تعداد بازدید: 8805

توصیه به دیگران 6

جمعه 9 اسفند 1392-22:58

درباره دو سریال تلویزیونی؛ سرزمین کهن و پایتخت

کنش مخاطب الزاما معترضانه نیست

سال هاست جوک های مازندرانی بین ما دست به دست می شود، بدون اینکه حتی یک بار در کمک به انتقال آن تردید کرده باشیم، اما دستمایه هنری یک مجموعه تلویزیونی شاد به نام پایتخت، عده ای از ما را این گونه برآشفت تا در موازات موضوع بختیاری ها، ما نیز حرکتی داشته باشیم!


مازندنومه؛ سرویس فرهنگی و هنری، احسان مهدیان: این روزها با توجه به رفتار رییس سازمان صدا و سیما در برابر اعتراض بختیاری ها -علی رغم اینکه چند و چونِ آن دقیقا برایم محرز و مشخص نیست- زمزمه هایی مبنی بر موضع گیری در برابر ساخت سریال پایتخت3 در بعضی محافل رسانه ای مازندران به گوش می رسد .

من دو فصل از پایتخت را دیدم و به نظرم ماهیت این دو سریال با ضعف هایی که می توانست نداشته باشد و یا احیانا اجتناب ناپذیر بود  آن چنان سویه های توهین آمیز شدید با تصوراتی که مطرح می شود (غیر قابل اغماض) به زعم خودم مشاهده نشد، مگر اینکه ما کلا اصرار داشته باشیم که در سطح استان چه در گویش و چه در رفتارها و هنجارهای مان گونه ای دیگر هستیم یعنی کلا" بخشی از واقعیت های ملموس بومی خود را که عموما سرشار از سادگی بی آلایشی و خوش قلبی و میهمان پذیری و حتی خوش باوریست، نادیده بگیریم و بگوییم کاراکترهای موجود اصلا مصداق بیرونی ندارند!

واقعیت این است که اغلب به دلیل اینکه مصداق هایی بیرونی را معادل شخصیت های این سریال می دیدیم در ما ایجاد کنش می کرد.

 بعضی رفتارها که باعث بالا رفتن فشار  ما هم می شد و یا شخصیت هایی که به اندازه ی بی اندازه ای مهربان و خوش بین هستند و اصولا با همین مهربانی ها با پیامدهایی ناخواسته روبرو می شوند و بازهم ناخواسته مخاطب را وادار به کنش می کند که بعضا ضرورت پیش برندگی سریال بودند اما تصوراتی بیان شد که گویا خدای ناکرده یک مازندرانی را از وجه توهین آمیز "حماقت" مورد سخره قرار داده است و بدین جهت گاه دل مان می خواست این کار صورت نمی گرفت ولیکن واقعیت فیلم نامه و ساخت سریال مستلزم چنین فراز و فرودهایی است تا بر مبنای آن بتوان واحدهای بعدی آن را دنبال کرد .

این دلیل موجهی نیست تا پیشاپیش به درستی یا عدم صحت نوعی ارتباط معمایی حکم کرده و با توسل به جوسازی رسانه ای و یا تهدید به تجمعات اعتراضی راه را بر آن بست.

واقعیت ملموس فیلم سازی با خصوصیات پایتخت بیشتر متکی به کلام و رفتار فردی بازیگرانند و همین ضرورت است که بدون صحنه های خاص، قابلیت تولید لذت ندارند و الزاما دست به چنین رفتارهایی می زنند.

علاوه بر این بازیگران ممتازی که در این مجموعه کار کردند ملزم به مطالعه و تامل در گویش مازندرانی و لحن و لهجه ما شدند و البته بیشتر وجوه کمیک آن را برجسته نمودند و اصولا فرایند این سریال به همین سمت بود و جالب این است که متاسفانه بسیاری از رفتارها و عواطف بومی ما مثل ارتباط عمیقا" عاطفی بین پدر پیر و بیمار، با فرزند جوان متاسفانه تحت تاثیر زندگی و فرهنگ بیگانه در حال فروپاشی است اما مشاهده کردیم که رابطه نقی با عمو پنجعلی وجدان خوابیده این نسل را تلنگری دوباره زده است و حداقل بارها و بارها به خود یاداوری کردیم که این خُلق و خوی حسنه را فراموش نکنیم. چنانچه خداوند تبارک و تعالی فرمود : سوره بقره آیه 83: ( لاتَعْبُدوُن اِلّا الله وَ بِالوالِدَینِ اِحْساناً) «جز خدای را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.»

حال اینکه عده ای انسان ساده از روی نا آگاهی دچار بحران موقت ناشی از مصرف بعضی روانگردان ها شدند و احیانا صحنه کمیک خلق کردند امریست محتمل ، و این امر هشداریست تا مبادا در وضعیت واقعی زندگی هوشیاری خود را از دست بدهیم .

اصولا چه اشکالی به آیینه وارد است وقتی در ما شکاف های پنهان وجود دارد و در آن نمایان می شود؟ چرا در رفع مشکلات ناشی از خودباختی در برابر تمایلات واهی زندگی مرکز نشینی ، اقدامی نمی کنیم و تنها با حمله به منتقد خود بر آن سرپوش میگذاریم؟ جز این است که در پایتخت اول معضلات مهاجرت های بی برنامه به تهران را به وضوح نشان دادند تا هم سرگرم شده و هم عبرت بگیریم ؟

ده ها کیلیپ با دوبله مازندرانی سالهاست موضوع خنده ماست بدون اینکه دیگران را متهم به تخریب فرهنگی کنیم به شدت استقبال کردیم ( متاسفانه ). یا ترانه هایی که با آن ابتذال وحشتناک ( به خود اجازه نمی دهم نامی از آن ببرم) ورد زبان عده ای است و حتی در محافل خانوادگی و جشن ها مورد استفاده قرار می گیرد!

 سال هاست جوک ها و لطیفه های مازندرانی در بین ما دست به دست می شود، بدون اینکه حتی یک بار در کمک به انتقال آن تردید کرده باشیم، اما دستمایه هنری یک مجموعه تلویزیونی شاد ، ملتهب و هیجان آور و لطیف بدون اغراق های آرتیست مآب و بدون قهرمان سازی های متداول ( با ضعف هایی که اجتناب ناپذیر است) عده ای از ما را این گونه برآشفت تا در موازات موضوع بختیاری ها ما نیز حرکتی داشته باشیم!

هنوز هم نمی دانم چه اتفاقی منجر به توقف "سرزمین کهن" شده است اما بیش از آن می دانم که در سریال موصوف هنوز قسمت های بسیاری برای پخش موجود است و شنیده ام که در بخش های بعد این فرایند رشد معکوس ، اما مثبت دارد یعنی نه تنها این ناشایستگی مورد استناد را  پایان می دهد بلکه رفتاری عزت مدارانه را باز نشان خواهد داد.

روی هم رفته چه درست و چه نادرست باشد جهت حفظ و صیانت از یکپارچگی ملت ایران به عنوان همه اقوام قابل احترام و دارای حقوق برابر، طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ،کار آقای ضرغامی در توقف فیلم و عذرخواهی و حضور در جمع بختیاریهای دلاور کشورمان مطلوب و پسندیده است ولی این امر نمی تواند نافی انتقادهایی باشد که به عملکرد صدا و سیما وجود دارد.

 با کمال تاسف این قیاس مع الفارق موجب بعضی تحلیل های متعارض شده است. دگرگونی های سریع در پذیرش زندگی شهری و مخصوصا تمایلات مرکز نشینی که هم برای استان ما و هم برای تهران آفت گریبانگیری شده است، در نوع اعتراضات به سریال پایتخت موثر است و در حقیقت بنیادی و کلیدی ترین اشکال را باید در تمایلات شخصی مان و ایده ئال های مرکز نشینی جستجو کنیم که شالوده بومی ما را به مخاطره مواجه کرد؛ تاثیری که در نقدهای کلی و بدون مصداق امروز قابل مشاهده است که بازهم دچار یک چشم و هم چشمی غیر منطقی شدیم.

راستی! چرا وقتی یک اثر هنری را نمی پسندیم تلاش برای حذف آن را در دستور کار قرار می دهیم؟ آیا بهتر نیست روشنگرانه و منتقدانه به استقبال آن برویم؟

 فرمایش حضرت اما (ره) در باره سینما می تواند رهنمودی پایدار برای فرایند سالهای بعد باشد. ایشان فرمودند:« ما با سینما مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم.» می توان این فرمایش را به گونه ای استعاری در باره هر تکنولوژی که کاربرد دوگانه دارد  تعمیم دهیم.

البته آنچه علی الظاهر در این موضعگیری ها نمود دارد بیشتر اغراض سیاسی و مقابله های به مثل است که از طرف هر جناحی صورت گیرد باعث توقفِ رشد و تاثیرگزاری هنر ما خواهد شد و بعید نیست مجددا راه را برای اجتماعات دیگر جهت توقف فیلم هایی که از مراجع قانونی مجوز دارند  باز کند.

 اصلا چه کسی تضمین می کند این گرو کشی ها به نقطه ای زیانبار غیر قابل جبران سرایت نکند؟ به نظر می رسد باید اجازه دهیم از مته روی خشخاش گذاشتن ها پرهیز شود تا نشاط و سرگرمی های مثبت مردم به خون دل خوردن ها و اضطراب وتشویش مبدل نشود و مهم تر از همه با خستگی از برنامه های روتین اتوکشیده به سمت امواج غیر موجه آن طرف آبها کشیده نشوندکه بی تردید بعضی از عوامل تاکنون بازتابهایی این گونه داشته است و متاسفانه قابل کتمان هم نیست .

آیا بهتر نیست برای جلوگیری از هر نوع تنش، نشستی بین سازندگان و چند منتقد در صدا و سیمای مازندران تشکیل و با اعلام از پیش، مردم را در این برنامه با پیامک مشارکت داده و پس از آن اقدام به پخش نموده و این نوید را بدهند که بعد از پایان سریال نیز یک نشست نقد و بررسی خواهند داشت تا با شناخت بیشتر از زاویه های متفاوت زیبایی شناختی، تکنیکی و معنایی و همچنین تصاویر و موقعیت ها و دیالوگ ها  ... و یا هر آنچه محل بحث باشد به آن بپردازیم؟  این امر هم برای ما تمرین بردباری و تحمل خواهد بود و هم آگاهی و شناخت، مانع از اقدامات مبتنی بر برانگیختن  احساسات صِرف خواهد شد .

فیلم و سینما محصول جنجالی تکنولوژی غرب است اما دلیلی ندارد در گفتمان ما جایگاهی نداشته باشد. روش های مبتنی بر فشار پسندیده نیست و مطمئن هستم هر کنشی الزاما با رفتارهای اعتراضی همراه نیست، بلکه ممکن است پرسشگری و نقد به تقویت یک گفتمان کمک کند و بر عکس نبود آن به تضعیف آن منجر شود .

در پایان ضمن تشکر از دوستانی که به نقد عرایض بنده خواهند پرداخت امیدوارم بیشتر در جهت ایجاد جو آرام بدون تشنج و حل معضلات جامعه با گفتگو کمک کنند و این بار مشاهده نکنیم با نام و نشان های جعلی به توهین و تحقیر دیگران بپردازند.


  • دوشنبه 4 فروردين 1393-12:39

    واقعا واسه شما که مثلا مازنی هستین متاسفم حق شماس که بهتون بگن کله ماهی خور و بی غیرت

    • امیر رحمانی جو پاسخ به این دیدگاه 0 1
      دوشنبه 4 فروردين 1393-11:47

      در پاسخ به نماینده ساری آقای دامادی :
      مشکل فقط جنبهء ماست عزیزم...چشاتو بشور و جور دیگه ببین ...جریان اینجاست که تو این 30 سال ما شمالی ها و خصوصا مازندرانی هارو همهء این کشوریه رشتی به حساب می اوردن..حالا یه کارگردان خوب و حرفه ای پیدا شده که با تحقیق و نه سرسری و با تموم جزییات ریز و درشت خیلی حساب شده طرز زندگی مردم این گوشه از ایرانو تو دل یه سریال مناسبتی که برای شادی تهیه شده و ذاتش طنزه و بازم تاکید میکنم ذات این سریال قرار بوده از اول کمدی و طنز باشه و تو دل یه کمدی داره فرهگ و اداب و رسوم و دغدغه هاشونو به تصویر میکشه مسایلی مثل ..(کشتی .شکار غیر قانونی...چشمو هم چشمی ...مشکلات صنفی .. حمایت زناشویی و خانوادگی...رفتارای درست نادرستمونوکه هر روز مردم مازندران با پوستو گوشتشون هر روز حس میکننو به ما و مردم این کشور نشون میده ...اتفاقا مشکل از اونجایی شروع میشه که ما همهء مازندرانی ها با اینکه رگ و ریشهء هممون از همین دست مردمه که اسمشونو "دهاتی "میذاریمو خودمونو تافتهء جدا بافته از این مردم میدونیم... حالا که خود واقعی مونو بهمون نشون دادن بهمون برخورده و میخوایم آینه ای که مارو راست نشون میده بشکنیم...مگه نه اینکه تو دانشگاه های ما استادایی در حال تدریس هستن که فارسی رو به سختی حرف میزنن..مگه نه اینکه ما اینهمه دکتر و مهندسای موفق کشورمون از دل همین لهجه و همین سادگی تو روستاهامون بوجود اومدنو رشد کردن...ما فقط زمانی حق اعتراض به یه رسانه رو میتونیم داشته باشیم که با توهین و نسبت دادن صفتی که در شان این مردم نیست در یه رسانه ملی ایجاد سوتفاهم و توهین کنه که من در این سریال چیزی جز تعریف و تمجید ازخودمون ندیدم... به نظرم اونایی که اعتراضی به این سریال دارن همونایی هستن که وقتی پایتخت میرن یه جورایی سطحشو بالا میبینن و خودشونو فرهنگ و گویششونو کم میبینن و لحجه هاشونو پنهون میکنن همهء ما شبانه روز باهاش روبرو هستیم... پس این ایراد از ماست نه این سریال ... حالا اگه بجای کارکترای این سریال مثلن نقی مهران غفوریان بازی میکردو همهء این داستانای کوچیکو بزرگ که نویسنده برای یه سریال طنز نوشته تو تهران اتفاق میفتادو ما میخندیدیم هیچ ایرادی نداشت دیگه...بس کنین این حرفارو..آینه چون نقش تو بنمود راست ...خود شکن آینه شکستن خطاست...
      https://www.facebook.com/amir.rahmanijoo

      • از فضای فیس بوکی پاسخ به این دیدگاه 5 5
        دوشنبه 12 اسفند 1392-11:30

        من به دعوت مدیر سایت از فضای اجتماعی آمدم چونکه اسم دوست نویسنده و شاعری چون آقای مهدیان بر آن بود و همینطور موضوع و تیتر خیلی وسوسه انگیز .
        بله دوست من الزاما نمی شود گفت هر کنشی اعتراضی و قهر آمیز است ولی ما چیزی جز آن یاد نگرفتیم ما یا سفید می بینیم یا سیاه . متاسفانه وقتی آمدم کامنت ها را خواندم برای احسان مهدیان متاسف شدم که با تعهد نوشت و خوب خوانده نشد . هیچکش به پیشنهاد مناظره و گفتگو پاسخ نداد چون در اینگونه موارد معالا چیزی در دستشان نیست . سریال ساخته خواهد شد پخش خواهد شد لذت می برند می خندند استفاده های معنوی هم می کنند . باز حرف هایی مانند چیزهایی که خواندیم میزنند .
        «اصلا چه کسی تضمین می کند این گرو کشی ها به نقطه ای زیانبار غیر قابل جبران سرایت نکند؟ به نظر می رسد باید اجازه دهیم از مته روی خشخاش گذاشتن ها پرهیز شود تا نشاط و سرگرمی های مثبت مردم به خون دل خوردن ها و اضطراب وتشویش مبدل نشود و مهم تر از همه با خستگی از برنامه های روتین اتوکشیده به سمت امواج غیر موجه آن طرف آبها کشیده نشوندکه بی تردید بعضی از عوامل تاکنون بازتابهایی این گونه داشته است و متاسفانه قابل کتمان هم نیست . »
        من جملات بالا را خواندم و خیلی فهمیدم که سیما را مبرا ازنقد نمیداند هم به نوع تقابل تماشاچیان و همه ازخطرات ناشی از این نوع عکس العمل ها هشدار داد و دانستم نویسنده چه می گوید . شما چطور؟

        • يکشنبه 11 اسفند 1392-13:57

          ...دمت گرم...

          • يکشنبه 11 اسفند 1392-7:44

            دكتر اسلامي
            دكتر دوست داريم دوست داريم ما

            • يکشنبه 11 اسفند 1392-23:39

              اتا کار کِندی تِره اتاچی بَهورم عرشیا . وقعا استادیوم دله تشویق نکندی؟ خیلی خنده هاکردمی

              • دوشنبه 12 اسفند 1392-11:4

                لهجت اصلا به سارویا نمیخوره سپهر!!خداوکیلی کجایی هستی؟جملتو به زبون ساروی ها مینویسم:اتا کار کاندی تره اتا چی بارم عرشیا.واقعا استادیوم دله تشویق نکاندی؟خیلی خنده هاکاردمی

            • ابوالحسن سلیمانی تپه سریپاسخ به این دیدگاه 19 5
              شنبه 10 اسفند 1392-23:23

              دیگه همه داشتن با پایتخت کنار می اومدن که دوباره موجی به پا خاست.تسامح و تساهل مازندرانی های عزیز را ارج بنهیم .مازندرانیها قابل مقایسه با نژاد لر نیستند. در مازندران اقوام گونه گون در کنار هم به خوبی زندگی می کنند.
              بدیهی است که مردم هنر دوست و فهیم مازندران این مایه درک را دارند که آینه را نشکنند. ذات هنر از قید و بند به هر شکلی که باشد گریزان است و طالب آزادی است مباد که بخواهیم به پای هنر بندی بنهیم. سخن ها را بشنویم و نقد کنیم اما اصرار نگنیم که آنچه ما می گوییم درست است.این سریال را عده ی زیادی می بینند و وقتشان خوش می شود.این که به فرهنگ و حیثیت مازندران ضربه زده یا نه نیاز به تحقیق میدانی دارد. شکر خدا مازندران هم که پر است از پژوهشگران کاربلد! تحقیق کنند آمار بگیرند و بعد حاصل کار را در اختیار کاربدستان قرار دهند.در این حالت احتضار زبان مازندرانی این سریال غنیمتی بود.باقی بقایتان.بعد التحریر:گاهی در کامنتها الفاظ نسنجیده و بعضا توهین آمیز دیده میشود که برازنده ی مدعیان صیانت از فرهنگ نیست.

              • از خدا چه پنهانپاسخ به این دیدگاه 9 0
                يکشنبه 11 اسفند 1392-15:17

                لذت می برم از فهم و شعور مازنی ها . احسنت

              • شنبه 10 اسفند 1392-16:52

                آقای غلامی ،خیلی غلامی....
                هر کس آلزایمر داشته باشد پدر آدم نیست،گر چه پدر آدم هم آلزایمر داشته باشد.
                حسین اسلامی ساروی

                • شنبه 10 اسفند 1392-22:39

                  آقای اسلامی سفسطه می کند اگرچه ممکن است چندان معنای درستی از آن نداشته باشد و موضوع دولت روحانی و میانکاله چه ربطی به این دارد که شما دلیل مخالفت خود را با سریال بگویید؟!! می توان سر فصل دیگری باز کرده و در باره میانکاله سخن گفت . اکنون سخن ما این است که شما آمدید ابرو بگیرید چشم را کور کردید خواستید دلیل بیاورید به بیماران آلزایمری گفتید خل و چل !! این ادبیات برای مباحثه مناسب نیست شما بگویید کجای این سریال دست روی نقطه ای گذاشت که در جامعه مازندرانی نیست و به قصد تمسخر بوده است . حتی اگر فرمایش شما درست باشد نویسنده راه حل داد با راه حل موافق هستید یا خیر ؟ فقط بدون دلیل راه بر یک تفریح سالم مردم بستن است ؟ چه تضمینی وجود دارد در موارد دیگر هم هوچی گری نکنند ؟ روی این مو.ارد بحث کنیم

                • حسین اسلامی سارویپاسخ به این دیدگاه 18 17
                  شنبه 10 اسفند 1392-16:40

                  حالا که سرزمین ما را به تاراج بردند، آخرین عهدنامه ترکمانچای را دولت روحانی امضاء کرد که میانکاله هم برود. خوب اجازه بدهند به زبان ما و فرهنگ ما توهین نشود. این سریال هم خیلی خوب است به شرط اینکه با زبان مازندران بازی نکند، اصلاً چه ربطی به ما دارد ؟ امّا اگر می خواهد از کیسه ی مازندران خرج کنند ، باید با مطالعه و حساب و کتاب باشد ، پای برهنه به هر مجلسی و محفلی نمی روند، حُرمت ما را به تاراج ندهید، خاک ما را که به حراج گذاشتند بس است. این چه ننگی است که دچار شدیم، هزینه کدام اشتباه ما است؟ حسین اسلامی ساروی

                  • شنبه 10 اسفند 1392-14:54

                    والا نمی دانم!! فقط سوال اولم ،اقایانی معترضند.. که دو مجموعه اول پخش شده و اعتراضی نشنیده بودیم گاه چند مورد کوچک..نشده بنده جوکی در مورد اقوام ایران را برای کسی از دوستانم بازفرست کنم یا لذت ببرم از این جو نا درست. بنده از اقوام مختلف دوستانی دارم "جان" ندیده ام در این سالها کسی به مازنی ها توهینی کرده باشد چون همواره نشان داده ایم که هستیم و دوستانم هم از طیف های مختلف جامعه هستند و این سریال را هم دیده اند.بعضی از دوستان عزیز تمام داستان را با سیاست در رابطه مستقیم می دانند خوب این دیگر شده روحیه مبارکتان..از سیاست بیزارم ولی هست اینکه گاه کسانی اینجا نظر میدهند هم از سیاست است..این سریال هیچ توهینی به مازنی ها نکرده ولی کمی کاستی هایی دارد که بنده را هم ازار میدهد ولی طنز هنری است که با اغراق -خفض-استعاره همراه است و همواره دچار مشکل است به خاطر نقش نا پذیری بعضی فرهنگ ها..شما اقایان مدافع حقوق و فرهنگ کاری برای فرهنگ و بومیت کرده اید؟؟اینکه بیاییم فرهنگ لغت بسازیم نشد کار فرهنگی که!!!هنر مصور کارش ارائه ست -اشاعه ست و سخت ترین قسم این کار طنز گونگی ان است..بسیار برای بنده هم دشوار است بعضی مشکلات این سریال ولی به خدا قسم بدتر و مسخره تر و ضد فرهنگتر از شبکه تبرستان نیست. ادای نا درست نقش در فیلم ها و سریال های مازنی شبکه استانی خودمان دیده میشود که بازیگر ها بیشتر از5 نفر نیستند و در تمام فیلم ها تله فیلهای ابکی شبکه بازی میکنند کسی نمی گوید این ها چیست..و از دو نفر از بازیگرها در حال تفریح در اصفهان میپرسم به نظر شما نمیشه قویتر شه جواب دادند مازندران انقدر هم براش زیاده و من فقظ نگاشون کردم و به خاطر سپردمشون ..و به عنوان مثال یک کارکتر گالش فقط باید بی سواد و عاشق باشد و فیلم سازی کارگردانش هم صفر..در آخر ما مازنی ها یک مشکل اساسی در فرهنگمان هست حالا اگر قبلا نبوده الان وجود دارد که پشت هم نیستیم و فقط بلدیم برای هم پرونده درست کنیم و پاپوش درست کنیم .در قالب بزرگتر ایرانی ها هم همینطور..برای این از سیاست بدم می آید که اختلاف بین اقوام ایران ابشخورش از چیست و کجاست! بریتانیا کار های ظریفی در این رابطه کرده که کار به جای رسیده آذری ای به من میگوید تا چند سال دیگر اگر می خواهی به تبریز بیایی باید ویزا بگیری و من گریه ام میگیرد نه اینکه در گرفتن ویزا مشکل داشته باشم به اینکه مردم ما را با چه افکاری درگیر کردند..می گویند ما ایرانی نیستیم ما اذربایجانی هستیم اخه بنده خدا آذربایجان را 100 سال پیش از ایران گرفتند و دیگر موارد حالا شاهد هستیم.دوستانی تلوزیون ایران را نمی بینند و از گفته های بی بی سی برایم نقل میکنند و میگوید:داداش شنیدم طرف تو فیلم به بختیاری ها فحش داده.. من یک نگاه عمیق به چشمش می کنم و میگویم خودت فیلم را دیدی؟می گوید :نه !! متاسفانه خیلی ها به همین قدرت و اندازه فجیع نمی دانیم دنیا دست کیست و داستان از چه قرار است که حال تمام اقوام مرزی ما جدایی طلب شده اند. الله اعلم

                    • محمد غلامیپاسخ به این دیدگاه 17 18
                      شنبه 10 اسفند 1392-11:47

                      اقای دکتر اسلامی
                      از شما انتظار نداشتم . پدرم 10 سال است به الزایمر مبالا شده است ولی کارمند شریف راه آهن بود نه خل و چل است نه مشکلذدار . در یک سریال نتوانستی جواب درست بدهی یک کلمه را نتوانستی تحنل کنی ولی به خانواده هایی که بیمار دارند رسما و علنا در یک رسانه توهین کردی . شما چه مدافع بدی هستی برای زبان مارزندرانی . من با سریال پایتخت مشکلی ندارم و می گویم شما خود را اصلاح کنید

                      • شنبه 10 اسفند 1392-15:30

                        خیلی اهمیت نداره اسم واقعی هست یا نه الان خیلی از کامنت ها نام واقعی ندارند ولی قبول کنید سخن آقای اسلامی به جا نبود
                        در ضمن ممکن است آقای غلامی درست بگوید قضاوت نباید کرد اما جناب آقای حسین اسلامی مدعی آداب مازندرانی است چرا باید چنین الفاظ نسنجیده ای را در باره یک بیمار بکار گیرد ؟

                        • شنبه 10 اسفند 1392-13:27

                          من مطمئنم محمد غلامی اصلا وجود خارجی نداره.با نوشتن اسم و فامیلیت اومدی طبیعیش کنی ولی بیشتر خودتو تابلو کردی.قدیمی شده برادر من.

                        • شنبه 10 اسفند 1392-11:40

                          متاسفم متاسفم
                          برخي ها گفتن اين سريال خدمت كرده وايراني ها كلمات مازندراني يادگرفتند!!!؟؟
                          نقي نهارنخردمه و...اينها را به رخ شما بكشن ولق لقه كلام وتكيه كلام هستش چطور صفات غيرت وسخنان رسا وشيك ومنطقي را به تهراني ها نسبت ميدهندوبه شمالي ها گيلاني ها ميرسن اوووووووو.....متاسفم براي برخي هم استانيها

                          • شنبه 10 اسفند 1392-11:39

                            سریال قوی و محکمی نبود اما توهین آمیز هم نبود. اگه دقت کرده باشید بسیاری از تهرانی ها در این سریال نقش منفی داشتند. امام مازندرانی ها ساده و صادق و درستکار نشون داده شدند. ما مازندرانی ها ادبیات و موسیقی بسیار غنی داریم، شخصیت های ممتاز بسیاری داریم که از بیش از هزار سال پیش تا حالا تاثیرات گسترده و عمیقی در فرهنگ و هنر ایرانی داشتند اما برای معرفی و بزرگداشتشان کاری نکردیم. دام خیابان اصلی و کدام موسسه دولتی و غیر دولتی مهم به نام نیماست. نیمایی که ادبیات فارسی را متحول کرد و چهره نوی شعر فارسی را به جهان معرفی کرد. در کدام میدان ساری و شهرهای دیگر حتی نور
                            ،تندیسش را نصب کردیم. روز ملی شعر را به شهریار نسبت دادند که نه نو آوری چشمگیری در شعر داشت نه موضع ثابتی در زندگی خود داشت. ما که نیما را داشتیم خاموش ماندیم.طالب آملی را که از بزرگترین شاعران سبک هندی است فراموش کردیم و ده ها تن از بزرگان تبری دیگر را . نه حرکتی نه بزرگداشتی نه نامگذاری ونه... حالا یک سریال به یادمان آورد که کی هستیم و کی نیستیم؟

                            • احسان مهدیانپاسخ به این دیدگاه 8 5
                              شنبه 10 اسفند 1392-13:38

                              ممنون استاد از اینکه یاداوری کردید فیلم ضعیف نیما را . مهجور ماندن نیما را باید به حساب عدم شناخت گذاشت همانگونه که سریال پایتخت می توانست بهتر باشد اما دوستان فکر کردند با حذف آن تمام مشکلاتنشان حل می شود . ما می گوییم گفتگو کنیم برای همین است متاسفانه هنوز یک استدلال منطقی در باره توهین آمیز بودن این سریال ارائه نکردند . مجددا حضئرتان را ارج می نهم

                            • شنبه 10 اسفند 1392-11:32

                              شما یه درصد فکر کن عوامل سریال پایتخت و رسانه ضرغامی و حمیدی به فکر خدمت به مردم مازندران بودن.آخه آدم تو سایت مازندنومه نون به نرخ نظر میذاره؟مدیر سایت بعد از درج نظرم ،خودش هر دو دقیقه یه منفی بهم میده.

                              • حسین اسلامی سارویپاسخ به این دیدگاه 22 17
                                شنبه 10 اسفند 1392-10:41

                                وقتی در یک سریال فقط یک نفر ادم خُل و چل آنهم فقط با دو واژه ی نسنجیده به مازندرانی ورود پیدا می کند یعنی توهین و تحقیر، اگر با ابعاد گوناگون و با زبان مازندرانی این سریال شکل می گرفت قطعاً حضور آنچنانی پذیرفتنی بود. مازندرانی فقط با این شکل مسخره و با این دو واژه ی بی معنی که نباید تعریف شود.

                                • شنبه 10 اسفند 1392-14:20

                                  جناب آقای اسلامی باید از خانواده هایی که بیماران آلزایمری دارند به خاطر خل و چل خواندنشان عذرخواهی کند . همه میدانند حسین اسلامی مسیر خوبی را در زبان مازندرانی نمی رود و فقط شعار میدهد ....

                                  • یک مارندرانیپاسخ به این دیدگاه 15 2
                                    شنبه 10 اسفند 1392-10:47

                                    استاد اسلامی . دقیقا این اشکال وارد است تکیه کلام هایی که در اغلب سریال ها و فیلم ها با موضوع طنز و کمیک رایج شده است و مختص این سریال هم نیست می توان برای رفع عیوب نظر داد و جایگزین کرد . ولی بیماری آلزایمر دلیل بر خُل و چل بودن افراد نیست کهولت و بعضی اختلالات باعث این بیماری می شود . دوست داشتم شما به عنوان استاد بنده به نیمه پر لیوان توجه میکردید که فرزند چگونه این پدر پیر را ترو خشک میکرد

                                    • باریک بینپاسخ به این دیدگاه 9 8
                                      شنبه 10 اسفند 1392-10:45

                                      دمت گرم استاد. یکی پیدا بشه به این آدمهایی که جوگیر میشن و اعفب خودشون فارسی حرف میزنن و تحت تاثیر جو ادای روشنفکری درمیارن بگه بابا با 4 تا کلمه و دیالوگ زبان تون نمی میره! اتفاقا داره به فرهنگ شما خدمت میکنه. همین نقی ناهار نخردمه یعنی اینکه کل ملت ایران دو کلمه مازنی یاد گرفتن. آدم باید خیلی ببخشید کورذهن باشه که بگه این سریال توفیق نداشته و خدمت نکرده به فرهنگ ما.

                                    • انديشه عرشياپاسخ به این دیدگاه 17 7
                                      شنبه 10 اسفند 1392-10:19

                                      صحبت من اين است آيا اينگونه سريالها به زبان آذري ساخته بشه قلم بدستان آن استان چه ميكنند 111/
                                      آقاياني كه ازژانرطنزو...دم ميزنين
                                      چرا از صفات خوب مردم مازندران سريال تعيه ميشه وجدانا بازخورداين سريال دراستان ما چيه ...بغير نقي ونهارنخردمه و..

                                      • باران رحمتپاسخ به این دیدگاه 9 10
                                        شنبه 10 اسفند 1392-10:43

                                        لطفا یک مورد از صفات بد مردم مازندران که در این سریال نشان داد را بگویید . مردم مازندران پر از صفات نیک هستند ولی در این سریال هم هرگز مردم مازندران را به صفات بد متهم نکردند شما مصداق بیاورید لطفا . در این نوشته ها نویسنده گفته است :
                                        (متاسفانه بسیاری از رفتارها و عواطف بومی ما مثل ارتباط عمیقا عاطفی بین پدر پیر و بیمار، با فرزند جوان متاسفانه تحت تاثیر زندگی و فرهنگ بیگانه در حال فروپاشی است اما مشاهده کردیم که رابطه نقی با عمو پنجعلی وجدان خوابیده این نسل را تلنگری دوباره زده است . ) چرا نظرات را بر اساس نوشته ها نمیدهید ؟

                                      • امیر سارویپاسخ به این دیدگاه 7 10
                                        شنبه 10 اسفند 1392-10:19

                                        درود بر احسان مهدیان

                                        • شنبه 10 اسفند 1392-10:4

                                          سپهر ...!!؟؟ نكن اينكارو برادرنكن مطلب من چه ربطي به شهردار داره ....مثل اينكه عبوري بد جوري جيزت داده نه

                                          • شنبه 10 اسفند 1392-10:42

                                            آقای عرشیا و اندشیه عرشیا، تو هنوز مشکلت با عکسهای چاله و چوله مهدیان از ساریه که انگار فحش ناموسی بوده برای شهرداری!! در حالی که عین واقعیت بود. حالا مهدیان بیچاره ر چی بنویسه تو میشی مخالفش! ربطش به عبوری اینه. وگرنه پایتخت سریال خوش فرم و زیباییه. پر از نکته و ظرایف و اندیشه و احساس. خیلی هم ما مازیها رو درست به تصویر کشیدهو موضوع چیز دیگه ایه آقای عرشیا.

                                          • علی رستمیپاسخ به این دیدگاه 6 0
                                            شنبه 10 اسفند 1392-9:46

                                            با تشکر از دوستان لطفا به این قسمت از نوشته این مطلب توجه فرمایید تا دقت نویسنده را از اسیب هایی که ممکن است در آینده باشد بفهمیم این را در دوران اصلاحات تجربه کردیم نگذاریم این بلاها دوباره سرمان بیاید :
                                            (لبته آنچه علی الظاهر در این موضعگیری ها نمود دارد بیشتر اغراض سیاسی و مقابله های به مثل است که از طرف هر جناحی صورت گیرد باعث توقفِ رشد و تاثیرگزاری هنر ما خواهد شد و بعید نیست مجددا راه را برای اجتماعات دیگر جهت توقف فیلم هایی که از مراجع قانونی مجوز دارند باز کند.
                                            اصلا چه کسی تضمین می کند این گرو کشی ها به نقطه ای زیانبار غیر قابل جبران سرایت نکند؟ به نظر می رسد باید اجازه دهیم از مته روی خشخاش گذاشتن ها پرهیز شود تا نشاط و سرگرمی های مثبت مردم به خون دل خوردن ها و اضطراب وتشویش مبدل نشود و مهم تر از همه با خستگی از برنامه های روتین اتوکشیده به سمت امواج غیر موجه آن طرف آبها کشیده نشوندکه بی تردید بعضی از عوامل تاکنون بازتابهایی این گونه داشته است و متاسفانه قابل کتمان هم نیست) دست مریزاد

                                            • سوادکوهی کیجاپاسخ به این دیدگاه 5 12
                                              شنبه 10 اسفند 1392-9:37

                                              در مورد ماجرایی که به قول معروف بختیاری ها رو به جنبش واداشت اینقدر ساده لوحانه و تعصبی و کودکانه به قضیه نگاه نکنید. اصل موضوع به اذعان خود عوامل در ابتدای امر این مسئله بود که صدا سیما با پخش این سریال مخالفت کرد چرا که در شکل گیری انقلاب نقش جریانهای دیگه پررنگ تر از جریانهای اسلامی نشون داده شده که با عدم رضایت تلویزیون ضرغامی مواجه شد به همین دلیل تنها راه پخش اون رو اضافه کردن و پرداختن بیشتر به نقش احزاب اسلامی دونستن یعنی باید سکانس هایی اضافه می کردن . نتیجه این شد که بیست قسمت باید اضافه میشد که با وضعیتی که هنرپیشه ها داشتن یعنی رفتن سر فیلم های دیگه ونیز پراکندگی عوامل عملا چه کاری بهتر از این که این قائله راه بیوفته تا خودبخود از سوی مردم موقتا قطع و از طرفی وقت برای اضافه کردن قسمت های مذکور فراهم شه. ...یه بار دیگه اثبات کردن از ساده لوحی سیاسی بسیاری برخوردارن و هنوز ازموده نشدن. گوسفند صفت نباشیم. از طرفی هم بعد از گلایه های بسیاری که از اقای رضایی از سوی همین...در انتخابات شد که موقع رای گیری سراغمون رو میگیری ؟؟؟؟؟؟ بالاخره باید برای جبران کارایی کرد!!!!!!! مثل داستانهای کارون سه - الودگی هوای خوزستان و متهم کردن دولت به بی مسئولیتی دراین راستا !!!! تا شاید در انتخابات بعدی دلشون رو بیشتر بدست بیاره. در مورد پایتخت من فقط یک سوال دارم این سریال چه ویژگیهایی از ما شمالیها رو نشون میده که زننده اس؟؟؟؟؟؟؟

                                              • شنبه 10 اسفند 1392-9:16

                                                دوستان ما جوگیر شدند!!هر چیز را به هر چیز وصل میکنند. نکته اینجاست که منتقدان حتی یه کتاب از سینما و تئاتر نخوندن. نمی دونن ژانر طنز چیه؟ البته خودشون شب عید می شینند و پایتخت رو تماشا میکنند و حال می کنند.اینجا جوگیر میشن

                                                • شنبه 10 اسفند 1392-8:20

                                                  ازماست كه برماست...
                                                  وقتي قلم بدستهاي ما اين طورباشند اين استان نه تنهاپيشرفت نميكنه بلكه برسرش ميكوبند...
                                                  آيا سابقه داره براي آدزي زبانها يا لرها ،كردها و...اين چنين برخورد كرده اند!!!
                                                  ديدين لرهاي عزيز چه كرده اند با بت چند ثانيه مطلب حالا درداخل استان باظرفيتهاي استان با كمك مسئولين استان اينچنين به فرهنگ وتاريخ مارا به سخره گرفتند
                                                  عوام هم فقط بالبخند وشوخي ميگن نهار نخردمه نقيييييييييييييييي
                                                  متاسفم

                                                  • باران رحمتپاسخ به این دیدگاه 5 10
                                                    شنبه 10 اسفند 1392-9:56

                                                    داداش من عرشیبا جان اون چاله پر شد و تمام شد هنوز از دست این خبرنگار ناراحت هستی ولش کن مسئله عوض شد . دوباره این مطلب را بخوان . الکی نگو!

                                                    • شنبه 10 اسفند 1392-9:20

                                                      اگه شهردار ساری بره از پشت صحنه این سریال بازدید کنه اونوقت عرشیا 15 خط در تعریف اون می نویسه!! بدون اینکه بدونه داستان چیه؟ یک تب ضدپایتخت اینجا درست شده، بدون اینکه بدونن اصل ماجرا طنز موقعیت و تصویر زندگی چند مازندرانی معمولیه. اونایی که دور و برمون کم نیستند. متاسفانه بعضی بزرگان هم تحت تاثیر فضا موضع می گیرند.بدون اینکه اصلا سریال را دیده باشند یا بدونن پشت صحنه چه خبره؟ متاسفم برای مردمی که می خوان بخندوننشون میگن نه ما را گریه بدین، نخندونین!

                                                    • مازندرانی پاسخ به این دیدگاه 11 6
                                                      شنبه 10 اسفند 1392-7:43

                                                      اقای عزیز شاید شما دوست داشته باشی... جوک بگن ولی مانه

                                                      • پایتخت دوستپاسخ به این دیدگاه 8 12
                                                        شنبه 10 اسفند 1392-9:17

                                                        قوی ترین سریال طنز همینن پایتخت است که با افتخار از زبان و فرهنگ ما می گوید. باید تندیس سازندگان انرا در سوادکوه ساخت. دمشون گرم

                                                      • شنبه 10 اسفند 1392-7:37

                                                        آقای مهدیان ما افکار عمومی هستیم و از این سریال پایتخت که توهین به مردم عزیز ما میکنه متنفریم...

                                                        • جمعه 9 اسفند 1392-23:23

                                                          آقاي مهديان! بايد پذيرفت كه هنوز هم دشت بي فرهنگي ما تمام علفهاش هرزه و وقتي علف هرز غذاي فرهنگي ما رو تأمين مي كنه ديدگاه هاي ماهم ناچار هرزه زبان ما و احساسات ما هم هرزه! يكي از اين علفهاي هرز شوخي با قوميتهاست. شوخي اگر صرفا شوخي باشه بله ولي متأسفانه مردم ما شوخي را نيمي از حقيقت مي دونند و براساس همين شوخي ها قضاوت مي كنند. يادتونه كه اون آقاي مسئول درباره زنان رشتي چي گفت ! يعني تا اين حد هم اثرگذاره! پس اين حساسيتها بي خود نيست! بيچاره ما مازندراني ها كه مدافع نداريم. تهراني ها كم كم دارند جاي خالي رشتي ها و تركها را با ما پر مي كنند!!!

                                                          • برای بیانی عزیزپاسخ به این دیدگاه 8 7
                                                            جمعه 9 اسفند 1392-23:59

                                                            حرکت و کلام ناپسند هر سوی هر شخصی و یا هر مقامی ناپسند است مطمون باشید افکار عمومی پاسخ شایسته ای به آن میدهند بنده نیز ضمن پذیرش بسیاری از نقد ها بیشتر نوع روش انتقادی را از حالت اعتراض و تجمع به شیوه های مسالمت آمیز ترغیب می کنم قید نقد پیش از پخش و بعد از بخش نشانگر این است که هوشیاری منتقدین ما یا واقع بینی آنان نیز مورد ازیابی افکار عمومی قرار گیرد .در رابطه با دیگر چالش ها هم راه حل بهتریست تا بر هم زدن قاعده بازی با خشونت و ... ممنونم


                                                          ©2013 APG.ir