چهارشنبه 12 آبان 1389-22:21

هديه بهشت

...دادگری در روزگار ما نه فقط قدرت و ثروت ،که معرفت را نیز نشانه می گیرد و امروز ظلمی مهلک تر از احتکار اطلاعات نیست.(يادداشتي از صمد علیپور،فعال سياسي و فرهنگي-ساري)


1- سالروز تولد مازندنومه را به برادر و دوست ارزشمندم جناب آقای علي صادقی مدیریت محترم سایت و همکاران ارجمندش از صمیم قلب تبریک می گویم .

 وقتی سیاهی غلیظ شب می رمد و وقتی سپیده می دمد و باران رحمت حق بر دشت و دمن و انسان می بارد و جویبار حیات جاری می شود دو دیده ام بی صبرانه و مشتاقانه سراغ رایانه را می گیرد تا تشنگی مفرط خود را از چشمه سار زلال سایت محبوب و مطلوب خود «مازند نومه» سیراب سازد .

برادر عزیز و ارزشمند جناب آقای صادقی را سالهاست که می شناسم ، به ویژه در هنگامه پر فراز و نشیب تصدی دولت مستعجل فرهنگ و هنر (ارشاد) که ایشان همراه با یارانی نواندیش و جوان در قالب یکی از مطرح ترین نهادهای مدنی در شهرستان قائم شهر و استان فعالیت می کردند .

 آن روزها ، روزهای پر لطف و شگفتی بود که بذر دوستی ها و رفاقت ها ، و هم اندیشی ها و همفکری ها نضج گرفت و رشد یافت .

جالب است که قبل از تولد مازندنومه ، همیشه دغدغه اش این بوده است که در عرصه فرهنگ و هنر و اندیشه به ویژه فرهنگ مازندران چه کار می توانیم بکنیم .

مازندنومه را می پسندم چرا که مدیریت آن سعی دارد همراه با عدم جانبداری از عقیده و تفکر خاصی ، به نشر آزادانه عقاید و افکار صاحبان فکر و فرهنگ و سیاست بپردازد .

 مازندنومه از سعه صدر و آزاداندیشی مطلوبی برخوردار است و در عصر انفجار اطلاعات رسالت سنگین و راستین خود را می شناسد و به نشر کلمه و کلمات همت می گمارد تا که چراغ دانایی و دانستن و آگاه شدن همیشه فروزان بماند .

 مازندنومه که بیش و پیش از سیاست،دغدغه فرهنگی و اجتماعی دارد همراه با طرح ایده های نو از رسالت رسانه ای خود که مهم ترین آن ، اطلاع رسانی درست ، بی طرفانه ، صحیح ، سریع و دقیق می باشد و در حقیقت از لوازم حیات در جامعه مدنی به شمار می آید به خوبی آگاه است و بدیهی است که چنین رسانه ای هیچگاه از این اصل غافل نخواهد شد که دانستن حق مردم است .

2- جامعه شناسان و اندیشمندان بر این اعتقاد هستند که جامعه ای به سمت توسعه و پیشرفت می رود که تعدد نشریات و رسانه های مستقل و منتقد را پذیرا باشد .

امروز چون آفتاب روشن است که آزادی مطبوعات و بر صدر نشاندن اهالی فکر و فرهنگ و هنر و اندیشه و رها شدن از قید و بندها و چشم پوشی شجاعانه از سانسور که در حقیقت قبرستان اندیشه و اندیشه ورزان است از شرایط مهم و اساسی مردم سالاری و یک نظام دموکراتیک است .

 آنچه دموکراسی را معنا و مفهوم می بخشد آزادی اندیشه ، بیان و مطبوعات است . دسترسی به اطلاعات را اکسیژن دموکراسی نام نهادند و شفافیت و علنیت از پایه های اساسی آن به شمار می آید . مردم باید از تصمیماتی که توسط صاحبان قدرت و حکومت اتخاذ می شود باخبر گردند .

پنهان کاری ، دشمن دموکراسی است ، پنهان کاری و بی خبر گذاشتن مردم از اخبار و تصمیم گیری های مهم ، بی اعتمادی را در مردم ایجاد می کند و رفتار خردمندانه را در آنان کاهش می دهد . در چنین شرایطی ، شهروندان درباره حقایق امور پرس و جو نمی کنند . هر چه حقایق و واقعیت ها از مردم پنهان شود مشارکت عمومی شهروندان رو به تباهی و اضمحلال خواهد رفت .

توماس ارسکین دادستان کل در دفاع از توماس پین شهروند برجسته و نویسنده کتاب حقوق انسان که در حمایت از انقلاب فرانسه نوشت می گوید : نیاز هر فرد به تبلیغ افکارش مثل نیاز او به هواست . حکم راندن بر زبان و مغز و چشم شهروندان پذیرفتنی نیست و آزادی مطبوعات عطیه ای است الهی و حقی طبیعی و سلب ناشدنی . هیچ قدرت دنیوی نباید چنین حقی را زیر پا بگذارد .

حق داشتن مطبوعات آزاد برگ برنده ای است که افراد علیه دولت ها در دست دارند . حکومت هایی که بنیان شان بر گفت و گوی عمومی شهروندان نهاده شده است ذاتاً مسالمت جو هستند حتی اگر دستخوش اختلاف و اغتشاش شوند .

جان میلتون شاعر و نویسنده انگلیسی 1674-1608 که مقالات بحث انگیزی در خصوص آزادی انتشار، آموزش و حذف سانسور نگاشت اعتقاد داشت : مطبوعات آزاد زمینه را برای شکوفایی عشق به خدا و روح آزاد و آگاه مهیا خواهد کرد .

استدلال میلتون این بود که اعمال قید و بند و محدودیت فراگیر برای مطبوعات ، ناممکن و فاقد کارایی است . این به کار احمقانه آن مرد دلاوری می ماند که برای ممانعت از ورود کلاغ ها به باغ ، در باغ را بست .

همچنین سانسور مطبوعات عملی نفرت انگیز است چرا که بهره مندی فرد را از آزادی اندیشه ، آزادی عمل و حق انتخاب زندگی انسانی زایل می کند .

سانسور کنندگان – که به هیچ عنوان بری از خطا و گناه نیستند -نمی توانند در مورد این که ما باید چگونه زندگی بکنیم تصمیم بگیرند .

 مطبوعات هدیه بهشتند مدارا با عقاید متنازع و متفاوت شرط اساسی بصیرت و فضیلت افراد است . آنچه روح ما را می پالاید امتحان است . امتحان به وسیله هر آنچه با ما در تضاد است .

ماتیو تیندال نیز همچون میلتون که نخستین بار نظریه حقوق طبیعی را در مورد آزادی مطبوعات مطرح ساخت اعتقاد داشت : از میان این حقوق طبیعی ، یک حق عمده آزادی مطبوعات است .

یک نشریه آزاد «درست مثل نگهبانی وفادار ، از وقوع حوادث غیر مترقبه جلوگیری می کند و هر از گاهی در مورد نظرات قریب الوقوع هشدار می دهد .

 آزادی مطبوعات ضامن رهایی از تزویرهای سیاسی و دسیسه های پارلمانی است . آزادی مطبوعات داشتن حکومتی صالح را تضمین می کند .

جرمی بنتام فیلسوف و حقوق دان انگلیسی (1832- 1748) اعتقاد داشت : برگزاری انتخابات دوره ای بدون آزادی دائمی مطبوعات به مزرعه ای می ماند که در آن هشت ماه از سال سگ های گله را می بندند و از گوسفندان می خواهند که خود مراقب گرگ ها باشند .

 مطبوعات آزاد زمینه را برای وضع و اجرای آن قوانینی فراهم می کنند که بیشترین شمار مردم را به بیشترین حدّ رضایت می رسانند .

 مطبوعات آزاد مانع پنهان کاری های حکومت می شوند و حکام را وادار می کنند تا به مردم احترام بیشتری بگذارند مطبوعات آزاد اطلاعات جامع و مسبوطی را در مورد جهان دردسترس عموم قرار می دهند و به این ترتیب تصمیم گیری های سنجیده و معقول را محتمل تر می کنند . آزادی مطبوعات میزان سعادت مردم را به حداکثر می رساند .

جفرسن متفکر و سومین رئیس جمهور آمریکا (1826 – 1743) در مورد نقش اساسی مطبوعات در دموکراسی از درک عمیقی برخوردار بود .

 به عقیده او راه جلوگیری از واژگون شدن حکومت به دست مردم «این است که از طریق نشریات همگانی اطلاعات کاملی درباره امور مربوط به اجتماع به آنها داده شود ، و تدبیری به کار بسته شود که آن نشریات بتوانند در تمامی توده مردم نفوذ کنند .

چون پایه حکومت ما به اعتقاد مردم استوار است . نخستین هدف باید صیانت این حق باشد ، و اگر این تصمیم به من محول می شد که بهتر است حکومت بی روزنامه داشته باشیم یا روزنامه بی حکومت ، در ترجیح دادن دومی بر اولی لحظه ای درنگ نمی کردم.

 هگل آزادی مطبوعات را محمل گفتگوی حکومت با مردمش ، تلقی می کرد و از این رو آن را یکی از نقاط قوت انگلیسی ها می دانست.

 ولترانگلستان را می ستود چرا که معتقد بود یگانه کشوری است که مطبوعات آزادش مردم را به اندیشیدن وا می دارد .

 به قول منتسکیو آزادی اعتراض و انتقاد از طریق مطبوعات آزاد به رهایی انگلستان از ترس شدید و فروخورده ای که محصول استبداد است کمک کرد و اما پایان مطلب را با چند عبارت وزین و سنگین مزین نمایم که همیشه با تکریم و ستایش عقل ها مواجه بوده است : بگذارید انسان ها افکار خود را آزادانه بیان کنند و خشم شان را مانند آتشی بیرون بریزند که در سطح زمین زبانه می کشد ، آنها مثل ذرات پراکنده باروت با هم تماس برقرار می کنند و شعله ور می شوند ولی این انفجار نه صدایی در پی دارد و نه خطری ، اما اگر آنها را تحت فشار قرار دهید به آتش پنهانی در عمق زمین می مانند که تا به صورت زمین لرزه و آتشفشان خود را ننماید ، شعله هایش را کسی نخواهد دید .

دادگری در روزگار ما نه فقط قدرت و ثروت ، که معرفت را نیز نشانه می گیرد و امروز ظلمی مهلک تر از احتکار اطلاعات نیست.