تعداد بازدید: 408

توصیه به دیگران 4

يکشنبه 3 بهمن 1395-9:1

وقتی شهردار به فکر صندلی بالاتر است

شهردار تهران نزدیک به دو دهه مشغول دست یابی به کرسی بالادستی است که بالطبع، او و اتاق فکرش را به جای این که به وظایف و مشغله های سازمانی اش تمرکز دهد، به رویای صندلی بزرگتر معطوف می دارد/ مردم ایران خوب می فهمند که آتش نشان های شهید، در میان شعله ناآگاهی مافوق های خود سوختند.


 مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، قاسمعلی ایران منش، فعال فرهنگی: ساختمان پلاسکوی 53 ساله تهران و اولین برج 17 طبقه ایران بر اساس یک آتش سوزی و نبود استاندارها بر سر ناجیان و مردم و خودش فرو ریخت و دستان غم میلیون ها ایرانی را در بغل فرو نشاند.

در تخصص من نیست که بخواهم برای این حادثه غم انگیز و حوادثی از این نمونه، نقدی جامع و چند سویه داشته باشم. همچنین سر آن ندارم از روی کینه، عناد و دشمنی به کسی، بر اساس تفکر گروهی و حزبی حمله ور شوم و سهم عده ای را در صعودها و سقوط ها نادیده گرفته و به عده ای خاص نسبت دهم. به عنوان یک شهروند برایم سوال است که چرا در کشور ما هر کس بر صندلی ای که نشسته است به فکر کرسی ای بالاتر می افتد؟

ترقی و پیشرفت در جوهر هر شخصی وجود دارد، همچنان که وجدان هم وجود دارد و باید نسبت به آنچه را که عهده دار شده است، تمام تلاش و همت خود را جهت ارتقای سطح کمی و کیفی آن به کار گیرد، نه  این که آن مجموعه و سازمان را نردبان صعود به پست های بالاتر برای خود، خودی ها و اطرافیانش قرار دهد که در واقع خویش و همراهان را از پرداختن به اصل وظیفه باز می دارد.

این آسیبی است که متاسفانه در جلد مسئولان کشور ما نفوذ کرده و به سادگی هم از بین نمی رود و تمام تلاش مسئول محترم را معطوف به این ارتقای کاذب می کند که عموما و غالبا کرنش هایی در برابر بالادستی ها و تکبر هایی را برای فرو دستی ها رقم می زند .

تحلیل نگارنده از این زاویه دید است که پلاسکو  قربانی این بازی های غیر اخلاقی در کشور ما و متاسفانه فرهنگ روزگار ما و دغدغه بالادست طلب ها شده است که توان ها را برای بالا نشینی ها می برد. آسیبی که وظیفه اصلی مدیر بالا دست نگر می زند، هزینه اش را مردم باید بپردازند.

شهردار تهران که از منظر نویسنده استعدادهایی هم برای پذیرفتن مسئولیت دارد، قریب به دو دهه مشغول دست یابی به کرسی بالادستی است که بالطبع، او و اتاق فکرش را به جای این که به وظایف و مشغله های سازمانی اش تمرکز دهد، به رویای صندلی بزرگتر معطوف می دارد. این مسئله با توجه به شرایط غیر شایسته سالاری، قابل تحمل نیست، در صورتی که  کشور جهت پیشبرد امور، سیاست و توان مضاعفی را می طلبد صرف نظر از اتاق در بسته ای که مشغول تقسیم غنائم و تملک های آن چنانی هستند.

از این واقعه ی غمبار باید عبرت گرفت و برای این گونه تهدیدها و چالش ها و نظایرآنها راهکارهایی علمی و عملی در دستور کار قرار دهیم و چاره جویی کنیم که تهران بیش از 10 میلیون جمعیتی اگر دچار واقعه ای مثل زلزله و مانند این ها شود، چه پیش خواهد آمد؟

محمدباقر قالیباف باید بداند یک شهردار کارآمد بودن خیلی بهتر از یک شهردار 10 سال منتظر رئیس جمهوری شدن است.  .

شهردار خلبان تهران باید بداند مهارت های فراوان داشتن خیلی خوب است، اما مسئولیتی را که جان و مال و ناموس مردم را در بر می گیرد، به نیکویی به سرانجام رساندن مناسب تر است. بنابراین او باید یا شهردار باشد و یا یک کاندیدای بالقوه تا برای چالش های تهران برنامه داشته باشد.
 
پلاسکو فروریخت چون استانداردها رعایت نشد، چون هر بار هشدارها خریداری شد، چون مالک را بی جهت مورد گذشت قرار داده اند و شاید از آن زیرمیزی هایی که الآن رومیزی شده مورد داد و ستد قرار گرفت و چون....

قصد انتقام گیری نداریم، اما مردم ایران خوب می فهمند که آتش نشان های شهید، در میان شعله ناآگاهی مافوق های خود سوختند، که ای کاش این شهادت هم وطنان هشداری شود برای همه ی مسئولان که در انتصابات تخصص را هم به حساب آورند و اهمیت صندلی ای را که بر آن نشسته اند، درک کنند.

خداوند شهدای حادثه ی پلاسکو را غریق رحمت کند و به خانواده های شان صبر دهد و به مسئولان هم طاقت و تحمل نداشتن حسرت برای صندلی و کرسی بالاتر دهد تا به وظایف خود بیشتر توجه داشته باشند .

 


  • شنبه 9 بهمن 1395-9:58

    وقتی مازندنومه برای دستیابی به برکات بیشتر از دولت تحمیق و یاس، دست به تخریب یکطرفه می زند. کاسه لیسی برای روحانی تا کی.

    • شنبه 9 بهمن 1395-10:35

      مگر غیر اینکه قالیباف سالها در سودای ریاست جمهوری هست؟؟؟؟!!!!!!!!

      • دوشنبه 18 بهمن 1395-9:10

        موضوع خوب بودن و یا بد بودن قالیباف نیست، موضوع نگاه یک جانبه ی وبگاهی است که حس بد بیشعوری را در وجود آدم می انگیزد. قالیباف هم مثل روحانی از نامدیران رانت خوار ایران هستش که دغدغه ای جز قدرت و یا ثروت نخواهد داشت.

    • سه شنبه 5 بهمن 1395-11:52

      وقتي حادثه قطار در سمنان اتفتق افتاد چگونه برخورد شد: گفته شد الان موقع اين حرفها نيست؟ به وزير راه همانند رياست شوراي شهر تهران فرصت مناسبي براي بيان و دفاع داده شد؟ خطيب محترم نماز جمعه كه حتي از استعفا مديرعامل را آهن قانع نشد و خواستار محاكمه مديرعامل راه آهن شده بود در جمعه بعد حادثه دهشتناك پلاسكو سخني جز ايثار نيروها و مورد خطاب قرار دادن ساكنين ساختمان پلاسكو در رعايت از قبل ايمني سخني مطرح شد؟
      براستي چرا از مالك ساختمان پلاسكو هم صحبتي نمي شود؟

      • دوشنبه 4 بهمن 1395-14:7

        ..خشت مشتک نزاشتی برای خودت..خخخخخخخخ

        • دوشنبه 4 بهمن 1395-10:22

          جناب ایران منش لطفا اصلاح کنید ایشان یعنی سردار قالیباف خلبان بیش از 10 سال یعنی قریب به پانزده سال سودای ریاست جموهوری دارند و الان هم دارند خودشان را آماده می کنند ولی بنظرم قضیه املاک و این آتش به دامنش افتاد و انشاالله عاقلانه تصمیم خواهد گرفت .
          خدا کنه بعد از این نره خلبانی نکنه که اونجوری مردم را به کشتن بده .

          • دوشنبه 4 بهمن 1395-10:18

            بنظرم مثلا من، اگر شهردار خوبی باشم و مسئولان امر تشخیص دهند به صورت طبیعی استاندار هم می شوم بنا بر این وقتی کسی به دنبال من نمی آید معنایی دارد که باید متوجه شوم و آن اینکه من شهردار خوبی نیستم که به من رجوع نمی شود و یا شهردار خوبی نیستم که مردم در انتخابات رئیس جمهوری انتخابم نمی کنند .
            الهی به اینها عقل و به من سلامتی عطا کن .

            • دوشنبه 4 بهمن 1395-8:13

              اتفاقا یاد شهردار شهر خودم ساری افتادم ...از روز اول می خواست استاندار بشه بعدش نماینده ...هی به این تاخت هی به اون تاخت آخرش هم یک شهرداری ورشکسته باقی گذاشت .

              • يکشنبه 3 بهمن 1395-13:32

                آفرین. به نکته ای جالب و مهم اشهره کردید. در کنار آن شورای شهر هم است که یاید ناظر عملکرد مدیران شهری باشد. اما این شورا مرکب است از چند هم حزبی، چند ورزشکار و چند آوازخوان. همچنین است ادارات دیگر. در این بین مردم و جوانان باید تاوان این بی تدبیری را با ایثار خود پاسخ دهند.
                ایثار در مقابل بی¬تدبیری (نگاهی به فاجعه پلاسکو): فیلم¬های آماتوری که از زوایه¬های مختلف از فاجعه پلاسکو منتشر شده است نشان از غیر حرفه¬ای گری در اتفای حریقی به این گستردگی است. این نقیصه نه متوجه آتش نشانان بی¬مدعا، جان برکف، انسان دوست، از خود گذشته و والا مقام -که زبان و نوشتار از توصیف رشادت آنها قاصر است- بلکه متوجه مدیران و کارشناسان این سازمان است. سوالی مهم اما تا کنون بی¬پاسخ این است که وقتی گرما آنقدر زیاد است که آهن را ذوب می¬کند و سازه¬های آهنی را می¬پوکاند - همه تقریباً می¬دانیم که برای ذوب شدن سازه¬های آهنی زمان زیادی لازم است- ، آتش نشانان چه کار می¬توانستند بکنند. این افراد بی دفاع در آن حرارات و دود غیر قابل توصیف چه حال و روزی داشتند. ما تنها از بیرون و از دریچه دوربین¬های غیر حرفه¬ای به فاجعه نگاه می¬کنیم، از همین زوایا و فاصله نیز مشخص است که در درون ساختمان، ساعتها قبل از فروریختن، وضعیت وحشتناک است. تصور می¬رود بسیاری از این عزیزان قبل از لحظه¬ای که همه آن را دیدیم، جان پاک خود را فدا کرده بودند یا در اثر دود و گرما توان خود را از دست داده بودند. طبیعی ه است که شعله¬های آتش یکباره به این حد از تخریب کنندگی نرسیدند و وحشی نی¬شوند که همه چیز را ببلعند.در نتیجه آنهایی که در بیرون از ساختمان بودند، می¬توانستند تدابیر – این کلمه لعنتی دست نیافتنی- لازم را برای نجات این عزیزان اتخاذ کنند. چرا آنها - مدیران و کارشناسان – از این لحظه¬های طلایی استفاده نکردند تا جان همکاران بی دفاع خود را نجات دهند. شاید پاسخ دهند که ارزیابی درستی از آتش نداشتیم یا وسایل و دانش لازم را برای ارزیابی آن را نداشتیم- و اگر شهامت این پاسخ را داشته باشند!- در این صورت سوال جدی تر مطرح می¬شود: چرا؟ چرا نمی¬توانیم از ابعاد مسئله¬ای که در پی حل آنیم، آن هم مسئله¬ای که با جان انسان¬ها، جان کارمندان و نیروهای خودمان مرتبط است، ارزیابی درستی داشته باشیم؟
                اما، این بُعد فاجعه کمرنگ جلوه داده می¬شود و بر عکس بر ایثار، از خودگذشتگی و جانفشانی جان دادگان تأکید می¬شود. در ارزش¬مند بودن از خود ایثارگذشتگی به خصوص در این دوره شکی نیست، اما نباید از آن به برای لاپوشانی بی¬تدبیری¬ها استفاده شود. چرا و تا کی باید جوانان و اقشار پائین جامعه با ایثار خود، با نادیده گرفتن مصاعب و مشکلات جامعه سپر بلای بی¬تدبیرهایی به نام مدیران و مدبران جامعه شوند.

                • يکشنبه 3 بهمن 1395-12:33

                  شهردار فعلی بابل هم بدنبال صندلی بالاتر است

                  • يکشنبه 3 بهمن 1395-9:50

                    در کشور ایران این روال عادی شده است که حسرت صندلی بالاتر را بخوریم و شب و روز را در سودای آن سپری کنیم و برایش پیش هر کس و ناکس قد خم کنیم .


                    ©2013 APG.ir