شنبه 17 خرداد 1393-21:22

در و پیکر های شهرمان را محکم کنیم

دعوای بهار نارنج به درد این مردم نمی خورد، دردی را درمان نمی کند. آن مسئولی قدرت مند است که اگر سیل آمد ، زیر ساخت شهر جواب بدهد.


 

مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، ایرج عرب: اخم طبیعت کتمان ناپذیر است، گاه پیش می آید که بر اندوخته باران می افزاید و فرصت ریزش نمی دهد و آن گاه که فرو می ریزد، زمین را توان گنجایش نیست.

آبها ، سیل می شوند و به در وپیکر می زنند تا به دریا برسند. این به در و پیکر زدن هاست که مصیبت ها می آفریند و خسارات کلان به بار می آورد؛ چه بسا که در سیل اخیر آورده است.

این کتمان ناپذیری دلیل بر این نمی شود که دست روی دست بگذاریم و در و پیکرهای شهر و روستا را محکم نکنیم و همین طور به امان خدا رهایش کنیم . ایجاد اکولوژی مستحکم انسانی و پایدار کردن آن وظیفه انسان هاست.

انسان ها از بین خود مسئول انتخاب می کنند تا بر اریکه تصمیم بنشیند و زمین را که باید محل آرامش باشد، حفظ کند. ترفند های مناسب برای رهایی انسان ها از خشم طبیعت ایجاد کند و این ترفند ها را در قالب برنامه ریزی درست و با آرامش فکری به اجرا در آورد تا مردم احساس امنیت کنند.

وقتی که مردم می بینند که مسئولان شهر و روستا به استحکام و زیر ساخت محکم بستر زندگی مردم فکر می کنند، خود نیز به سرعت رشد کمک نموده و آستین را بالا می زنند. بر این مهم کسی نمی تواند خدشه وارد کند که اولین اقدام مسئولان برای استحکام شهر و روستا در برابر اخم طبیعت، اقدامات زیر ساختی است.

جنگل انبوه، جاده مستحکم و اصولی، شبکه آبرسانی مطمئن، رعایت اصول شهر سازی، مبلمان منطقی شهر و روستا و... همه اینها باید با تعقل انجام شود. اگر اینها نباشند ، خشم طبیعت همه را مات و مبهوت می کند. آن وقت دیگر چکمه پوشیدن و میان سیل راه رفتن و هاج و واج ماندن و با دو قوطی کنسرو آمدن مشکلی را حل نمی کند.

با این مرهم بر رنج مردم کشیدن فایده ای ندارد. این هشدار های کشنده طبیعت و مرگ و میرها و تخریب ها، هشدار به مسئولان است؛ هشداری که با صدای بلند می گوید این هیاهوی سیاست را و چنگ بر روی هم کشیدن را رها کنید و بیایید در فکر زیر ساخت اساسی شهر باشید.

این مقدمه را گفتم تا با توجه به اصل مشت نمونه خروار از منطقه ای بگویم که سال ها در آن زیست می کنم و به پیری می رسم. می خواهم از فقر زیر ساختی آن بگویم. از این فقر به شدت ضرر می کند.

اگر همیاری مردم نبود، در بیخ شهر ساری منطقه "هولا" با خاک یکسان می شد. فقط افتخارش این است که در کنار بشکه های عظیم نفت است، در دامن سبز پارک جنگلی زارع قرار دارد ، در دو طرف بزرگراه ابریشم و کنار جاده قدیمی رضا شاهی و کنار بیمارستان سوانح و سوختگی چهارده هکتاری اهدایی مرحوم زارع پر پر می زند.

ای مسئولان محترم، ای عزیزان: منطقه زیر ساخت ندارد ، شهر زیر ساخت ندارد، آن مقدار زیر ساختی هم که بود همین ادارات از بین برده اند. منطقه هولا که دیگر عن قریب به شهر می پیوندد و شاید هم پیوسته است، با یک جاده عظیم مواصلاتی به دو نیم شده است.

مسئولان محترم اداره راه : که حتی بعد از چند دهه نتوانستید حریم خود را آزاد کنید ، آمدید ابرو را بردارید ، چشم مردم را کور کرده اید. جاده مهمی مثل جاده ساری به نکا نیاز به معبر های گذر آب دارد، چرا معبر های ایجاد شده زمان شاه را از بین برده اید؟

پیران دیار غبطه می خورند . چرا در این سیل عظیم ریل راه آهن با آن قدمت طولانی تخریب نشده است؟ قدری زحمت بکشید و از پوسته سیاست هیجانی به در آیید و بازدیدی از کار زیر ساختی راه آهن داشته باشید که هیچ گاه اجازه نداده است که حریم ها و معبر های گذر آب تخریب شود.

مسئولان محترم: هولا سفلی مثل یک کاسه شده است که با حدود 200 خانوار و اکثریت از طبقه زحمتکش کارگری، در این کاسه عظیم گرفتارند. شبکه آبرسانی روستایی سمسکنده به امان خدا رها شده است. کانال ابتدای روستای آبندانسر در جاده اصلی کنترل نمی شود، لایروبی نمی شود، حریم های شان رعایت نمی شود.

آیا این شبکه آبرسانی می تواند ایمن باشد که ناگاه رود خانه پر تلاطمی در سطح جاده اصلی به راه بیفتد؟ طغیان آب ها تحت فشار اسمزی این کاسه زیستی را پر می کند و مردم دست وپا می زنند تا زندگی شان را نجات دهند.

سی سال است که فکری به حال بن بست آب منطقه نکرده اید. مردم در این ورطه چه بکنند که لحظه به لحظه منطقه از آب پر می شود و آنها هاج و واج می مانند ؟ چه کسی باید این مردم را از ورطه بی توجهی ها نجات بدهد ؟

سیستم محکم شهر سازی، جاده سازی اصولی ، شبکه های آبرسانی مطمئن ، کانال های هدایت آب های سطحی ، نیاز این منطقه است. مردم خوب و دلسوز، دهیار خوب ، شورای پی گیر ، آستین همه بالا زده ، شما چه می کنید؟

دعوای بهار نارنج به درد این مردم نمی خورد، دردی را درمان نمی کند. آن مسئولی قدرت مند است که اگر سیل آمد، زیر ساخت شهر جواب بدهد و بدون ضرر و زیانی فروکش کند و تخریبی ایجاد نکند.

خلاصه مطلب این که طبیعت خشمگین هشدار می دهد. بهشت و جهنم مسئولان همین جا مشخص می شود. ماست مالی کردن همه را به جهنم می برد. دغدغه مردم را با کارهای اصولی و زیر ساختی کم کنید. آن گاه است که بهشت را خریده اید .