تعداد بازدید: 12339

توصیه به دیگران 5

شنبه 11 آذر 1391-23:30

تاریخچه زبان مازندرانی

سخن درباره تاريخ، منشاء و ريشه­های زبان مازندرانی چندان ساده نيست...


مازندنومه؛دکتر حسن بشیرنژاد،پژوهشگر،زبان شناس و استاد دانشگاه،آمل:مازندرانی(تبری) از خانواده­ي زبان­های هند و اروپايي، از شاخه­ي زبان­های هند و ايرانی و از گروه زبان­های ايرانی است.

سخن در باب تاريخ، منشاء و ريشه­های اين زبان چندان ساده نيست زيرا اطلاعات دقيقی در اين مورد در دست نيست و تمام آنچه که از پيشينه و روند تطور اين زبان از گذشته­های دور تا به امروز گفته می­شود، ظاهراً فرضياتی هستند که بر پايه تحقيقات تاريخی، شباهت­های واژگانی اين زبان با ديگر زبان­ها و برخی استنباط­های شخصی استوار است.

 تحقيقات باستان­شناسی و تاريخی حکايت از آن دارد که پيش از مهاجرت آريايي­ها به سواحل جنوبی خزر، بوميانی هم در اين ناحيه می­زيستند(فصل 3) و بدون شک اين بوميان برای تبادل افکار و انديشه­های خود به زبانی يا زبان­هايي صحبت می­کردند. حجازی کناری (1372: مقدمه) بيان می­کند که تا کنون از زبان تيره­های محلی پيش از آرياييان هيچ­گونه مدرک مکتوبی به دست نيامده است اما در عين حال معتقد است که پس از ورود آرياييان به کرانه­های جنوبی دريای خزر زبان تازه­ای از ترکيب زبان آريايی و زبان بوميان منطقه پديد آمده و اين دگرگونی در همه­ي سرزمين­های محل سکونت آريايي­ها اتفاق افتاده است.

 البته مشخص نيست که چه نشانه­هايي از زبان بوميان منطقه در مازندرانی امروزی وجود دارد که تائيد کننده اين ادعا باشد. به علاوه اين فرض را هم نبايد از نظر دور داشت که زبان آريايي که زبان مهاجمان و به لحاظ برخورداری از پشتوانه­های قدرت يک زبان برتر بود، بر زبان بوميان غلبه يافته و آن را به کلی، و البته به تدريج، حذف نموده باشد و آنچه که امروزه موجود است تنها بازمانده زبان آريايي باشد.

با ظهور زرتشت در هزاره­ي اول پيش از ميلاد، زبان اوستايي که از زبان­های بسيار قديم در شرق ايران بود، رونق و گسترش يافت و همزمان با اين زبان، زبان مادی و پارسی باستان در قسمت­های مرکزی و غربی رايج بودند. بدين ترتيب بعيد نيست که زبان مردم تبرستانِ آن زمان، از همه­ي اين زبان­ها تأثير پذيرفته باشد و وجود واژه­هايي در مازندرانی امروزی که ريشه در زبان اوستايي و پارسی باستان دارند، تأئيد کننده اين مطلب است (هومند، 1369: 72؛ حجازی کناری، 1374 ).

اما چنان­كه مورخان نوشته­اند، تا پيش از حکومت ساسانيان (يعنی سال 200 ميلادی)، به علت وضع جغرافيايي خاص تبرستان، پادشاهان ايران بر اين سرزمين تسلط نداشتند و نامی از اين سرزمين در کتيبه­های باستان نيامده است و از زمان ساسانيان اين ولايت تحت سلطه حکومت ايران درآمده است (مشکور،1368: 8- 7).

به همين خاطر تأثير زبان پهلوی ساسانی بر زبان تبری بيش از ساير زبان­ها بوده است و چه از نظر ساخت و چه واژگان (1-7-3) شباهت زيادی بين اين دو زبان وجود دارد. در زبان تبری يا مازندرانی کنونی لغات پهلوی سره و ناب فراوان ديده می­شود و حتی در گوشه و کنار اماکن جغرافيايي با نام­های پهلوی نيز وجود دارند (حجازی کناری،1372، 1374 ).

پس از ظهور اسلام شهرهای ايران به دست مسلمانان فتح شد اما تسلط کامل اعراب بر تبرستان بنا به برخی دلايل سياسی، اجتماعی و جغرافيايي پس از حدود دو قرن تأخير اتفاق افتاد و به همين دليل زبان پهلوی در قرون اوليه پس از حمله اعراب در اين سرزمين رايج بود. وجود سکه­هايي که از سال 92 هجری قمری تا نيمه­ي دوم قرن دوم هجری به نام اسپهبدان تبرستان به خط پهلوی درمنطقه ضرب شده­اند و همچنين کتيبه­هايي با خط پهلوی که يکی از آنها تاريخ سال 400 هجری قمری را دارد مؤيد اين حقيقت است(مشکور،1368: 19 ).

  ادبيات مكتوب مازندرانی

ظاهراً از پيش از دوران اسلامی هيچ آثار مکتوبی از زبان تبری به جای نمانده است اما از دوران اسلامی آثار ادبی قابل توجهی بدين زبان نوشته شده است که از اصل تبری بسياری از آنها خبری در دست نيست و تنها ترجمه آنها با ذکری از نام آنها در کتب تاريخی يا ادبی بر جای مانده است.

 اين امر نشان می­دهد که اعتبار و تقدس خاص زبان عربی در نزد مردم مسلمان تبرستان باعث غفلت آنها از زبان مادری­شان نشده و همچنان آثاری را بدين زبان به رشته تحرير درآورده­اند. اولين اثر مکتوب به زبان تبری که خبری از آن به ما رسيده است کتاب« مرزبان­نامه» است که در قرن چهارم هجری قمری توسط مرزبان­بن رستم شروين تأليف شد و امروزه تنها ترجمه فارسی آن موجود است. از اصل تبری اين کتاب و همچنين اثر ديگر مؤلف با عنوان «نيکی­نامه» اطلاعی در دست نيست. ابن اسفنديار(1366: 139- 137)

 از بعضی شاعران اين سرزمين که به زبان تبری شعر گفته­اند ياد کرده و نمونه­ای از اشعار ايشان را آورده است. محمود جواديان کوتنايي (1375: 20-5) نيز ضمن شرح مختصری از آثار نوشته شده به اين زبان، نمونه­هايي از اشعار تبری را از چهارده نويسنده، شاعر يا اسپهبد تبرستان که مربوط به سده چهار قمری به بعد می­شود نقل می­کند که در آن ميان نام امير عنصرالمعالی مؤلف قابوسنامه قابل توجه است.

 در سال­های اخير چند نسخه خطی از ترجمه­ي ادبيات عرب به زبان تبری و نسخه­هايي از ترجمه و تفسير قرآن به اين زبان يافت شده است که از روی آنها می­توان دريافت که اين زبان در قرن­های نخستين پس از اسلام دارای ادبيات قابل توجهی بوده است(ناتل خانلری،1374 ، ج1: 299 ). علاوه بر آن، چند نسخه خطی به زبان تبری در موزه­ها و کتابخانه­های اروپا مشاهده شدند که درباره اديان و مذاهب بوده و مربوط به قرن دهم هجری به بعد می­باشند (نجف­زاده بارفروش،1368: 27).

در ميان نسخه­های خطی موجود در کشورمان نيز مجموعه اشعار تبری در القانون ابن سينا (مربوط به سده 7 و 8 هجری قمری)، اشعار تبری درموسيقی عبدالقادر غيبی(مربوط به سده 9)، و ترجمه قرآن کريم و ترجمه مقامات حريری به زبان تبری(سده 9) قابل توجه­اند (واژه­نامه بزرگ تبری، جلد 1، 1377: 410-411). در سال­های اخير، يکی از محققان علاقه­مند (گودرزی،1376) يک مجموعه اشعار تبری مربوط به سده 11 هجری را با عنوان مثنوی طالب و زهره به چاپ رسانده­ است.

 اين منظومه داستان عشق نافرجام طالب آملی،شاعر سبک هندی، به معشوقه­اش زهره است که عده­ای خود طالب آملی و عده­ای نيز خواهرش ستی نساء بيگم را سراينده آن مي­دانند. در ضمن مجموعه­ای از دوبيتی­های تبری که به اميری معروف و به شاعری موسوم به امير پازواری منسوب است در مازندران وجود داشته که برنارد دارن[1] ، خاورشناس روسی، نسخه آنها را به دست آورده و آن را در سن­پطرزبورگ با ترجمة فارسی به چاپ رسانده است (ناتل خانلری،همان).

 گستره و پراکندگی لهجه­هاي مازندراني

مازندرانی علی­رغم تأثيراتی که از زبان­های مختلف به ويژه فارسي، پذيرفته است و با وجود آن كه واژه­هاي زيادی از اين زبان­ها به عاريت گرفته است، همچنان به حيات خود ادامه داده و امروزه زبان رايج در اکثر مناطق مازندران است.

مشخصاً مرزهای زبانی برمرزهای جغرافيايي يا سياسی منطبق نيستند و بنا به ادعـای بعضی نويسندگان، اين زبان علاوه بر شهرهای مازندران، در مناطقی از شهميرزاد، سنگسر، فيروزکوه، دماوند، لواسـانات، مناطق شمالی کوه­های امامزاده داود و طالقان هم رايج است (جنيدی،1368، 7-6؛ هومند، 1369: 8). اگرچه در آخرين تقسيمات کشوری شهرستان بهشهر شرقی­ترين شهر استان است ولی گستردگی اين زبان از شرق تا گرگان ادامه دارد و از غرب هم به شهر تنکابن و رامسر می­رسد.

به مانند هر زبان ديگر، اين زبان نيز در مناطق مختلف استان با لهجه­هايي کم و بيش متفاوت به کار می­رود. برخی نويسندگان و زبان­شناسان ( مانند وثوقی،1371؛ نجف­زاده بارفروش،1368، و  دهگان،1368) تلاش نموده­اند که اين لهجه­ها را تقسيم­بندی نموده و نام لهجه­های شرقی، مرکزی و غربی را بر آنها بگذارند. اما به نظر می­رسد که تعيين خط و مرز مشخصی که جداکننده لهجه­های مختلف باشد چندان ساده نباشد.

 از شرقی­ترين نقطه­ای که زبان مازندرانی به کار می­رود تا قسمت­هايي از نوشهر و چالوس اين تفاوت لهجه­ای آنقدر زياد نيست که به عدم درک متقابل منجر شود اما در مناطق غربی استان يعنی شهرستان­های تنکابن و رامسر به خاطر تأثير زبان گيلکی، اين زبان مشتركات زيادي با زبان گيلكي دارد و به همين دليل گويشوران شهرهای يادشده برای برقراری ارتباط با ساير گويشوران مازندراني عمدتا" به زبان فارسی متوسل می­شوند.

از طرفی ديگر، استان مازندران از نقطه نظر جغرافيايي از دو منطقه نسبتاً متفاوت تشکيل شده است (فصل سوم). يکی منطقه جلگه­ای است که حد فاصل خط ساحلی دريای خزر و کوهپايه­های شمالی البرز با عرض متغير از غرب تا شرق استان گسترده شده است و ديگری ناحيه کوهستانی است که در قسمت شمالی رشته کوه البرز واقع شده است.

هر يک از مناطق مذکور، شيوه­های زندگی، شرايط اقليمی و طبيعی، بافت اجتماعی و فرهنگی و بالطبع لهجه مخصوص خود را دارند. مراکز شهری بزرگ عمدتاً در مناطق جلگه­ای واقع شده­اند و مناطق کوهستانی غالباً از اين مراکز به دور بوده و ساکنان آن نيز ارتباط کمی با اين مراکز دارند. در نتيجه، زبان اهالی کوهستان کمتر دستخوش تغيير و تحول شده و واژه­های اصيل و بومی در لهجه­ي آنها بيشتر حفظ شده است. به همين خاطر، گاه مشاهده می­شود که تفاوت لهجه­ای بين شهرنشينان و کوه­نشينان يک شهرستان بيشتر از تفاوت لهجه­ای ميان شهرنشينان دو شهر مجاور و يا دور از هم می­باشد.

بنابراين تفاوت­های لهجه­ای از شهری به شهر ديگر و از نقاط کوهستانی يک شهرستان تا نقاط جلگه­ای همان شهرستان به چشم می­خورند و اين تفاوت­ها گاه چنان آشکار هستند که می­توان از روی لهجه فرد به محل اقامت او پی برد. با اين اوصاف، به نظر می­رسد كه هر گونه تقسيم­بندی دقيق مستلزم مطالعات دقيق ميدانی است. کلباسی(1376، مقدمه:23)

ضمن نقل پاره­ای از اين تقسيم­بندي­ها، پذيرش آنها را به انجام مطالعات کامل­تر و کسب شواهد دقيق­تر موکول مي­کند. همين امر موجب شده است که مولفان واژه­نامه بزرگ تبری (جلد 1، 1377: 422) برای تفکيک مناطق گويشی، ده منطقه گويشی مختلف را در نظر بگيرند. برای نمونه، در اين تقسيم­بندي­ها شهر آمل به همراه مناطق اطراف آن، نظير لاريجان و محمودآباد، در منطقه 6 واقع شده­اند، حال آنکه شهرهای بابل، بابلسر، اميرکلا، بهنمير و نيز بخش­های گنج­افروز و بندپی در منطقه 5 قرار گرفته­اند. جالب آنکه منطقه چلاو، از بخش­های تابعه شهرستان آمل، در منطقه 5 قرارگرفته و شهر فريدونکنار نيز در مرز بين دو منطقه واقع شده است.

  در ميان لهجه­هاي مازندراني، لهجه­ي شهر ساری که مرکز استان است به عنوان لهجة معيار در نظر گرفته می­شود و لهجه­ای تقريباً بی­نشان است که مشترکاتش با زبان فارسی بيش از ساير لهجه­هاست و همين لهجه مورد استفاده صدا و سيمای استان است.

به خاطر برخی مسائل اقتصادی، اجتماعی، سياسی و اقليمی بسياری از هموطنان­مان در گذشته دور يا نزديک از استان­های آذربايجان، مرکزی، سمنان، سيستان و بلوچستان، خراسان، کردستان، لرستان و خوزستان به اين استان مهاجرت نمودند. اين مهاجران که در مناطق مختلف استان ساکن هستند، زبان يا لهجه خود را حفظ نموده­اند و در ارتباطات داخلی از آن استفاده می­کنند و برای برقرای ارتباط با بوميان منطقه از زبان مازندرانی يا فارسی استفاده می­کنند.

بنابراين ترکی، کردی، لری، بلوچی، سمنانی، خراسانی و حتی عربی در کنار مازندرانی در جاهای مختلف استان رايج­اند. براي نمونه، لهجه­اي از تركي در منطقه گلوگاه بهشهر و لهجه­اي از كردي در منطقه كوهستاني كجور در شهرستان نوشهر رايج­اند.


  • شروین از نوشهرپاسخ به این دیدگاه 9 0
    جمعه 30 فروردين 1398-6:55

    تا ما کجوری ها هستیم به زبان مازندرانی هیچ آسیبی نخواهد رسید
    زنده باد کُجور بزرگ از نور تا نوشهر

    • جمعه 10 اسفند 1397-2:39

      آقای دکتر بشیر نژاد لطفا راجب گویش چالوس و کلارستاق و گویش نوشهر و کجور و گویش عباس آباد و لنگا تحقیقات میدانی انجام دهید و همچون خانم دکتر ایران کلباسی که زحمت کشیدند و راجب گویش کلاردشت و رودبارک کتاب نوشتند لطفا شما راجب گویش چالوس و کلارستاق و گویش نوشهر و کجور و گویش عباس آباد و لنگا سه کتاب بنویسید تا هویت و زبان ما اهالی غرب مازندران حفظ شود
      گویش طبری کلارستاقی و کجوری در خطر جدی قرار دارند و باید راجب این گویش ها فکری شود

      • چالوسی ریکاپاسخ به این دیدگاه 39 0
        چهارشنبه 8 اسفند 1397-22:58

        نخست آنکه متاسفانه برخی دانشنامه های به ظاهر معتبر در پی تخریب هویت و زبان مازندرانی هستند و متاسفانه پژوهشگران و زبانشناسان مازندران کاری نمی کنند و پژوهش و مقاله در این دست بسیار کم هست

        برای مثال بسیاری سعی دارند هویت مردم مازندران را گیلک جلوه دهند مثلا دکتر کلباسی در کتاب گویش کلاردشت می نویسد زبان مردم مازندران مازندرانی هست ولی مردم مازندران به زبان خود گیلکی می کویند و به همین دلیل از مازندرانی به عنوان گویشی از گیلکی نام می برد و آقای کولاییان توضیحاتی در مورد علت استفاده از لفظ گلکی و گیلکی داده اند که باعث شده برخی اهالی مازندران به اشتباه به زبان طبری گلکی و گیلکی بگویند و اقای یوسفی نیا در کتاب لنگا راجب چگونگی شکل گرفتن لفظ گیلکی توضیحات ارزشمندی داده اند

        دوم آنکه برخی دانشنامه ها مانند دانشنامه ایرانیکا که توسط آقای یارشاطر ابداع گشت دارای اشتباهات فاحشی راجب هویت مردم مازندران هست
        از طرفی در دانشنامه ایرانیکا گفته می شود زبان مردم منطقه کلارستاق و زبان چالوس تا رامسر یک زبان مستقل هست و ربطی به مازندرانی و گیلکی ندارد و از طرف دیگر می گویند در دره چالوس که جز کلارستاق هست مردم گیلکی صحبت می کنند و این تناقضات باعث جعل و تحریف هویت مردم کلارستاق می شود این تناقضات اعتبار این چنین دانشنامه هایی را به خطر میندازد

        سوم آنکه با یک تحلیل ساده می توان فهمید زبان چالوس و مرزن آباد و کلاردشت و عباس آباد مازندرانی هست و زبان رامسر گیلکی هست هر چند در لهجه مردم رامسر الفاظ مازندرانی بسیار هست

        چهارم بنده از همه ی پژوهشگران و مورخان و زبانشناسان دعوت می کنم به گویش های غرب مازندران همچون گویش طبری کجوری و طبری کلارستاقی و تنکابنی و رامسری توجه ویژه ای داشته باشند تا هویت این مردمان تحریف نشود

        امروز جریان هویت خواهی در شرق گیلان و غرب مازندران بسیار رو به رشد هست و احساسات ناسیونالیستی در حال افزایش هست

        بنده تا چندی پیش هویت و زبان مادری ام برایم این چنین اهمیتی نداشت ولی امروز به لطف موج جریان هویت طلبی که در غرب مازندران و شرق گیلان راه افتاده است به هویت طبری و کلارستاقی و زبان طبری کلارستاقی بسیار اهمیت می دهم و بسیار به تاریخ طبرستان و رویان کهن و چالوس و کلارستاق علاقمند هستم

        • دوشنبه 12 فروردين 1398-4:29

          داداش ما خودمون چالوسیم همه دارن مازندرانی صحبت می کنند شرق چالوس کجوری هستند و غرب چالوس کلارستاقی اند به غیر این دو قوم هر کی در چالوس هست مهاجر هست
          هفتاد درصد جمعیت شهرستان چالوس کلارستاقی اند که مازندرانی گپ می زنند
          هویت انسان با هیچ وسیله ای قابل جعل و تحریف نیست

        • چالوسی ریکاپاسخ به این دیدگاه 41 0
          چهارشنبه 8 اسفند 1397-6:3

          بنده چالوسی هستم و به زبان طبری کلارستاقی گویش می کنم
          متاسفانه برخی ها سعی دارند هویت مردم مازندران را تحریف کنند و آنها را گیلک خطاب کنند در حالی که ما مازندرانی ها طبری تباریم و ربطی به گیلک ها نداریم و حتی زبانمان با زبان مردم گیلان متفاوت هست
          مثلا ما چالوسی ها میگیم مه خنه درمه شومه که به معنی من خانه دارم می روم هست و در لهجه سمت ساری و بهشهر می گویند مه خنه درمبه شومبه ولی در زبان گیلکی رشت می گویند مو خانه شودرم یا مثلا ما چالوسی ها به پسر ریکا به دختر کیجا به اردک سیکا و به بزرگ گت می گوییم ولی اهالی رشت به پسر ری و به دختر لاکو و به اردک بیلی و به بزرگ پیلا می گویند
          زبان مازندرانی در متون کهن به عنوان زبان طبری ازش یاد شده
          لهجه طبری کلارستاقی و لهجه کجوری از مهمترین لهجه های زبان طبری هستند
          لهجه کجوری در نوشهر و نور و رویان گویش می شود و لهجه کلارستاقی در چالوس و مرزن آباد و کلاردشت و سلمانشهر و عباس آباد و نشتارود گویش می شود

          • پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397-17:14

            درود بر همه عزیزان
            من اهل شاهی(قائمشهر)هستم و افتخارمه که در زمان ساسانیان و قبل اون مازندران و گیلان در کنار هم بودن و در کنار هم با اعراب و دیگر قبایل و حتی شاهان قدیم ایران مجنگیدن،ولی جالبه که الان به حدی باهم دشمن شدن که دیگران برای ما اختلاف زبون و فرهنگ به وجود آوردن و گاهاً شاهد این بودم که به من میگن شما مازنیها باغیرتین ولی گیلانیها واسه ناموسشون ارزش قائل نیستن و شاید هم برعکس،متاسفانه صدا و سیما تو فیلمها شمالیهارو آدمهای بیرگ و بی عرضه نشون میده که این از ...بی عرضه گی نمایندگان ما در صحن مجلس هست،لطفا خودمون بین خودمون اختلاف نیندازیم تا غیر شمالی به ریش ما شمالیها نخندن
            لطفا اتحاد فراموش نشود و در کنار هم از گذشته و تمدن و صیانتمون دفاع کنیم
            با تشکر

            • شنبه 2 دی 1396-22:2

              با سلام من بچه شمشک هستم ور ۴۰ کیلومتری تهران اما زبان محلی اینجا مازندرانی بابام میگه ما مازنی هستیم به خدا من گیج شدم یکی بیاد بگه از کجا تا کجا مازنی هستند نه به دلیل لحجه از روی پیشینه.یعنی از روی گذشتگان و نیاکان.متشکرم

              • چهارشنبه 8 فروردين 1397-19:43

                من شمرونی هستم ولی الان ساکن تهران هستم زبان ما شمرونی ها مازندرانی هست . لهجه شمرونی به لهجه لاریجانی نزدیک هست. استان تهران بین دو تا سه میلیون نفرمازندرانی دارد.

              • ایرانی* نغمهپاسخ به این دیدگاه 3 15
                شنبه 11 آذر 1396-17:1

                مردم ما واقعا سر چه چیز هایی دارن باهم کلنجار میرن !!!!!!!!!!!!!
                به قول ترکا اگه یه ترکی بیفته تو چاه دستشو میگیرن کمکش میکنند
                ولی اگه یه مازندرانی بیفته بقیه مازندرانیها سر چاه رو میبندند که نیاد بیرون ....
                این از مملکت ما.......

                • شنبه 21 مرداد 1396-11:35

                  زبون شهسوار تا رودسر گیلمازه، حالا یه عده که واسه رشت و انزلی هستن میگن زبونشون گیلکیه والله نمیدونم چی میگن!!!!!!

                  • چهارشنبه 11 بهمن 1396-2:51

                    اقایون رشتی خودشون را به ما رامسری ها نچسبونند زبان ما رامسری ها اشکوری هست .
                    از رودسر تا رامسر اشکوری گویش می کنند.
                    در تنکابن هم مازندرانی و هم اشکوری گویش می کنند ولی از نشتارود به بعد همه مازندرانی حرف می زنند.

                    • شهسواری ریکاپاسخ به این دیدگاه 54 2
                      سه شنبه 4 مهر 1396-7:48

                      مو شهسواری هیسمه . امی زوون مازندرانی هیسه.

                    • يکشنبه 16 آبان 1395-21:48

                      در ابتدا بايد ياداور اين نكته باشم:
                      گويش زبان غرب استان تبرستان گيلماز هست! تلفيقى از زبان مازنى (تبري) و گيلكى!
                      وحدت و يكپارچگى در منشا بايد وجود داشته باشد!
                      همه ى گويش و زبان هاى رايج در ايران محترم و قابل احترام هستند!
                      خاره كه مازرونى گپ بزنيم و ديگِرون ره هم احترام بليم، چه گلك ، چه فارس ، چه ترك و كرد و لر و .... بقيه هموطنونِ عزيزمون ره...!

                      • يکشنبه 29 آذر 1394-15:5

                        مازندران زبان معیار ندارد
                        از خودتان اختراع نکنید
                        صدا وسیما درسته در ساری هست ولی داره فارسی صحبت میکنه
                        خوبه مجری هاشون یا بابلی یا سوادکوهی هستند ( قصد بی احترامی ندارند )
                        زبان اصیل مازنی بایستی در مدارس تدریس شود
                        تنها این راه باعث حفظ هویتمونه و بس
                        از دید من مازندران با گیلگی خیلی فرق داره

                        • سه شنبه 31 شهريور 1394-11:7

                          dorod ...dostan ..on afradi migan ramsar male gilan bod ..agar berin tarikh kohan bekhonin ...70% gilan kononi male mazandaran bod .na gilan .tehran .ghazvin .azarbaijan sharghi .golestan semnan .karaj .damavand .kheyli jahaye dige .dar mazandaran bodan ...dost ramsari .doroste gilaki miharfi ...nagin mazandarani nistin ....mohajerin shoma .in nazariye nist haghighat ine ......harf ziyade.baraye zadan .. .mazerat man goshim farsi nadare

                          • سه شنبه 27 آبان 1393-11:49

                            سلام
                            برارون خاخرون اینجه هم ول نکنین همدیگه ر فوش هدین من اینج ایمه من اونج ایمه نیه همه برار خاخرمی و منظور هم ایرانی هسمی بجای اینجور چیزا مازرون زبون حفظ هکنیم جدایی دم ندیم.

                            • چهارشنبه 9 مهر 1393-10:42

                              من خودم بچه ی گلوگام و زبانم ترکه که باعث افتخارمه

                              • ماهان کلبادیپاسخ به این دیدگاه 56 0
                                جمعه 5 آبان 1396-20:23

                                من گرگانی ام ولی پدرم متولد گلوگاه هست.
                                هشتاد درصد مردم گلوگاه به زبان مازندرانی سخن می گویند.
                                در گرگان هم اکثریت می توانند به زبان مازندرانی استرآبادی سخن بگویند.

                                • دوشنبه 11 اسفند 1393-11:35

                                  زبان ترکی کاملا با زبان و گویشهای پارسی و باشاخه های زبان ایرانی بیگانه است. در واقع زبان بیگانگان هست که وارد ایران شده است .

                                • شنبه 7 تير 1393-14:58

                                  من مازنی هستم خواهشا سعی نکنید در نوشته هاتون گیلان با مازندران رو بهم بچسبونین ما هویتمون میگه مازنی هستیم پس تمام شد و رفت

                                  • جمعه 13 فروردين 1395-12:11

                                    باهات موافقم

                                    • سه شنبه 11 آذر 1393-16:7

                                      ما مازندرانی ها با گیلانی ها هم نژادیم
                                      تفرقه کار آدمهای درست نیست

                                      • سه شنبه 28 مرداد 1393-18:23

                                        مهندس تاریخ رو بخون میفهمی مازندران و گیلان دو برادرن با یک پدرن

                                      • شنبه 18 آبان 1392-0:0

                                        متاسفم واسه شمالیها

                                        فارسی حرف زدنو کلاس میدونن

                                        نمیدونن با این کارشون زبان مازندرانی رو تا چند نسل بعد از بین میبرن

                                        بعدشم چ فرقی میکنه تبری یا گیلکی

                                        اصلِ زبان که یکیه ؟؟؟

                                        • دوشنبه 7 مرداد 1392-0:0

                                          با سلام،با احترام ما رامسری ها به زبان گیلکی صحبت می کنیم،ما قوم گیلک هستم که در استان مازندران هستیم،وهمه انسانها را دوست داریم چه مازنی چه گیلک چه کرد و....ولی گیلک هستیم هویتمون رو ازمون نگیرین،با تشکر

                                          • محسن قدمنانپاسخ به این دیدگاه 10 50
                                            پنجشنبه 6 تير 1392-0:0

                                            با سلام آقای پژوهشگر گویش مازندرانی همان پارسی پهلوی هست

                                            • جمعه 6 بهمن 1391-0:0

                                              استاد گرامی من رامسری هستم !چرا دروغ میگید بردار من .ما اینجا گیلکی صحبت میکنیم و رامسر و چند شهر دیگر هم در زمان قدیم برای گیلان بودند . زبان ما گیلکی هست .من تا آمل با همه گیلکی صحبت میکنم وما گیلک های غرب مازندران اصلا تبری متوجه نمیشیم برادر

                                              • سه شنبه 22 تير 1395-18:1

                                                شما متوجه نمیشی بخاطر استعداد پایین شما هست وگرنه من تو شهسوار هم گلیکی صحبت میکنم و باهم راحت محلی صحبت میکنیم

                                              • چهارشنبه 13 دی 1391-0:0

                                                امروزه به يمن و بركت خوش غيرتي و خوش خدمتي و بابخاري مردم خوب مازندران وگيلان نسل جديدديگر به زبان گيلكي (مازني وگيلاني ) حرف نمي زنن و همه به زبان فارسي اونم ازنوع تهرونيش رو آوردن متاسفم براي شماليها كه انقد فقط و فقط به برتري شهر خود فكر ميكنن من اهل چالوسم در شهرما از اقوام مختلف گيلاني مازني طالقاني ترك و كرد ولك زندگي مي كنن تا به اين سن هيچوقت فكر اين را نمي كردم كه مثلا من مازندراني هستم و اين همسايه من مهاجر گيلاني يا تركه يا كرد در واقع ازين گوناگوني لذت مي بردم ولي الان طبق تئوري اختلاف بيانداز و حكومت كن كم كم داره اختلاف نژادي ظهور پيدا ميكنه

                                                • سه شنبه 11 آذر 1393-16:9

                                                  کل شمالی ها باید با هم متحد باشند مثل کردها و همچنین ترکها
                                                  تفاوت لهجه کردها به حدی هست که لهجه سورانی قادر به درک لهجه کرمانجی نیست و همچنین لهجه های دیگه

                                                  • يکشنبه 28 دی 1393-2:36

                                                    باهات موافقم. از همه نظر هم غنی هستیم چه منابع طبیعی و صنعت و توریسم و ...

                                                • محمدعلی رضاپورپاسخ به این دیدگاه 8 8
                                                  شنبه 25 آذر 1391-0:0

                                                  باتشکر،اهمیت دادن به این مقوله خودش ارزشمنداست حتی اگرمثل نوشته ی حاضر،مشق هایی تکراری ازآثاردیگران باشدامامتوجه نشدم که منظورازبی نشان بودن گویش ساری چیست!چه دلایل سستی آوردید!!!امیرپازواری که بابلی بودوطالب که آملی و.... فرهنگ که سیاست نیست که درآن هم ساری بر ما تمرکزگرایی کند.ماازتمرکزگرایی سیاسی ساری
                                                  خسته ایم شما تمرکزگرایی فرهنگی راپیشنهاد
                                                  می کنید؟!!!

                                                  • پنجشنبه 16 آذر 1391-0:0

                                                    با تشکر از مطلب شما آموزنده بود. واقعیت این است که بین زبان های به جای مانده از زبان باستانی ایران زمین مشترکات بسیاری وجود دارد. من خودم شاهد شباهتهای جالبی بین مازندرانی ؛ گیلکی و کردی بودم . وقتی در سنندج دوستی به من گفت « یلدا خانم مدتی "دیار " نبودی .»یعنی مدتی پیدات نبود , از این مشابهت بین کردی و زبان مادریم - مازندرانی بسیار لذت بردم . « همه جای ایران سرای من است

                                                    • دوشنبه 13 آذر 1391-0:0

                                                      واقعا از جناب بشيرنژاد تعجب كردم. شما به عنوان زبان شناس چه نظريه اي در اين مقاله طرح نموده ايد؟ چسباندن مطالب ديگران به هم - كه هر كدام هم جاي حرف بسياري دارد - از حضرت شما بعيد است. كتاب اخير (مازندرانی: لهجه‌، گویش یا زبان) را با همين روش نوشته ايد! لطفا به عنوان يك زبان شناس و از منظر اين علم به زبان مازندراني و ريشه هاي آن بنگريد.

                                                      • دوشنبه 13 آذر 1391-0:0

                                                        دوست عزیزم هیراد زبان غرب مازندران نه گیلکی است و نه مازندرانی یا به عبارتی هر دو هست و هر دو نیست. در حقیقت بین این دو زبان معلق است حتی بعضی از افراد مطلع و پژوهشگر همان منطقه به همین موضوع اعتقاد دارند. حتی بعضی به طنز یا جد می گفتند ما اصالت زبانمان را از دست دادیم. اما هنوز به زبان مازندرانی نزدیکترند تا به گیلکی. ما نوشته های غرب مازندران همچنان متوجه می شویم.....

                                                        • دوشنبه 13 آذر 1391-0:0

                                                          این مقاله کاملا تحریف شده است! آقای محترم غرب مازندران از رامسر تا قبل چالوس مردمش گیلکند و گیلک زبانند شما خودت داری میگی نمیتونند با شرق استانیها ارتباط زبانی برقرار کنند اونوقت میگی مازنی اند؟!! وسعت مازنی ها تا غرب نهایتش تا چالوسه! مردم غرب مازندرانم گیلکند و گیلک زبان! نه که فقط متاثر ازونا باشند

                                                          • چهارشنبه 15 اسفند 1397-0:12

                                                            تا نشتارود در شرق تنکابن زبان مردم کاملا مازندرانی هست
                                                            عباس آباد و چالوس و مرزن آباد و کلاردشت و نوشهر و نور زبانشان مازندرانی هست
                                                            زبان مردم تنکابن تلفیقی از زبان مازندرانی گیلکی هست
                                                            ضمنا طایفه هیراد اصالتا تالشی هستند

                                                          • دوشنبه 13 آذر 1391-0:0

                                                            بادرود خدمت دکتر بشیر نزاد وباتشکر از جناب اقای صادقی که شاهد ارایه مقالات علمی از اساتید در سایت علمی پژوهشی مازند نومه می باشیم .اگر درمورد شناخت زبان مازندرانی همایشی برگزار کنید ممنون می شویم چون بعضی از اساتید در باره این موضوع که ایا مازندرانی زبان هست یا گویش حرفهایی دارند

                                                            • يکشنبه 12 آذر 1391-0:0

                                                              آقاي دكتر بشيرنژاد پژوهشگر، استاد دانشگاه و زبانشناس مازندراني ! فكر نمي كنم اين مسوده در شان چنين عنواني باشد. ايشان در چند سطر اول تكليف خود را با موضوع معين نمودند! از نبود اطلاعات دقيق! ازمنشا و تاريخ زبان مازندراني سخن گفتند.؟!؟! اين اطلاعات دقيق قرار است از كجا به دست ايشان برسد؟؟ آيا ايشان كه عنوان پژوهشگر بر خود نهاده اند منتظر مستشرق ديگري اند تا براي ما تاريخ بنويسد ؟ تا كي به نشخوار پيش خوردگان ديگران


                                                              ©2013 APG.ir