پنجشنبه 28 فروردين 1393-10:20

منطق اقتصادی نادرست در مازندران

خرده سرمایه های سرگردان

اگر شهرستان آمل و صنایع فعال در آن شهرستان از آمارهای صنایع استان مازندران حذف شود، شاید دیگر هیچ مورد قابل توجهی در صنعت استان باقی نماند.




مازندنومه؛ سرویس اقتصادی، احسان شریعت: علم اقتصاد همچون تمامی علوم دیگر، قوانین منطقی خاص خود را دارد که آن را همچون تمامی علوم سنجش پذیر و قابل پیش بینی می سازد. از این رو دانشمندان علوم اقتصادی و سیاستمداران همواره از این علم برای بررسی وضعیت اقتصادی حال و روندهای آینده ی جوامع استفاده می کنند.

 قوانین بسیاری در این علم وجود دارد. برای مثال تقریباً همیشه میزان بالای نقدینگی در جامعه موجبات تورم را فراهم می آورد.

 دست اندرکاران امور اقتصادی هر کشوری با توجه به این قوانین علمی به بررسی اوضاع اقتصادی جامعه می پردازند. اما فعالیت های اقتصادی در هر جامعه ای متناسب با فرهنگ و روابط اجتماعی مردم آن جوامع می تواند حالت های گوناگونی به خود گیرد. از این رو گاه ضروری است که مسائل اقتصادی هر منطقه یا جامعه ای را از دید فرهنگی و اجتماعی نگریست و نتیجه آن را در فعالیت های اقتصادی مردمان و وضعیت کلی اقتصادی آن جامعه مشاهده کرد.

ارتباط میان شرایط اقتصادی و گزاره های فرهنگی و اجتماعی در استان مازندران منطق اقتصادی نامناسبی را به وجود آورده است.

 استان مازندران به عنوان یکی از استان های فعال در کشاورزی و گردشگری، همچنان در صنعت از دیگر استان ها بسیار عقب افتاده و وضعیت نابسامانی دارد.

اگر شهرستان آمل و صنایع فعال در آن شهرستان از آمارهای صنایع استان مازندران حذف شود، شاید دیگر هیچ مورد قابل توجهی در صنعت استان باقی نماند.

 مازندران به مصرف کننده ی بزرگ کالاهای دیگر نقاط تبدیل شده و این وضعیت هر روز وخیم تر می شود.

بیکاری فزاینده ای که در این استان وجود دارد (مخصوصاً بیکاری جوانان تحصیلکرده) در کنار تولید بسیار پایین ثروت، از این استان پربرکت استانی بسیار محروم ساخته است.

 تولید ثروت پایین در استانی که منابع فراوان برای تولید ثروت دارد جای شگفتی دارد: کشاورزی سنتی که همچنان تا حد زیادی بر روندهای گذشته استوار مانده و صنعتی نشده است. و گردشگری نیمه جان که هیچ سیاست مشخصی برای تولید ثروت ندارد. از این رو چون هیچ منبع بزرگی برای تولید ثروت در استان وجود ندارد، پدیده ای در عرصه اقتصادی استان شکل می گیرد: پدیده "خرده سرمایه های سرگردان".

مردم مازندران طبقه متوسط بسیار بزرگی را تشکیل داده اند که هر کدام مقدار سرمایه ی اندکی دارند.

بخشی از این سرمایه های اندک معمولاً از راه کشاورزی سنتی خانوادگی به دست می آید. به طوری که اغلب این خانواده ها (حتی شهری) که زمین های کشاورزی با مساحت پایین دارند در طول سال به فعالیت کشاورزی غیرصنعتی دست زده و خرده سرمایه ای نصیب شان می شود.

 بخش دیگری از این خرده سرمایه های سرگردان در مازندران از راه فعالیت های بازرگانی و خدماتی به وجود می آید.

 راه های مختلفی در این زمینه وجود دارد که در اینجا مطمح نظر نیست. آنچه اهمیت دارد این است که در مازندران کمتر سرمایه های بزرگ وجود دارد: سرمایه هایی که بتواند به کار تولیدات صنعتی بزرگ بیاید.

 مازندران از لحاظ تولید ثروت با ضعف و کمبود مواجه است. هیچ زمینه اقتصادی شاخصی وجود ندارد که موجب تولید ثروت هنگفت شود.

 اینکه مازندران از لحاظ تولید ثروت یک استان ضعیف محسوب می شود یک پدیده اقتصادی به شمار می آید. اما تحلیل فرهنگی و اجتماعی از آنجایی آغاز می شود که این خرده سرمایه هایی که در دستان افراد وجود دارد هیچ گاه به صورتی منسجم و هماهنگ تجمیع نشده و به سرمایه گذاری های بزرگ صنعتی و کشاورزی منجر نشده است. چیزی که در مازندران بسیار مشاهده می شود آن است که افراد خرده سرمایه هایی دارند که به کار سرمایه گذاری های بزرگ نمی آید.

این خرده سرمایه ها در نزد افراد و خانواده های مختلف به صورت های مختلفی هزینه می شود.

 بخشی از این سرمایه ها به صورت هزینه ی کالاهای مصرفی و تجملی به هدر می رود.

 معمولاً این دیگر عادی شده است که افراد حتی با داشتن گوشی تلفن همراه به خرید مدل های جدیدتر و گران قیمت تر مبادرت می ورزند. از این دست مصارف در خانواده ها دیگر به صورت امری عادی درآمده است. خرید تلویزیون، گوشی تلفن همراه، طلا و جواهرات، لوازم لوکس دکوری منزل، لوازم خانگی اضافه بر نیاز، اتومبیل های گران قیمت و موارد بسیار دیگر که بسته به وضعیت اقتصادی خانواده ها صرف خرید کالاهای مصرفی می شود.

بخش دیگری از این سرمایه ها که افراد علاقه مندند آن را در زمینه فعالیت های اقتصادی به کار اندازند به دلایل مختلفی صرف زمینه های کم فایده می شود.

این فعالیت های اقتصادی نه گره ای از معضل بیکاری می گشاید و نه ثروتی تولید می کند. برای مثال استان مازندران در نرخ احداث جایگاه های سوخت بنزین و گاز به حالت انفجار درآمده است. گاه می شود که در فاصله ای کوتاه چند پمپ بنزین را مشاهده می کنید. خیابان ها (مخصوصاً خیابان های بین شهری) پر شده است از رستوران ها. شهرها پر شده است از فروشگاه های زنجیره ای یا همان سوپرمارکت ها. شهرها پر شده است از فروشگاه های عرضه ی پوشاک. در همه ی این زمینه ها مازندرانی ها تولید کننده نیستند، بلکه فعالیت اقتصادی خدماتی را انجام می دهند.

همان گونه که در بالا بیان شد این خرده سرمایه های موجود در مازندران به دلایل مختلفی صرف این زمینه های غیرتولیدی می شود. دلایل مختلفی همچون نبود زمینه های مناسب سرمایه گذاری وجود دارد.

 اما آنچه از نگاه فرهنگی و اجتماعی اهمیت دارد آن است که این خرد سرمایه های سرگردان کمتر با هم جمع شده و تشکیل سرمایه های بزرگ را داده اند. برای مثال اصولاً فلسفه ی تعاونی ها همین است که خرده سرمایه های مردمی در کنار یکدیگر جمع شوند تا بتوان سرمایه ای بزرگ تشکیل داد و فعالیت اقتصادی بزرگی را به راه انداخت. اما گویی در مردم مازندران که روزی روزگاری به کار جمعی و همکاری در امور کشاورزی شهره بوده اند، همکاری در تشکیل سرمایه های بزرگ هنوز جا نیفتاده است.

 نتیجه اینکه فضای اقتصادی مازندران پر شده است از خرده سرمایه هایی که در فعالیت های غیرمولد هزینه می شوند. شاید لازم است کار فرهنگی تازه ای در این زمینه صورت گیرد تا بتوان افراد را برای تجمیع خرده سرمایه های سرگردان تشویق کرده و آنان را به همکاری و تعاون در امور اقتصادی سوق داد.