شنبه 31 مرداد 1388-0:0

چاکر جناب سروان !

درباره ترمينالي به نام ساري!نوشته ي لیلا مشفق-ساري


اتومبیل وسیله ای منحصر به فردی ست که دوران شکوفایی ارتباطات و حمل و نقل را پویاتر نمود و تاثیر بسیار شگرفی بر زندگی انسان امروز گذاشت .

اگرچه تردیدی نداریم که پیامدهای صنعتی شدن تاثیرات نامطلوبی بر زندگی انسان امروزی گذاشته و کم و بیش بر زندگی مردم مشرق زمین نیز سایه افکنده است و این عدم توازن شرایط را برای ما بغرنج تر هم می کند! اما اگر متناسب با نیاز و در موازات زندگی خود، برای اصلاح الگو های مصرف گامی برداریم، بار منفی کمتری از آن بر شانه های ما سنگینی خواهد نمود .

نمونه بارز آن همین موارد ریز و درشت متعددی است  که در شهرهایمان شاهدیم مثل اتومبیل های تک سر نشین یا طی مسافت های کوتاه درون شهری با وسایل شخصی و ….اخیرا مواردی مشاهده شد که رانندگانی برای سرگرمی یا حتی شغل ثانویه در خیابان ها تردد و  مسافرکشی می کنند! ( که البته اصلا قرار نیست که منکر فشارهای اقتصادی موجود باشم )

از همه ی مزایا و معایب اتومبیل که بگذریم ، آنچه که در نظام اتومبیل رانی امروزه بسیار حائز اهمیت است رعایت به قوانین راهنمائی و رانندگی و رابطه موجود بین رانندگان و مامورین  راهنمائی و رانندگی به عنوان ناظرین اجرایی این قوانین است.

 

ساعت 4 عصر میدان امام (ره)

از تاکسی که پیاده می شوی، می بینی  لااقل 10 نفر به عابرین می آویزند که می خواهند احتمالا آنها را به آمل ، بابل ، قائم شهر( داخل شهر یا کمر بندی!) ، بابلسر ، چالوس و ... ببرند، در حالیکه  عابر مورد نظر هدفی جز رد شدن از این قسمت شهر و رساندن خود به بانک یا اداره در آن سوی خیابان ندارد.

( البته در رفتن از میان این ازدحام و تقریبا پاسخ ندادن به سوالات آنها خصوصا اگر خانم باشی چه عواقب و حواشی ای پشت سر خود دارد ، از این بحث خارج است.)

کمی آن طرف تر می خواهی از عرض خیابان رد شوی ــ از عرض خیابانی که دروازه ی ورودی و خروجی شهر محسوب می شود ـ اگر تمام آئین نامه ی راهنمائی و رانندگی را هم در ذهنت مرور کنی تا راهکاری برای کمترین تخلف پیدا بشود و مثل یک شهروند قانونمند از عرض خیابان عبور کنی، امکان ندارد که ندارد.

خودروهائی که در يكديگر گره ‌خورده اند و هر كدام تلاش مي‌كنند با اجراي ترفندهاي مختلف رانندگي، راه خودروهاي ديگر را سد و مسير را براي خود باز كنند. مامور راهنمايي و رانندگي در حاليکه وسط این چند راه مستاصل ايستاده و كاملا سردرگم وضعيت موجود را نظاره مي‌كند.

 انگار بر این میدان هیچ قانونی حاکم نیست به جز قانون  " چاکر جناب سروان !"

بالاخره به سلامتی به آن سوی خیابان می رسی . دوباره سناریو رانندگان جویای مسافر تکرار می شود و البته هزاران ماشینی که کیپ تا کیپ به شکل های عجیب و غریب پارک شده اند که من اصلا نمی خواهم بگویم که پارک و توقف در اطراف میادین ممنوع است. جناب سروان، التفاتی بفرمایند لطفا! حمل با جرثقیل!

راستی کسی دارد بیخ گوشم بوق می زند ...

ــ بوق! آن هم در پیاده رو ؟

بله،  موتوری محترم دیواری کوتاه تر از عابر پیاده برای لگد مال کردن حریم قانونی اش پیدا نکرده!!!

**

در گوشه ای از این شهر عجیب و غریب نیست که با تخلفات وسیع راهنمائی و رانندگی  روبه رو نباشیم  . آن هم نه فقط از طرف شهروندان که ملزم به رعایت  قوانین هستند بلکه از طرف مامورین که ناظرین بر عدم رعایت قانون هستند هم سهل انگاری های زیادی را شاهدیم.

در اصلی ترین میدان شهر ( میدان ساعت ) ساده ترین قانون که رعایت حق تقدم است ، آن هم با وجود چراغ راهنمائی و رانندگی ، اعمال نمی شود که متاسفانه با هرج و مرج و اختلال در ترافیک مواجه ایم. شاید مشکل اصلی عدم وجود فرهنگ شهروندی در این مقوله باشد اما اگر مامورین به طور مداوم در این میدان حضور داشته و به جدیت به اعمال قانون اقدام کنند ، شهروندان نیز به مرور زمان خود را ملزم به رعایت آن خواهند دانست و در دراز مدت به امری بدیهی تبدیل خواهد شد.

وقتی ماموران راهنمايي و رانندگي را افسران وظيفه‌اي تشكيل مي‌دهند كه در حال طي دوره خدمت سربازي هستند که  نه آموزش كافي ديده‌اند و نه سابقه كافي دارند و تنها نگاه موقتي به كار خود دارند، در نتیجه در انجام وظايف محوله ی خود در اعمال قانون و ساماندهي و كنترل ترافيك معابر و چهارراه‌ها چندان که باید جدی نخواهند بود.

به نظر مي‌رسد وظيفه و كار اغلب ماموران جوان راهنمايي و رانندگي فقط در ايستادن كنار معابر و خيابان‌ها و مچ‌گيري براي يافتن تخلفي از سوي رانندگان و بلافاصله جريمه كردن آنها خلاصه شده، تا نظارت بر وضعيت تردد خودروها و ساماندهي و باز كردن گره‌هاي ترافيكي در معابر و خيابان‌ها. در حالیکه اصل بر پیش گیری جرایم رانندگان و تلفات انسانی است.

در زمانی که دنیا به سمت حذف حضور فیزیکی  ماموران پليس راهنمايي و رانندگي در چهارراه‌ها و کنترل غیر محسوس معابر و شریان های ترافیکی پیش می رود ، متاسفانه  این شهر به عنوان مرکز یک استان نسبتا وسیع  از ساده ترین نظارت ها جا مانده است.

اگر ساری یک پایانه بی قانون در امر ترافیک  است  برای  حل این معضل باید  دلسوزانه فکری کرد.