمیل کرده و با توجه به شرایط کنونی اقتصادی، فشار مضاعفی به خانواده‌ها وارد می‌شود.

دلم می خواهد از مسئولان بپرسم: «به نظر شما مهم ترین موانع حضور معلولان در جامعه چیست؟ موانع فرهنگی یا فیزیکی؟ یا...» بعد به آن ها بگویم: «پاسخ را به شماره خودتان پیامک کنید.»

 



    ©2013 APG.ir