دوشنبه 11 تير 1397-10:26

گفتگو با «مهران صدیق»، خواننده موسیقی سنتی

گوش مردم به آواز عادت ندارد/خواننده ها شبیه خوانی می کنند

خواننده آلبوم «چشمه عشق»: برخی خواننده ها شبیه خوانی می کنند. یعنی ما آوازخوان به معنای واقعی خیلی کم داریم، همه شبیه هم می خوانند و ادای استادان بزرگ را درمی آورند/ آواز ایرانی حزن ندارد. اما الان خواننده ها حزن انگیز می خوانند که شبیه نوحه می شود. آواز و تحریر از طبیعت گرفته شده. موسیقی ما حزن ندارد، خواننده ها کار نمی کنند و به خود زحمت یادگیری نمی دهند. بیشترشان هم تصنیف خوان شده اند.


مازندنومه، سرویس فرهنگی و هنری: اگر در تهران کارش را ادامه می داد و به مازندران نمی آمد، حالا «مهران صدیق» ای دیگر بود. دلیلش را در این مصاحبه گفته است. مهران صدیق، متولد 1353 قائم شهر است. از سال 1374 تا سال 1383 در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سازمان صداوسیما زیر نظر استاد محمد منتشری، آواز کار کرده است. 9 سال شاگردِ شاگرد استاد مهرتاش بودن افتخار کمی نیست که صدیق به آن رسیده است. اواخر سال گذشته نخستین آلبوم او به نام «چشمه عشق» به آهنگسازی حسین پرنیا از سوی باربد منتشر شد. به همین بهانه با این هنرمند موسیقی سنتی گفتگو کردیم.

*  پیش از آن که به تهران بروی، موسیقی سنتی کار می کردی؟

-خیلی مداوم و علمی نه. البته نزد استاد محمود ستایشی که پیانو می زند و همشهری قائمشهری ماست، سلفژ و تربیت گوش و ریتم خوانی کار کردم. این را هم اضافه کنم سال آخر دبیرستان که بودم، در مسابقات سرود در مرحله استانی اول شدم. برای رقابت کشوری ما را به اردوگاه میرزاکوچک خان رامسر بردند. خیلی از هم سن و سالهای ما آمده بودند تا آواز و سرود بخوانند. آن سال «همایون شجریان» اول شد و من سوم کشور.

*چه جالب! چه جوری به مرکز سرود و اشاعه موسیقی صداوسیما راه یافتی؟

-    سال 74 سازمان اعلام کرد از بین علاقه مندان به موسیقی سنتی تست می گیرد. من هم تست دادم و پذیرفته شدم.

*داوران چه کسانی بودند؟

-    آن سال ها هنرمندانی مانند استاد محمد منتشری و استاد محمدسریر و یک سال هم استاد محمدرضا شجریان با مرکز موسیقی همکاری می کردند و از علاقه مندان تست می گرفتند. در کل در دوره ای که مهدی کلهر مسئولیت مرکز موسیقی سازمان صداوسیما را برعهده داشت، این اتفاقات خوب افتاد و کسانی تست دادند و قبول شدند که الان خوانندگان مشهور کشور هستند.

* تست دادی و این استادان شما را قبول کردند. خب بعد چی شد؟

-از هر استانی دو نفر پذیرفته شدند. از مازندران من بودم و یک نفر دیگر که او بعد از مدتی کار را رها کرد و رفت. من اما ادامه دادم. اول قرار بود استادان دوره به مراکز بیایند و تدریس کنند، ولی در نهایت اعلام کردند هنرجوها به تهران بروند. خب برای بعضی شهرستانی ها این امکان وجود نداشت و نیامدند. من سال ها از قائم شهر به تهران رفت  وآمد می کردم.

*مدرس هم استاد منتشری بودند دیگه؟

-    بله، استاد من ایشان بودند و سبک استاد مهرتاش را نزد ایشان تمام کردم. استاد منتشری متولد 1321 لنگرود هستند و نزدیک‌ترین و با استعدادترین شاگرد اسماعیل مهرتاش. او از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۰ دور ردیف‌های آوازی را نزد اسماعیل مهرتاش فراگرفت و حدود ۲۰ سال با ایشان در تماس و معاشرت بود. از جمله هنرمندان موسیقی که در کلاس «مهرتاش» هم دوره محمد منتشری بوده‌اند می‌توان به محمدرضا شجریان، عبدالوهاب شهیدی و جمال وفایی اشاره کرد. خود استاد اسماعیل مهرتاش هم در سال ۱۲۸۳ در تهران به دنیا آمد. تحصیلات خودش را در مدرسه دارالفنون به پایان رساند و سپس به موسیقی روی آورد و فراگیری تار را نزد درویش‌خان آغاز کرد. او بعدتر نزد داوود شیرازی و سپس علینقی وزیری به آموزش موسیقی پرداخت.

مهرتاش، کلاس‌هایی برای آموزش تار، فن بیان و هنرپیشگی بنیان گذاشت و حدود 450 آهنگ برای مناسبت‌های گوناگون ساخت.

*به صورت مداوم نزد استاد منتشری می رفتی یا فاصله افتاد؟

- 9 سال مداوم نزد استاد منتشری رفتم. هم دوره های ما خواننده هایی مانند علیرضا قربانی بودند و کمی بعدتر هم سالار عقیلی. آن ها هم تست دادند و پذیرفته شدند. این دوستان در تهران ماندند و چون به آهنگسازان بزرگ دسترسی داشتند، در کارشان پیشرفت کردند و شناخته شدند. به قول معروف می گویند آب را باید از سرچشمه خورد که من نخوردم!

*راستی هنوز با استاد منتشری ارتباط داری؟

-بله، تلفنی صحبت می کنیم. چند بار به منزل ما آمدند و میزبان ایشان بودم. یک سال عید نوروز، 13 روز مهمان من بودند. آلبوم «چشمه عشق» را هم نزد ایشان بردم و گوش دادند و تایید کردند کار را.

*ویژگی های شیوه آوازی مهرتاش چیه؟

تنوع تحریر و سختی اجرای تحریر از خصوصیات شیوه مهرتاش است. الان بسیاری به جای تحریر زدن، شعر می‌خوانند و این روند به موسیقی ما لطمه زده است.

تحریرهای مطول یکی دیگر از ویژگی‌های شیوه استاد مهرتاش است که هر حنجره‌ای قدرت خواندن آن را ندارد و ردیف مهرتاش ردیف مبتدی‌های نیست. تحریری که ما در موسیقی ایرانی داریم در هیچ جای دنیا نیست و از تحریر بلبل گرفته شده و به طبیعت نزدیک‌ است.

 همچنین گوشه‌هایی نظیر مثنوی مخمس (پنج مصراعی) در ردیف مهرتاش داریم که در دیگر ردیف‌ها وجود ندارد.

در ردیف‌های دیگر هفت دستگاه موسیقی و پنج آواز داریم. اما در شیوه مهرتاش هفت دستگاه موسیقی و شش آواز داریم. یعنی استاد «شوشتری و منصوری» را به صورت مجزا خوانده‌اند؛ در صورتی که در ردیف‌های دیگر این‌ها گوشه‌هایی از دستگاه همایون است. همچنین در آواز ابوعطا گوشه‌ای به اسم «یتیمک» و «سارنج» داریم که شاید در ردیف سازی باشد اما در ردیف آوازی نیست.

 ردیف‌های دیگر استادان مانند ردیف‌ آقای کسایی بر اساس گوشه‌ها سازی است اما در ردیف مهرتاش تمام گوشه‌ها آوازی است.

*به قول استاد منتشری، فقط بزرگان آواز می‌توانند ردیف مهرتاش را بخوانند.

-درسته، الان برخی خواننده ها شبیه خوانی می کنند. یعنی ما آوازخوان به معنای واقعی خیلی کم داریم، همه شبیه هم می خوانند و ادای استادان بزرگ را درمی آورند. البته عده محدودی مثل همایون شجریان از تحریر استفاده می کند، ولی اکثریت تحریرکوتاه می زنند. تحریر و آواز به هم وصل است.


*فکر نمی کنی در حال حاضر خواننده ها آواز را حزن آمیز می خوانند؟ آیا موسیقی ایرانی اندوه ساز است؟

-خیر، آواز ایرانی حزن ندارد. اما الان خواننده ها حزن انگیز می خوانند که شبیه نوحه می شود. آواز و تحریر از طبیعت گرفته شده. مگر بلبل که می گویند هیچ نغمه تکراری ندارد و هزاردستان است، غمگین چهچه می زند؟ موسیقی ما حزن ندارد، علت این است که خواننده ها کار نمی کنند و به خود زحمت یادگیری نمی دهند. بیشترشان هم تصنیف خوان شده اند.

*چرا ما این سال ها آهنگ ماندگار که در ذهن بماند، نداریم؟ چرا الهه ناز و سرگشته و امشب در سر شوری دارم و این ها ساخته نمی شود؟

چون آهنگ ساز کارکشته و استاد به معنای واقعی کلمه کم داریم. نسل آهنگ سازانی مانند بدیعی، خرم، تجویدی و مانند این ها به سرآمده. الان در موسیقی، پول و مسائل مالی وارد شده و دلی کار نمی کنند. خواننده ها هم که گفتم دنبال شهرت و نام و نان هستند تا اثر خوب وماندگار.

*خب شما سال 83 دوره تان نزد استاد منتشری تمام شد. 9 سال طول کشید. بعد چه کردی؟

-    از سال 86 وارد صداوسیمای مازندران شدم. اولین کاری که ضبط کردم «هدهدصبا» بود که استاد محمود ستایشی آهنگ آن را روی شعر حافظ ساخته بود. تا امروز بیشتر از 50 تک آهنگ با آهنگ سازانی مانند دانا کبیری و میرفرساد ملک نیا و دیگران خوانده ام که بارها از صداوسیمای مازندران هم پخش شده است.



*و رسیدید به «چشمه عشق» که نخستین آلبوم ات بود.

-    بله، البته قبل از آن دو آلبوم با آقای میرفرساد ملک نیا کار کردم به نام های «همنشین دل» و «بی من مرو» که مجوز را هم گرفتیم، ولی ترجیح دادم منتشر نشود. چون از صدا و اجرایم رضایت نداشتم.

-    این را هم بگویم که در مراسم سالگرد استاد اسماعیل مهرتاش، آواز خواندم. آن جا استاد همایون خرم اجرایم را دید و شنید. به من گفت صدای تو بوی قدیم ها را می دهد. بعد پیشنهاد کرد با او کار کنم که افتخاری برایم بود. خیلی جدی نگرفتم، اما سه روز بعد از آن ملاقات، استاد خرم به من تلفن کرد که خیلی شرمنده شدم. تلفن را جواب ندادم تا خودم زنگ بزنم. به من گفتند مدتی به خارج می روند و وقتی برگشتند اطلاع می دهند تا نزد ایشان بروم و کار را آغاز کنیم. متاسفانه چند روز قبل از قرار ما، استاد فوت شدند.

*  این هم از اتفاقات نادر روزگاره! دیگر هم تکرار شدنی نیست. خب حسین پرنیا که شاگرد استاد مشکاتیان است و نوازنده سنتور و آهنگسازی شناخته شده، برای شما آهنگ ساخت و «چشمه عشق» تولید شد. هزینه ها با خودت بود؟

-بله، هزینه تولید این آلبوم نزدیک به 40 میلیون تومان شد. شعرها را هم استاد پرنیا انتخاب کرد و شش ماه زمان برد تا آهنگ ها ساخته شود. پیش درآمد افشاری که به سه گاه فرود می آید، ساز و آواز ساقی، تصنیف چشمه عشق، ساز و آواز رخ یار، تصنیف مست و خراب، ساز و آواز مستی، تصنیف دلتنگ و سازوآواز کرشمه قطعات آلبوم است که در دستگاه سه گاه اجرا شده اند. البته قرارداد ما با شرکت باربد، از مرحله گرفتن مجوز تا توزیع بود که شرکت هنوز آلبوم را که بهمن ماه 1396 تولید شده، توزیع نکرده است.

* با توجه به شتاب زندگی امروزی، افراد عادی کم تر مشتاق شنیدن آوازند. همه دنبال ریتم و ضرب هستند.

-گوش مردم به آواز عادت ندارد. من سعی کردم در «چشمه عشق» شبیه کسی نباشم و شیوه خودم را اجرا کنم. مبنا هم شیوه آوازی قدیم و سبک استاد مهرتاش بود. خود استاد منتشری و برخی هنرمندان موسیقی که آلبوم را گوش کرده اند، نظر مثبت داده اند.

*من هم چند بار گوش دادم. صدابرداری خوب و شفافیت صدا،بسته بندی مناسب، کاور قابل قبول، رنگ آمیزی مطلوب و اجرای به نسبت قوی نوازندگان اغلب جوان از ویژگی های آلبوم شماست. فقط به نظرم جواب آوازها که همراه با سنتور استاد پرنیاست، کمی لول صدای سنتور بالاست و بهتر بود پایین تر می آمد و صدای خودت بالاتر می رفت. بگذریم. برای کنسرت هم فکری کرده ای؟

-کنسرت هزینه های خودش را دارد و از بضاعت مالی من خارج است. متاسفانه سازمان هایی مانند ارشاد و حوزه هنری که متولی تولید موسیقی هستند، حمایتی در این زمینه نمی کنند. در حال حاضر تصمیم دارم دو آلبومی را که با آقای ملک نیا کار کردم و به شما هم گفتم که تاکنون انتشار نداده ام، دوباره بازخوانی کنم.

*تدریس هم می کنی آواز را؟

-بله، در آموزشگاه وارش قائمشهر و آموزشگاه کبیری ساری تدریس می کنم. خودم هم روزانه حداقل یک ساعت تمرین می کنم.

* کار محلی چه؟ تمایل نداری بر اساس اسلوب و سبک موسیقی ایرانی و کلام مازندرانی، یک آلبوم موسیقی محلی تولید کنی؟

-دغدغه اش را دارم، اما آهنگساز نمی شناسم. باید آهنگسازی باشد که بسازد و من بتوانم آهنگ ها را بخوانم. بالاخره شیوه آوازی و سبک موسیقی ایرانی با موسیقی محلی ما تفاوت دارد و با سبک آهنگسازان منطقه نمی توان کاری که شما مدنظرتان است، بیرون داد.

*خودت بیشتر کار کدام خواننده ها را گوش می دی؟

- کار استادان ایرج، گلپا، منتشری، شجریان و جمال وفا را گوش می کنم. یک نکته را هم بگویم که یک تراک از آلبوم را به پدر مرحومم تقدیم کردم. پدرم آهنگ های قدیمی را می خواند. مرثیه خوان بود. مادرم هم صدای خوبی دارد و می خواند. من خواندنم را مدیون پدرم هستم. یکی از تصنیف ها را به روح ایشان تقدیم کردم.

*خدا رحمتش کنه. نکته ای مانده که در پایان بگی؟

-یک نکته را خواستم بگویم که من با چیزی که به عنوان صداسازی در کلاس های آواز مطرح است، ارتباط برقرار نمی کنم.
این بحث صداسازی گریبان موسیقی ما را گرفته است. ردیف موسیقی ایرانی خودش صداسازی دارد. از درآمد تا اوج، طبق تحریر تارهای صوتی باز می شود. یعنی نیاز نیست ما چیزی به عنوان صداسازی را آموزش دهیم، خود ردیف موسیقی صدا می سازد و ورزش صداست.

*برای شنیدن بخشی از آواز مهران صدیق به کانال مازندنومه مراجعه کنید.