میراث مکتوب مازندران زیر ذرهبین پژوهشگران؛ از نسخهشناسی تا واکاوی شیوه تاریخنگاری مرعشی
نشست تخصصی بررسی کتاب «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» اثر میرظهیرالدین مرعشی و تصحیح برنهارد دارن، با حضور جمعی از پژوهشگران تاریخ و نسخهپژوهان در مازندران برگزار شد و در آن، ضمن بررسی نسخههای خطی و روند تصحیح این اثر، ابعاد تاریخنگاری، بینش تاریخی و جایگاه میرظهیرالدین مرعشی در روایت تاریخ مازندران مورد واکاوی قرار گرفت.

مازندنومه، کلثوم فلاحی: در نشست تخصصی بررسی کتاب «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» اثر میرظهیرالدین مرعشی و تصحیح برنهارد دارن، سید رحیم موسوی؛ مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مازندران، سید مقداد طاهرپور؛ پژوهشگر اسناد و نسخهپژوه، نبیالله باقریزاد؛ پژوهشگر تاریخ مازندران و مصطفی مجد؛ استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ مازندران، به ارائه دیدگاههای خود درباره این اثر تاریخی پرداختند.
ضرورت بازخوانی میراث مکتوب مازندران و گلستان
مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی مازندران در ابتدای این نشست، با تاکید بر ضرورت معرفی و بازخوانی آثار مکتوب بومی، شکلگیری این مجموعه نشستها را نتیجه توجه به سرنوشت میراث مکتوب مازندران و گلستان دانست.

سید رحیم موسوی با اشاره به الگوبرداری از برنامه «صد کتاب ماندگار قرن» اظهار کرد: ایده برگزاری این رویداد از این پرسش آغاز شد که کتابهای بومی که با آنها زیستهایم، چه سرنوشتی پیدا میکنند و چگونه میتوان زمینه معرفی و بازخوانی آنها را فراهم کرد.
وی افزود: بر همین اساس تصمیم گرفتیم بستری مستقل برای معرفی و بررسی کتابهای اثرگذار منطقه ایجاد کنیم و انتخاب کتاب «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» برای نخستین نشست نیز بر مبنای جایگاه ویژه این اثر در تاریخ مکتوب مازندران صورت گرفت.
موسوی با اشاره به برنامهریزی برای برگزاری ماهانه این نشستها گفت: هدف آن است که فرصتی مستمر برای معرفی، بررسی و بازخوانی میراث مکتوب مازندران و گلستان فراهم شود.
۲۶ نسخه خطی از تاریخ تبرستان در کتابخانههای ایران و جهان
در بخش دیگری از نشست، پژوهشگر اسناد و نسخهپژوه، به بررسی نسخههای خطی کتاب «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» در کتابخانههای ایران و جهان و همچنین شیوه تصحیح این اثر توسط برنهارد دارن پرداخت.

با اشاره به شناسایی ۲۶ نسخه از این کتاب در مجموعههای مختلف گفت: ۱۰ نسخه از این اثر در کتابخانههای خارج از کشور نگهداری میشود که سه نسخه در روسیه و دو نسخه در انگلستان قرار دارد.
به گفته وی، از نسخههای شناساییشده در داخل کشور، هشت نسخه در تهران، پنج نسخه در قم و هرکدام یک نسخه در شهرهای یزد، شیراز و مشهد نگهداری میشود.
این نسخهپژوه با اشاره به انگیزه برنهارد دارن برای تصحیح کتاب اظهار کرد: دارن از سر علاقه به سراغ تصحیح این اثر رفت و هدفش این بود که کتاب در گمنامی باقی نماند. او در سال ۱۸۲۵ و در ۲۰ سالگی مدرک دکترا گرفت و پس از آن به پژوهش در زبانهای شرقی پرداخت.
وی با بیان اینکه دارن برای تصحیح این کتاب به منابع متعددی مراجعه کرده است، افزود: او اشاره میکند که برای اطمینان از ضبط صحیح نامها و اطلاعات تاریخی، حدود ۳۴ کتاب از مجموعه منابع تاریخ اسلام عمومی و تاریخ مازندران را بررسی کرده که حدود ۲۰ عنوان از آنها نسخههای خطی بودهاند.
طاهرپور در ادامه به چاپهای منتشر شده از این اثر پس از تصحیح دارن اشاره کرد و گفت: پس از کار دارن، سه چاپ از این کتاب در ایران منتشر شده است.
به گفته وی، نخستین چاپ را عباس شایان در سال ۱۳۳۳ در بنگاه مطبوعاتی امیرکبیر منتشر کرد. در این چاپ، متن مطابق نسخه دارن، حروفچینی شد، مقدمه آلمانی او به فارسی ترجمه و یادداشتهایی از احمد کسروی و سعید نفیسی نیز به کتاب افزوده شد.
وی افزود: چاپ دوم به کوشش محمدحسین تسبیحی منتشر شد که در مقدمه آن مقالاتی درباره تاریخ طبرستان آمده است. چاپ سوم نیز توسط یعقوب آژند بهصورت افست از کار دارن منتشر شد و مقدمهای درباره تاریخنگاری میرظهیرالدین مرعشی داشت.
این پژوهشگر در پایان با تاکید بر ضرورت بازنگری در متن کتاب خاطرنشان کرد: با وجود انتشار این چاپها، معتقدم «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران» همچنان به تصحیح مجدد و پژوهشی نیاز دارد.
پیوستگی متن؛ شاخص مهم در شناخت تاریخنگاری مرعشی
در ادامه، نبیالله باقریزاد به بررسی روش تاریخنگاری و بینش تاریخی میرظهیرالدین مرعشی پرداخت و با اشاره به ضعف رویکردهای روشمند در مطالعات تاریخی مازندران گفت: در حوزه تاریخنگاری و تاریخنگری در مازندران با فقر روشی قابل توجهی مواجه هستیم و هنوز شیوهای منسجم و روشمند برای بررسی آثار تاریخی در استان شکل نگرفته است.

وی با تاکید بر ضرورت نظریهمحوری در نقد آثار تاریخی اظهار کرد: شاید یکی از ایرادهای کار پژوهشگران ایرانی این باشد که کمتر نظریهمحور کار کردهایم. نقد کتابهای تاریخی نیز در بسیاری موارد فاقد چارچوب نظری است؛ در حالی که نظریه به پژوهشگر کمک میکند هدفمند به سراغ واقعیتها برود و الگویی برای ارزیابی اثر در اختیار داشته باشد.
این پژوهشگر با تفکیک ۲ مفهوم تاریخنگاری و تاریخنگری توضیح داد: تاریخنگاری را میتوان بهعنوان روش و تاریخنگری را بهعنوان بینش در نظر گرفت. در بررسی تاریخنگاری، موضوعاتی مانند سبک نگارش، منابع، جرح و تعدیل روایتها، پیوستگی متن و برجستهسازی یا به حاشیه راندن روایات اهمیت دارد.
باقریزاد، پیوستگی متن را یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی آثار تاریخی دانست و با اشاره به نظریه پیوستگی متن براون و یول گفت: در این رویکرد، نحوه ارتباط بخشهای مختلف یک اثر با یکدیگر بررسی میشود و میزان انسجام میان موضوعات و روایتها مورد سنجش قرار میگیرد.
وی در تشریح معیارهای تشخیص پیوستگی متن، به موضوعنگاری رویدادها، استفاده از گزارههای دلالتگر و بهکارگیری زمان سامانمند اشاره کرد و افزود: مورخ از طریق این ابزارها میتواند ارتباط میان بخشهای مختلف روایت را برای مخاطب روشن کند و به متن انسجام ببخشد.
باقریزاد با بیان اینکه این ویژگیها در اثر میرظهیرالدین مرعشی بهخوبی قابل مشاهده است، تصریح کرد: هر سه مولفه یاد شده، حتی بیش از کتاب «تاریخ طبرستان» ابن اسفندیار، در اثر مرعشی دیده میشود.
وی همچنین با اشاره به تحول شیوه روایت در آثار این مورخ گفت: تاریخنگاری میرظهیرالدین مرعشی از مرحله مکانیکی عبور کرده و به سطحی ارگانیکی یا دینامیکی رسیده است؛ موضوعی که بهویژه در بخش دوم کتاب و روایت تاریخ خاندان خودش نمود بیشتری دارد.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنانش، به بررسی بینش تاریخی مرعشی پرداخت و گفت: در تاریخنگری باید علاوه بر مولف، مولفههایی همچون بینش تاریخی، هویتی، سلطنتگرایانه، انتقادی، تقدیری و مذهبی او را نیز بررسی کرد.
وی با اشاره به ابعاد هویتی اندیشه مرعشی افزود: در روایت او، هویت ابتدا در سطح جهان اسلام و تشیع مطرح میشود و سپس به سطح ملی، منطقهای و خاندانی میرسد. در این چارچوب، میان تاریخ ایران، طبرستان و مازندران، پیوند برقرار میشود و سرزمین، خاندان و دین در قالب یک مثلث هویتی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
باقریزاد خاطرنشان کرد: مرعشی تشیع اثنیعشری را حرکتی از ظلمت به سوی عدالت معرفی میکند و آن را راهی برای خروج مازندران از شرایط سیاسی و اجتماعی زمانه خود میداند.
میرظهیرالدین مرعشی؛ مورخی در متن رویدادهای تاریخی
در بخش پایانی این نشست، مصطفی مجد، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ مازندران، به بررسی موقعیت میرظهیرالدین مرعشی در روایت تاریخ خاندان مرعشی پرداخت.
وی با بیان اینکه مرعشیان در سه مقطع تاریخی بر مازندران حکومت کردند، اظهار کرد: دوره پیش از حمله تیمور، دوره بازگشت تبعیدیها به مازندران و دوره ظهور صفویان از جمله مقاطع مهم حکومت مرعشیان در این منطقه است.
مجد با تاکید بر اینکه میرظهیرالدین مرعشی را نمیتوان صرفا یک راوی بیرون از رویدادها دانست، گفت: به اعتقاد من، باید او را مورخی دید که خودش نیز بخشی از همان تاریخ است؛ بنابراین وقتی رویدادی را گزارش میکند، در واقع بخشی از موضع و جایگاه خودش را نیز بازتاب میدهد.
وی با اشاره به روایت مرعشی از خاطرات کودکی و ترک مازندران توسط پدرش افزود: او حتی از پنجسالگی خود و ماجرای خروج پدرش از مازندران و درخواست همراهی خانواده با او یاد میکند. این موضوع نشان میدهد برای شناخت روایتهای او باید موقعیت تاریخی و اجتماعیاش را نیز در نظر گرفت.
این پژوهشگر تاریخ تاکید کرد: برای فهم دقیقتر روایتهای میرظهیرالدین مرعشی باید مشخص شود که او در کجای معادلات تاریخی قرار داشته است؛ میان مردم و حاکمان یا میان ارزشهای ملی و محلی. پاسخ به این پرسش میتواند در شناخت زاویه دید و موضعگیریهای او در روایت تاریخ مرعشیان و مازندران موثر باشد.
این نشست با طرح مباحثی از نسخهشناسی و تاریخ تصحیح تا روششناسی تاریخنگاری و تحلیل بینش تاریخی، فرصتی برای بازخوانی یکی از مهمترین منابع تاریخ مازندران فراهم کرد؛ اثری که همچنان ظرفیتهای پژوهشی فراوانی برای بررسی تاریخ سیاسی، اجتماعی و هویتی تبرستان و مازندران در خود جای داده است.