تعداد بازدید: 2317

توصیه به دیگران 1

سه شنبه 17 مهر 1386-0:0

آقای اعلمی ممکن است در سفر مازندران، جاي غذا خوری به آبریزگاه برويد!

يادداشتي از:فرهاد عرفانی( مزدک) درباره سیاست فارسی ستیزی استعمار و نقد نظر اکبراعلمی،نماینده تبریز.


 

سیاست فارسی ستیزی، سیاست کهنه استعماری است که نگارنده، در مقالات گوناگون و متعدد، بدان پرداخته است، اما نظر به تلاش جدید و سرسختانه ای که اکنون در جریان است تا موجبات فروپاشی فرهنگی و زبانی ملت ایران و همسایگانش فراهم آید، ضروری است بار دیگر به این موضوع بس پر اهمیت پرداخته شود.

انگیزه نگارش این مقاله، غیر از مورد فوق، سخنان اعلمی، نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی، در اعتراض به دستور فارسی نویسی تابلوهای اصناف در استان آذربایجان شرقی است . همان گونه که می دانید، زبان فارسی، د رحال حاضر، نه زبان یک قوم خاص، بلکه زبان مشترک اقوام ایرانی و حتی ملیتهای مختلف ( افغان و تاجیک و ... )، هم در حوزهء جغرافیائی ایران، و هم در خارج از این حوزه ( یعنی حوزه نفوذ ایران قدیم )، است.

 این زبان، نه تنها وسیله ارتباطی میلیونها انسان در طی هزاره ها بوده، بلکه همچنین نماد و شاخصهء بخشی از فرهنگ بشری است که سنتها و آداب و رسوم و هنر و تاریخ مردمان بسیاری را در نقاط مختلف جهان، باز می نمایاند. بخش بزرگی از عظمت و روح اندیشه انسانی در طی هزاه ها، با این زبان پیوند دارد و با این زبان خود را بیان کرده است و اکنون جزو میراث گرانقدر همه بشریت، بخصوص در مناطقی است که هنوز به این زبان تکلم می کنند و یا آن را می نگارند.

 تا پیش از ورود استعمار به خاور میانه، تنها مورد فارسی ستیزی د رتاریخ این منطقه، مربوط به دورهء حمله و سلطهء اعراب بوده است که آنهم در طی زمان ( در برابر عظمت فرهنگی این زبان ) رنگ باخته است و اما پس از ورود استعمار و بخصوص، همزمان با سلطهء کمپانی هند شرقی و استعمار حیله گر انگلیس، فارسی ستیزی، تبدیل به یک راهبرد اساسی در سیاست غارتگران بین المللی ( به خصوص انگلیس و آمریکا ) شد.

تعیین این راهبرد، به مبارزه همه جانبه ای تبدیل شده است که به اشکال مختلف در دویست سال گذشته، پیش برده شده و تا حدودی متأسفانه توانسته است از حوزهء نفوذ فرهنگی زبان فارسی در بین ملل خارج از جغرافیای سیاسی ایران، بکاهد. ( بیاد آورید تغییر زبان مردم هند را از فارسی به انگلیسی) .

اکنون که راهبرد جدید سیاسی امپریالیسم برای منطقه، بر تکه تکه کردن کشورهای بزرگ و تشکیل فدراتیوها و مناطق کوچک قابل کنترل، قرار گرفته است، سیاست کهنه فارسی ستیزی، با تزریق دلار و امکانات، جان تازه ای یافته است و متأسفانه مسئولین ایران غافل هستند، و بخش بزرگی از روشنفکران؛ بازی خورده و یا خائن و ناآگاه! هم از اینروست که یک شبه، جنایتکاران بین المللی، مدافع حقوق زبانی اقوام ایرانی شده اند!!

صدها صفحه اینترنتی در هویت سازی برای مردمان با گویش ها و زبانهای مختلف ایجاد شده، رادیو و تلویزیون به زبانهای محلی علم شده، نظریه پردازان استعمار به تاریخ سازی و تاریخ نویسی مشغول گشته اند و برای ظلم مضاعف به غیر فارس زبانها، اشک تمساح می ریزند!

کسانی که در طی یکصد و پنجاه سال، زبان انگلیسی را با زور سرنیزه و بقیمت ریختن خون میلیونها انسان در سراسر جهان، به زبان بین المللی تبدیل کرده و موجبات نابودی رسمی صدها زبان و گویش محلی و فرهنگهای غنی وابسته به ان را فراهم نموده اند، اکنون به منبر رفته و برای اصالت گویشها و زبانهای محلی ایران، روضهء علمی می خوانند !!!

ناگفته پیداست که آنچه در آن بحث نیست، ارزش برابر همه زبانها و گویشهای مردمان ، نه تنها در ایران، بلکه در همه جهان است و صد البته این حق طبیعی هر انسانی ست که با زبانی که دوست می دارد زندگی کند و با جهان روبرو شود. دقت شود که د راینجا به هیچ وجه، مسئله، مسئله تحلیل تمایزات و تفاوتهای زبانی، و اثبات و انکار هیچکدام نیست، بلکه بحث بر سر سیاست کثیفی است که، با دستمایه قرار دادن تفاوتهای گویشی و زبانی، تلاش دارد تا مردمانی را به قتلگاه فرستاده، زمینه را برای فروپاشاندن کشورها فراهم آورد.

 این تقریبأ اصلی پذیرفته شده در سطح بین الملل است که اقوام و طوایف و ملل گوناگون، ضمن استفاده از لهجه ها، گویشها و زبانهای متفاوت، به جهت ارتباطات گسترده تر و زندگی در جامعه ای نظام مند که کشور نامیده می شود، از زبانی مشترک، که معمولا رسمی خوانده می شود، استفاده نمایند و امور کشوری، از ارتباط و آموزش سراسری گرفته، تا ثبت اسناد را، با آن زبان انجام دهند. در کشورهای بزرگ جهان، همچون چین و هند و آمریکا و کانادا و روسیه و ... مردمانی بسیار متفاوت از هر جهت، با داشتن صدها زبان و گویش مختلف، از طریق زبانی مشترک با هم ارتباط دارند و سازنده یک نظام و یک هویت ملی گشته اند.

 در ایران نیز که پیشگام همه کشورهای فوق در شهر نشینی و تشکیل کشور و ملت و دولت واحد است، این موضوع، یعنی بکارگیری زبان مشترک، هزاران سال است که عمل کرده و می کند و هرگز هیچ قوم و طایفه ای منکر اصل بدیهی وجود زبان مشترک نبوده است و اکنون به طریق اولی، زبان مشترک ایرانیان، دیگر، تنها یک زبان برای ارتباط نیست، بلکه همچنین یک هویت و تاریخ و فرهنگ مشترک و حتی تولید یک ملت واحد است که ایرانی خوانده می شود! دقیقأ به همین دلیل است که استعمار تلاش زایدالوصفی را در جهت فروپاشی زبانی ملت ایران بکار گرفته است !

چرا که خوب می داند که: تنها و تنها چیزی که قادر است ساختار مستحکم نظام ملی و فرهنگی ایران را در هم بریزد و ملت ایران را دچاراز هم گسیختگی و چند پارگی کند، به زیر ضرب بردن زبان فارسی است! آنها از روشهای متفاوتی در جهت رسیدن به هدف فوق الذکر استفاده می کنند که در مقاله جداگانه ای به انها پرداخته ام.

مهمترین این روشها:

1- در تقابل قرار دادن گویشها و زبانهای محلی با زبان فارسی و 2- هجوم فرهنگی از طریق زبان انگلیسی است!

***

در کشور سیصد میلیونی آمریکا ، با وجود صدها قومیت و زبان متفاوت، هنگامی که عده ای از اعراب جمع می شوند تا مدرسه ای را بر پا دارند که جدا از نظام آموزشی سراسری، فرزندانشان را با زبان عربی آموزش دهد، بیکباره تمامی جامعه امریکا و رسانه ها و مسئولین و احزاب به حرکت د رمی آیند که: نه! هرگز!! چنین چیزی نظام آموزش هماهنگ را در آمریکا زیر سوال می برد و جامعه آمریکا را دچار چند گا نگی !؟ می کند!!!

جالبی قضیه این است که سیاستمداران همین جامعه، که این گونه می اندیشند، از زبان روشنفکر و نویسنده و فعال سیاسی و حکومتگر ایرانی ( مسئولین قومگرای جمهوری اسلامی )، به سخن می آیند که اقوام ایرانی باید بزبان خویش آموزش ببینند!!!

دقت کنید که قضیه، قضیه آموختن زبان مادری بعنوان یک واحد درسی نیست، بلکه آموختن به! زبان مادری و گویشهای محلی است! بر این اساس است که می بینیم آقای اعلمی، نماینده تبریز در مجلس به منبر رفته و می گوید که چرا فرمانداری تبریز بخشنامه صادر کرده و گفته تابلوهای اصناف باید بفارسی باشد؟!!

براستی یعنی این آقا نمی داند که اگر قرار باشد هر منطقه کشور تابلوهای خود را بزبان و گویش محلی بنگارند، نظام آموزشی بزبان خود داشته باشند، رادیو و تلویزیون با زبان محلی داشته باشند و همه امور خود را با زبان و گویش محلی خود رتق و فتق کنند، آنگاه چه چیزی از کشوری بنام ایران باقی می ماند؟

 نه ایران، که هر کشوری در سطح جهان بخواهد به ساز این آقایان قومگرا برقصد، باید فاتحه خود را بخواند! یعنی این آقا نمی فهمد و یا نمی داند که بر اساس نگرش آنجناب ، هر روستا در منطقه ارومیه، صلاحیت تبدیل شدن به یک کشور را دارد!!!

این آقایان، واقعا این بلاهت بی حد را چگونه توجیه می کنند؟ آن هم درست در زمانی که تمامی امپریالیستها، همچون گرگ های گرسنه، در کمین نشسته اند تا این میهن کهن و میراث گرانقدر آن را تکه تکه کنند و به یغما ببرند!

 آقای اعلمی و دیگر قومگرایان عزیز باید بفهمند که وجب به وجب خاک ایران، متعلق به همه مردمی است که در هر نقطه آن زندگی می کنند. خاک آذربایجان به همان اندازه که به آذربایجانی ها تعلق دارد، به خراسانی ها و بلوچها و لرها و ... هم تعلق دارد و بالعکس !

بر این اساس، گویش و زبان متفاوت، به هیچ وجه برای آن جنابان ایجاد حق نمی کند. بلکه این مازندرانی و گیلک و خراسانی و عرب و لر و کرد و بلوچ است که حق دارد وقتی به استان آذربایجان سفر کرده و یا آنجا را برای زندگی بر می گزیند، بدون هیچ مشکلی از طریق زبان مشترک، بتواند امور خود را بگذراند و خود را در خانهء خویش احساس کند نه یک مملکت بیگانه!!!

 به همان صورت که وقتی یک آذری به جهت تفریح و یا زندگی به گیلان و مازندران سفر می کند ، ساکنین آن منطقه با زبان فارسی، و نه زبان محلی!، با او سخن گفته و با آغوش باز از وی استقبال می کنند، چرا که او را ایرانی می دانند و هموطن !

 آیا آقای اعلمی تا کنون به این اندیشیده است که هنگام سفر به مازندران، اگر تابلوهای مازندرانی ها به زبان محلی باشد، ممکن است او به جای غذا خوری به آبریزگاه برود ؟! و به جای خانه استاد غلامرضا از خانه مشهدی حسن سر در آورد؟!

 از شوخی گذشته، در پایان می خواهم فقط بگویم که تک تک هموطنان گرامی ، از هر قوم و قبیله ای و با هر گویش و زبانی، در حفظ میراث مشترک، یعنی زبان فارسی، مسئولند و هر گونه کوتاهی د راینمورد، ضربات جبران ناپذیری به آینده فرزندان آنان خواهد زد! مشکل استعمار با زبان فارسی، نهفته در حقارتی است که از منظر تاریخی نسبت به فرهنگ ایجاد شده توسط این زبان، احساس می کند!

 از سوی دیگر، همین فرهنگ، تبدیل به سد محکمی در برابر اشاعهء فرهنگ بورژوائی و اعمال سلطه او شده است!! هم از اینروست که یک کینهءتاریخی و یک مانع در راه سلطهء همه جانبه، دست در دست هم داده، ایشان را به فکر تقابل نرم افزاری با این زبان انداخته است، آنهم زبانی که پیش قراولان اندیشه و هنر و فلسفه غرب در برابر آن سر تعظیم فرود آورده اند:( گوته، پوشکین، انگلس،... ). زبان فارسی، هویت و هستی تاریخی ایران است، دشمنی استعمار با آن، ریشه در دشمنی با همین هویت و هستی فرهنگی و تاریخی دارد. درست بر همین اساس است که مزدوران قلم بدست ایشان، بجای دشمنی با سیاستمداران ایران، به حکیم و اندیشمند بی نظیر و فرزانهء انساندوست توس، ابوالقاسم فردوسی، حمله می کنند!!!

آقای اعلمی نیز، اگر براستی ایرانی هستند و ریگی به کفش ندارند، باید در برابر فرهنگ و زبانی که انگلس و گوته را به تعظیم واداشته، زانو زده و بخاک افتند!...، لازم به گفتن نیست که در غیر این صورت، ما هم، نه بعنوان یک هموطن، بلکه بعنوان یک بیگانهء متجاوز، با ایشان روبرو خواهیم شد!

فرهاد عرفانی - مزدک - (mazdak3000@gmail.com)


  • شنبه 19 دی 1388-0:0

    صد دشمن عاقل به از یک دوست نادان(مزدک)

    • مازندرانیپاسخ به این دیدگاه 0 0
      جمعه 10 اسفند 1386-0:0

      این مزدک کدوم آدم بی شخصیتی هستش؟

      آدرس خونشو بده، تا کتک بخوره ازین حرفا نزنه.

      برای مسئولین مازندنومه هم متاسفم که نمی دونن این آقا کیه.


      این شخص یه جای دیگه تا تونسته مازندرانی ها را آلت دست قرار داده و زبان ما رو مسخره کرده، روشو باید کم کرد.

      پدرسوختگی تا چه حد ؟

      • پنجشنبه 13 دی 1386-0:0

        مزدك عزيز حقيقت هميشه تلخ است وخواهدبود آخه زبانهاي ديگررابازبان تركي ميخواهي مقايسه كني؟هيچ ميداني چندميليون نفردرايران به زبان تركي صحبت ميكنند؟زبان تركي ازنظر گويش وادبيات و.....ازهرنظر اززبان فارسي(پارسي)بهتر است اينو ميدونستي؟ تا بعد...

        • چهارشنبه 2 آبان 1386-0:0

          در اینجا باید خدمت مزدک عزیز عرض کنم که با توجه به آمار بدست آمده بیش از نصف جمعیت ایران را ترک زبانان تشکیل می دهند و نباید این مورد را با اقلیت عرب در آمریکا مقایسه کرد.همچنین باید خدمت این دوست گرامی عرض کنم با توجه به مفاد قانون اساسی استفاده از زبان مادری در شبکه های تلویزیونی و مدارس و .... حق طبیعی هر ملتی است.آن هم ملتی که بیش از نصف جمعیت یک کشور را تشکیل می دهند و همیشه در همه ی عرصه ها افتخار آفرین بوده اند.در آخر هم باید عرض کنم که استفاده از الفاظ رکیک و زننده در مورد نماینده مردمی یک ملت بزرگ توهین به خودمان است و در شان یک نویسنده نیست.ما می توانیم اعتراضات خودمان را با ادب و نزاکت گفتاری به گوش مسوولان برسانیم .

          اهدنا الصراط المستقیم

          • چهارشنبه 25 مهر 1386-0:0

            آقای کمی تا قسمتی با ادب!واقعا برای خودم و ملت ایران متاسفم که مدافعان زبان و ادب فارسی آن را امثال تو تشکیل میدهند! اولا-این چه نحوه انتقاد کردن از نماینده ای است که چهره اش برای مردم شناخته شده است و اتهاماتی را که تو به ایشان زده ای برچسب ناچسب است. با وجود اینکه اصل سخنان اعلمی را درج نکرده بودید بدلیل کنجکاوی چندین بار مواضع ایشان را مطالعه کردم و بجز اصرار وی به قانونگرایی مطلبی همسو با آنچه در مقام القا کردنش بوده اید مشاهده نکردم!ثانیا-استفاده از تیتر انتخاب شده که از متن نوشته استخراج شده است زیبنده یک قلم بدست نیست و تنها معرف شخصیت نویسنده و گردانندگان مازنده نومه است و بدتر از آن چنین استنباط میشود که در نزد مردم شریف مازندران غذاخوری معادل آبریزگاه است!قطعا اذعان میکنید که بیش از هرکس بخود و مازندرانیان محترم توهین کرده اید!ثالثا-اگر با درج چنین مطلبی قصد به شهرت رسیدن را داشته باشید مطمئن باشید این اشتهار به زیان شما تمام خواهد شد زیرا اعلمی شخصیتی ملی است و در جای جای ایران به ایشان احترام میگذارند و دوستش دارند اگر باور ندارید در همان مازندران این ادعا را بررسی نمائید.واکنش کاربرانتان هم صحت این ادعا را تائید میکند.

            • چهارشنبه 25 مهر 1386-0:0


              آقا یا خانم شایان! آقای مزدک این شهامت را داشته که اسم اصلی اش را پای نوشته اش بگذارد، شما هم برای اینکه نشان دهید که از ... کمتر نیستید، بلکه بیشتر هم هستید!!، اسم اصلی و نام خانوادگی خود را بنویسید. تنها در اینصورت است که ما می پذیریم شما ... کمتر نیستید، بلکه بیشترید! (85.229.67.153)

              • چهارشنبه 25 مهر 1386-0:0


                عرفانی "مزدک" !اگر ... کمتریم.(87.107.91.146)

                • دوشنبه 23 مهر 1386-0:0


                  معنای ... این است کهدر موطن آنها مازندران غذاخوری معادل آبریزگاه است! ضمنا بنظر میرسد که کوروش کبیر با زبان عرفانی و مازند نامه سخن گفته و شما را با اهانت مورد نوازش قرار داده است و لیکن چون علیه خودتان بوده آنرا سانسور کرده اید! در اینصورت چرا آنچه را بر خود نمی پسندید علیه نماینده شجاع و مردمی مانند آقای اعلمی بکار برده اید !؟ اگر این مزخرفات و اهانت ها و افتراهاباطلاع ایشان برسد و علیه شما طرح شکایت نماید آیا ... افتاد؟ این گوی و این میدان .جهت اطلاع از این اراجیف پرینت گرفته و به دفتر آقای اعلمی پست کردم.(64.62.138.10)

                  • دوشنبه 23 مهر 1386-0:0

                    آغای سعید!
                    از نثری که بکار گرفته ای مشخص است که چکاره ای و بر اساس ضرب المثل جواب ابلهان خاموشی است، پاسخ دری وری هایت به خویش و مسئولین محترم مازندنومه را نمی دهم!
                    و اما در مورد تهدیدی که کرده ای، به عرض برسانم که: جنابعالی شکر زیادی خورده ای، زیرا تو و اربابت قد و اندازهء این حرفها نیستید! در ثانی، اولین کسی که پیش از چاپ این مقاله را دریافت کرده، همان اربابت بوده و خودش فهمیده که چه غلطی کرده! برای همین هم صدایش در نیامده است، بنابر این به خودت زحمت نده و جوهر چاپگرت را به هدر نده!
                    ثالثأ خوب گوشهایت را باز کن ببین چی میگم: ما اکنون با شما و اربابانتان حرف می زنیم و گفتگو می کنیم اما اگر احساس کنیم که پای از گلیم تان دراز تر کرده و چشم طمع به این آب و خاک داشته و قصد خوش رقصی برای بیگانگان را دارید، آنگاه حرف را کنار گذاشته، دهانتان را با سرب داغ پر خواهیم کرد!........ امیدوارم سکه افتاده باشد!

                    • کوروش کبيرپاسخ به این دیدگاه 0 0
                      يکشنبه 22 مهر 1386-0:0


                      البته جا داشت از مثال هاي ملموس تري استفاده ميكرديد. مثلا مينوشتيد " آقاي اعلمي در سفر مازندران بجاي رفتن بر... سر از آبريزگاه در آورند و يا بجاي ... سر در آورند!جالب است نه؟! فكر ميكنم اين قبيل مثالها مناسبتر باشد.لطفا اگر ... اين نظر را هم منعكس نمائيد.ولي يقين دارم شما ... اين شهامت را نداريد. با پوزش از تصديع!(87.107.91.146)

                      • صمد دستمالچیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                        شنبه 21 مهر 1386-0:0

                        دوست عزیز نویسنده مقاله :
                        اگر احساسات و تندروی را کنار بگذاریم برای هر مشکلی راه حلی وچود دارد .
                        برای آنکه هر شهری فرهنگ قومی و زبانی خود را حفظ کند و ضمنا برای سایر هموطنان مشکلی پیش نیاید یک راه حل بسیار ساده وجود دارد . تابلوهای مغازه ها در هر شهر می تواند به هردوزبان ( یا لهجه ) محلی و فارسی نوشته شود .

                        • جمعه 20 مهر 1386-0:0

                          شووینیست

                          • جمعه 20 مهر 1386-0:0

                            agaye mohtaram mesalhaye zeyadi meshavad zad va titr kard masalan be jaye ghaza khori be sare gabre babaye nevisande ya dahane mobark va behtar az on bejaye jende khane khaneye agaye nevisande ya va az hamin gabil

                            • جمعه 20 مهر 1386-0:0

                              با سلام مجدد!!!
                              خدمت آفا منوچهر عزیز و سایر دوستانی که با عنوان مقاله مشکل دارند, عرض شود که تیتر نوشتهء بنده: (( مشکل استعمار با زبان فارسی )) است و عنوان فعلی، انتخاب مسئولین پایگاه مازندنومه است و البته بنده هم مخالفتی نکردم، چرا که فکر می کنم این دوستان به هر حال، حق آب و گل دارند و مختارند که در مورد حوزهء فعالیت خود تصمیم بگیرند!
                              ضمنأ به دوستانی که مانند آقا منوچهر تصور می کنند بنده طنز پرداز هستم، توصیه می کنم به صفحات اینترنتی بنده سری بزنند تا قضایا برایشان روشن شده، چیزی در ابهام نماند. با سپاس و عذرخواهی نسبت به حضور مجدد در بخش نظرات
                              www.maghalatemazdak.blogspot.com
                              www.m-farhaderfani.blogspot.com
                              www.88893745z.persianblog.ir
                              www.farhadeerfani.blogspot.com

                              • جمعه 20 مهر 1386-0:0

                                بنده با نویسنده آشنایی ندارم ولی از این مطلب طنزی که نگاشته اند براحتی استنباط میکنم که قبل از احساساتی شدن و قلم زدن سری به کتابهای قانون منجمله قانون اساسی انداخته تا منظور اعلمی را بهتر درک نماییدو این مطلب را که نگاشته ایدبنظرم با تیتر انتخابی اش بیشتر برای معروف شدن زده اید تا از سر خیرخواهی و زبان فارسی و... و منافع ملی

                                • پنجشنبه 19 مهر 1386-0:0

                                  با سلام و تقدیم احترام
                                  آقای احمد سیف عزیز
                                  ظاهرأ شما مقالهء بنده را نخوانده اید و به قضاوت نشسته اید، یا اینکه با عجله خوانده اید و عجولانه تر پاسخ داده اید!
                                  دوست گرامی، همانطور که در متن مقاله آمده:(( آنچه در آن بحث نیست، ارزش برابر همه زبانها و گویشهای مردمان ، نه تنها در ایران، بلکه در همه جهان است و صد البته این حق طبیعی هر انسانی ست که با زبانی که دوست می دارد زندگی کند و با جهان روبرو شود)) و یا (( این تقریبأ اصلی پذیرفته شده در سطح بین الملل است که اقوام و طوایف و ملل گوناگون، ضمن استفاده از لهجه ها، گویشها و زبانهای متفاوت، به جهت ارتباطات گسترده تر و زندگی در جامعه ای نظام مند که کشور نامیده می شود، از زبانی مشترک، که معمولا رسمی خوانده می شود، استفاده نمایند و امور کشوری، از ارتباط و آموزش سراسری گرفته، تا ثبت اسناد را، با آن زبان انجام دهند)).
                                  با توجه به نکات فوق که در متن مقاله است، بسیار عجیب است که شما حرفهای خود بنده را بعنوان نقد و اعتراض به خودم بر می گردانید.
                                  ثانیأ شما می نویسید که بر تلبلوها، در کنار زبان رسمی، زبان محلی اش را هم بنویسند. بسیار خوب! بر منکرش لعنت!! در کجای مقالهء بنده با اینموضوع مخالفت شده است؟! آنچه بنده با آن مخالفت کرده و ظاهرأ شما بدلیل تعجیل در نقد سیاسی بنده!؟ متوجه آن نشده اید، اینستکه مردمان هر منطقهء ایران بخواهند با حذف زبان رسمی و مشترک، فقط از زبان محلی استفاده کنند! یعنی کاری که دقیقأ برخی ها!!! خواهان آنند و آن را پنهان نمی کنند و ما هم بنابر عشق به میهن و تاریخ و فرهنگ آن، به ایشان اجازهء چنین اقدامات ضد ملی را نخواهیم داد!
                                  ثالثأ آنها که زیر علم تمایزات زبانی رفته اند تا سیاست طرح خاورمیانه جدید آمریکا را پیش ببرند،بهانه به بیگانه میدهند نه ما که تمامی تلاشمان در جهت حفظ باقیماندهء عهدنامه های گلستان و ترکمانچای است!...که مبادا از درون این اسب تروای جدید، عهد نامهء جدیدی همانند آنچه در عراق بوجود آمده، پدید آید!
                                  در پایان هم می خواستم بگویم که قرار نیست هرچه از ولز دیکته می شود در ایران اجرا و پیاده شود...!!!

                                  • پنجشنبه 19 مهر 1386-0:0

                                    آقای عرفانی عزیز: با سلام شما از همان ابتدا مقاله را با یک « ناراستی» شروع می کنید. این که درکشور کثیر الزبانی مثل ایران، دیگران هم باید در استفاده اززبان خود آزاد باشند اصلا به معنای « فارسی ستیزی» نیست. شما می توانید یک زبان سراسری داشته باشید و دیگراقوام و ملیت ها هم دراستفاده از زبان خود آزاد باشند. راه حل مشکل « خود ساخته» شما هم برای این که آقای اعلمی به جای غذا خوری به آبریزگاه نرود این است که اسم و عنوان به هر دو زبان نوشته شود. هم به زبان سراسری و هم به زبان محلی- کاری که در منطقه ویلز مثلا در انگیس می کنند و هیچ دنیائی هم به آخرنرسیده است. این دیگر چه ادعای سخیفی است که عملا دارید « ایرانی بودن» آقای اعلمی را زیر سئوال می برید! و بعد هم گزلیک به دست از « بیگانه متجاوز» سخن می گوئید. نه آقای محترم، اندکی پیاده شوید با هم راه برویم. نادیدن و غفلت از حق وحقوق برابر همه مردمی که درایران زندگی می کنند بهترین وموثرترین شیوه برای فروپاشی ایران است. یادتان باشد که بعد نگوئید که ما نمی دانستیم! و شما در این نوشته دارید آدرس غلط می دهید. همین

                                    • نسیم رامسری پاسخ به این دیدگاه 0 0
                                      چهارشنبه 18 مهر 1386-0:0

                                      در موضوع شناسی کاملا حق با مزدک است اما خودمونیمای کاش مازندران نمایندگانی مثل اکبر اعلمی داشت.

                                      • چهارشنبه 18 مهر 1386-0:0

                                        نویسنده ی نسبتا محترم!!
                                        تیتر بسیار زننده ای انتخاب نمودید.


                                        ©2013 APG.ir