تعداد بازدید: 3429

توصیه به دیگران 19

دوشنبه 13 شهريور 1391-19:17

دنیای کامنت ها/به شعور مخاطب احترام بگذاریم

نقدی به مازندنومه و پاسخ ما/مطالب ارایه شده از سوی کامنت گذاران نیز به هیج وجه نظر مدیریت سایت نیست و ما آمده ایم تا فضاسازی کنیم و نظرات افکار عمومی را در اتاقی شیشه ای به دست مخاطبان دیگر و نیز کاربدستان برسانیم/باور ما این است که هر کامنتی قابلیت انتشار دارد،مگر این که خلافش ثابت شود.


مازندنومه،سردبیر:دوست و همکار رسانه ای ما -ایرج نیاز آذری-تشخیص داده از میان انبوه مسایل و مصایب موجود در استان و موضوعات مهمی که گریبان گیر مازندران است،وقت بگذارد و درباره چند کامنت مخاطبان مازندنومه،مطلبی را در وبلاگش بنویسد! 

شاید موضوع آن قدرها هم بی ارج نیست و لابد ما "ساحت مقدس رسانه و اندیشه را آلوده کرده ایم!" و خود خبر نداریم!

با پیامک همو خبردار شدم که نوشته ای در انتقاد از ما را برای خود ما فرستاده تا انتشارش دهیم؛هر چند از اواخر هفته گذشته خارج از استانم،ابتدا از دوستان خواستم تلفنی بگویند که موضوع چیست و بعد خودم در اولین فرصت،مطلب را در کافی نتی خواندم.شما هم بخوانید:

«چندی است که کامنت های ذیل مقالات کارشناسی در سایت وزین مازندنومه از حد اعتدال و انصاف خارج شده و متاسفانه این رسانه وزین استانی را از مدار فرهیختگی دورنموده و به سمت رسانه های زرد سوق داده است.

مازندنومه پایگاه فرهنگی اندیشه ورزان مازندرانی است وشایسته نیست این رسانه از موازین حرفه ای خود فاصله بگیرد.

از آقای علی صادقی دوست فرهیخته ام انتظار نداشته و ندارم کامنت هایی که متضمن توهین و اشاعه تنش می گردد را درج نمایند.

برهمین اساس چند توصیه مشفقانه به مدیر محترم سایت و مخاطبان عزیز دارم.

۱- درج کامنت های احساسی  و غیر اخلاقی که معلوم نیست نگارنده آن کیست  ذیل یادداشت عالمانه یک محقق و کارشناس خبره در حقیقت زیر سوال بردن شان رسانه و مخاطبان آن  است.

۲- لازم نیست رسانه برای مهم جلوه دادن یک موضوع هر نوع کامنتی را درج نماید. هرچند درج نظرات موافقین و مخالفین یک دیدگاه  امری معقول است. البته  کسی انتظار ندارد توان علمی و کارشناسی همه مخاطبان به اندازه نویسنده مقاله مذکور باشد. 

۳- اساسا مطلب هرکسی که مشخصات خود را نمی گوید هیچ ارزشی ندارد. و بطور قطع می گویم این کامنت گذاران بی نام و نشان نه بابلی اند و نه ساروی ! بلکه عده ای مغرض و بیمار که قصد تفرقه و تشتت بین  برادران ایمانی دارند وگرنه هرکسی که حرف حساب دارد از گفتن نامش ابایی ندارد . چه آنکه خودم برای طرح دیدگاه هایم هزینه های زیادی پرداختم.

۴ تعصبات شهری نباید به توهین و تخریب شهروندان دیگر منجر شود . من به عنوان یک بابلی متعصب به ساروی های عزیز افتخار می کنم وپیشرفت ساری یا هرشهر دیگر این کشور مایه مباهات  خود می دانم .

۵- از مخاطبان عزیز انتظار می رود ساحت مقدس اندیشه را با ارسال کامنت های کم ارزش تنزیل ندهند و بادرج نظرات کارشناسی ( موافق و مخالف ) در مباحث حضور کارشناسی و اندیشمندانه داشته باشند.

۶- سایت های مجازی  بهترین پایگاه برای تبادل اندیشه و در عصرحاضربسان تالارگفت وگوی در هم افزایی اندیشه ها و بالابردن سطح معلومات مخاطبان موثرند.

۷ اندیشه ورزی و ساحت مقدس رسانه ایجاب می نماید با سعه صدر در مباحث ورود پیدا کنیم و لزومی ندارد از طرح نظرات خود  در مخالفت و نقد یک دیدگاه هراسی داشته باشیم . و معمولا روحیه محافظه کاری ایرانی ها بخصوص  مازندرانی جماعت  مانع از طرح صریح دیگاه ها ست و از طرفی  متاسفانه مخاطبان موافق کمتر نظرات خود را منعکس می کنند.»


مطلب را که خواندم دیدم نویسنده خود پاسخ انتقاد خود را(حداقل در سه بند)داده است و ما را از جواب مطول بی نیاز کرده است:

- درج نظرات موافقین و مخالفین یک دیدگاه  امری معقول است. البته  کسی انتظار ندارد توان علمی و کارشناسی همه مخاطبان به اندازه نویسنده مقاله مذکور باشد.

-سایت های مجازی بهترین پایگاه برای تبادل اندیشه و در عصرحاضربسان تالار گفت وگوی در هم افزایی اندیشه ها و بالابردن سطح معلومات مخاطبان موثرند.

-اندیشه ورزی و ساحت مقدس رسانه ایجاب می نماید با سعه صدر در مباحث ورود پیدا کنیم و لزومی ندارد از طرح نظرات خود  در مخالفت و نقد یک دیدگاه هراسی داشته باشیم .

اگر بپذیریم که درج نظرات موافق ومخالف امری معقول است و کامنت گذاران، توان علمی نویسنده مطلب را ندارند و اگر قبول داشته باشیم که سایت ها محلی برای تبادل اندیشه و تالار گفت و گو هستند و باید با سعه صدر هم ورود پیدا کرد،پس اختلاف ما و شما در کجاست؟

ما هم دقیقا" به همین دلایلی که شما گفته اید کامنت های کاربران را-حتی المقدور به صورت کامل و بعضا" با ویرایش و ادیت-به نمایش می گذاریم.

بارها در همین سایت گفته ایم که در دنیای حاضر رسانه را تعداد مخاطب برجسته نمی کند،بل اصل و مهم، رضایتمندی و اقناع مخاطب است.

 رسانه های مطرح دنیا اکنون به سمت برنامه ها و موضوعات تعاملی می روند و برنامه ها و موضوعاتی را نمایش و انتشار می دهند که طرح آن ها بر مبنای مخاطب استوار است(نمونه معروف و موفق برنامه های تعاملی و مخاطب محور،برنامه «نوبت شما»ی بی بی سی فارسی است.)

در سایت ها و رسانه های مجازی هم می توان با ایجاد تالار گفت و گو و ایجاد بحث و فحص و امتیاز دهی به نظرات و ایجاد جدل میان کامنت گذاران، به نوعی به سمت مخاطب محوری و کار تعاملی بین رسانه و مخاطب پیش رفت.

در همین راستا ما تلاش کرده ایم،فضا را تعاملی کنیم تا مخاطبان موافق و مخالف به بحث و جدل با یکدیگر بپردازند.

مطالب ارایه شده از سوی کامنت گذاران نیز به هیج وجه نظر مدیریت سایت نیست و ما آمده ایم تا فضاسازی کنیم و نظرات افکار عمومی را در اتاقی شیشه ای به دست مخاطبان دیگر و نیز کاربدستان برسانیم.

باور ما این است که هر کامنتی قابلیت انتشار دارد،مگر این که خلافش ثابت شود.هر چند برخی همکاران ما عکس این قضیه را باورمند هستند.

البته آقای نیازآذری در مطلب شان کلی گویی کرده اند و مصداقی نگفته اند منظور کدام نوشته ما و کدام کامنت مخاطبان است! آیا مثلا" اگر زیر مطلبی درباره شهرشان-بابل-کامنتی به قول نویسنده احساسی و غیراخلاقی(!؟)آمده باشد،باید آن را به همه کامنت ها و همه مطالب ما تعمیم داد؟

ما  هرگز با شما هم عقیده نیستیم که کامنت-حتی اگر ضعیف و غیرمرتبط با نوشته ای باشد-شان رسانه و نویسنده را زیر سئوال می برد،ولی باور داریم نمایش ندادن آن کامنت در واقع نوعی سانسورگرایی و بی احترامی به شعور مخاطب و بستن روزنه حرف و نظر است.

مخاطب نظرش را به امید انتشار در سایت می گذارد،و لازم نیست ما عقل کل شویم و با برتر نمایی به خواننده بد و خوب را آموزش دهیم.بهتر است اگر نظری ضعیف و نامناسب بود،خواننده های دیگر پاسخ اش را بدهند و مدیر رسانه امیدزدایی و مخاطب رنجی را که آفت رسانه است،از خود دور کند.

گمان کنم منظورمان را از انتشار بیشتر کامنت ها در مازندنومه-جز آن هایی که بار حقوقی ایجاد می کنند یا حاوی ناسزا و توهین آشکارند-فهمانده باشیم،پس این کار نه برای بزرگ جلوه دادن موضوع(به قول آقای نیازآذری)،بلکه به دلیل احترام به شعور مخاطب است.

 اگر آقای نیازآذری هزینه داده اند،جالب است بدانید که ما نیز هزینه داده ایم و می دهیم؛حتی هزینه هایی که همین کامنت های بدون نام و نشان بر ما تحمیل کرده اند!

مثلا" همین دادگاهی که به زودی تشکیل می شود و ما به خاطر دو کامنت-تاکید می کنم دو کامنت مخاطبان که اصرار بر نمایش شان داریم و اکنون هزینه زا و دردسر ساز  شده اند- باید در مقابل ادعاهای یک نماینده سابق مجلس از خود دفاع کنیم.

همین جا یادآور می شویم که خاصیت فضای مجازی و یکی از ويژگی های مهم اش این است که می توان در آن بدون ردپا و بدون شناسنامه نوشت و اظهارنظر کرد.

دلیل ندارد که هر فردی با نام واقعی اش در سایت کامنت بگذارد یا حتی مطلبی بنویسد؛هر چند واقع نگاری و نوشتن با اسم و رسم حقیقی نشان دهنده شجاعت فرد است،ولی به خاطر دردسرهایی که واقعی نویسی دارد،برخی از آن احتراز می کنند و شاید حق هم داشته باشند.

البته تصور نکنم آقای نیازآذری مشکلش اسم و رسم کامنت گذار باشد،او باید به اصل نوشته بپردازد نه این که دنبال تجسس در مشخصات افراد باشد!حالا گیریم که مخاطبان با اسم واقعی کامنت گذاشتند،چه دخلی به شما دارد؟آیا مگر همه مردم را شما می شناسید؟

 اگر بر فرض کامنتی با اسم واقعی باشد و حاوی توهین یا افترا ،بهتر است یا کامنتی که اسم و مشخصات ندارد و فحوای قابل قبولی دارد؟

این که آقای نیازآذری به بابلی بودن شان تعصب دارند یا به ساروی ها افتخار می کنند به خودشان برمی گردد و ربطی به مطلب انتقادی شان و  تیتری که برای ما زده اند ندارد،نصیحت شان هم به خواننده های ما که در بند پنجم آمده،به کاربران ارتباط دارد،اما در پایان یک جمله را از خود او نقل می کنیم که:« اگر با سعه صدر در مباحث ورود پیدا کنیم، لزومی ندارد از طرح نظرات خود در مخالفت و نقد یک دیدگاه هراسی داشته باشیم.»

ظرفیت ها را بالاتر ببریم،از هر مطلب کوچکی نرنجیم،هر چیزی را توهین و افترا فرض نکنیم و دموکراسی را تمرین کنیم،همین.


  • در جواب غ.م.فپاسخ به این دیدگاه 0 0
    شنبه 8 مهر 1391-0:0

    کسی که برای توپا تاسف می خورد بهتر است که برای خودش هم کمی متاسف شود که چنین استاد فرهیخته ای را لگد می زند.

    • دوشنبه 3 مهر 1391-0:0

      برای آقا توپا خیلی متاسفم که با این ادبیات به خاطر دنیایی نامعلوم رقیبی را به سخره می گیرد. باور این مسئله برایم مشکل است که برای دنیای دیگران تا این حد خود را کر و کور و لال کرده و دهن باز کرده و فقط فحش های روشنفکرانه نثار آقای لاریمی می کنند. اگه برای هیچکدام از آقایان دیگر متاسف نباشم برای آقای توپا ابراهیمی واقعاً متاسفم

      • دوشنبه 3 مهر 1391-0:0

        آقای صادقی دوســـــــــت داریم و از قلمت سپاسگذاریم

        • واقعيت هميشه تلخهپاسخ به این دیدگاه 0 0
          پنجشنبه 30 شهريور 1391-0:0

          آقاي لاريمي فقط واقعيت ها را بيان ميكنه ولي متأسفانه مثل هميشه واقعيت تلخه.ايشون در موضع دفاعي قرار دارن و ايراد به تهاجمي ها وارده و نه ايشون.

          • پنجشنبه 30 شهريور 1391-0:0

            باپیگیری نظریات آقای صادقی لاریمی به این نتیجه رسیدم که ایشان فرد خوش فکر و صادقی است . او به عنوان یک جامعه شناس فی الواقع دستکم گرفته می شود ما ایرانیان عادت کردیم هر نظریه ی جامعه شناختی یی را که مطالعه می کنیم در زیر آن یک اسم خارجی ببینیم ،مثلا همین نظریات آقای لاریمی اگر در زیرش اسم پر طمطراق «جان لاک»یا«دور کیم»یا«پوپر »و...را می دیدیم بی هیج درنگی می پذیرفتیم .حالا چون امضای آقای صادقی لاریمی را دارد بمصداق ضربالمثل معروف فارسی که می گوید مرغ همسایه غاز است یا همین ضرب المثلی که در مازندران و به طبری گویش معتقد است «کنا پیش واش بره»نظریات فلسفی وجامعه شناسانه ی آقای لاریمی را که مدتی هم در مکتب اصفهان سیر وسلوک کر دند کم اهمیت می پنداریم.به قول حافظ سالها دل طلب جام جم از ما می کرد وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد . می گویند نظریه ی تفکیک قوا را منتسکیو آورد و بلا فاصله مردم فرانسه این نظریه را قبول کردند ،رنسانس شد وفرانسه انقلاب کرد حالا آقای لاریمی می گوید تقسیمات کشوری چیز خوبی نیست ،ما بجای پذیرش این نظریه ی بکر جامعه شناسانه و فیلسوفانه که خط بطلان می کشد بر تمامی نظریات فلا سفه از افلاطون وارسطو وسقراط گرفته تا همین پور سینا ی خود مان و خواجه نصیر تا دیگران...بجای آنکه نظریه ی بکر اورا تبلیغ کنیم تا جهان شمول شود می آییم نقد وتحلیل منفی می کنیم .آخر چه معنی دارد یک کشور را تکه پاره کنیم و نام استان ،شهرستان ،بخش و دهستان بر آن بگذاریم این طرح آنقدر ارتجاعی و عقب افتاده است که از زمان هخامنشیان به اجرا در می آمد آن داریوش شاه مغرور که از زور تکبر بجای نوشتن روی کاغذ روی صخره ها مطلب می نوشت کشور را با تقسیماتی منقسم کرد که هر کدام را ساتراپ نا مید و ما هم کور کورانه پیروی میکنیم .این همه بودجه صرف می کنیم تا به استان داران ، فر مانداران، بخشداران ،معاونین و کار مندانشون حقوق بدیم !می دونید اگر طبق نظریه آقای لاریمی رفتار شود چقدر صرفه جویی می شود.علاوه بر اون برابر نظریه ی کوچک کردن دولت می شود دوسه وزارت خونه رو هم منحل کرد، و توی برج وزارت کشور چندین بی خانه مان را جا داد و خانه دار کرد .اصلا نظریه ی آقای لاریمی به غیر از اینکه در جامعه شناسی و فلسفه کار برد دارد ،باید آن را به عنوان یک نظریه ی اقتصادی به صندوق بین المللی پول و بانک جهانی هم شنا سانید تا در این دوران که بحران اقتصادی دامن گیر دنیا شده روی آن کار کنند و به کشور های دارای بحران اقتصادی مانند:امریکا ،یونان ،بلژیک ،اسپانیا وکشور های حوزه ی اقتصادی «یورو »کل هم ابلاغ کنند تا با لغو ساختار تقسیمات کشوری صرفه جویی اقتصادی داشته باشند آخر چه معنی می دهد کشوری استان ،شهرستان ،بخش ،ده ،محله ،و کوچه داشته باشد.کشور باید همینطور یک پارچه باشد تا وحدتش حفظ شود ، همه ی گرفتاری های جهان سوم به خصوص شرق از آنجا سر چشمه گرفت که حکام غرب زده ی آنها تقسیمات کشوری ایجاد کردند طبق نظریه ی آقای لاریمی حالا که اداره ی پست هست ،اینتر نت هست ،ماهواره و ...هم هستند نباید فرصت داد انگشت شماری تجزیه طلب به بهانه ی استان درست کر دن و شهرستان وبخش اضافه کردن عقاید کتوله منشانه ی خود را پیش ببرند وعقده ای بازی در آورند.از غیظ آنها باید هر چی استان و شهرستان است از بیخ بر انداخته شود البته یاد تان باشد که استان مازندران به خصوص شرق آن از این قا عده ی فلسفی آقای لاریمی مستثنا هستند چرا که در این مورد خاص ایشان بر هان قاطع دارند.
            آقای لاریمی ببخشید:باید بگویم اگر تمام درختان جنگل قلم شوند واگر تمام آب در یا ها مرکب گردند واگر تمام چاپ خانه های دنیا مشغول چاپ گردند از عهده ی تفسیر یک کلام از نظریه ی پر مغز شما هم بر نمی آیند .تا چه رسد به من حقیر که خط من زشتو زبان من تباه حیف از این کاغذ که من کردم سیاه.

            • بارانگنانیپاسخ به این دیدگاه 0 0
              سه شنبه 28 شهريور 1391-0:0

              استاد توپا ابراهیمی از نوابغ عرصه فرهنگ و هنر است ایکاش از قلم ایشان در مازندنومه موفق استفاده شود

              • حسین زاد گانپاسخ به این دیدگاه 0 0
                دوشنبه 27 شهريور 1391-0:0

                استاد مومن توپا ابراهیمی ،زیر نویس شما رو خوندم و یکبار دیگر مفهوم عبارت «کم گوی و گزیده گوی چون در »را در ذهنم مرور کردم وبه خود بالیدم که مازندران را چنین خبرنگارانی است.





















                • جمعه 24 شهريور 1391-0:0

                  خوشحالم استاد توپاابراهیمی مرد فهیم و نویسنده توانمند استان را بعنوان مخاطب در مازندنومه می بینم،جناب لاریمی از استاد مومن بیاموز، خدایی بدون غرض می گویم به اندازه سن شما آثار ملی دارد،حرف شنیدن ادب است

                  • مومن توپا ابراهیمیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                    جمعه 24 شهريور 1391-0:0

                    با درود فراوان وعرض ادب به همه ی زیر نویس دهندگان اعم از شرق وغرب .
                    حکایت:نقل است که مردی عامی قرآن می خواند -رسید به آیه ی «شغلتنا اموالنا واهلونا...»پنداشت غلط است ،گفت :غلط در قرآن جایز نیست فورا با قلم تراش «شغلتنا»را تراشید و جای آن نوشت «شد رستنا»و گفت:حالا درست شد ! و چنین خواند :شد رستنا اموالنا... (تقدیم به جناب لاریمی)
                    جناب آقای صادقی لاریمی،اسم دنکیشوت را حتما شنیده اید ،توصیه می کنم اونو بخونید یا دست کم فیلمشو ببینید !احساس مسئو لیت شما به رسالت هایی که این شوالیه برای خود قائل بود خیلی شباهت دارد .لطفا به شیپوری که در دستان مبارک قرار دارد درست دقت کنید !دو سر دارد ،سر تنگ و سر گشاد ،شما از کدام طرف می دمید؟

                    • دوشنبه 20 شهريور 1391-0:0

                      آقای لاریمی،احساس می کنم که پرداختن به موضوع غرب استان را بخاطر جنجال و اسم در کردن دوست دارید و با شما موافقم،روش خوبیه، در غرب که معروف شدید ولی بابک شمس هیچوقت به کسی بی احترامی نمی کند، 10 سال است می شناسیمش، اگر حرفی زد مطمئن باشید که به خاطر خودتان است، اگر او را نمی شناسید می توانید از مدیر مازندنومه در مورد اخلاقیاتش سوال کنید، چون هم با هم در رسانه مجازی کار کردند هم اینکه سابقه همکاری با صداوسیما را دارد، چند وقت پیش در کارگاه آموزشی خبرنگاری او ثبت نام کردم و شرکت کردم، صراحت لهجه دارد ولی هیچوقت بداخلاقی نمی کند،شما خیلی تند می نویسید و واقعا احساس می شود که با عصبانیت قلم می زنید، به نظر من هم که خودم بچه غرب استانم تا چند روز اینور زندگی نکنید متوجه نمی شوید چقدر شرایط سخت است، حاج بابک مدرکی دارد که در سال 62 جدایی غرب استان در مجلس شورای اسلامی مطرح شد و اتفاقا در کمیسیون مربوطه رای هم آورد، قبل از جدایی گرگان.
                      بهرامی را زیاد نمی شناسم ولی اینقدر که می دانم حق دارد دفاع کند، در غرب استان ناراحتی شدیدی نسبت به نام شما با واژه عقده ای خواندن مردم غرب استان ایجاد شده،کاشکی کمی در نوشتن دقت کنید.

                      • دوشنبه 20 شهريور 1391-0:0

                        اتفاقا كامنت جمعي از غرب استان هم دقيقا مانند كامنت نويسي آقاي بهرامي;-) ;)

                        • دوشنبه 20 شهريور 1391-0:0

                          آقاي احمدي كاملا با شما موافقم و بنظر بنده تنها راه برون رفت از مشكلات و تنش ها خارج كردن تنكابن از مرزهاي مازندران.دليلي نميشود بخاطر مازني نبودن تنكابن و رامسر باقي شهرهاي مازني غرب استان بي دليل از استان جدا شوند و زير نظر تنكابن بروند كه بنده هم با همه جستجوهاي مرتبط و غيرمرتبط و مكالمات حضوري با تنكابني ها مطمئن شدم مانند سرزمين مادريشان دشمن مازني ها هستند و.بقول يكي از كامنتها تنكابني ها حتي نتوانستند خواسته خود را مانند شهروندان آستارا و لوشان بدون توهين و متمدنانه بيان كنند. درصورتي كه مطالبات خود را صحيح عنوان ميكردند سالها قبل به استان اصلي خود ملحق ميشدند.

                          • جمعی از خبرنگاران غرب استانپاسخ به این دیدگاه 0 0
                            دوشنبه 20 شهريور 1391-0:0

                            آقای احمدی
                            شما هم چقدر شبیه لاریمی می نویسید(خنده)
                            از مازندنومه تشکر می کنیم که تعادل را حفظ می کند و مثل .....نیوز رسانه اش را پولکی و شرق استانی نکرد.
                            فراموش نشود که ما همه مازندرانی هستیم، مگر خراسان به 3 استان تقسیم شد دیگر مردمش خراسانی نیستند؟!!!

                            • دوشنبه 20 شهريور 1391-0:0

                              من همه کامنتها را خواندم.به نظرم بچه های غرب استان غیر از هوچی گری و فرار به جلو هیچ استدلالی ندارند.آنها فقط دارند شلوغ بازی در می اورند.آقای لاریمی چند ایراد از نحوه تشکیل غرب استان گرفته اند که کارشناسی است.خب بیایید به این ایرادات جواب کارشناسی بدهید.آنها غیر از اینکه می گویند راه مان دور است تا مرکز استان هیج دلیل دیگری ارایه نداده اند.اصلا من سرچ زدم در گوگل و کلی مطلب از غرب استانیها خواندم.واقعا منطق پشت این قضیه نیست.همین اقای لاریمی تا حالا چند مقاله نوشته است انها هیچی برای گفتن ندارند.فقط شلوغ می کنند.من از جماعت خبرنگارهای آن منطقه تعجب میکنم که چشم و گوش بسته حرف میزنند یک نفرشان نمی آید 4 تا دلیل بیاورد که مثلا بر اساس این دلایل و منطق ما می خواهیم جدا شویم.به دوری راه اشاره میکنند که مشکل مازندران فقط نیست.همه جا همین طور است از جمله در همین گیلان و بین آستارا تا رشت مثلا".یا خراسان جنوبی یا استانهای دیگر.پس همه جا باید استان جدید درست کنند؟!بحث بودجه که مربوط به کل استان است.مگر بهشهر سهم بیشتری از رامسر دارد؟ مگر بابل آبادتر از تنکابن شده است؟این ضعف سراسری است و ربطی به غرب وشرق استان دارد.من تشنه یک مطلب کارشناسی و بدون هوچی گری و شلوغ بازی از غربی ها هستم.این گوی و این میدان .بنویسید و بدهید همین مازندنومه منتشر میکند.اما فکر نکنم خبری بشود.چون اصلا منطق پشت ادعای شان نیست و فقط به نویسنده بد وبیراه میگویند و به مطلب منطقی گیر الکی میدهند.من املی ام.بی طرفم اما چون استدلال خوبی پشت قضیه غربی ها نیست مجبورم طرف امثال لاریمی را بگیرم که هیچ وقت از مشسیر منطق خارج نشدن.در ضمن کوتوله اصطلاح است و فحش نیست.کوتوله های سیاسی را نشنیدید؟ یا کوتوله های اقتصادی؟!یعنی کسانی که محدود فکر میکنند و اصلا فحش نیست.به نظر من هم هرکس محدود و بسته و بخشی و جزیی فکر کند و تا نیم متر اون ورترش را نبیند کوتوله است.عصر عصر منطق است نه گیر دادن به دستور زبان نویسنده و گیومه و این مسایل پیش پا افتاده.یعنی غربی ها غیر از گیومه و اینکه نویسنده کجا زندگی میکند دلیل بالاتری برای رد مطلب لاریمی ندارند؟

                              • محمدرضا بهرامیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                يکشنبه 19 شهريور 1391-0:0

                                جناب اقای لاریمی عزیز گر پند تلخ می دهمت ترشروی مباش چرا اشفته شدید ///مگر در مکالمه تان با من چه گفتید که ادعای انتشارش ،ترس وجودتان را احاطه کرده است...من هر چه کردم و بهر هر چیز قلم زدم فقط برای منافع مردم و شهرم بوده است و مانند آن عده افراد پر مدعا نیستم که از دور دستی به آتش داشته باشم و از دنیای مجازی به مشکلات بنگرم..مشکل من و شما یکی است ولی تفاوت بین نگاههاست که شما هزاران کیلومتر دورتر ایستاده اید ... در حالی که درکی از واقعیت ندارید. کجای کارم غیر حرفه ای بود..برادر من ..شما باید در گفتارتان دقت لازم را انجام دهید ..من خودم را اهل مازندران معرفی کردم و گفتم که یاداشتهایتان را می خوانم ...ایا دروغی در این زمینه گفتم.. لزومی ندارد که برای شنیدن حرفهایتان حتما خودم را معرفی کنم.در ضمن مگر شما با اسم من مشکل دارید که اگر می گفتم فلانی هستم طور دیگری با من برخورد می کردید..این کمال بی انصافی است که شما خود را نماینده اهل رسانه معرفی می کنید و از زیان دیگران سخن می گویید. شما در بیرون گود ایستاده اید و می گویید آقا لنگش کن شما از چه چیزی به عنوان تخلیه اطلاعاتی یاد می کنید...توهین های شما سابقه طولانی دارد و در هر کدام از نوشته هایتان انبوهی از تهمتها و افتراها نهفته است. دو پهلو گویی های شما و وارونه صحبت کردنتان خود گویاست.. در ضمن من فقط گفتم مکالمات خود و شما را برای استماع عموم قرار می دهم...این را خیانت می پندارید؟ لطفا برای خبرنگاران غرب استان تعیین تکلیف نکنید زیرا در آن جایگاه قرار ندارید من منظور شما را از سو استفاده نمی دانم.شما فقط در صغری و کبری چیدن استاد هستید و در این زمینه مقالات تخصصی دارید و مطالب شما در سایتها هوید است. فحش از این بدتر که شما مردم را کوتوله می نامید؟ایا می دانید چه جو تنفری از خود با انتشار این یادداشت در غرب استان به وجود اوردید...یادداشت مهندس حجتی نیا در جواب مطلبتان را یک بار دیگر مرور کنید تا بدانید خبطتتان در کدام زمینه است. من واقعا برایتان متاسفم که حتی به دنیای مجازی نیز اشراف کامل ندارید و ماهها از تغییر نام وبلاگم گذشته است.. شما که از نامیدن یک وبلاگ به اسم استان تنکابن هراس دارید و حتی کوچکترین مورد در مورد جدایی غرب و شرق استان را بر نمی تابید لطفا ننویسید و ادای ادمهای صاحب قلم را در نیاورید.. باز هم در حال اغراق هستید و می گویید من به اندازه سنتان مقاله نوشتم//من چند سال دارم... استانی شدن غرب مازندران حق همه ماست و از ان گریزی نیست...چه همه شما بسیج شوید و سانسور رسانه ای کنید و یک طرفه بنویسید و چه نه ... مگر ما در اکابر درس خواندیم که شما در دانشگاههای معتبر تعلیم دیدید؟ در پایان خودتان پاسخ صریح و البته گویا به نوشته هایتان داده اید "...عیبم اینست که استانم را زیادی دوست دارم و تاوانش را دارم پس میدهم ،" شما مانند ان مادری هستید که در تابستان به دلیل علاقه زیاد فرزند خود را با لحاف های متعدد پیچیده اید..غافل از آنکه این علاقه شدید باعث از بین رفتن کودک می شود و او از شدت گرما خواهد مرد برادرم در هیچ جامعه ای افراط و تفریط معنی و مفهوم درستی ندارد و نخواهد داشت. پیشنهاد می کنم 1-در مورد علاقه به استان حد اعتدال را رعایت کنید تا واقع بین باشید نه افراط کنید که افراط ادم را کور و کر می کند 2-... 3-اگر مرد مذاکره هستید در وبلاگم پاسخگوی شما هستم و باعث رنجش و دردسر برای مدیر سایتهای استان نیستم 4-پیشنهاد می کنم وبلاگی طراحی کنید (بدون هزینه) و یادداشتهای خود را در ان قرار دهید تا مردم غرب استان با چهره واقعی شما اشنا شوند 5-مواظب گفتارتباش تا به کردار تبدیل نشود ( مواظب حرفهایت با کسی که مکالمه می کنی باش.شاید او دوست باشد یا دشمن...هر چند که او خود را معرفی نکرده باشد) 6-مجددا یاداور می شوم استانی شدن غرب مازندران واقعیتی انکار ناپذیر است و این امر با کاتالیزو کمبود امکانات شرق استان به این خطه قهرمان پرور و شهید محور تسریع می باید 7-...

                                • يکشنبه 19 شهريور 1391-0:0

                                  آقاي بهرامي ،توصيه ميكنم روي مقوله كنترل درون و احساس بيشتر كار كنيد.باتشكر از استادان ارجمند آقايان صادقي لاريمي و شمس ناتري عزيز.

                                  • يکشنبه 19 شهريور 1391-0:0

                                    كامنت گزاري اين روزها شده عقده گشايي هر كي با هركي مشكل داره مياد يك كامنت بر عليه طرف مينويسه حتي ممكنه كنار خود شخص نشسته باشه .
                                    در ضمن برنامه نوبت شما يك برنامه تعاملي نيست . در اونجا مخالف نظر شبكه را ميپيچونند سرشو ميكوبونند به طاق
                                    بلا شدي bbcتماشا ميكني راستي براي ماهواره ات مجوز داري؟

                                    • صادقی لاریمیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                      يکشنبه 19 شهريور 1391-0:0

                                      باعرض پوزش از همه سروران گرامی بخصوص جناب آقای صادقی سردبیر محترم مازند نومه، باتوجه به اینکه در این مقاله نوک حمله واقع شدم وناخواسته وعلی رغم میل باطنی بنده را وارد این گود کردند و.... حق دارم از خودم دفاع کنم ، بحث خوبی را که در این خصوص شروع شده ،و می رفت تا با نتایج خوبی همراه شود متاسفانه آنرا از حالت کارشناسی و عمومی خارج کردند . ابتکار خوب مازند نومه که میتوانست به یک همدلی و هم فکری بیشتر بیانجامدتا حدودی از مسیر خودش خارج کردند . اگر کسی از نوشته یا مقاله ای گلایه ای دارد بهتر است در همان جایگاه به آن پرداخته شود . اما جناب آقای بهرامی سخنم با شما ست . حال که بسیار جوان ودر ابتدای راه هستید چقدر خوب بود این کامنت آخری را نمیگذاشتید که باعث شرمساری و شرمندگی اهل رسانه شوید، لابد می دانید که هرکس بدون هماهنگی طرف مقابل وبه صورت ناجوانمردانه ،خود را یک دلسوز استان معرفی کند و بخواهد وارد حریم خصوصی مردم شود، مکالمات تلفنی را ضبط و تخلیه اطلاعاتی کند و بعد تهدید به افشا گری آن کند، این کارشمایک جرم نابخشودنی و یک خیانت محسوب میشود، حیف از خانواده بزرگ،فهیم و پرتلاش مطبوعات که شما خود را جزیی از آن میدانید، نمی دانم روزنامه نگاران فهیم غرب استان چرا در مقابل کسیکه بی شرمانه و بدور از از هرگونه اخلاق خبرنگاری دست به چنین کاری می زند سکوت میکنند،ولی ازکوچکترین خطای دیگران چشم پوشی نمیکنند؟ مگر من فراری بودم ؟یا طبق قانون جمهوری اسلامی تحت تعقیب بودم،و یا محل کارم ناشناخته بود ؟ همه زندگیم آدرس دارد و مشخص است و گردنم از مو باریکتراست، لازم نبود شما دست به چنین کار زشتی بزنید ، بنده مثل اکثر مازنیها ساده هستم و فکر میکنم همه با صداقت با ما صحبت میکنند لذا دلیلی ندارد شما از آن سوء استفاده کنید ،شما چگونه این حق را به خودت می دهید گناه ناکرده را به کسی نسبت دهید؟ در کدام مقاله ،در کدام نوشته ودر کجا من به کسی فحش و ناسزا گفتم ؟اگر نتوانستید فحش و ناسزا را ثابت کنید چی؟ تاوانش را هم باید بپردازی ، اگر شما به بعضی از اصطلاحات آشنایی ندارید یا از مقاله ای خوشتان نمی آید دلیل ندارد آنرا توهین تلقی کنید، اگر قرار باشد این جملات جرم محسوب شود الان کلام یا نوشته ای وجود نداشت ،اگرمن گناهکارم ،شما که در همان سایت پوزخندتان هرچه دلتان می خواهد نثار دو میلیون مردم شرق و مرکز استان کردید و میکنید پس جرم شما چقدر است ؟شانس آوردیم شما قاضی دادگاه مطبوعات نشدید وگرنه الان یک خط مقاله یا کتابی وجود نداشت ،انتقاد هم منطق خاص خودش را دارد ،بنده با بخشی از انتقادات جناب اقای شمس ناتری موافقم واز ایشان هم تشکر میکنم ،میتوانستم کلمه یا جمله ای را بهتربنویسم یا معادل سازی کنم، هیچکدام اینها عمدی نبوده ،مثل شما غرور کاذب نداشته و ندارم منطق را می پذیرم و سر تعظیم فرود می آورم ،همیشه اعلام کردم درقبال کار منطقی وکارشناسی هیچ حرفی ندارم که بگویم و تسلیم آن میشوم،هرگز، هرگز این اجازه را به خود نمی دهم که وارد حریم خصوصی مردم شوم و... ،لذا مستحق اینهمه توهین و تهمت نیستم ،شما که بنده را بی سواد میخوانید حدودا اندازه سن شما در این کشور کار کارشناسی کردم آنهم در معتبرترین دستگاههای حاکمیتی کشور، تمام نوشته و مقالاتم در استان اصفهان موجود است. شما که دم از سواد می زنید مقاله های برجسته و تخصصی شما کجاست که ما بی خبریم ؟لطفا به ما نشان دهید تا ارشاد شویم ،با کلی گویی و عریضه نویسی مشکلی حل نخواهد شد این کارها را که همه بلدند،دوست ندارم کارها وعملکرد خود را لیست کنم هیچ علاقه ای به نشان دادن خودم هم ندارم ، دنبال چیزی نبوده و نیستم وگرنه فرصتهای فراوانی وجود داشته و دارد که بتوانم به آنها برسم ، قداست کارشناسی را با هیچ پست و مقامی عوض نخواهم کرد.عیبم اینست که استانم را زیادی دوست دارم و تاوانش را دارم پس میدهم ،همیشه حسرت میخورم چرا هیچیک از صنایع استراتژیک کشوردر مازندران وجود ندارد. با گوشت ، پوست واستخوانم به این نتیجه رسیدم استانهای بزرگ، با نمایندگان بیشتر، همیشه در کسب امکانات از ما موفق تر بودند وهستند. سالها کار دراستان بزرگ وتوانمند کشور این رابه من آموخت .ناراحتی ام از جدایی استان اینست که با کوچکتر شدن مازندران همین مقدار قدرت چانه زنی را از دست خواهیم داد، وگرنه هیچ منافع شخصی وجود ندارد که بخواهم خودم را به آب و آتش بزنم و... در پایان از اینکه درجمله بندی و ویرایش ادبی تا حدودی مشکل داشته و شاید بعضی از کلمات و اصطلاحات بکار برده شده در مقاله هایم ، که باعث دلخوری عده ای گردیده ناشی از همین موضوع باشد ، از همه خوانندگان ارجمند می خواهم که به بزرگواری خودشان ما را ببخشند، زیرا رشته ام روزنامه نگاری یا ادبیات فارسی نیست ،

                                      • مازندنومهپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                        شنبه 18 شهريور 1391-0:0


                                        درود؛از پخش کامنت هایی که حاوی توهین به یکدیگر و طرح مسایل پیش پاافتاده شخصی مثل گیر دادن به اغلاط تایپی همدیگر و مانند این هاست،معذوریم.مخاطبانی که کامنت خود را در این پست ملاحظه نمی کنند،بنا به دلایل گفته شده بهتر است به اصل موضوع بپردازند و نوشته های شان حاوی نکات منطقی و پیش برنده بحث باشد و سیر نزولی نداشته باشد.سپاس

                                        • محمدرضا بهرامیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                          شنبه 18 شهريور 1391-0:0

                                          جناب اقای لاریمی
                                          من هم برای شما متاسفم
                                          -شما اصلا ادبیات نوشتن نمی دانید و توصیه می کنم یک دوره کتابهای ادبیات فارسی را مطاالعه کنید تا مردم یک خطه که بالغ بر 1 میلیون نفر هستند را کوتوله نپندارید هر چند که از کوزه برون همان تراود ...
                                          -اقای لاریمی
                                          توصیه می کنم به جای نشستن پشت کامپیوتر و سیر در دنیای مجازی کمی به واقعیت برگشته و سفری چند روزه به غرب مازندران داشته باشید تا مردم خونگرم غرب استان با کسانی که به آنها تهمت و بی احترامی می کنند با کمال خونگرمی و مودبانه برخورد کنند
                                          -جناب لاریمی
                                          صدای ضبط شده من و شما موجود است اگر لازم باشد آن را برای دانلود دیگر دوستان در وبلاگم قرار میدهم تا همگان به قضاوت بنشینند..در ضمن من باید چیکار کنم وقتی با شما صحبت می کنم...من فقط با کمال احترام به مطالبتان را گوش دادم و شما حرف زدیدید و حرف زدید.هدفم این بود که شما چقدر سواد دارید که بدون ملاحظه شخص مقابل 17 دقیقه مدام سخن گفتید تا مجبور شدم قید ادامه مکالمه را بزنم
                                          مکالمه 17 دقیقه من و شما گویاست //آیا انتظار داشتید در برابر توهین شما با شهر و شهرستمانم با فحش و نا سزا با شما برخورد نمایم که این در مرام مردم مودب غرب استان نیست
                                          -جناب اقای لاریمی
                                          شما مگر از سابقه من خبر دارید که می گویید هنوز نیامده و یا باید لحظه ای که می امدم با شما هماهنگی و یا از دفترتان در اصفهان مجوز فعالیت می گرفتم؟ که می گویید هنوز نیامده می خواهد ره صد ساله برود؟مطالب من در روزنامه های سراسری که حدود 13 ساله بودم خود گواه بر مدعایم است
                                          -من نگفتم نحوه نوشتن شما را دوست دارم ولی تمام مطالبتان را می خوانم و هر بار با دیدن اسم شما در اول چرک نویستان منتظرم در پایانش با اهانتی دیگر به غرب استان به پایان برسانید.
                                          -اینکه به مطالبتان جواب نمی دهم و هر چند بسیاری از دوستان نیز تاکید داشتند که مطلبی بر مطلب شما بنویسم اینست که من هم چون شما اعتقاد دارم که شما یک ادم معمولی هستید که اوقات فراغت خود را با فحش نوشتن و اهانت به غرب مازندرانیها سپری می کنید و سکوت می کنم در برابر گفتارتان..زیرا اصلا ارزش ندارد
                                          -بله اقای لاریمی
                                          شما نیز باید پیراهن های زیادی پاره کنید تا نوشتن را یاد بگیرید و گمان نبرید که 2 تا سایت شرق استانی صرفا مطالب شما را انهم با اغراض شخص منتشر می کنند ادم با نفوذ و پر مدعایی هستید...نه عزیزم ...در اینچنین مواقع به فکر بادکنک باش که با سوزنی به تیکه های مختلفی بدل می شود
                                          -جناب اقای لاریمی
                                          عجب ادعایی مطرح می کنید که هر کس به شما زنگ زد و به نا به دلایلی خود را معرفی نکرد ادم بی شهامتی است
                                          من ،محمد رضا بهرامی،ساکن رامسر،کتالم هستم
                                          حالا شهامتم بر شما ثابت شد
                                          شماره من را هم که دارید...

                                          • شنبه 18 شهريور 1391-0:0

                                            جناب آقای صادقی یک جمله عرض می کنم : سایت شما وزین و امانت شما در درج کامنت ها بجا می باشد. یک جمله هم به نیاز آذری: محافظه کاری و اخیرآ" هم تمایل نشان دادن به نماینده رقیب و......!! دردی از تو دوا نمی کند. خودتو بشناس . به هر بادی نرقص !!

                                            • بهمن صادقی لاریمیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                              شنبه 18 شهريور 1391-0:0

                                              برادر ارجمند جناب اقای شمس ناتری که خود را یک فرهیخته واهل قلم میدانید وبرای بنده هم بسیار قابل احترام هستید ، دراین قسمت ، یعنی دنیای کامنتها ، یک بحث عمومی را جناب اقای نیاز آذزی و جناب آقای صادقی شروع کردند ، کاری به شخص یا افراد نداشتند، شما به یکباره دیواری کوتاه تر از بنده پیدانکرده وبا اسم فردشروع کردید ،بحث عمومی را به یکباره شخصی کردید، این من نبودم که احساسی شروع کرده باشم ،شما بودید به یکباره میان دعوا نرخ تعیین کردید. اصلا این مقاله یا نوشته چه ربطی به من داشت که شما یک باردیگر پای بنده رابه وسط کشیدید؟ اینجا هم شما شروع کردید و به آن دامن می زنید .مثل اینکه شما هم بدتان نمی آید به اینگونه کارها دامن زده شود

                                              • بابک شمس ناتریپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                شنبه 18 شهريور 1391-0:0

                                                جناب آقای لاریمی
                                                از اینکه کامنتم را مطالعه کردید و باز مجدد احساسی پاسخ دادید متشکرم، این قضیه موجب شد تا شناختم نسبت به شما کامل تر شود، توهین و عقده ای خواندن غرب استانی ها با این پاسخگویی سراسر تناقض شما به من قبولاند که گاهی باید در حوزه رسانه سکوت کنم، اگر گفتم عده ای قصد شکایت دارند تهدید نیست، طی این چند روز خیلی از شورایها و تشکلهای مردم نهاد پیگیر فحاشیهای رسانه ای شما هستند و این اصلا ربطی به من و امثال من ندارد، خواهشمندم خود را منتقد یا رقیب من نخوانید که مطمئنا رفیقید و این واژه ها باعث آزارم می شود، چون به واسطه سالها حضور در رسانه و حال نیز بعنوان مدرس در این حوزه باز خود را دانش آموز می بینم و با این هجمه های شما که فهمیدیم در مازندران کسی یارای شما نیست،در پایان برای خودم بابت کامنتی که برای شما گذاشتم متاسفم.

                                                • شنبه 18 شهريور 1391-0:0

                                                  آقاي بهرامي، سايت شما و شما اصليترين عامل و آغازكننده دعوا و مرافعه ها در استان بوده.آقاي شمس مطالبات غرب استان بيان ميكنند ولي مشكل آقاي بهرامي با مازندران.ايشون دقيقا مأموريت دارند كه مازندران و اهاليش را تخريب كنند.از مطالب سايتش و كامنت هاي درون سايتش كاملا موضعشونو نشون دادن.فحاشي هايي كه شما و همشهريات به مازندران در رابطه با موضوع تلكابين رامسر و ادعاهاي استان مجاور را فراموش كرديد .شما با بي احترامياتون روي همه را نسبت به هم و نسبت به مازندران باز كرديد.باعث شديد رشتي ها به خود اجازه توهين به مازندران را بكنند و با افتخار باهاشون همراهي كرديد.ازين دست موارد در سايت ايشون زياد وجود داره.

                                                  • بهمن صادقی لاریمیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                    شنبه 18 شهريور 1391-0:0

                                                    با عرض سلام مجدد وبا تشکر از برادران ارجمند جانب آقای نیاز آذری وجناب آقای صادقی سردبیر محترم سایت مازند نومه که باب این گفتمان را باز کردند، این نوع کارها میتواند تمرینی باشد برای همدلی بیشتر و نزدیکی دیدگاهها،اگر این نوع گفتمانها هر از گاهی تکرار شود مزایایش بسیار بیشتر از مضرات آن خواهد بود. اما برگردم به موضوع اصلی و با یاداشت دومی که برادرارجمند جناب اقای شمس ناتری به صورت کامنت گذاشتند کار بنده رادر پاسخگویی بسیار راحت کردند.لذا لازم است چند موضوع را به استحضار خوانندگان محترم برسانم ،ایشان در کامنت اول و دوم خود بخشی از نوشته خود را بصورت مستقیم وغیر مستقیم به بنده اختصاص داده اند از جمله :اعلام کردند که بنده چه تخصصی در کار مطبوعاتی دارم یا تخصص بنده چیست که خود را کارشناس بدانم ،یا سالی 5 بار مقاله مینویسم به همه مردم غرب استان توهین میکنم و...به استحضارجاب آقای شمس ناتری میرساند:1- شما قبل از هرچیز بهتر است موضع خودرا به عنوان یک خبر نگارو اهل قلم مشخص کنید ، زیبنده کسی که خود را اهل قلم میداند این نیست که گاهی به میخ و گاهی به نعل بزند.حتی چندین بار کامنت گذاران زیر مقاله های شما این موضوع راعنوان کردند، شما بستگی دارد که در چه مکان و در چه زمانی باشید حرف از جدایی یا پکپارچگی مازندران میزنید، نیازی به توضیع بیشتر نیست همه در نوشته هایت موجود است.2-اگر روزانه صدها کتاب ،مقاله،نشریه،بولتنهای تخصصی چاب و منتشر میشود لابد انتظار دارید همه باید از شما اجازه بگیرند وگرنه شما همه آنهارا به جرم اینکه تخصص خبرنگاری یا کارشناسی ندارند زیر سئوال خواهیدبرد.3-همانگونه که مقالات اینطرف را بدقت و با ذره بین میخوانید تا شاید در بینابین این خطوط چند لغت یا جمله پیداکنید و آنرا برسر ما بکوبید،لطفا سعی کنید به عنوان یک مطبوعاتی بی طرف مقاله های سراسر توهین آمیز ،همراه با افترا و تهمت آنطرف را هم بخوانید، نسبت به دزد وکلاهبردار خواندن دومیلیون از مردم شرق و مرکز استان هم حساسیت نشان دهید ،تربیت روستایی وخانوادگی بنده به من آموخت به هیچکس توهین نکنم همیشه ودر تمام نوشته هایم نقش آن تعداد اندک جدایی طلب که بنیانگذار این حرکت هستند را با عموم مردم شریف ودوست داشتنی غرب استان جدا کردم لطفا سعی کنید امانت داری کنید، اگر مقاله ای را میخوانید بدرستی بخوانید. 4-زیبنده یک اهل قلم نیست که بصورت مستقیم یا غیر مستقیم رقیب یا منتقد خودرا تهدید کند و بگویید عده ای قرار است وکیل بگیرند و شکایت کنند، قلم را با قلم جواب می دهند، آنهایی که ضعف دارندوازپاسخ دادن منطقی ناتوانند دست به این کارها،که دور از شان و جایگاه یک اهل قلم است می زنند ، مارا از این حرفها نترسان چیزی که بنده را میتواند ساکت کند پاسخهای مستدل،منطقی،کارشناسی،همراه با آمار ومستندات معتبراست، نه کلی گویی، مغلطه کاری وتهدید ،با این کارها عزمم راسختر میگردد و برحقانیت خود بیشتر پافشاری خواهم کرد ،5-،شما نوشتید بنده سالی پنج بار در این خصوص مقاله مینویسم ، با صراحت اعلام میکنم تا زمانی که از راههای غیر کارشناسی ،غیرعلمی،بصورت کلی گویی و...درباره جدایی ازمازندران صحبت کنید 5 بار که سهل است،5 هزار بار دیگر خواهم نوشت .شماها که همیشه بحث محرومیت را به رخ ما میکشید لابد از نامه سه تن از نمایندگان محترم قبلی غرب استان به وزیر محترم کشورکه در شمال فردا در سال 90 منتشرشد مطلع هستید، اتفاقا اینجا را شما اشتباه کردید یک بار دیگر این نامه رابخوانید که در چه زمانی و برای چه نوشته شده است . آنها به درستی منطقه غرب استان را یکی از بهترین و برخوردارترین مناطق استان معرفی کردند ودلیل جدایی را ناشی از برخورداری میدانستند نه از روی نداریها ومحرومیتها،آنها این شهامت را داشتند که درست بگویند، پس بحث شما اقتصادی و محرومیت نیست ، لطفا حرف دلتان را بصورت شفاف بیان کنید تا ماهم وارد این نوع گفتمانهای نفسگیر نشویم ضمن اینکه همیشه موضع ما دفایی بوده نه تهاجمی. سعی نکنید ما را تهدید کنید در اینجا خوشحال میشویم شروع کننده این بازی هم شماها باشید، آنوقت دهها برابر مدارک ومستند وجود دارد که چه کسانی افتراوتهمت میزنند وچه کسانی توهین میکنند و بصورت غیر مسئولانه باعث تشتت و چند دستگی مردم خوب مازندران میشوند ،چه کسانی باعث و بانی اینهمه کشمکشهای بی حاصل وفرصت سوز میشوند و....6 -سعی نکنید از هر کلمه ای یک تابو درست کنید کلماتی چون جدایی طلب درچارچوب سرزمینی ،یا کوتوله های سیاسی ،اقتصادی،اجتمایی و.... یا اگر عنوان شود مثلا به خاطر تبعیض، یا کم محلی نسبت به قشری از جامعه ،باعث عقده در آن قشر میگردد را توهین تلقی کنید در صورتی که این عقده، همان درد خفته،نارسائیهای انباشته شده،و...میباشد که در زمان مناسب خود رابروز خواهد داد، این کجایش توهین محسوب میشود، پیشنهاد میشود آنهایی که طبع بسیار ظریف و شکننده دارند بهتراست از وارد شدن به دنیای مطبوعاتی که شغلی بسیار خطیر،ارزشمند ودشواری است بپرهیزند وبه جای این کار به پرورش گل و گیاه روی بیاورند تا به سلامتی آنها آسیبی نرسد، همین تابو سازی های غیر ضروری باعث شده که سالها با همدیگر در لفافه وپر از ابهام صحبت کنیم و به جای نقد و نقادی شفاف ، زیر بغل همدیگر هندوانه گذاشته و سالهاست که در جا بزنیم،7- شما نگران تخصص بنده و همچنین نگران کاما، ویرگول،کروشه و...نباشید به متن بپردازید نه به حاشیه ، بارها اعلام کردم در مقابل اهل قلم ،اهل اندیشه و انسانهای شرافتمند درعرصه مطبوعاتی سر تعظیم فرود می آورم همیشه از آنها اموختم و می آموزم، اشتباه داشته ،دارم و خواهم داشت، زیرا هیچکس کامل نیست ،تلاشم اینست که کمتر شود، آنهایی که هیچوقت اشتباه نمیکنند قطعا زنده نیستند و...همه زندگان اشتباه میکنند ، بارها گفتم حرفه ام روزنامه نگاری نیست ولی نوشتن حق همه است ،اگر در بعضی از نوشته هایم کلماتی پیدا میشود که باعث رنجش عده ای میشود سهوی است منظوری نداشته و ندارم .شما تجربه و تخصص بنده را زیر سئوال برده وبه نوعی بی احترامی کردیدلطفا اینقدرازخود راضی و مغرور نباشید، به همین راحتی نتایج زحمات چندین سال کار کارشناسی را تخریب نکنید، همه چیز را برای خود نخواهید به دیگران هم اجازه دهید بنویسند هرچند ناقض و پراشتباه،مطمئن باشید ضرری برای شما نخواهد داشت،اجازه دهید میزان تخصص و دانش را مردم ارزیابی کنند.
                                                    8- اما یک بند را به آقای محمد رضا بهرامی اختصاص میدهم هنوز نیامده می خواهند ره صدساله را طی کنند ایشان به بنده تلفن زدند حتی از نوشتنم تشکر کردند نوعی وانمود کردند که نحوه نوشتنم را دوست دارند وهمه آنهارا می خواند، اما شهامت نداشت خودش را معرفی کند درصورتی که بنده یک آدم بسیار معمولی هستم و از بدترین توهین و تهمت هم چشم پوشی میکنم ولی هرچه از او سئوال کردم پاسخ بنده را نداد ه وخود را یک دلسوز معرفی میکرد ، واقعا برای ایشان متاسفم که بدون امانت داری وبصورت گزینشی وناقص حرفهای بنده را منعکس کرده است. او خود را در جایگاه یک کارآگاه برجسته نشانده و میخواهد از تمام جوانب باخبر شود البته این بار اولش نیست که دست به چنین کاری میزند. اولین شرط برای کسیکه میخواهد وارد عرصه نویسندگی و مطبوعاتی شود داشتن شهامت است که ایشان ندارد. واز نوع نوشته هایش هم فاکتور میگرم

                                                    • شنبه 18 شهريور 1391-0:0

                                                      خدمت آقای رنجبر و دیگرانی که ظرفیت دو تا کامنت را ندارند عرض کنم که اگر تحمل ندارید ننویسید.حتی اگر فحش هم به شما دادند باید مقاومت کنید نه اینکه بگویید سانسور کنند.فحش هم نوعی اظهار نظر هست هر چند جامعه آنرا قبول نمی کند.ما خواننده ها خودمان می فهمیم کدام نظر خوب است کدام بد،فحش را می فهمیم،اختلاف افکنی را می فهمیم،توهین را می فهمیم،امانیاز به سانسور نیست.بگذارید حداقل در یک سایت فضا برای مردم باز باشد تا هر چه دلشان خواست بگویند.اگر تحمل و ظرفیت ندارید به این سایت نیایید و بروید جاهای دیگر.

                                                      • خبرنگار غرب استانپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                        جمعه 17 شهريور 1391-0:0

                                                        اقای لاریمی
                                                        تو چرا خواسته های مردم غرب مازندران را متوجه نیستی
                                                        توهین شما به مردم شریف و بزرگوار غرب مازندران تمامی ندارد..لطفا حرمت خود را حفظ کنید تا کاسه صبرمان پر نشده به فکر چاره باشید

                                                        • جمعه 17 شهريور 1391-0:0













































                                                          آقای تعادل! «گز نکرده بریدی»مطلب نکته سنج را دوباره بخون ،شاید نظرت عوض شد .آنقدر آتیشت تند شد که دوبار زیر نویس دادی بی آنکه به خود زحمت درک مطلب رو بدی نکته سنج در رعلام نظرش با شما همسو بود.ضمنا آقای صادق لاریمی باید بیشتر مطا لعه کنند.وآنجا که با انبوهی از مردم طرفند اگرحرمت مردم را نگاه نمی دارند حرمت قلم را نگاه دارند.

                                                          • غلامعلی رنجبرپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                            جمعه 17 شهريور 1391-0:0

                                                            من از نظرات آقای صادقی تشکر می کنم ولی دغدغه های آقای نیاز هم تا حدودی جایگاه دارد. من اصولاً نظرانی را که متضمن توهین به شخصیت و حیثیت افراد و یا افترا به نهاد و ارگان خدوم باشد بر نمی تابم و عقیده دارم که پخش این نظرات مسموم سازی ذهن خواننده را در بر دارد و به نوعی ترویج بی نزاکتی رفتاری در جامعه به اسم آزادی در رسانه است. باید محدودیت های عقلانی و ارزشمند قانونی در رسانه ها اعم از مجازی و حقیقی را پذیرفت و نسبت به آن متعهد بود. حقوق افراد و جامعه باید در کامنت ها هم رعایت شود و نباید مروج توهین ها و ساختار شکنی ها بود. البته این نظر نباید مجوز اعمال سانسور حقایق را بدهد و از آن به عنوان دستاویزی برای حق زدایی به جای حق گرایی استفاده گردد. کامنت هایی که بین شهرها اختلافات را توسعه می دهند و به جای دفاع از حقوق حقیقی و واقعی شهروندان آنها را به دور از نزاکت های اخلاقی به جان هم می اندازد نباید پخش شود و این به معنای حقیقی کلمه تعهد مدیریت یک رسانه را به حفظ ارزش های انسانی و استانی و ملی می رساند. البته گلایه هایی هم از جناب نیاز وجود دارد که نباید دامنه سانسور را به حذف حقایق توسعه بدهند و به جای حذف رذائل خدای ناکرده به بهانه آن حذف حقایق را نشانه بگیرند.

                                                            • عمران اکبرنژادپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                              جمعه 17 شهريور 1391-0:0

                                                              فضای رسانه های مکتوب استان به دلیل لزوم دریافت اگهی و رپرتاز برای گذران امور کدر و تاثیرگذاری آن اندک است ولی فضای مجازی مازندران جایگاه مناسبی را در بین خوانندگان پیدا کرده است.درج کامنت های بی شناسنامه که فرد بدون اعلام مشخصات خود به بیان نظرات می پردازند علاوه بر مسئولیت حقوقی مدیر سایت ارزش آن را نیز می کاهد.پیشنهاد می کنم نظراتی که متضمن زیر سوال بردنهای بدون پشتوانه و غیر مستدلل و یا توهین امیز باشد را ادیت و در زیر آن دلیل مدیریت را ثبت فرمایید.سلامت باشید

                                                              • محمدرضا بهرامیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                جمعه 17 شهريور 1391-0:0

                                                                جناب اقای بابک خان عزیز
                                                                این بنده خدا عمو لاریمی چون خودش در اصفهان زندگی می کنه وقت بیکاری به جای رفتن تو جنگل و دشت و ساحل میاد تو فضای سایت ها یه مطلبی می خونه و احساساتی می شه و یه چیزی می گه/شما جدی نگیرید عزیزم
                                                                جناب بابک عزیز
                                                                دوست خوبم
                                                                شما برید یه سرچ بزنین اسم صادقی لاریمی ببینید این بنده خدا کجا اومده مشکلات غرب استان رو مطرح کرده
                                                                اصلا این عمو خودش بهم گفت سالی یه بار میاد شمال
                                                                حالا تو خودت تصور کن چطوری باید مشکلات مردم منطقه رو بفهمه و لمس کنه و بیاد از شرق استان و حقوقشون که توسط غرب استان خورده شده!!! دفاع کنه
                                                                اونهایی که خودشون همیشه تو استان زندگی می کنن و دارن مصائب رو می بینن حرفی نمی زنن و این عمو داره از اصفهاننننننننن دایه می شه اونهم مهربانتر از مادر
                                                                وا مصیبتااااااا

                                                                • بابک شمس ناتریپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                  پنجشنبه 16 شهريور 1391-0:0

                                                                  جناب آقای لاریمی
                                                                  شما به واسطه عدم آشنایی با حد و حدود رسانه ای و عدم تسلط در حوزه نقد نویسی در نوشتارتان غرب استانیها را عقده ای خوانده اید انتظار دارید بی احترامی به یک میلیون نفر مردم این دیار با بوس و دسته گل همراه باشد؟
                                                                  واقعا متاسفم که اینگونه پاسخ می دهم، شما در جایگاه سخنگوی دولت و وزارت کشور نیستید تا مطالبه مردم را که حالا به حق است یا نیست پاسخ دهید.
                                                                  خواهشمندم در حوزه رسانه به موضوعات دیگری بپردازید، بقول کامنت گذاری که ما هر چه از شما خوانیدم در جایگاه پاسخ به غرب استانیهاست و واژگانی که شدید احساساتی می نویسد.
                                                                  عزیزدلم جناب لاریمی، من هیچگاه به همکاران رسانه ای توهین نکردم و چنین روحیه ای ندارم ولی توصیه می کنم حتما در نوع قلم زدن تجدید نظر کنید.
                                                                  مواردی را برایتان ذکر می کنم که دیگران هم بدانند.
                                                                  1- جدایی طلب خواندن غرب استانیها(مگر کرمان که قرار است جنوبی و شمالی شود جدایی طلبند؟یا خراسان که 3 استان شد؟
                                                                  2-نوشتید "باید ممنون دار سه نماینده پیشین غرب استان باشیم که پس از سالها تکیه برکرسی نمایندگی،در اواخر دوره خود خواهان جدایی بودند" خداپدرت را بیامرزد بدون اطلاعات ننویسید این مطالبه همزمان با قضیه استان شدن گلستان در حال پیگیری است و چند سالیست شدت گرفته.
                                                                  3-نوشتید" عقده مرکز استان شدن سالهای سال است که گلوی آنها را می فشارد" فقط می توانم بگویم شرمنده خانواده شهدای این خطه هستم که برخی مادران 3 فرزند دادند و شما آنان را عقده ای خطاب می کنید.
                                                                  4-نوشتید که " اول می خواستند دو شهرستان گیلک زبان مازندران را با چند شهرستان گیلان ادغام کرده و یک استان جدید تشکیل دهند " جهت اطلاع شما هر دو شهرستان تنکابن و رامسر به مازندرانی سخن می گویند و لازم است در این راستا مطالعاتی داشته باشید.
                                                                  5-نوشتید"استانهای بزرگ کشور خودمان هم شانس آوردند که چنین نماینده ای ندارند " اینهم نشان از احساساتی شدن شماست،البته توهین نویسی در تمام نوشته هایتان سهوی است چون به حوزه نگارش در رسانه آشنایی ندارید.
                                                                  6-نوشتید"این فاصله تا مرکز استان که شما آن را بهانه میکنید، در عصر اینترنت و اتوماسیون اداری به یک جوک تبدیل شده است" این را هم میگذارم به حساب اینکه چون خودتان لمس نکرده اید باز هم با عدم آشنایی نوشتید.
                                                                  در پایان با لب ارادت بر دستان شما بوسه می زنم و خواهش میکنم به حوزه های دیگر از نارسایی ها در استان بپردازید و غرب استان را به ما جدایی طلبها بسپارید، ما با مرکز نشینان و بابلیها و سارویها و در مجموع شرقیها هیچ مشکلی نداریم، با خیلیها هم نسبت فامیلی داریم، دوستیم و همکاریم، استان غربی خواسته برخواسته از علایق و شعور ماست، شما به شعور ما توهین نکنید.
                                                                  ما با مردم هیچ شهری در استان مشکل نداریم، شک نکنید، گاهی مشکل ما نشستن عده ای در منزل و توهین نویسی به میلیونها نفر مردم غرب استان است.

                                                                  • استان تعادل و افتخارپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                    پنجشنبه 16 شهريور 1391-0:0

                                                                    محمودآباد آخرين درجه خلوص مازندرانيت؟!نكته سنج دوس داري مازندي نباشي؟جمله بنديت كه اينطور نشون ميده ميخواي خودتو تافته جدا بافته بدوني و با كامنتت دوتا نشون بزني.نه جونم تا مرز تنكابن همه مازني هستند اونم از نوع اصيلش، فقط از تنكابن تا رودسر تركيبي از دو استانن كه البته مازني هاشون كمتره. اون مقاله كه بهش اشاره كردي در جواب توهين هاي بي حدو حصر رامسري تنكابني ها نوشته شده بود.هر كنشي واكنشي داره.البته شايد عزيزان تنكابن و رامسر ازينكه در استان اصلي خودشون نيستند معذبند ولي قبول كنيد كه خواسته خود را به تحقيرآميزترين روش بيان نمودند.همين اتفاق براي آستارا و تالش و درصدي از صومعه سرا و لوشان افتاده ولي خواستهاشون در قالب فحاشي و توهين بيان نشده.

                                                                    • پنجشنبه 16 شهريور 1391-0:0

                                                                      جناب آقای لاریمی !دید گاههای پان مازندرانیستی شما باعث است تا نتوانید به عنوان یک اهل قلم واقع بین باشید.شما وقتی مازندران را شقه می کنی و محمود آباد را
                                                                      اخرین درجه ی خلوص مازندرانیت می بینی و بیش از نیمی از مردم استان را کوتوله می خوانی ویا آنها را رشتی خطاب مکنی به نحوی که گجویی رشتی ها سزاوار توهین هستند نباید از زیر نویس ها دلخور شوی .لطفا وسعت دید خود را گسترش بده و از لاک ناسیونالیست کور بدر بیا و باور کن که همه جای ایران عزیز سرای ماست چنانچه خود جناب عالی قسمت مفید عمرت را در اصفهان گذراندی وهیچ اصفهانی بهت نگفت چون مازنی هستی برو تو استان خودت.چو پرده دار همه را به شمشیر میزند کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند.«قلم چون گرفتی دورویی مکن»

                                                                      • مـــعجزه خامــوشپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                        چهارشنبه 15 شهريور 1391-0:0

                                                                        سلام. بجاي انتقادهاي اينچنيني سعي كنيم تحمل انتقادپذيري مون را بالا ببريم. تا زماني كه بعضي ها ديدگاه ناسيوناليستي به اشخاص و مسائل دارند به جايي نخواهيم رسيد. "ياعلي"

                                                                        • بهمن صادقی لاریمیپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                          چهارشنبه 15 شهريور 1391-0:0

                                                                          با تشکر از سایت وزین مازند نومه ،نقد و نقادی بسیار سازنده و ارزشمند است ولی توهین هرگز ،بعضی موقع کامنتهایی را زیر مقاله هایم می بینم که از نوشتنم پشیمان میشوم، هرچند هر کامنت گذاری دوست دارد نظراتش نمایش داده شود تقریبا تیغ دولبه است بنویسی یا ننویسی هردو حالت باعث رنجش میشود حذف یا نشان دادن آنها نیاز به یک تصمیم جمعی دارد به خصوص اهل رسانه ،کامنت گذار عزیزی از مقاله های تدافعی ناراحت میشوند ،ولی هزاران بار از طرف تعداد معدودی از غرب استان که تمامی مردم و مسئولین شرق و مرکز استان را دزد،کلاهبردار،مال مردم خور،حق خور و....می نامند ناراحت نمیشوند!!!از اینکه تعدادی غیر مسئولانه به جای وزارت کشور و استانداری مازندران مشغول تهیه حریم و محدوده هستند ناراحت نمی شوند و.... این چه حق خوری است که خود مان نمی دانیم شما اگر کسی را که به خواسته اش نرسیده آنرا یک عقده بدانید، بسیا ر پسندیده تر از آنست که دو میلیون مردم مرکز و شرق استان را دزد و کلاهبردار بدانید وبه گونه ای وانمود کنید که آنها شب تا صبح دست از کار و زندگی کشیده مشغول خوردن حق دیگران هستند،چه توهینی بالاتر از این؟ واقعا اگر اهل رسانه و بی طرفید همه را با هم ببینید وایرادهای ما را به صورت منطقی و کارشناسی ،نه کلی گویی گوشزد کنید قطعا اثرگذار خواهد بود ،هیچکس کامل نیست همه ما عیب و ایرادی داریم منتهی عده ای کمتر عده ای بیشتر ،همه ما به راهنمایی و رهنمود نیاز داریم این یک ضعف نیست، بلکه یک نیاز برای رشد و تعالی هر جامعه ایست،بارها در زیر مقاله هایم تحت عنوان جعلی یک ساروی ،یک بابلی،یک تنکابنی یا یک رامسری هرچه خواستند نثارم کردند،آنچه را که مربوط به خودم باشد ناراحت نمیشوم بارها اعلام کردم هیچ ادعایی در خصوص نویسندگی ندارم ودست همه اهل رسانه که صادقانه و بی طرفانه قلم میزنند را می فشارم و همیشه از آنها می آموزم

                                                                          • سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                            جناب آقای صادقی از نوشتار عالمانه ی شما که در عمل نیز به خوبی از آن پیروی می کنید لذت بردم.اندیشه ی شما مترقی وبانگرش روز مطبوعات آزاد در سراسر جهان هماهنگی نسبی داترد.آنچه که از قلم آقای نیاز آذری تراوش کرده ریشه در دراز نای خود سانسوری به طور اعم و سانسور به معنی اخص کلمه دارد .هر گاه که گمان می کنیم حرفی برای گفتن داریم انتظار خواندن وشنیدن داشتن از دیگران شاید معقول باشد اما اینکه توقع داشته باشیم هر مطلب پوچی را وقتی در آیینه ی قضاوت جامعه به عنوان یک مد عا قرار می گیرد در بست بپذیریم توقع درستی نیست برای نشان دادن قد واندازه ی خود باید رشد کرد و بالید نه آنکه دیگران را آنقدر کوتاه کرد که اندازه ی او شوند.آقای نیاز آذری !چرا بسیاری از بزر گان علم وادب دیر گاهی می گذرد تا مقاله یا مطلبی را به زیور طبع بیارایند ؟کوچکترین دلیلش احترام به شعور مخاطب است .آنان که کار گاه تولید انبوه مقاله را به راه انداختند ومثلا فردوسی بزرگ را متهم به پس وپیش کردن می کنند کسانی هستند که شعور جهانی را دست کم می گیرند.

                                                                            • سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                              از توضیح شما خوشم امد.البته آقای نیاز هم نظر خودشان را دادند ولی معتقدم نباید سانسور کرد

                                                                              • بابلی ریکاپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                                سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                                آقای صادقی اون موقع که آقای نیاز ...اعتراض نمیکرد گذشت الان باید شلوغ کاری کند چونکه داداش وی در"دوما" صندلی دارد.

                                                                                • بابلسر مستقلپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                                  سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                                  ....از همه دوستان خواهشمندم بعلت صرفا تشابه نام دوشهر بابل و بابلسر كه نام رود بسيارقديمي هم ميباشد تصورنكنند بابلسر از نظر قوم و قبيله و طايفه با بابل يكسان هست.از روي ظاهر و لهجه همشهريان بابلسريمان هم كاملا مشخص است كه ربطي به بابل نداريم.براي اثبات به تاريخ بابلسر در نت رجوع كنيد.البته همشهريان بنده حضورا هم به همه اين اطلاعاتو منتقل ميكنند....

                                                                                  • سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                                    حضرت علی میفرماید انچه را برای خود می پسندی برای دیگران بپسند وانچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند قابل توجه اقای نیاز اذری وهمه دوستان رسانه ای

                                                                                    • بابک شمس ناتریپاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                                      سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                                      سلام دوست و همکار فرهیخته ام جناب صادقی
                                                                                      هر دو دیدگاه را خواندم، البته به نظر من موافق و مخالف در کنار هم زیباست و اگر نظرات مخالف بدون غرض ورزی باشد بد نیست.
                                                                                      اگر از بابک شمس ناتری انتقاد کنند که نویسنده نیست یا بد می نویسد و بگویند نقطه ضعفت چیست چه ایرادی دارد؟ بگویند آقا تو اشتباه می نویسی و یا نظر کارشناسی دهند هیچ ایرادی ندارد و کلی به من آموخته اند، ولی گاهی چنان تهمت و افترا می زنند که یک استان فکر می کنند ما دزد و متخلف و حقه بازیم!!
                                                                                      گاهی دیده می شود که در کامنتها مسایل شخصی مطرح می شود( البته در مازندنومه نبوده یا اگر بود کمتر بوده)، بحث این است که باید دقت بیشتری شود، در یکی از سایتهای استان که خودم سابقه همکاری با این پایگاه را دارم مدتی است هر هفته یک مطلب توهین آمیز به غرب استانیها زده می شود و جالب است 100 کامنت که اغلب هم زشت هستند ثبت می شود.
                                                                                      این اواخر هم دوستی که اصلا نمیدانم چه تخصصی در رسانه داراست سالی 5 یادداشت می نویسد و با عقده ای خواندن غرب استانیها ادبیاتی که شایسته مردم این دیار از مازندران نیست را قلمی کرده و متاسفانه سایتها هم با بدترین شکل و حتی تصحیح واژه هایی که گاهی محلی هم هست آن را ثبت می کنند.
                                                                                      به نظرم دغدغه ایرج عزیز زیر سوال بردن مازندنومه نیست که انصافا از پایگاه های خوب استانی ما است و ایکاش ایشان هم بیشتر کلی گویی می کردند تا ذهنیت سازی نشود ولی آنچه برای خودم عجیب بود و حتی شنیدم که تعدادی از وکلا در حال پیگیری هستند این است مثلا در مواردی مشابه که قبلا هم مثال زدم یک میلیون نفر غرب استانی در برخی رسانه ها مورد بی احترامی قرار می گیرند و جالب این است که هر کسی هم شب می خوابد و صبح بیدار می شود به اصطلاح کارشناس شده در قالب یک یادداشت بیشتر به توهین می پردازد.
                                                                                      اگر عدالت و مسایل حرفه ای در همه پایگاه های خبری رعایت شود مطمئنا گلایه های اینچنینی پیش نمی آید، در یکی از یادداشتهایی که داشتم شخصی با 20 اسم مختلف کامنت گذاشت و روزهای آخر اشتباهی به اسم خودش کامنت گذاشت و جالب اینکه وقتی من را دید گفت یکی به اسم من شما را تخریب کرده، در مجموع گاهی این نوع کامنتها هم خوب است، باعث می شود تفاوت ادب و وزانت انسانی و بی نزاکتی برخی انسانها مشخص شود.
                                                                                      ایرج عزیز تنها مشکلی که من در این کامنتها می بینم این است که دوستی رسانه ای در یکی از استانها به من میگفت چرا اینقدر در مازندران به هم توهین می کنند!!گفتند بر چه مبنایی می گویی؟گفت یکی یادداشت می زند 10 نفر می روند و تمام مسایل شخصی، کاری، زندگی و ... فرد را هوا می دهند.
                                                                                      در پایان امیدوارم اینها باعث دلسردی اصحاب رسانه نشود و عده ای مخاطب نما هم بدانند که فضای مجازی جای خالی کردن عقده ها نیست، جای ثبت عقیده هاست.

                                                                                      • سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                                        برادر صادقی از شما تشکر می کنم بابت درج کامنت بدون کم و کاست!

                                                                                        • ایرج نیازآذری پاسخ به این دیدگاه 0 0
                                                                                          سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                                          توضیح مجدد: علیرغم اینکه خودم دارای وبلاگ و سایت هستم اما مازندنومه را خانه اول رسانه ای خود می دانم وبرای دیدگاه های آقای علی صادقی احترام ویژه قائلم. بازهم اعتقاد دارم برخی کامنت های غیرکارشناسی هدفدار بار علمی مقالات و مطالب را از بین می برد .نمونه ،همین کامنت های ذیل یادداشت عالمانه آقای صادقی لاریمی در باره توسعه مازندران. کامنت هابجای اینکه تعاملی باشد اختلاف بین بابل و ساری را ترویج می کند. آیا بهترنیست مدیر محترم سایت در ادیت کردن کامنت ها مطالب غیرمرتبط را حذف نماید. داشتن سعه صدر ،احترام به شعور مخاطبان و یا بالابردن ظرفیت بدین معنا نیست که هر مطلبی را گوش کنیم یا ثبت نماییم آنوقت شان رسانه و فرهیختگی ساحت اندیشه چه می شود.آداب گفت و گو دررسانه های مجازی باید متناسب با موازین اخلاقی و آموزه های دینی و فرهنگی اصیل ایرانی باشد. جلوگیزی از بی احترامی سانسورگرایی نیست بلکه احترام به ساحت مقدس رسانه و اندیشه هست. درپایان تاکید می کنم اتفاقا مهمترین مسئله کشور همین امور فرهنگی و آداب اخلاقی است که دامنگیردین و دنیای ما شده است و طرح آن در کنار سایر معضلاتملی و یا استانی ضروری می باشد.

                                                                                          • سه شنبه 14 شهريور 1391-0:0

                                                                                            مشکل ما بابلی و ساروی های متعصب است که این آقا خودش را در آن دسته قرار داد ضمنا در مورد انتشار مطلب در فضای رسانه ای باید بیشتر فکر کنید هرچه به ذهن می رسد بدلیل اینکه رسانه داریم نباید منتشر شود
                                                                                            کمی بزرگ تر و بلند تر فکر کنید آقای نیازآذری


                                                                                            ©2013 APG.ir