تعداد بازدید: 3733

توصیه به دیگران 1

جمعه 16 تير 1385-0:0

باغي در كندلوس

گفت و گو با ايرج كريمي كارگردان فيلم باغ هاي كندلوس


گفت و گو با ايرج كريمي چندين بار و به دلايل مختلف- چه به خاطر دغدغه هاي كاري و روزانه كريمي و چه به خاطر بدقولي هاي ما(!)- به تعويق افتاد ولي سرانجام در يك بعدازظهر گرم، اين مصاحبه شكل گرفت.

 ايرج كريمي از جمله كارگرداناني است كه هرچند تا به امروز سه فيلم "از كنار هم مي گذريم"، "چند تار مو" و "باغهاي كندلوس" را كارگرداني كرده، اما همچنان در بيشتر محافل و گفتگوها از او به عنوان يك منتقد سينما ياد مي شود. كريمي از جمله كارگرداناني است كه به سينماي مؤلف معتقد است، اما فيلم مؤلف را قبول ندارد!

- آقاي كريمي آيا دليل كم كاري شما در سينما به خاطر نگاه خاصي است كه به اين مقوله داريد يا شرايط كاري سينماي ايران به شما اجازه نمي دهد؟

شرايط واقعاً به من اجازه كار نمي دهد. پس از نمايش "باغهاي كندلوس" در جشنواره فيلم فجر، بلافاصله اقدامهاي اوليه براي شروع فيلم جديدم را آغاز كردم، ولي متأسفانه نشد! من فكر مي كردم پس از تجربه "باغ هاي كندلوس" كه هم براي من و هم براي فارابي از لحاظ محتوا و ساخت فيلم كم هزينه و خوشايندي بود، منتظر هموارتر شدن همكاريها باشم، ولي متأسفانه در كشور ما هميشه بايد از نقطه صفر شروع كنيم!

 من در اين فاصله سناريويي ارايه دادم و بعد از گذشت يك سال فارابي تشخيص داد سناريو معناگراست و آن را به شوراي معناگرا ارايه داد و خلاصه اينكه بعد از هشت يا نه ماه بلاتكليفي، در نهايت اتفاقي نيفتاد و وامي هم كه قصد داشتند ارايه كنند يك وام عادي بود كه براي هر فيلمي درنظر مي گرفتند كه طبيعتاً تهيه كننده من هم با آن وام ناچيز نمي توانست كار را شروع كند. پس از آن، سناريو را به يك تهيه كننده بخش خصوصي دادم و ايشان هم به سهم خود مدت شش ماه ما را بلاتكليف گذاشت و عملاً به دليل مشكلات مالي كه بر سر توليد فيلم ديگري برايش پيش آمد، اعلام كرد كه آمادگي تهيه فيلمنامه را ندارد!

-تكليف فيلمنامه چه شد؟ فيلمنامه در اختيار خودم است، چرا كه با هيچ جا قراردادي براي آن نبستم، ولي منظورم از گفتن اين مسايل اين است كه در اين مدت از پا ننشستم و مشتاق بودم واقعاً كاري انجام بدهم، ولي عملاً نشد!

فكر مي كنم بي دليل نيست كه تعداد زيادي از فيلمسازان سينما رو به تلويزيون آورده اند. پيش از نوروز، اخباري در خصوص نمايش فيلم از شبكه دوم مطرح بود.

-شما آن را شنيديد؟

بله! من پس از شنيدن خبر، با واحد بازرگاني فارابي وارد صحبت شدم و از سوي تلويزيون هم با من تماس گرفتند كه براي انجام جلسه اي جهت بحث و بررسي پيرامون فيلم به آن جا بروم، چون قرار است فيلم از تلويزيون نمايش داده شود كه من از شنيدن آن يكه خوردم!

به هرحال، حق پخش تلويزيوني اين فيلم مربوط به بنياد سينمايي فارابي است و طبق قراردادي كه با تهيه كننده فيلم- شجاع نوري- داشتم، ايشان ملزم بود ظرف شش ماه الي يك سال فيلم را اكران كند كه اين اقدام انجام نپذيرفت و بنياد سينمايي فارابي هم عنوان كرد كه نمي تواند صبر كند، چرا كه شايد تا 20سال ديگر تهيه كننده فيلم را اكران نكند!

به هرحال، صحبت هايي شد و زمان كوتاهي در اختيارمان قرار گرفت تا تلاش جدي تري براي اكران فيلم صورت بگيرد كه خوشبختانه نتيجه داد و فيلم به نمايش عمومي رسيد.

- آيا آنچه امروز در نمايش عمومي فيلم "باغهاي كندلوس" ديده مي شود، همان "باغهاي كندلوس" نمايش داده شده در جشنواره فجر است؟

متأسفانه نه! و از همه بدتر آنكه متأسفانه من در نمايش عمومي فيلم با اين مسأله روبرو شدم! من از ارشاد به خاطر اين مميزي گله مند هستم، چون ما در زمان نمايش جشنواره اي فيلم با آنها به توافق رسيده بوديم و مميزي را كه به شخصه در فيلم اعمال كردم، به حدي بود كه هم نظر ارشاد را تأمين كرد و هم به فيلم لطمه زيادي نخورد، ولي مميزي كه در حال حاضر در فيلم اتفاق افتاده باعث پرش آن گرديده است، اما گله بيشتر من از شخص تهيه كننده فيلم است كه بنده را به عنوان مالك معنوي اثر و همين طور به عنوان شريك (به همراه محمدرضا فروتن) اصلاً در جريان اين مسأله قرار نداده بود تا همگي تلاش كنيم پرشهاي فيلم را تا حد امكان كمتر كنيم.

دراين خصوص، من رويه صداوسيما را مي پسندم كه هر نوع مميزي را با كارگردان درميان مي گذارد. شما در بين صحبتهايتان به مسأله سينماي معناگرا يا سينماي خاص اشاره كرديد. درخصوص نياز و جايگاه سينمايي، با اين تعريف نظرتان چيست؟ اين بحثي بسيار گسترده است، ولي به نظرم "سينماي خاص" ديگر تبديل به نامي مثل "بيماريهاي خاص" شده!

سينماي خاص يك چيز بي معناست و معتقدم اين اصطلاح را كساني كه انحصار توليد و پخش فيلم را سالها در دست داشته اند، به راه انداخته اند تا اين فيلمها را ضعيف و رنجور و بي بهره از حمايت مردمي جلوه بدهند تا همچنان انحصار را نزد خودشان نگه دارند كه من با چنين عملكردي موافق نيستم و پيشنهاد مي كنم اسم "سينماي نوگرا" را بر روي اين فيلمها بگذاريم.

 در مورد سينماي معناگرا به هرحال هر سازماني براي خود يكسري تقسيم بندي هايي دارد كه در بهترين صورت مي تواند مثل نوعي تقسيم كار باشد. واقعيت اين است زماني كه من سناريو مي نويسم ديگر تعيين نمي كنم اين سناريو قرار است معناگرا باشد يا... بلكه سازمان آن را تعيين مي كند وگرنه براي من كه اثرم را ارايه داده ام، اين مسأله تفاوتي نمي كند و بيشتر توقع حمايت و يارانه دولتي را دارم.

اما دراين بين گروهي معتقدند سينماي معناگرا بيشتر جنبه تشريفاتي دارد و بسياري از كارگردانان و تهيه كنندگان چندان تمايلي به قرار گرفتن فيلمشان در اين بخش ندارند؟ نخير! اتفاقاً من شنيده ام حمايتهاي ويژه اي از بخش معناگرا صورت مي گيرد و طبيعتاً هر تهيه كننده و كارگرداني براي بهره مندي از اين حمايتهاي ويژه خوشحال مي شود فيلمش در اين دسته قرار بگيرد.

- پس چرا "باغهاي كندلوس" را به اين بخش نداديد؟

 زماني كه "باغهاي كندلوس" را به بخش فرهنگي فارابي ارايه دادم، هنوز بخش سينماي معناگرا تأسيس نشده بود و در واقع سينماي "هنر/ تجربه" بود و وقتي به آنجا ارجاع شد، رئيس آن تهيه كننده همين فيلم "باغهاي كندلوس" بود.

- شما تا به امروز سه فيلم كارگرداني كرده ايد. آيا اين سه فيلم در يك خط قرار دارند يا هركدام فيلم مستقلي هستند؟

تشخيص اين قضيه برعهده خود من نيست! اين كار را ديگراني كه فيلم را مي بينند بايد عنوان كنند. به هرحال، اين سه فيلم از يك جنس سينما هستند و من تلاشم براي پيدا كردن يك بيان و پرداخت نو در عرصه سينماست.

-"باغهاي كندلوس" قصه هاي مختلفي در خود دارد. نمي شد هركدام از اين داستانها به صورت مستقل تبديل به فيلم شوند؟

نخير! ببينيد وقتي شما يك رمان(حتي مدرنش را) مي خوانيد، شاهد مجموعه اي از خرده داستانها در آن هستيد؛ اما متأسفانه در ايران و بخصوص از آنجا كه تلويزيون دقيقه اي پول مي دهد، دوستان فيلمساز داستاني را كه ظرفيت يك فيلم كوتاه را دارند، به يك سريال 26قسمتي تبديل مي كنند!

در چنين فضايي ممكن است كاري كه من مي كنم عجيب و غريب به نظر برسد. بعضي ها حتي معتقدند من دارم قصه ها را حيف مي كنم، چون فكر مي كنند مثلاً مي شد از دل فيلم "از كنار هم مي گذريم" دو تا سه سريال درآورد و پول بيشتري به جيب زد! درحالي كه من چنين اعتقادي ندارم و در فيلم "باغهاي كندلوس" عشق آبان و كاوه بايد به همين شكل نشان داده مي شد تا حسرت آن سه مرد كه به مرز سرگشتگي در زندگي شان رسيده اند، معنا پيدا كند و براي تماشاگر ملموس شود(qudsdaily)
فرستنده:محمدحسين ملايي كندلوسي - (kandelous_village@yahoo.com)



©2013 APG.ir