تعداد بازدید: 2379

توصیه به دیگران 2

دوشنبه 9 دی 1392-0:45

واقع بینی در نقدنویسی

به مدیران دولت تدبیر و امید فرصت دهیم

 در همین چند روز اخیر رسانه ای با زیر سوال بردن خدمات استاندار محترم و مجموعه ثبت احوال استان از بازتاب رسانه ای قدردانی از استاندار محترم در کشور برآشفته است و با تعصب بیجا، از روابط عمومی استانداری به علت نشر این خبر گلایه می کند یا رسانه ای دیگر که داعیه دار حمایت از استاندار است، با نگارشی بسیار ضعیف و ابتدایی به تحلیل به دور از انصاف تدابیر استاندار و عملکرد او در حوزه مدیریت اجرایی استان می پردازد .


مازندنومه، محمد اسماعیل بخشی سورکی: انتخاب دکتر روحانی و تشکیل دولت تدبیر و امید به معنای نه گفتن به برخی رویکردهای دولت قبلی است که یکجانبه تمام مسندهای قدرت را در اختیار داشت.

در این بین، صدا و سیما اهرم تاثیر گذار بر افکار عمومی و رسانه های مکتوب و مجازی همسو -که تعدادشان هم کم نیست- به بیان خدمات دولت مهرورز پرداخته وجز در یکی دو سال پایانی ابدا" به نقد دولت نپرداختند.

از فضای توام با فشار مجلس و اشخاص ذی نفوذ و رسانه های منتقد در کشور که بگذریم،  امروز و در حالی که کمتر از چهار ماه از انتصاب استاندار جدید مازندران گذشته است، رسانه های منتقد دولت در استان، وارد فضای منفی بافی و نشر ناامیدی در فضای جامعه شده اند.  ظاهرا این افراد اندک در استان فراموش کرده اند که مردم استان با انتخاب خود به عملکرد مدیران قبلی و سیاست های اعمال شده از جانب آنها پاسخ منفی داده اند و گویا هنوز این باور در بین دوستان رسانه ای استان قابل هضم نیست.

 نگارنده قایل به نقد در فضای آزاد رسانه ای است و هیچ گاه از بستن باب نقد بر روی اهالی روشنفکر رسانه ای استان خرسند نخواهد شد، چرا که نقد سازنده ،آزادى قلم و بیان، حقِ‌ مسلّم مردم و مطبوعات است که می تواند به همراه ارائه پیشنهادهای اجرایی راه دولت و مسئولان را در پیگیری مطالبات مردمی و نه شخصی هموار سازد.

متاسفانه نبود تحلیل درست و نقد سازنده یکی از مهم ترین آفت های رسانه های استان مازندران است، چنانچه که اغلب سایت های خبری و مجازی استان تنها به پوشش خبری و نه تولید محتوا و مطلب اقدام می کنند.

 برای مثال، عزیزی مطلبی می نگارد و آن مطلب در n تعداد رسانه منتقد با تیترهای مختلف منعکس می شود و این یک ضعف بزرگ در پرداخت سیاست ها و رویکردهای دولت و مسئولان است، چرا که اگر رسانه ای قائم به اندیشه های درست و تحلیل منطقی و همچنین استقلال در سیاست گذاری و تفکر باشد به گونه ای دیگر عمل خواهد کرد و خود پیشروی نقدنویسی خواهد شد.

 در همین چند روز اخیر رسانه ای با زیر سوال بردن خدمات استاندار محترم و مجموعه ثبت احوال استان از بازتاب رسانه ای قدردانی از استاندار محترم در کشور برآشفته است و با تعصب بیجا، از روابط عمومی استانداری به علت نشر این خبر گلایه می کند یا رسانه ای دیگر که داعیه دار حمایت از استاندار است –که البته این موضوع محل تردید است- با نگارشی بسیار ضعیف و ابتدایی به تحلیل به دور از انصاف تدابیر استاندار و عملکرد او در حوزه مدیریت اجرایی استان می پردازد یا روزنامه ای که به دور از واقع گرایی، به شعار زدگی و عدم پیشبرد اهداف با شعار، تکیه می کند و هیچ کدام هم دلیل قانع کننده و منطقی برای مطلب خود عنوان نمی کنند.

 این دوستان بدانند، همواره اصلاح بناهای ساخته شده بسیار طولانی تر و سخت تر از ساخت پایه های جدید و نوپاست، چرا که اصلاح ساختاری که سالهاست به شیوه ای نادرست بنیان نهاده و مدیریت شده است نیازمند ظرافت های خاص است و نباید انتظار شق القمر شدن از مدیریت جدید استان در طول چهار ماه داشت.

نگارنده بر این اعتقاد است مشی استاندار محترم در انتخاب مدیران و فرمانداران در راستای عمل به شعار اعتدالگرایی دکتر روحانی بوده است و عملکرد رسانه ها در همین امر محل تعجب است چرا که همین دوستان رسانه ای از انتخاب مدیران همسو با خود در دولت تدبیر و امید، نقدی بر استاندار نداشتند و حال به یکباره به نشر ناامیدی و متهم کردن استاندار به بی برنامگی روی آورده اند.

 اگر دوستان عرصه رسانه ملاک و معیار فعالیت شان منویات رهبری است باید عرض شود که ایشان در تاریخ 16 مردادماه 1390 در جمع اهالی رسانه اظهار داشتند: «امروز متأسفانه انسان مشاهده مي كند كه در بين برخى مسئولان و نخبگان سياسى و غيره، كأنه مد شده است كه نگاه، نگاه بدبينانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبينند؛ روى نقاط منفى تكيه كنند. در رسانه‌ها و غيررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى مي شود. تا انسان مي گويد هم چرا، مي گويند آقا شما نمي گذاريد ما واقعيات را بگوئيم. مي گوئيد سياه‌نمائى است، مي گوئيد فلان است؛ ما مي خواهيم حقايق را بگوئيم. نه، اين يكسونگرى است. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده كنيم - كه البته نقاط منفى وجود دارد - اين طبعاً واقع‌بينى نيست؛ اين برآورد درستى از اوضاع كشور به ما نخواهد داد؛ منجر به نااميدى مي شود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم اين است.»

 رهبر انقلاب در 27 فروردین ماه 1370 هم خطاب به رسانه ها فرمودند:« از گويندگان و نويسندگانى كه توفيق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست مى‌كنم كه همواره خدا را در نظر داشته، حقيقت را بيان كنند و با سخنان خلاف واقع يا تكيه بر گمان واهى، خداى ناخواسته، به تبليغات دشمن كمك نكرده؛ كام شيرين مردم را تلخ نكنند.»

 رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود در تاریخ 1 دی ماه 1390هم رسانه ها و روزنامه ها و پایگاه های خبری را از پرداختن به مسایل فرعی برحذر می دارند و تذکر می دهند که ناخواسته، از وارد کردن حرف های نادرست که ذهن مردم را مشغول می سازد خودداری کنند.

 به نظر می رسد رسانه های محترم و منتقد استان که گاهی با متهم کردن استاندار به بی برنامگی یا وارد کردن مباحث قومی و شهری به تشدید فضای نا امیدی و ایجاد اختلاف در جامعه کمک می کنند باید توجه بیشتری به مسایل کلان مدیریتی استان داشته و از این امر اجتناب کنند.

 البته رهبر انقلاب در آذرماه 1388به همین موضوع اشاره می کنند و می فرمایند: «حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصيه‌پذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نمي خواهند؛ معلوم نيست سياستهاى بعضى از اين دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را كى معين مي كند و كجا معين مي شود – نان شان در ايجاد اختلاف است - اما آن كسانى كه مصالح كشور را مي خواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت مي زنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى مي كنند؛ فرق هم نمي كند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را مي خواهد. دشمن مي خواهد شايعه‌پراكنى كند؛ مي خواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.»

با تمام این تفاسیر باید گفت دوستان رسانه ای بهتری است واقع بینانه تر به تحلیل موضوعات بپردازند، چرا که بیان هر سخنی به هر نحوی شایسته نیست و لازم است با اطلاعات دقیق در مورد مسایل اظهار نظر کرد.

 اعتقاد نویسنده بر این است که عرصه مدیریت فضایی نیست که یک شبه و با یک آیین نامه و بخش نامه، شاهد ایجاد تحول در بخش های مختلف استان بود .پس باید صبر کرد و به دور از ایجاد تنش و جنجال رسانه ای نظرات و پیشنهادها را بیان کرد و به مجموعه مدیران استان و کشور در راستای پیشبرد اهداف نظام و انقلاب کمک کرد و همه ما باید بدانیم که اگر اشتباهات گذشته در بخش های مدیریتی جامعه تکرار شود ضربه ای که به نظام و مملکت وارد خواهد شد بسیار سنگین تر و جبران آن نیز بسیار سخت تر خواهد بود.

 


  • چهارشنبه 11 دی 1392-13:45

    آقای بخشی که به قول خودت باید به مدیران دولت تدبیرو امید فرصت داد.یادت رفته تونشست خبری استانداری چطور دادمیزدی .یادت رفته توهمین سایت مصاحبه ای از فلاح زده بودین ومسخره اش کرده بودین .یادت رفته اعضای ستاد دنبال نون وروغن خودشان جلوی دفتر فلاح می آمدند .یادت رفته توهمین سایت می اومدین ادم معرفی می کردین ومی گفتین این خوب ,این بد .اگر واقعا خودت خبرنگارمی دونی وحامی دولت .
    نیازی به این نوشتن ها نیست ,فقط کافی بود شما وصادقی وفلاحی به جای سیاست وطرفداری از یک نماینده وحمایت از یک مسول وخراب کردن دیگری درابتدای مسولیت استاندارمازندران ,به جای اینکه به فکرجاه ومقام برای اعضای ستاد باشید به فکر مردم بدبخت وبیچاره بودید.والله ما از زمانی که فلاح استاندارشده مطلبی از زبان شما ندیدیم که بیاد دغدغه مردم جدا از دولت بررسی کند.به شما می گویند نون به نرخ روز خور نه خبرنگار

    • چهارشنبه 11 دی 1392-11:15

      شما همونی نیستی که استاندار را به خاطر تاخیر در عوض کردن فرمانداران به باد انتقاد گرفتی جالبه تقریبا هر دوروز یکبار یادداشت مینوسی و افراط گرایانه هم مینویسی البته شما ها که تازه به دوران رسیده اید برای رسیدن به پست و مقام هر کاری میکنید ....حد اقل به شعا رهای خودتان عمل کنید.....

      • چهارشنبه 11 دی 1392-22:35

        بنده همین الان هم اعتقاد دارم بسیاری از فرمانداران دولت مهرورز باید عوض شن و در این شکی ندارم و اگر لازم باشه بازم مطلب می زنم که استاندار محترم اونها رو عوض کنه ...در ضمن میشه بفرمایید الان که استاندار محترم عوض شدن پست ما چیه؟!تند روی و افراط رویه شماست لطفا به ما نسبت ندهید در ضمن ما به قول دکتر روحانی رسا حرف زدیم و از اندیشه هامون دفاع کردیم.در ضمن تازه به دوران رسیده کسانی هستند که رگ و ریشه مذهبی و انقلابی ندارند و مثل کف روی آب هشت سال با علم حمایت از ولی فقیه در رده های پایین با نیرنگ و فریب سوار بر امواج موج سواری کردند.

      • چهارشنبه 11 دی 1392-0:38

        آفرین غلط انداز. تاحالا خوب با جهل این اطفال معصوم جنگیدی. امیدوارم که خداشهادت را نصیبت کند. دوستتدارم.موفق باشی.

        • چهارشنبه 11 دی 1392-23:1

          فرمانده جان مثل اینکه تو بابا بزرگ همه ای! آخه به همه میگی اطفال معصوم

          • غلط انداز کُشپاسخ به این دیدگاه 6 1
            چهارشنبه 11 دی 1392-0:49

            فرمانده جان تو چه فرماندهی هستی که خودت قایم می شی غلط انداز رو میندازی جلو؟! بیا تو میدون بابا نترس! بذار شهد شهادت نصیب خودت بشه!

          • یک همدیارپاسخ به این دیدگاه 25 11
            دوشنبه 9 دی 1392-23:26

            از مازند نومه گلایه و پرسشی دارم ، به راستی برای چه کامنت های مثل کامنت های غلط انداز که آتش اختلاف میان هم استانی ها را بر می افروزد و دائم نیز در آن می دمد را بر روی سایت می گذارید؟ آیا این نگاه محدود و قومی قبیله ای و این باور ، زهر مهلکی را در ذهن خوانندگان وارد نمی کند؟ آیا این تلقینات مسموم از افرادی مانند غلط انداز که فهم قلیلی از روابط در عصر نوین دارند زیان بار نیست؟ آیا مازند نومه باید در برابر اینگونه تلقینات مسموم و تفسیرات فریبنده بی تفاوت باشد و آنها را در فضای مجازی نشر و گسترش دهد؟ لطفا پاسخی قانع کننده دهید.

            • غلط اندازپاسخ به این دیدگاه 1 18
              دوشنبه 9 دی 1392-22:4

              از آقایان مازیار تبری، اعتدال گرا، حقگو و هم کلاسی تشکر می کنم که بعضاً لطف فرموده غلط انداز را به عصر قاجار بردند و خود شدند الگوی تمدن و پیشرفت و متجدد و فرنگی مآب و روشنفکر و نوگرا و همنوا با غرب و ... غلط انداز شد امل و شانس آورد که هنوز قلم هایی او را بی سواد نخواندند و چارواداری نثارش نکردند. خوب است که اقلاً چهار نفر خواندند و بدون تعصب بابلی ، ساروی ، آملی و تنکابنی و بهشهری و ... برادر وار به غلط انداز چیزهایی نثار کردند تا بداند نباید بنویسد.

              • سه شنبه 10 دی 1392-11:5

                غلط انداز خوشحال نباش که بی سواد خوانده نشدی، تعصب و قوم گرایی مرحله ای حادتر و خطرناک تر از بی سوادی است.

              • هم کلاسیپاسخ به این دیدگاه 12 0
                دوشنبه 9 دی 1392-17:24

                با سلام خدمت غلط انداز عزیز
                جانا سخن از زبان ما می گویی
                امیدوارم آقای دکتر اسلامی تورا هرچه زودتر پیدا کند و یک بوس آبدار کند و فرار کند و به آرزوی خودش برسد.

                • دوشنبه 9 دی 1392-23:48

                  هم کلاسی جان از کی تا حالا ...دکتر شده؟! نکنه از اون مدرک های کردانی بهش دادی؟!

                • عضو ستاد انتخاباتی دکتر روحانیپاسخ به این دیدگاه 2 2
                  دوشنبه 9 دی 1392-17:10

                  مازندنومه جان به لینک زیر مراجعه کن ببین چه جوری دارن مهندس مولایی عضو ستاد دکتر روحانی و فرماندار منتصب استاندار تو بابل و همچنین حاج حسین نیاز از نماینده های حامی دولت دکتر روحانی را دارن تخریب می کند. بد نیست سایت اصلاح طلب مازند نومه به حمایت اعضای ستاد و حامیان دکتر روحانی بپردازه.
                  http://ashkeatash2.blogfa.com/comments/?blogid=ashkeatash2&postid=342&timezone=12600

                  • دوشنبه 9 دی 1392-15:18

                    چهار تا مثل غلط انداز داشته باشیم مازندران بر میگرده به عصر قاجار

                    • اعتدال گراپاسخ به این دیدگاه 23 0
                      دوشنبه 9 دی 1392-15:13

                      غلط انداز کور خود و بینای دگرانی آفرین!

                      • مازیار تبریپاسخ به این دیدگاه 28 16
                        دوشنبه 9 دی 1392-14:4

                        غلط اداز نمی دانم برای این حدود 50 سطری که نوشتی چقدر در جیب مبارکت رفت.بس کن انتشار تفکرات مسموم عصر جاهلیت را. یعنی بابلی ها و آملی ها و رامسری ها و تنکابنی ها و... از بنی عباسند و ساروی ها از بنی هاشم؟! بنیان فکری تو و همفکرانت خراب است و در عصر ارتباطات خود را به خواب زده اید.همه ی مازندرانی ها برابر و برادر و یک خانواده اند. هرگاه بر تعصباتمان غلبه کردیم آنگاه راه برای ترقی و تعالی باز خواهد شد. البته شما هیچگاه نمی توانید از این نوع نگاه دور شود زیرا نفعتان در این نوع نگاه است. این شب ها شب های استجابت دعاست، دعا می کنیم خداوند قادر قاهر توانا شما را به راه راست هدایت کند! آمین

                        • غلط اندازپاسخ به این دیدگاه 81 75
                          دوشنبه 9 دی 1392-2:38

                          احسنت به جناب بخشی با این دیدگاه مثبت نگر و خوب. ایکاش این نگاه مثبت نگر همه جانبه و در برگیرنده همه طیف ها باشد و برای دفاع از افراد خاصی و خفه کردن و بریدن صدای خاصی مستند نشده باشد.
                          نقد همیشه سر ناقد را بالای دار می برد و انصافاً نقد کردن کار خیلی سختی است و هیچکس هم ذاتاً و حقیقتاً دوست ندارد مورد نقد و مخالفت قرار گیرد. نقد خاصیتش این است که با نیش همراه است و نمی تواند نقد شونده را در زر ورق پیچیده و او را ناز کند.
                          می گویند نقد باید باشد و ما با نقد هیچ مخالفتی نداریم و اگر نقد نباشد جامعه اصلاً می میرد و نابود می شود و به سمت دیکتاتوری و مونولوگ و تک صدایی به پیش می رود اما در صحنه عمل می گوید نقد را باید با تفسیری که ما از نقد داریم انجام بدهید وگرنه این نقد نیست و نوعی سیاه نمایی و پخش کردن بدگمانی ها و اختلاف انگیزی ها و اذیت مسئولان است.
                          حقیقت این است که این طرف هم حرف های درستی است و گاه نقد با خلاف گویی ها و گمانهای باطل همراه است و ایذاء مسئولان را در پی دارد ولی نقد عالمانه و با توجه به اطلاعات درست مشترک عقلی و وفاق جمعی است و هیچکس با آن مخالفت ندارد.
                          غلط انداز اینگونه فکر می کند ناقد در هیچ شرایطی حق ندارد نقد شونده را مفتضح کند و با نسبت های دروغ او را از سکه بیاندازد و بی آبرو کند. حقوق نقد شونده باید مراعات شود و شخصیت او باید حفظ شود.
                          از طرف دیگر تمام دستگاههای امنیتی و انتظامی و قضایی در حال دفاع و کمک کردن به نقد شونده هستند و مواظب لغزش های ناقد که حالش را جا بیاورند و ناقد تنها و تنها خدا را با خود دارد که در برابر هجمه های نویسندگان منتفع از سوی نقد شونده و برخوردار از دریافتی های وجهی یا وجهه ای و پست و مقام و منصب و احترام و وجاهت و اینهمه دستگاههای کنترلی باید مقاومت کند تا نقدی را منتشر کند که عملاً هر چه این نقد دلسوزانه تر باشد میزان شکوه و شکایت بر علیه آن بیشتر و مطالب آن قابل انتصاب تر به محرمانه و خیلی محرمانه بودن است و در نتیجه تهدیدها و تحدیدها به محرومیت های ناقد و گاه با جریمه و گاه با زندان و بدنامی و موج منفی ناشی از حصر بیشتر است.
                          هیچکس برای ناق و محرومیت های او دل نمی سوزاند و همه به او حمله می کنند که اینجوری ننویس و آنجوری بنویس و دمار از روزگار ناقد را با یک اشتباه در می آورند و همه هم پز نقدپذیر بودن می دهند و خیلی خودشان را به خاطر برخورداری از این صفت تحویل می گیرند و تکنوکرات جلوه می دهند.
                          آقای بخشی در نوع نگاه به نقد و اینکه راست نویسی شود و سیاه نمایی نشود و حرمت و شخصیت افراد به بازی گرفته نشود کاملاً درست گفتند ولی همه این ها را برای آن بکار گرفتند که برای نقد مدیریت عالی استان و مشخصاً سیاست ها و شیوه های عملکرد و کارکرد استاندار زمان بخرد و فرصت قرض کند.
                          طرف دیگر قصه این است که استاندار با انتخاب مشاورین و روابط عمومی هاله مدافعین از خود را مستحکمتر کرده و دور خود سیم خاردارهایی نصب کرده و در ردیف هایی از آن هم اشعه های لیزر نامرعی ناقد سوز را کار گذاشته که دل و جرات ناقد را از بین می برند و ترس را القاء می کنند.
                          شما کافی است به ادبیات وحشت آفرین و تهاجمی و موهن مشاور فرهنگی و رسانه ای استاندار محترم نگاه بیندازید که ناقدان را دل شیر باید تا بتوانند به نقد ادامه بدهند. ابزارهایی هم در اختیار استاندار قرار دارد که می تواند با اعمال آنها جهت جریان نقد را تغییر دهد و ارزش نقد را به پشیز بند کند.
                          آقای غلط انداز که قطعاً شناسایی او برای اهالی فن کاری ندارد این وسط خودش را بازی خورده قدرت می بیند و حتی نگاه دلسوزانه خودش را هم باید با هزار احتیاط و اما و اگر بنویسد تا به لب و لوچه این مقام و آن مقام و این رئیس و آن رئیس بر نخورد که داغ ودرفش در انتظار اوست و به وقتش به خدمتش خواهند رسید.
                          بیچاره تر از غلط انداز مدیر سایت مازندنومه است که باید بار رفتن به فتا و دادگاه و ... را به خاطر نادانی ها و تندروی های غلط انداز بر دوش بکشد و ایضاً بسیار از مطالب غلط انداز را نقطه نقطه و خط خطی بکند تا قابل انتشارش بکند و چه زحمتی برایش درست می کند این غلط انداز.
                          آقای بخشی که نشان دادند دلسوز یک جریان مدیریتی ویژه در کشور هستند و دوست دارند خیلی نزدیک استاندار بنشینند و از محبت ها و لبخندهای ملیح و خوش نمک استاندار برخوردار شوند و روابط عمومی استانداری هم خیلی تحویلش بگیرد و دست راست مشاور فرهنگی و رسانه ای استاندار بشوند و اینهمه را صرفاً برای حفاظت از سردبیر محترم مازندنومه انجام میدهند تا در روز مبادا به دادشان برسند و کار به بگیر و ببند نیانجامد، این نقد ناقد را به صورتی حق به جانب نگاشتند و دستشان درد نکند که اینهمه زحمت کشیدند و خواهش غلط انداز هم این است که بدانند غلط انداز حضرت یوسف پیامبر سلام الله نیست که برایش ترک اولی مجاز نباشد بلکه یک بنده نادان و پراشتباهی است که نیاز دارد واسطه ای را پیدا کند تا چشم حمایت استاندار برایش بجنبد و اونوقت خواهی دید که در تعریف و تمجید از استاندار محترم امثال مشاور فرهنگی و رسانه ای و روابط عمومی و آقای بخشی به گرد غلط انداز هم نخواهند رسید. از تو به یک اشارت/از ما به سر دویدن.
                          اما مشاور تندخوی پریشان احوال آشتی ناپذیر و آتشین مزاج شمشیر از رو بسته و گردن ناقد را با تعبیر نقد مغرضانه با یک ضربت چنان قطع کرده که نفس هم نکشد. و این سریال ناقد کشی توسط جناب بخشی با نرمش بیشتر و استدلال منطقی تر و روش دلسوزانه تر ادامه یافته و احتمالاً حالا حالاها ادامه خواهد یافت و فرد سوم مدافع جریان قدرت و بعدی ها به موقع هویدا خواهند شد. غافل از آنکه یک غلط انداز جاهل برای یک استان بس است که هر چه بگویند و بنویسند را پنبه نماید.
                          در تلقین میت می خوانند که خدا حق است، پیامبر حق است، قیامت حق است، مرگ حق است، بهشت حق است، جهنم حق است، ائمه هدی حق هستند و ... تا شاید این مرده آنها را تکرار کند و اهل نجات بشود. اما اینهمه تلقینی که دوستان برای غلط انداز می خوانند انگار نه انگار برای آن است که به صراط مستقیم هدایت شود. گوش نامحرم نباشد جای پیغام و سروش.
                          باشد آقای بخشی عزیز ما آنچه خیلی گذشته است را نقد می کنیم و فقط می گوئیم شما را به خدا به ترکیب 20 مشاور استاندار نگاه کنید و ببینید در آن چه جهتی را می توانید تشخیص بدهید. آیا قابل نقد است یا خیر؟ آقایان ن، ع، ب، م، ق، ت که همگی از بابل هستند کجای کشاورزی و صنعت ما را می خواهند آباد کنند و چه مشاوره مفیدی را می توانند به استاندار بدهند. برنامه ای که توسط اینها بخواهد تحویل استانداری شود چه تحولی را می تواند ایجاد کند. اینها که خود سالها مسئول بودند و در دوران مسئولیت خود حتی یک برنامه مفید برای استان ارائه نداشتند و در بسیاری از موارد کاسبکار بوده اند و منافع خود و تیم و شرکت خود را جستجو می کردند و می کنند الآن چه خدمتی را می توانند انجام دهند. آیا نگرانی غلط اندازها از مسیر کجی که برای مدیریت استان انتخاب شده است نباید رسانه ای شود؟ شما خودتان بررسی کنید و ببینید مشاوری که... شما آقای بخشی فرصت داشته باشید ببینیم این چیزها را می توانید بیابید و نقد کنید و شجاعت لازم برای ورود به این میدان پر خطر را دارید؟ سردبیر محترم مازندنومه اگر برخی از قسمت ها نیاز به نقطه چین کردن دارد لطفاً متن کامل را در اختیار آقای بخشی قرار دهید تا شاید کمکی کرده باشم.

                          • رفيق قافلهپاسخ به این دیدگاه 1 0
                            چهارشنبه 11 دی 1392-9:40

                            غلط انداز محترم؛ چرا مدير مازندنومه را بيچاره مي پنداريد كه باید بار رفتن به فتا و دادگاه و ... را به خاطر نادانی ها و تندروی های غلط انداز بر دوش بکشد؛ مگر مدير مازندنومه به شما دم گوشي نگفت كه آن نماينده مجلس با گرفتن وكيل خواست وي را در دادگاه زمين گير كند و هوشمندانه كار را به جايي رساند كه محترمانه ... عذرخواهي كرد و بماند.
                            حالا توضيح خواستن از خبرنگار مانند راهي دو طرفه است كه خبرنگار از ديگران توضيح مي خواهد. راجع به نقطه نقطه و خط خطي مطالب هم در مقام مدير محترم دفاع مي كنم: بر اساس اصل بيست و چهارم قانون اساسي؛ نشريات‏ و مطبوعات‏ در بيان‏ مطالب به شرطي آزادند كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ يا حقوق‏ عمومي‏ نباشند.
                            پس آقاي غلط انداز خودت نقطه نقطه كن و خط خطي تا زحمت مازندنومه زياد نشود!

                            • چهارشنبه 11 دی 1392-9:29

                              آقاي غلط انداز؛ باز غلط انداختي؛ چرا فكر مي كني ناقد حق ندارد دروغ نقد شونده را از سكه بياندازد و بي آبرو كند؛ چون همه بايد تابع قانون باشند و ماده ۱۷ قانون ارتقاء سلامت نظام اداري و مقابله با فساد مصوب 07/08/1390، دولت را مكلف نمود اشخاصي كه تحت عنوان گزارش‌دهنده، اطلاعات خود را براي پيشگيري، كشف يا اثبات جرم و شناسايي مرتكب، در اختيار مراجع ذي‌صلاح قرار مي‌دهند و در معرض تهديد و اقدامات انتقام‌جويانه قرار مي‌گيرند، را حمايت نموده و امنيت او را تأمين كرده و خسارتش را جبران نمايد. اقدامات حمايتي عبارتند از: الف ـ عدم افشاء اطلاعات هويت و مشخصات خانوادگي و محل سكونت يا فعاليت اشخاص. ب ـ فراهم آوردن موجبات انتقال افراد با درخواست آنان به محل مناسب ديگر. ج ـ جبران صدمات و خسارات جسمي يا مالي. د ـ رفتار تبعيض‌آميز ممنوع است.
                              بگير و حالش رو ببر.

                              • چهارشنبه 11 دی 1392-9:19

                                آقاي غلط انداز؛ اينگونه نيست كه دستگاه هاي امنيتي، انتظامي و قضايي در حال دفاع نقدشونده باشند. زيرا آن دستگاه ها به تبعيت از ضوابط عمل مي نمايند و ضوابط نيز فقط به نقد شونده كمك نمي كنند؛ مانند رديف 4 بند "د" ماده 211 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوري اسلامي ايران (1394ـ 1390) مصوب 1389.10.15 با اصلاحات بعدی،
                                قوه قضائيه كه بالاترين مقام ناظر بر حسن اجراي قوانين است را مكلف نمود ترتيبي اتخاذ نمايد آراء صادره از سوي محاكم را به صورت بر خط (آنلاين)، در معرض تحليل و نقد صاحبنظران و متخصصان قرار دهد. بنابر اين ما بايد از اين دستگاه ها تسريع در اجرا و ارائه گزارش نقد منصفانه را به مردم مطالبه نماييم.

                                • طبری پورپاسخ به این دیدگاه 17 1
                                  دوشنبه 9 دی 1392-23:39

                                  غلط انداز به تو باید جایزه برترین دلقک رسانه های مجازی کشور را داد!

                                  • یک خانم مازندرانیپاسخ به این دیدگاه 9 1
                                    دوشنبه 9 دی 1392-23:36

                                    خطاب به غلط انداز
                                    نه هر آن کس سخن گوید سخنگوست
                                    به هر گردی نشاید گفت گردوست

                                    • دوشنبه 9 دی 1392-23:32

                                      غلط انداز بپا نچایی! مازندران که آب و هواش معتدله پس چرا مغزت منجمد شده؟! نکنه از موجوداتی هستی که از عصر یخبندان جان سالم به در بردی و بجا موندی؟!

                                      • دوشنبه 9 دی 1392-22:31

                                        غلط انداز این حرفهای کودکانه و خام که فلانی آملی و فلانی بابلی است برای چیست؟نکند عاقل و بالغ و راشد نیستی که این حرف ها از تو در می آید؟ خودت را خسته نکن و آب را گل آلود نکن که ماهی گیرت نمی آید.


                                      ©2013 APG.ir