شنبه 27 ارديبهشت 1399-23:53
تازهترین یادداشت دکترعلیکریمیملهنیمرخی از کرونا و سیاست
کرونا تا همینجا هم ضعف و ناکامی فرآیند دولت سازی در ایران را نشان داده و هم الگوی مدیریت تصمیم گیری و تدبیرپردازی تمرکزگرا و چرخه بسته تصمیم گیری را بی اثر کرده و نشان داده است که حکومت ها با همه ادعاهایشان برای مواجهه به موقع و کارساز با ویروس کووید-19 ناگزیر از گشودن فضای تدبیر و تصمیم به روی مشارکت های مدنی و مردمی و سازمان های مردم نهاد سنتی و مدرن هستند. همچنین کرونا سبب شده که کنشگران حاشیه ای دیروز- متخصصان و کارشناسان- در مرکز توجه قرار بگیرند و سیاست پیشگان همه جایی، همه زمانی، تکراری و همیشه در صحنه به طور مقطعی به حاشیه رانده شوند و بهطور ناخواسته فرمان زندگی جامعه را به کارشناسان واگذار کنند
مازندنومه؛ سرویس سیاسی، دکترعلیکریمیمله، عضو هیات علمی دانشگاه مازندران: به گواهی تاریخ، رخدادهای طبیعی، زیستی یا انسانی ناگوار، هراسانگیز و خسارتبار در تاریخ حیات ملتها در عین حال که امری گریزناپذیر است، دارای آثار و پیامدهایی ژرف در ساحتهای گوناگون زندگی بشر از جمله سیاست است.
این روانزخمهای طبیعی مانند سیل، زلزله، طوفان های سهمگین یا انسانی مانند جنگ، ترور، نسلکشی و مهاجرت اجباری، و زیستی مانند بیماریهای همه گیر مثل کرونا، اعضای جامعه، گروههای اجتماعی و نهادهای تصمیم گیری و حکمرانی را با وضعیت نوپدید هراس آور، استرسزا و موقعیتی نامطمئن روبهرو می کند که ابتدا آثاری دیرپا بر نوع نگرش و سپهر معرفت، اندیشه و خودآگاهی آدمیان و به تبع آن بر منظومه رفتاری کنشگران سیاسی-اجتماعی برجای میگذارد.
کرونا ویروس یا کوید-19 که از بهمن ماه سال 1398 شمسی نخستین بارقههای حضورش را به رخ ایرانیان کشید، از جمله رخدادهای تروماتیکی است که در همین مدت کوتاه تحولات شگرفی را در ابعاد گوناگون از سبک زندگی تا نظام معنایی و رفتاری ایرانیان موجب شده است و آثار و پیامدهای آن در آینده بیشتر رخ خواهد نمود.
البته باید اذعان کرد که رخدادهای طبیعی، اجتماعی یا سیاسی تکد بعدی نبوده و فقط تهدیدزا و خسارت بار نیستند. انکارپذیر نیست که کرونا همانند بسیار از فجایع طبیعی یا انسانی دیگر به بافتارهای زندگی اجتماعی ضربه زده، پیوندهای همبسته ساز پیشین را متزلزل ساخته و با ایجاد احساس بی پناهی، نومیدی و سرگشتگی، تشدید حس انزوا و تنهابودگی، هراس و دل نگرانی، سلامت روانی جامعه را مخدوش کرده است. اما اینگونه رویدادها فقط آسیب زننده نیستند، بلکه همزمان فرصت های اجتماعی-سیاسی چشمگیری را با خود حمل می کنند؛ مثلاً موجب کشف قابلیتها و ظرفیتهای افراد، گروهها و ملتها برای تبلور عنصر عاملیت و کارگزاری خود برای مواجهه کم هزینهتر و مدیریت کارآمدتر فجایع می شوند، فرصتی تاریخی برای انجام تغییرات و نوآوری های سازنده را رقم می زنند و زمینه ساز گشایش و تحکیم گفتگوی اجتماعی و ملی و حتی گفتگوی انتقادی و بازاندیشانه خود، سبک زندگی، سپهر معرفت، نگرش و کنش شهروندان می شوند.
با این حال تأثیر کرونا فقط به سیاست داخلی کشورها محدود نمی شود، بلکه همزمان سیاست و روابط منطقه ای و بین المللی را نیز متأثر می کند.
یکی از مهم ترین ساحت هایی که تأثیر کرونا را بر سیاست نمایان می کند، حوزه سرمایه سیاسی حکومتها از جمله حکومت ایران است. به طور کلی آن دسته از نظام های سیاسی که بتوانند با کاربست و نمایش ظرفیتهای حکمرانی با ویروس کوید-19 مقابله و آن را مهار کنند و به خوبی از عهده نگهبانی از سلامت مردم برآیند و از خود حکومتی کارآ و توانمند به تصویر بکشند، سرمایه سیاسی خود را نزد مردم افزایش می دهند که دستمایه تنظیم روابط شهروندان با حکومت در آینده خواهد شد.
در تحلیل اولیه به نظر می رسد که کرونا روند نزولی سرمایه سیاسی حکومت در سال های اخیر را در کوتاه مدت کند و حتی متوقف کرده و اندکی بر این ذخیره افزوده است. این جمله هرگز به معنای تأیید همه سیاست های مدیریت کرونا از جمله نابهنگامی، تناقض آمیزبودن آنها و تداخل های نهادین و غیره نیست، بلکه بدین معنی است که از منظر شهروندان در نگاهی مقایسه ای و وضعیت منحصر به فرد ایران، که همزمان در معرض هجوم ویروس بیولوژیک کرونا از یک سو و ضداخلاقی ترین و شرارت آمیزترین ویروس سیاسی-امنیتی تحریم همه جانبه از سوی دیگر قرار دارد، حکومت عملکرد نسبتاً قابل قبولی از خود به نمایش گذاشته و توانست سرمایه سیاسی خود را تقویت کند.
ناگفته نماند که کرونا تا همینجا هم ضعف و ناکامی فرآیند دولت سازی در ایران را نشان داده و هم الگوی مدیریت تصمیم گیری و تدبیرپردازی تمرکزگرا و چرخه بسته تصمیم گیری را بی اثر کرده و نشان داده است که حکومت ها با همه ادعاهایشان برای مواجهه به موقع و کارساز با ویروس کووید-19 ناگزیر از گشودن فضای تدبیر و تصمیم به روی مشارکت های مدنی و مردمی و سازمان های مردم نهاد سنتی و مدرن هستند.
بی تردید یکی از عوامل مؤثر در سیاست های مدیریت کرونا در ایران، همیاری و مشارکت گسترده و همه جانبه مردم در قالب های سازمان های مردمنهاد اعم از سنتی مانند مساجد، هیأتهای مذهبی و کانون های خیریه دینی و مذهبی و مدرن از قبیل سمنها و شبکههای جدید اجتماعی مختلف بود که نشان داد دولت دیگر همانند گذشته یکه تاز عرصه تصمیم گیری و اجرا نیست و برای مواجهه معقول با تروماها سخت به همراهی مردمانش نیازمند است. آثار و پیامدهای این الگوی مشارکت در پهنه سیاست و دینامیسم ها و تحولات سیاسی ایران و نرم و معتدل شدن حکومت خود را در آینده نشان خواهد داد.
کرونا جابهجایی اولویتهای سیاستی را باعث و سبب شده که سیاست زندگی، به ویژه امر بهداشت، سلامت و درمان بر مسائل حاد سیاسی اولویت پیدا کند. همچنین کرونا سبب شده که کنشگران حاشیه ای دیروز- متخصصان و کارشناسان- در مرکز توجه قرار بگیرند و سیاست پیشگان همه جایی، همه زمانی، تکراری و همیشه در صحنه به طور مقطعی به حاشیه رانده شوند و بهطور ناخواسته فرمان زندگی جامعه را به کارشناسان واگذار کنند.
به علاوه کرونا موجب شده که بازیگران سیاستها و رفتارهای اعتراضی فعلا فروکش کرده، امور حاد و منازعه برانگیز سیاسی از دستور کار سیاست خارج شده، مسائل امنیتی و سیاسی تا حدودی کمرنگ و از درجه قطبی شدن شدید و سریع جامعه و سیاست کاسته شود.
به ویژه در جامعه ایران که سیاست به شدت دیگر حوزه های زندگی جمعی را در خود غرق کرده است، وقوع کشمکش های پرشدت سیاسی بعد از انتخابات پارلمانی 98 که با پیروزی اصولگرایان در انتخاباتی بی رقیب و با مشارکت نزولی بی نظیر در سالهای پس از انقلاب اسلامی رقم خورد، قابل انتظار بود، اما کرونا با جلب توجه همگانی به مسئله بقای زیستی، بروز آن را دچار تعلیق کرد تا روح جامعه کمی از مجادلات پرشدت اما کم ثمر سیاست پیشگان آرام بگیرد.
کرونا هم چنین به طور تناقضنمایی از یک سو به حکومت ها امکان داده تا اقتدارگرایانه خود را بر زندگی شهروندان تحمیل کنند و به هدف تأمین امنیت زیستی و سلامت آنان و اعمال انضباطها و کنترلهای شدید بر زندگی و رفتار شهروندان، بار دیگر چهره دولت مقتدر، همهگیر و سلسله مراتبی را به نمایش بگذارند، اما از سوی دیگر با ایجاد تنگناهای شدید اقتصادی بر جامعه، میزان فقر، بیکاری، تورم و بی نظمی های اقتصادی را افزایش دهد و بدین ترتیب بسترهای نارضایتی گسترده از حکومت را فراهم و بروز دو سناریوی بناپارتاتیستم و پوپولیسم را بیش از گذشته محتمل کند و سرشت و سرنوشت سیاسی جوامع را رقم بزند.
امری که با توجه به ناکارآمدی های انکارناپذیر حکومت و ضعف قابلیت های حکمرانی ایران و وجود پتانسیل های اعتراضی در زمینه های اقتصادی و با توجه به متغیرهای مختلف سیاسی-اقتصادی و فرهنگی- اجتماعی دورنمای تحولات سیاسی جامعه ایران را محل تأمل قرار می دهد.