تعداد بازدید: 2140

توصیه به دیگران 1

چهارشنبه 10 تير 1388-0:0

مردم خسته اند

يادداشتي از:دکتر سیف الرضا شهابی-متولد 1331 بابل


در چند روز اخير به بهانه انتخابات، تظاهراتي به ظاهر اعتراض آميز به نتيجه انتخابات قسمت هائي از مناطق مياني و شمالي شهر تهران وبه طور محدود معدودي از شهرهاي كشور را فرا گرفت که در پاره اي از مواقع به خشونت كشيده شد و تعدادي كشته و زخمي برجاي گذاشت.

 برخي افراد، اعتراضات را به اراذل و اوباش منتسب  کردند و گروهي هم طرفداران مهندس موسوي را عامل اغتشاش  دانستند. نظر برخي هم اين است عوامل خارجي دخالت داشتند .

 اين جانب در اين نوشتار نمي خواهم حضور هيچ كدام را در تظاهرات اعتراضي وخشونت هاي خياباني نفي كنم؛ خيل عظيم جوانان بيكار را هم اضافه مي كنم ولي مي خواهم توجه مسئولان و مقامات كشور را به يك مسئله اساسي توجه بدهم و آن موضوع خستگي بخش هائي گسترده از جامعه از عملكرد دست اندركاران و اوضاع  كشور در 30 سال اخير است که اگربه طور جدي مورد توجه قرار نگيرد ممكن است تبديل به غده اي سرطاني بشود که  كل پيكره جامعه را فرا گيرد و در آن صورت با عمل جراحي هم  قابل درمان نباشد.

     اگر امروز سرهاي مان را داخل برف فرو كنيم و از واقعيت موجود در اطراف  چشم بپوشيم و علت خستگي را كشف نكنيم، خستگي عمومي آتش زير خاكستري خواهدبود كه چند صباحي ديگر زبانه خواهد زد و خرمن انقلاب را به آتش خواهد كشاند و در آن زمان هر قدر مقامات ارشد كشور فرياد بر آرند كه : نداي شما مردم را شنيديم گوش كسي بدهكار نخواهدبود.

    خستگي در جامعه به علل متعدد و بعضا متضاد در اقشار متفاوت جامعه بروز كرده و لايه هاي بالائي جامعه و افراد متمكن و مرفه مشكلات خاص خودشان را دارند  که كمتر اقتصادي وبيشتر اجتماعي است، اگر چه به بهانه بالا رفتن تورم براي طبقات ضعيف اشك تمساح مي ريزند! لايه هاي مياني و پائين دست جامعه هم از مشكلات اقتصادي و رشد فاصله طبقاتي و مشاهده مديران اشرافي خسته هستند.

     علت  خستگي در جامعه، واحد نيست تا نسخه يك شكل نوشته شود و با يك نسخه بتوان درد خستگي را درمان كرد.ابتدا بايد مكانيسم خستگي را شناسائي كرد و پي آن به درمان پرداخت .

    همه آناني كه به مهندس موسوي راي دادند شناخت درست و صحيحي از ديدگاه او نداشتند فقط به خاطر خستگي از وضعيت موجود به مير حسين روي آوردند( نظير 2 خرداد 1376كه به آقاي خاتمي روي آوردند ) و اكنون بعداز انتخابات زبان به اعتراض گشودند.

     در سال هاي نخستين انقلاب و جنگ عراق با ايران و فرسايشي شدن جنگ يك نوع خستگي  برجامعه عارض شد و انتظار عمومي اين بود بعد از سال هاي دفاع مقدس اوضاع تا اندازه اي سامان پيدا كند و نفسي راحت بكشند.

     متاسفانه در دوران سازندگي نا خواسته جامعه طبقاتي شد و شكاف طبقاتي رشد كرد و فاجعه آميزتر اين كه بچه هاي جبهه و جنگ بعد از جنگ به خاطر برقراري ارتباطات ناسالم با صاحبان قدرت در طبقه صاحبان ثروت قرار گرفتند و مردان كم ظرفيت و نوكيسه و تازه به دوران رسيده به جاي بندگي خدا به بندگي شيطان روي آوردند. بي ظرفيتي آن ها سبب شد تحت تاثير فرهنگ ابتذال  قرار گيرند و روز به روز از مردم فاصله گرفتند. نطفه مديران اشرافي بسته شد و مردم در 2 خرداد76 خستگي خود را نشان دادند.

   اما طرفداران آقاي خاتمي به جاي واكاوي واقعي گرايش مردم به خاتمي در انتخابات خرداد 76 به طرح موضوعات روشنفكري بسنده كردند .

     در دوران 8 ساله اصلاحات علاوه بر اين كه خستگي تمام نشد به خاطر آدرس هاي غلط و پرداختن كوتوله هاي سياسي به كارهاي شخصي و امور غير ضروري و دست چندم خستگي مردم افزايش پيدا كرد و در  معيشت لايه هاي پائين دست و دهك هاي پائين تاثير گذاشت که در تير ماه 88 در پاي صندوق هاي راي خود را نشان داد و محمود احمدي نژاد از صندوق ها بيرون آمد.

     در دوران 4 ساله رياست جمهوري احمدي نژاد به علت توجه رئيس جمهور به لايه هاي پائيني و مياني واقشار عامي جامعه  طبقات بالا دست ومجامع روشنفكري و دانشجوئي و هنري و...احساس خستگي كردند و در انتخابات دهم اين بخش از جامعه تلاش كرد شخص ديگري را حتي اگر طابق النعل بالنعل قبول ندارد جايگزين احمدي نژاد نمايد.

    براساس قوانين موجود احمدي نژاد در انتخابات آينده حضور ندارد ولي بايد در چارچوپ قانون و حفظ ارزش ها به گونه اي عمل كند تا بخشي از خستگي را در گروهي ار اقشار خسته كاهش دهد و آن ها را جذب نظام نمايد .نمي توان تمام اقشار و اشخاص خسته  را با يك چشم ديد با آن هائي كه صداقت ندارند و اهداف خائنانه حتي در لباس دلسوزانه دارند و گرگاني هستند در لباس ميش  كاري نمي توان كرد  وليكن  بسياري ازافراد خسته، صادق و سالم هستند و با اعتبار بخشيدن به مطالبات معقول و قانوني آن ها بايدخستگي را از جامعه بر كند.

     جوانان و بالتبع خانواده هاي شان از بيكاري خسته هستند. بايد به طور جدي و واقعي نرخ بيكاري را كاهش داد.البته اين واقعيت را نمي توان انكار كرد جهان با رشد بيكاري حتي در كشورهاي صنعتي روبرو است .تورم و گراني و برنامه هاي ضعيف در مسائل اقتصادي جامعه را خسته مي كند .

      نويسنده گان و هنرمندان از برخي تضيقات و سخت گيري هاي غير لازم  وزارت ارشاد و ساير مراكز مربوط نگرانند؛ من باب مثال فيلم "درباره الي"به نظر اين جانب لزومي نداشت از آكران جلوگيري شود(در يادداشتي جداگانه برداشت خودم را از اين فيلم خواهم نوشت ) همين طور ديگر اقشار و هر كدام به دليلي.

 اگرواقعا به بقاي انقلاب مي انديشيد تا آن جا كه ممكن است خستگي را از پيكره جامعه بزدائيد وشادي و نشاط را در جامعه زنده كنيد.


  • چهارشنبه 17 تير 1388-0:0

    بله همشهری مردم خسته اند اما نه از اقتصاد چرا که اگر گذشته را مرور کنید در گذشته مردم داراتر از امروز نبودند بلکه با ایمان تر بودند و قانع تر اما امروز دینداری سطحی و ظاهری شده و تجمل پرستی ، طمع و چشم و هم چشمی ها دمار از روزگار مردم در آورده درد بیشتر فرهنگی است و اخلاقی تا اقتصادی یا سیاسی!

    • شنبه 13 تير 1388-0:0

      مشكل مردم ايران بيشتر از خستگي مورد اشاره اين دوست است. اين ساده كردن مسئله بسيار پيچيده سياست است. بايد عصبانيت را گفت نه خستگي!! كار از خستگي گذشته است اگر خسته باشي مي روي مي خوابي استراحت مي كني ولي مردم مدتي خودشان را به خواب زدند ولي نشد كه نشد

      • پنجشنبه 11 تير 1388-0:0

        خسته؟! خسته از چی و کی؟!چرا باید خسته بود؟!این چه ادبیات نامانوس با این مردم مصمم و مستحکمی است که نستوه و خستگی ناپذیر، استکبار را به ستوه آورده اند؟!این چه خستگی است که با نرخ 85درصدی در انتخابات مشارکت میکنند؟! این چه خستگی است که با انگیزه الهی در نمازجمعه به امامت رهبری معظم شرکت میکنند؟! این چه خستگی است که پرشکوه ترین حضور را در میتینگ وحدت میدان ولی عصر تهران به نمایش میگذارند؟!این چه خستگی است که فعالترین و با نشاط ترین فعلیتهای تبلیغات انتخاباتی را به نام خود ثبت میکنند؟!
        واقعاً این نوع نگرش از چه چشم انئازی نشات میگیرد؟!مردم ما خسته اند؟!
        یعنی خستگی این همه برکت و دستاورد دارد؟!اختلاف گریزی و وحدت خواهی مردم نشان از درک بالای مردم ما دارد و این چه ربطی به خستگی دارد؟!
        شاید روشنفکران کم بضاعت زود خسته شوند!اما این مردم نه تنها خسته نمیشوند بلکه خستگی را هم خسته میکنند!
        آقای شهابی از شما بعید بود که اینگونه گاف بدهید و عمر 30ساله انقلاب اسلامی را مترادف با خستگی مردمی بدانید که خودشان بانی آنند!از ســـــــاری

        • چهارشنبه 10 تير 1388-0:0

          شما آنقدر از كلمه " خسته " استفاده كرديد كه گويي با يك جنگ رواني به سراغ خواننده امده ايد و حتي اگر او جوان پرنشاطي باشد با خود مي گويد : انگار من هم خسته ام!


          ©2013 APG.ir