پنجشنبه 29 بهمن 1383-0:0

فولكلور مازندران

علي ماهفروزي ، شهربانو وفايي: كارشناسان سازمان ايرانگردي و ميراث فرهنگي مازندران


آداب و رسوم : نوروز خواني : نوروز خوانان معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسيدن عيد نوروز به داخل روستاها مي آيند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه هاي محلي، طليعه سال نو را به آنان مژده مي دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند كه يك نفر اشعار را مي خواند، يك نفر ساز مي زند،نفر ديگر كه به آن كوله كش( باركش ) مي گويند به در خانه هاي مردم مي رود و مي خواند: بادبهارون بيمو / نوروز سلطون بيمو/ مژده دهيد به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علي باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز ديگر / شما را سال نو باشد مبارك صاحب خانه نيز با دادن پول، شيريني ، گردو، تخم مرغ و نخود، و كشمش از آنان پذيرايي مي كند . چهارشنبه سوري : از مراسم به جامانده در ايران زمين، چهارشنبه سوري است كه در پايان چهارشنبه هر سال برگزار مي شود. صبح روز چهارشنبه آش هفت ترشي، درست مي كنند. آشي كه هفت نوع ترشي مانند آب نارنج، آب ليمو، آب انار، سركه، گوجه سبز، و اب از گيل در آن مي ريزند و بعد از آماده شدن بين همسايه ها پخش مي كنند غروب روز مي خوانند با ارزوي شادي و خوشي براي خود و خانواده خود از روي آتش مي پرند. آنها مي خوانند : چهارشنبه سوري كمي پارسال دسوري كمي، امسال دسوري كمي عيد نوروز : هنگام تحويل سال افراد خانواده دور سفره هفت سين كه با ظرافت و سليقه خانم خانه چيده شده مي نشينند و در حاليكه پدر خانواده دعاي تحويل مي خواند منتظر سال نو مي شوند. در گذشته كه امكانات ارتباطي مانند راديو و تلويزيون نبود با تيراندازي يا گفتن اذان سال جديد را به همه اعلام مي داشتند. بعد از اين كه سال نو شد كسي كه به عنوان مادرمه انتخاب شده با مجمعي كه در ان قرآن ، آيينه، اب ، سبزه و شاخه هاي سبز جوان قرار دارد وارد خانه مي شود چهارگوشه اتاق ها را آب مي پاشد قرآن را كنار سفره هفت سين مي گذارد و شاخه هاي سبز ( درخت آلوچه) را به اين نيت كه سال سرسبز و خوش و خرمي براي خانواده باشد، جلوي در اتاق آويزان يا روي طاقچه اتاق مي گذارد. دراين روز مادر خانه، غذاي عيد، سبزي پلو با مرغ يا گوشت درست مي كند. علاوه بر آن غذايي به عنوان خيرات براي اموات مي پزند و بين مردم پخش مي كنند . در غروب شب اول سال به اين اعتقاد كه چراغ خانه آنها هميشه روشن و نوراني باشد، به سر در خانه ها شمع يا شعله آتش آويزان مي كنند. جشن نوروز ماه : مردم مازندران در اواسط مرداد ماه جشني به نام نوروز ماه دارند وقتي كه اولين محصول برنج زودرس رسيد بعد از جمع آوري و درو با همان برنج غذا درست مي كنند و درخارج از روستا جشن پايان كار مي گيرند. اين مراسم دست مانند سيزده به در است و اعتقاد دارند كه اين روز را حتما" بايد بيرون از روستا به سر برد در واقع اين جشن يك نوع سپاسگزاري به درگاه خداوند است. مراسم تيرماه سيزده : از ديگر مراسم سنتي و رسمي مازندران تيرماه سيزده است كه در اواسط آبان هر سال برگزار مي شود. البته روايات مختلف در مورد تيرماه سيزده وجود دارد. مي گويند كه شب تولد حضرت علي ( ع) است. مي گويند پيروزي كاوه بر ضحاك و جشن مهرگان است. در اين شب همه خانواده كنار هم جمع مي شوند و تا پاسي از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه هاي بزرگ ترها سپري مي كنند جوانان هم با در دست داشتن تركه اي بلند كه كيسه اي به انتهاي آن بسته شده است. همراه كودكان به در خانه ها رفته و با سر و صدا و كوبيدن چوب به درخانه ها و لال بازي از صاحب خانه تقاضاي هديه مي كنند به آنها پول ، ميوه، شيريني داده مي شود.هنگامي كه لال به همراه گروه خود در كوچه ها شروع به حركت مي كند اين اشعار را مي خواند: لال بيمو، لال بيمو، پارسال و پيرار بيمو، چل بزن ديگه بزن، لال انه لالك انه، پيسه گنده خوانه ، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالك انه، پاربورده امسال انه ، لال آمده ، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ريسي را حركت بده، به ديگ بزرم، لال آيد، لال كوچك مي آيد، كسي كه شيريني پيس كنده مي خواهد مي آيد ، سال و ماه ارزان نمي شود، لال بزرگ رسوا نمي شود، لال مي آيد، لال كوچك مي آيد ، پارسال رفته امسال مي آيد. آيين سنتي 26 عيد ماه : آيين ويژه سنتي 26 عيد ماه طبري هر سال در تاريخ 28 تيرماه شمسي در بيشتر روستاهاي استان برگزار مي شود. در روستاي امامزاده حسن سوادكوه اين مراسم با آداب خاصي انجام مي شود اين رسم به جشن مردگان نيز معروف است. بر اساس سنت رايج و باورهاي مردم در زمان هاي قديم فريدون پادشاه پيشدادي به خونخواهي پدرش جمشيد شاه حاك پادشاه را سرنگون مي كند مردم خبر اين پيروزي را در شب با آتش زدن بوته ها به يكديگر اطلاع مي دهند. و فرداي آن روز با برپايي جشن و مسابقه كشتي اين پيروزي را گرامي مي دارند. امروزه نيز اهالي روستاهاي اطراف همگي به امامزاده حسن مي آيند و علاوه بر خيرات كردن براي اموات خود و روشن كردن شمع روي مزارها، تماشاگر مسابقه كشتي سنتي لوچر مي شوند. در اين روز كشتي گيران سوادكوه در اين محوطه گرد مي آيند و به مصاف هم مي روند.در مناطق جلگه اي جشن مردگان در آرامگاه ها برگزار مي شود. مراسم ورف چال ( چاه برف ) : يكي از مراسم قابل توجه در ارتباط با آب در روستاي اسك واقع در جاده هزار مراسم ورف چال است. اين مراسم در يكي از روزهاي جمعه در فاصله اول تا پانزده ارديبهشت ماه كه آخرين برف هاي زمستاني در حال ذوب شدن است. انجام مي شود. تاريخ اجراي اين مراسم قبلا" از طرف بزرگان محل به اطلاع عموم رسانده مي شود. در اين روز كليه مردان محل جهت انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه كوه دماوند پس از صرف صبحانه با همراه داشتن غذاي ظهرو بساط ميوه و چاي از روستا را ندارد و امور روستا در اين روز در دست زن هاي محل است كه با اجتماع درمساجد و نقاط ديگر به اجراي برنامه هايي مانند عروس و داماد شاه وزير بازي و ... سرگرم هستند از ورود هر مردي به داخل روستا جلوگيري مي شود در صورتي كه مردي به تذكرات و اخطار آنها توجهي نكند و داخل روستا شود به شدت با چوب به وسيله زن هاي محل تنبيه مي گردد. مردان روستا پس از رسيدن به محل ورف چال كه از دوران گذشته چاهي درآنجا براي جمع آوري برف به وسيله شخصي به نام سيد حسن ولي حفر شده و مقبره او نيز در روستاي نياك محل زيارت اهالي منطقه است اقدام به جدا كردن قطعات برف از كوه مي كنند و هر كس به توانايي خود مقداري از قطعات آخرين برف زمستاني را به داخل چاه مي ريزد. پس از پرشدن چاه از برف و پوشانيدن در چاه مردان به صرف ناهار و چاي و ميوه در اطراف چاه مي پردازند و نماز به جامي آورند . سپس همگي به روستا باز مي گردند. اين مراسم ريشه در مبارزه با كم آبي براي مسافران و دام ها در فصل تابستان دارد با توجه به اين كه منطقه مورد بحث در گذشته يكي از مناطق دامداري محسوب مي شد، دامدارها براي تامين آب مورد نياز دام ها در فصل تابستان كه برف هاي روي كوه آب مي شد اقدام به ذخيره برف در اين چاه مي كردند تا درموقع كم آبي، آب مورد نياز دام ها را فراهم كنند. امروزه منطقه مورد بحث اهميت كذشته خود را از نظر پرورش دام از دست داده ولي اين سنت قديمي همچنان در بين اهالي محل ادامه دارد. شب يلدا : شب اول زمستان را گت چله مي نامند در اين شب بنا به سنت ديرين همه افراد خانواده دور هم جمع مي شوند و با خوردن هندوانه ماست و ميوه و آجيل سرماي فصل زمستان را از خود دوي مي كنند اعتقاد بر اين است كه با خوردن ماست يا هندوانه در شب يلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در اين شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چيزي مي گيرند اگر كسي آنها را نديد و نشناخت حتما" به آنچه نيت كرده اند خواهند رسيد. مراسم ماه محرم : كليه تكايا مساجد و خانه ها از چند روز پيش از ماه محرم سياه پوش مي شوند و از روز اول ماه محرم مراسم عزاداري آغاز مي شود مردم در دسته و هيات هاي زنجير زني و سينه زني به مساجد و تكايا مي روند و كساني كه نذر دارند نذورات خود را اعم از آش خرما، شربت، و غذا .. بين مردم پخش مي كنند. در روستاي نوا از شهرستان آمل، مراسم نخل گرداني ، معمول است. از روز اول تا هفتم مردم به عزاداري مي پردازند و سعي دارند تا در اين روز كليه نذورات خود را ادا كنند در روز هفتم همه مردم به كنار نخلي مي روند و به آن سلام مي كنند اعتقاد بر اين است كه نخل تابوت امام حسين ( ع) است. در روز هشتم نخل را بيرون مي آورند و در محله ها مي گردانند . مردم نيز همراه نخل مي روند به اين مراسم اصطلاحا" نخل گرداني مي گويند.كساني كه نذر شير دارند در روز هشتم، نهم، دهم، همراه نخل گرداني شير بين مردم پخش مي كنند نخل ها را به در هر خانه كه مي برند صاحب خانه نذر خود مانند شربت، خرما، شير، دود كردن اسپند را به جا مي آورد اگر نذر قرباني داشته باشند قرباني مي كنند در روز نهم و دهم محرم همين مراسم صورت مي گيرد در شب دهم عاشورا،كه شام غربيان است نخل را دور محله مي گرداند و همه مردم پابرهمه و شمع به دست همراه نخل به امامزاده مي روند و تا صبح به سينه زني و عزاداري مي پردازند. تا چند سال پيش مراسم تعزيه خواني نيز در محرم برگزار مي شد. امروزه در روستاها كم و بيش تعزيه خوانده مي شود. آداب ماه رمضان : ماه رمضان به ماه مبارك نام برده مي شود چون ماه تهذيب نفس و اخلاق است و همه سعي دارند كه با اداي فرايض ديني و برپايي نماز جماعت از ثواب اين ماه بيشتر بهره مند شوند. در اين ماه صله رحم را به جاي آورده و به فقرا و محرومان و آشنايان افطاري مي دهند.در شب هاي قدر و احيا كه شب نزول قرآن است. درروضه خواني شهادت حضرت علي ( ع) شركت كرده به سوگواري مي پردازند زنان و مردان شب هاي قدر را احيا نگه مي دارند تا صبح بيدار مي مانند دعا مي خوانند و قرا، بر سر مي گذارند. عيد غدير : در اين روز كه خاص عيد سادات است مردم به ديدن سادات مي روند. و سكه اي را به عنوان ته كيسه يا پارچه سبز و سفيد رنگ از دست سيد يا سيده به عنوان تبرك دريافت مي دارنددر اين روز گوسفند يا بره قرباني را حنا مي بندند و تا آفتاب نزده قرباني مي كنند كساني كه نذر دارند به هر نيتي كه باشد انگشت به خون مي زنند و به پيشاني مي مالند همچنين اعتقاد دارند در روز عيد قربان بعد از قرباني كردن نبايد از خانه خارج شوند و سركار بروند در منزل هم كاري انجام نمي دهند تا قرباني آنها رد بشود. مراسم تمناس باران : از انجا كه اساس معيشت و كشاورزي بر پايه آب است، بنابر اين كم و يا زياد بودن باران و آب مشكلاتي را ايجاد مي كند. اگر باران كم ببارد و دچار كمبود آب بشوند مراسم خاصي را به جاي مي آورندتا خداوند دعاي انها را مستجاب كرده وباران بفرستد.مراسمي كه براي تمناي باران دارند به اين شرح است : اهالي روستا همگي به امامزاده مسجد يا ميدان بزرگ روستا و يا خارج از روستا مي روند دعا مي كنند و « ملا» يا « سيد » گوشه اي از جلد قرآن را خيس مي كند يا منبر را به اين نيت كه باران بيايد، با گلاب مي شويد. علاوه بر اين مرسوم است كه همه مردم شير و برنج جمع مي كنند و با آن شير برنج درست كرده مي خورند و مقداري از آن را با اين باور كه باران ببارد روي پشت بام مي ريزند. مراسم باران خواهي : يكي از مراسم رايج به هنگام خشك سالي مراسم باران خواهي است . به زبان محلي اين مراسم را « شيلون » يا « شيلان » مي نامند. به اين منظور ابتدا از اهالي محل مواد اوليه براي پخت شير و برنج و يا آش مورد نظر آن ها جمع آوري مي شود در روز معين اهالي در مكان مقدسي مانند مسجد، تكيه ، امامزاده و يا در اطراف درخت مقدس جمع مي شوند و پس از پخت آش به وسيله زن هاي محل، مراسم دعا وروضه خواني انجام مي شود و از خداوند طلب باران مي كنند. پس از صرف آش مراسم به پايان مي رسد.از ديگر عقايد مردم منطقه در اين زمينه، گذاشتند پايه منبر در آب و يا ريختن آب به روي فردي سيد است. آفتاب خواهي : اگر بارندگي زياد باشد براي اين باران بند بيايد نام هفت يا چهل كچل را بر كاغذ مي نويسند و آن به بندي آويزان مي كنند تا باد بخورد و باران قطع شود يا با خواند دعا و نذورات مختلف از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشيد مي كنند.در روستاي « كرات كياسر» شهرستان ساري، اگر باران ببارد و مانع فعاليت كشاورزي شود، زن هاي روستا به طور جمعي شعر زير را مي خوانند : باران كو، باران بي پايان كو، گندم كه زير خاكه، از تشنگي هلاكه، يا حضرت سليمان، روز افتاب و شب باران » در روستا « ولويه كياسر » ساري هنگامي كه باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد براي بند آمدن آن بچه هاي روستا قوطي هاي حلبي را به نخي مي بندند و دو سر نخ را مي گيرند و در كوچه هاي محل راه مي روند و دسته جمعي شعر زير را مي خوانند « قوطي قوطي افتاب كن، يك مشت برنج تو ابا كن، ما بچه هاي گرگيم، از سرمايي بمرديم، يا قرا، يا كتاب فردا بشه آفتاب.در روستاي « كليج كلادودانگه » در هنگام بارش زياد باران، بچه هاي محل لباس كهنه مي پوشند و با جارو و گل و لاي كوچه ها را به هم مي زنند و ميخ وانند « بابروم – بابروم ، امروز آفتاب فردا آفتاب پيرا ( پس فردا( آفتاب آنگاه افراد هر خانواده به بچه ها مواد غذايي و يا شيريني مي دهند.در روستاي « علي اباد دودانگه » منطقه سواد كوه، وقت بارش زياد باران اهالي محل پارچه اي را از امامزاده شاهزاده حسين مي ربايند پس از آفتابي شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه ديگر به امامزاده پسمي دهند. گرفتن ماه و خورشيد : گرفتگي ماه و خورشيد را ظل ( تاريكي) مي نامند و معتقدند كه اژدهايي جلوي آن را گرفته است در اين حالت براي رهايي و برطرف شدن تاريكي از ماه به پشت بام ها مي روند بر ظرف مسي مي كوبند و با تفنگي تيراندازي مي كنند. علاوه بر اينها نماز ايات مي خوانند و دعا مي كنند. گهواره بندي : در بيشتر نقاط شهري و روستايي استان رسم بر اين است كه در دهمين روز تولد نوزاد عده اي از بستگان و آشنايان براي صرف ناهار دعوت شوند پس از صرف ناهار و چاي و شيريني مادر بزرگ و يا قابله كودك را در گهواره مي بندند در بعضي مناطق اگر نوزاد فرزند اول باشداين وظيفه را مادر بزرگ طرف مادري به عهده مي گيرد سپس مدعوين پولي به عنوان هديه در گهواره طفل مي گذارند.در بعضي از روستاهاي شهرستان نور پس از خوابانيدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادري نوزاد، روي گهواره گردو يا نبات مي شكنند و يا گهواره را چند بار به شدت تكان مي دهند اين كار به اين دليل انجام مي شود كه اگر در طول زندگي بين پدر و مادر نزاعي رخ داد گوش طفل به سر و صدا عادت كرده باشد. دندان سري : يكي از مراسم دوران كودكي مراسم دندان سري است كه همزمان با ظاهر شدن اولين دندان هاي طفل برگزار مي شود . در اين مراسم مادر كودك شير برنج يا آشي كه انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد مي پزند و كاسه اي از اش را به خانه فاميل ها و دوستان مي دهد معمولا" رسم است كه افراد هنگام پس دادن كاسه، هديه اي مانند جوراب، روسري يا پول در آن مي گذارند. مراسم ازدواج : خواستگاري از دختر توسط اقوام نزديك داماد صورت مي گيرد. بعد از رضايت خانواده عروس فرداي آن شب غذا و شيريني تهيه ديده براي خانواده عروس مي فرستند. براي مراسم « اره گيرون يا سهمان بله برون به خانه عروس مي روند و با دادن انگشتر به عروس در واقع او را براي پسر شان نشان مي كنند. در همان شب بله برون ميزان شيربها ( زر) را نيز معين مي كنند بعد از اين مراسم دوران نامزدي آغاز مي شود كه معمولا" از 6 ماه تا 2 سال طول مي كشد.چند روز مانده به عروسي مقدمات آن را فراهم مي سازند. به خريد مي روند و براي عروس داماد پيراهن، پارچه، و ... مي خرند.براي دعوت كردن مردم به عروسي زني را به عنوان خبر گير به خانه هاي مردم مي فرستند تا همگي را براي عروسي دعوت نمايد.يك روز قبل از جشن از خانه داماد تمام مخارج جشن عروسي از قبيل برنج، مرغ، گوشت، روغن به نام خرج بار، را بار اسب مي كنند و همراه چند گوسفند پاي كوبان به خانه عروس مي فرستند مردم نيز كمك هايي به نام سوري در مجمع هاي مسي گذاشته و روي ان را با پارچه هاي رنگي مي پوشانند و آن را بر سر گرفته به خانه داماد مي برند. شب قبل از عروسي « حنابندان » مي گيرند. صبح روز حنابندان ، عروس و داماد جداگانه با جشن و پاي كوبي به حمام مي روند دلاك در حمام به عروس و داماد شربت و شيريني مي دهد و اسپند دود مي كند. سپس عروس و داماد جداگانه سوار بر اسب، همراه دوستان به خانه مي روند.شب حنابندان عروس و داماد جداگانه در خانه خود، مراسم حنابندان را انجام مي دهند در خانه عروس، خواهر يا يكي از دوستان عروس حنا در دست عروس مي گذارد و در خانه داماد نيز دوستان داماد در دست او حنا مي گذارند.روز عروسي وعقدكنان خانواده عروس و داماد جداگانهميهمانان ناهار مي دهند. بعد از ظهر عروسي داماد به همراه فاميل و دوستان براي آوردن عروس به طرف خانه عروس راه مي افتد داماد از قبل اسبي را تزيين مي كند تا عروس را روي آن بنشاند وقتي به خانه عروس رسيدند خانواده عروس با نقل و شيريني و دود كردن اسپند به استقبال آنها مي رود پدر يا برادر عروس، ناني را به كمر عروس با شال سفيد يا سبز مي نشانند به اين نيت كه اولين فرزندشان پسر باشد و پير بچه ديگري آيينه به دست جلوي اسب عروس راه مي افتد. در بين راه دوستان داماد با پاي كوبي و تير اندازي، در شادماني سهيم مي شوند گاهي نيز با گذاشتن مسابقه اسب دواني بر عروسي مي افزايند.وقتي كه به در خانه داماد رسيدند داماد از اسب پياده نارنج، انار، يا سيبي، را در دست مي گيرد و به سمت عروس پرت مي كند عروس بايد آن را بگيرد و سپس آن را با هم بخورند. عروس ابتدا وارد خانه نمي شود مگر اينكه پدر داماد سكه اي يك راس گاو و يا زميني را به عنوان رونما يا پاناز به عروس بدهد. وقتي عروس وارد حياط خانه شد مادر و خواهرهاي داماد اسپند دود مي كنند و نقل و نبات و شيريني به همراهان مي دهند تمام مهمانان شام را در خانه داماد مي خورند وپس از خوردن شام آنجا را ترك مي كنند تنها زني به نام « عروس مار » همراه عروس مي ماند. صبح روز بعد از عروسي عروس بايد صبحانه را آماده كند و به خانواده داماد بدهد. خانواده داماد نيز لباس، پول، پارچه اي را به عنوان خلعت به عروس مي دهند سه روز بعد از عروسي ، عروس و داماد به عنوان سلام به مادرزن، به خانه عروس مي روند كه به آن زن مار سلام مي گويند. جهاز عروس را يك روز قبل از عروسي به خانه داماد مي برند. \ بازيها : دختران و پسران در سنين مختلف به انواع بازي هاي محلي مي پردازند. برخي از اين بازي ها شناخته شده تر هستند تپ چو، ليله بازي، پرپر، چشم دليكا، كله بزكا، مهره بازي، سه سنگ، سه گل، چش بيته كا، پاسنگ كا، آقوز بازي، النگ بازي، خرك، زمزمه چلچله آغوزكا يا گردو بازي : بازيكنان گردو ها را دو به دو روي يكديگر چيده و هر يك به نوبت با گردويي به نام كل يا تيره ( گردوي بزرگ تر ) به گردوها مي زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب مي شود و بقيه بازيكنان بايد به تيره او بزنند هر كسي موفق شد صاحب همه گردوها مي شود در غير اين صورت نفر اول همه گردوها را جمع مي كند. چليك ماركا : بازيكنان به دو گروه تقسيم مي شوند. براي بازي دو تكه چوب يا چليك و و چوب بزرگ يا ماركا نياز دارند. ابتدا گروه اول، چوب كوچك را روي گودالي قرار مي دهند سپس با چوب بزرگ به زير چوب كوچك كي زنند و آن را به طرف بالا پرت مي كنند . چوب هر يك از بازيكنان كه مسافت بيشتري را طي كند، آن گروه برنده مي شود افراد بازنده بايد به برندگان سواري بدهند. رزين كا: رزين وسيله چوبي به شكل Y است كه تكه نوار لاستيكي به دو سر انتهاي چوب بسته مي شود. بازيكن با گذاشتن سنگ لاي لاستيك و كشيدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب مي كند و گنجشك شكار مي كند. ريسمان بازي: از بازي هاي نمايشي سنتي مازندران به ويژه در غرب استان، ريسمان بازي است. اين بازي غالبا" در مراسم عروسي برگزار مي شد. ريسمان بازان دو نفر هستند يك نفر به عنوان بند باز بالاي طناب راه مي رود و ديگري به نام شيطانك در پايين مي ايستد. بند باز بالاي طناب با گذاشتن مجمع روي سر يا سوار شدن روي دوچرخه روي طناب راه مي رود و شيطانك نيز در پايين با درآوردن شكلك و حركات خنده آور تماشاچيان را سرگرم مي كند بعد از پايان نمايش شيطانك در بين تماشاچيان مي چرخد و پول و شيريني جمع مي كند از صاحب خانه نيز پول و شيريني مي گيرند. كشتي لوچو: كشتي لوچو از كشتي هاي محلي استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسي اجرا مي شد. اما امروزه در بعضي از نقاط استان اين كشتي همه ساله در تابستان بعد از وجين شالي، هنگام فراغت كار روستاييان ، انجام مي شود. در ايام ديگر مانند اعياد مذهبي و ملي نيز كشتي لوچو برگزار مي شود و جايزه برنده يك راس گاو است كه توسط اهالي خريداري مي شود. براي مسابقه دو نفر از كشتي گيران با تجربه به عنوان داور انتخاب مي شوند در اين كشتي هر گونه ضربه زدن به بدن يا سر حريف، گرفتن انگشت دست ، سرچنگك و ضربه زدن به كتف و گرفتن گوش، خطا محسوب مي شود. كشتي گيري كه در اين دو هفته تمامس حريفان را شكست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاري مسابقه ساز و دهل نيز نواخته مي شود تا شور و هيجان بيشتري به مسابقه بدهد. گاوجنگي : از ديگر سرگرمي هاي ديرپا، مراسم گاو جنگي در روستاي شير كلا شهرستان نور است كه به زبان محلي تشك جنگي ناميده مي شود. اين مسابقه هر سال و يك هفته بعد از اتمام كشتي لوچو در اوايل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار مي شود. قبل از انجام مسابقه از اهالي محل مبلغي پول بابت هزينه هاي ضروري جمع آوري مي شود. چند روز پيش از مسابقه از طريق نامه تاريخ برگزاري مسابقه به اطلاع اهالي روستاها وشهرها و حتي استان هاي همجوار رسانده مي شود. هزينه نگه داري مهمانان در روستا و كرايه از پول جمع آوري شده پرداخت مي شود. « سوچلا» يا شكار به روش سنتي در آب بندان : يكي از راه هاي درآمد روستاهاي مركزي مازندران شكار پرنده به روش سنتي در آب بندان به هنگام كم آبي است. اواسط پاييز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابي و... از نقاط سردسير به سواحل درياي مازندران كه داراي آب و هواي معتدل است، مهاجرت مي كنند و بيشتر در آب بندان ها كه به علت كشت شالي ، محل مناسبي براي تغذيه پرندگان است، ساكن مي شوند.اين شكار از اوايل پاييز هر سال تا 15 اسفند در شب هاي تاريك بدون تيراندازي با وسايل شكار سنتي و رعايت مقررات محلي انجام مي شود. در اين مدت آب بندان قرق و تير اندازي در فاصله 500 متري اطراف آن ممنوع مي شود. اين نوع شكار توسط تور و بيشتر در روستاهاي گل نشين، سيدمحله، زرين كلا، لاريم و مشك آباد در مسير جاده ساري – بابلسر از طريق جاده خزر آباد انجام مي شود. صيد سنتي به روش « روز دما » : شكار به روز روز دما معمولا" در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشي به آبگيرها در روز انجام مي شود. براي اين كار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشي، اردك ها تربيت شده را در محل صيد نگه داري مي كنند تا به محيط اطراف عادت كنند. سپس در محل مورد نظر گودالي به مساحت حدود 20 متر مربع حفر مي كنند. روي گودال توري به صورت عمود قرار مي دهند كه به نخي بسته شده است. سر ديگر نخ را صياد به دست مي گيرد با ورود پرندگان وحشي به منطقه اردك هاي ترتيب شده به جمعپرندگان وحشي مي پيوندند و آنها را به طرف گودال مي كشانند . سپس صياد نخ را مي كشد و تور روي گودال مي افتد و پرندگان به دام مي افتند. اعتقادات و باورها : - اگر داروك بخونده گنه وارش انه اگر قورباغه سبز روي درخت بخواند مي گويند باران مي آيد. - پنج شنبه نون و خرما در كامبي تا امه مرده جه برسه پنجشنبه نان و خرما بيرون مي دهيم تا ثوابش به مرده ما برسد. - چايي دله دار دره مهمان قد بلند انه روي چايي ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند مي آيد. - خوي بد بدي صدقه درها كن تا بدي اون خو بر طرف بوشه خواب بد ديدي صدقه بده تا بدي آن خواب بر طرف شود. - سگ سر انشند ته دست گند موك زنده روي سگ آب نريز دستت زگيل مي زند - شو بي وقتي نونه جارو بزوئن فرشته ملائكه ره از شه سره بيرون كاندي شب بي موقع نبايد جارو بزني چون فرشته و ملائكه را از خانه خود بيرون مي كني - گرم تندير سره دپوشي ته وشته حادثه پيش انه سر تنور گرم را بپوشاني براي تو حادثه پيش مي آيد. - نمك ره نشند بنه به خاطر اين كه آب چشم حضرت زهرا هسته نمك را زمين نريز به خاطر اين كه آب چشم حضرت زهرا (س ) است. اعتقادات مردم منطقه در ارتباط با دام : دام دارهاي منطقه عقيده دارند افراد ناپاك نبايد وارد گله گوسفند بز شوند زيرا گوسفند از رمه حضرت موسي ( ص ) است. به همين دليل نيز زن ها حق دوشيدن شير گوسفندان را ندارند زيرا ممكن ناپاك باشند از اين رو دوشيدن شير گوسفند و بز وظيفه مردان و دوشيدن شير گاو بر عهده زن ها است. عقيده بر اين است كه بايد وقت خشكسالي و يا روزي كه گوسفند به طور رايگان بين اهالي محل توزيع شود. اين شير در منطقه « بلده» نور به « حلوي شير» معروف است. در گذشته كه دام دارها پس از پايان فصل سرما به طرف كوه مي آمدند در روستاي « هفت تن » لاريجان عقيده بر اين بود كه گوسفند را بايد داخل امامزاده « هفت تن» بدوشند و شير توليدي را به متولي امامزاده بدهند. شعر : در مازندران هر آينه سخن از شعر در ميان باشد. نام طالب آملي براي عارف و عامي نامي است آشنا ملك الشعرا محمد از شعراي بنام سده يازدهم ه.ق. است. اودر آمل به دنيا آمد و همان جا به سرودن شعر پرداخت . سپس به كاشانو مرو و پس از چندي به هندوستان شتافت و در دربار جهانگير پادشاه هندوستان در سال 1028 ه.ق. لقب ملك الشعرايي يافت. وي در جواني بدرود زندگاني گفت. در گفتار طالب تشبيهات استعارات و تركيبات ابداعي همراه تخيلات دقيق مشهود است. اشعار او به سبك هنديست و ديواني كه در كتابخانه مجلس از وي به جاي مانده از قطعه و قصيده رباعي، غزل، مثنوي و تركيب بند روي هم به هفده هزار بيت مي رسد. مستانه ره ميكده طي مي كنـم امشب پـــــرواز ببال و پـر مي مي كنم امشب هر چشم زدن در پي آن گوهر ناياب صــد بحر به پاي مژه طي مي كنم امشب تا نامــه بلبل نبرد جــــانب گلــــزار گر پيك نسيم است كه پـي مي كنم امشب ادبيات شفاهي : ترانه ها : ستاره آسمون نقش زمينه خودم انگشتر و يارم نگينه خودم انگشتر و يارم فيروزه برو با هم دويم دنيا روز پنبه جاربيتمه كاله زمينه هوكا بدس مه يار نازنينه الهي بشكنه هوكاء دسهمه دلبر تازه كار نوه خسه ستاره آسمون شيشك ترازينومزه بئيتمه نكردمه بازي الهي بمرد بود اشرف قاضي قباله ننوشت بو انده درازي سرخسي گندما رز رز فوشه خدا عاشق جدا كرده بكوشه خدايا خداون چرخ دگا رونمنا مه يار بگرديم بال به گردونبرگردان: ستاره آسمان نقشي براي زمين است / خودم انگشتر و يارم نگين است/ خودم انگشتر و يارم فيروزه است / بيا با هم باشيم دنيا دو روز است. / پنبه زار گرفتم ( در ) زمين نامرغوب / يار نازنيم فوكا به دست است / الهي دسته فوكا بشكنه / تادلبرم كه تازه كار است خسته نشود / اي ستاره آسمان ستاره هفت برادران گواه باش / نامزد گرفتم ولي با او عشقبازي نكردم / الهي قاضي شهر اشرف مرده بود / و قباله اي با اين بلند بالايي ننوشته بود ( شرايط سنگين وضع نكرده بود ) گندم و خوشه هايش زرد شدند و به سرخي مي زنند / خدا بكشد كسي را كه دو عاشق را از هم جدا كرد / خدايا، خداوندا چرخ گردون را تغيير بده / تا من و يارم دست به گردن يكديگر باشيم. لالايي : لا لا، لالا خوئه بلاره مه گل بوره خوئه بلاره پيير دره كوه بلاره تربيته توئه بلاره چش ره نينه خوئه بلاره مه گل كرئه بلاره دوش تور بلارهشونه گوك دلئه بلاره شال خزنه ورئه بلاره پيير زنده مرئه بلاره برگردان : لا لا به قربان خوابت بشوم / به قربانت گل من به خواب برود/ به قربانت، پدرت در كوه است / به قربانت كه تو تب كرده اي / به قربانت كه چشمانت به خواب نمي رود / به قربانت اي غنچه گل من / به قربانت كه بر شانه ات تبر كوچكي است / به قربانت كه ميان و همراه گوسالهمي رود./ به قربانت شغال او را مي خورد / به قربانت پدرمراب مي زند. ضرب المثل ها : آدم شه مرگ و نه مردم جنازه سر بوينه Adem se marge vene merdem jenazeh sar bavine يعني : انسان مي بايست مرگ خود را بر روي جنازه ديگر مردم ببيند. كاربرد : عبرت گيري و عاقبت انديشي او خورني سرچشمه جم بخور Ow xarni sar casme jam baxor معني : آب مي خوري از سرچشمه آن بخور كاربرد : دقت در درست انجام دادن كارها و فعاليت اساسي كوتي ره پله پله بالا شونه Kutireh pale pale bala suneh معني : پله پله بايد از نردبان بالا رفت . كاربرد : كار را بايد از مراحل نخستين انجام داد تا به هدف رسيد. وچه عزيز ادب عزيزتر Vace azizeh abad azizter معني : بچه عزيز است اما ادب عزيزتر است. كاربرد : مقدم بودن ادب و تربيت و اصلاح گت كه شونه دار سر، كچيك شونه خال سر Gat ke sune dare sar kecik sune xale sar معني : بزرگ تر كه بالاي درخت برود، كوچك تر هم سر شاخه مي رود. كاربرد: وقتي بچه از بزرگتر ها درس مي گيرند، گفته مي شود. گل خواني بئيري، دماوند سر گل بئير Gel xani bairy damavand ser gel bair معني : اگر گل يا خاك مي خواهي از سر كوه دماوند بگير كاربرد: همت بلند داشتن است كه مردان بزرگ روزگار از همت بلند به جايي رسيده اند. مه ريشه هارس حنا بكش Me rise hares hena bakes معني : ريشه مرا ببين و به همان اندازه حنا بكش كاربرد: يعني از هر كسي به اندازه توان و ظرفيتش بايد انتظار داشت.