تعداد بازدید: 564

توصیه به دیگران 5

جمعه 25 فروردين 1396-20:34

حال ناخوش ساری به روایت قاسمعلی ایران منش

ساری؛ از حال بد به حال خوب

نخبگان ساروی عطایش را به لقایش بخشیدند و بقایای آثار کهن و باستانی را با "حسین اسلامی" تنها گذاشتند/ برای مظلومیت ساری همین بس که غلامرضا کبیری ها و محمد دنیوی ها و احمد بختیاری ها و... در آرامگاه ملامجدالدین گم شده اند، چون قطعه ای به نام هنرمندانش نداریم!


مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، قاسمعلی ایران منش، کارشناس ارشد برنامه ریزی گردشگری و دبیر ستادهماهنگی اوقات فراغت شهرستان ساری: فکر کنم با من هم نظرید که این سالها و روزها، ساری حال و روز خوشی ندارد، ساری ای که روزگاری جایگاه پایتختی را مزمزه کرده و سرسلامت و شاداب بوده، امروزه رنجور، نحیف، سردرگم و تب دار است.

ساری، مرکز استان مازندران به عنوان یکی از کهن ترین شهرهای شمال ایران با حقیقت خود فرسنگ ها فاصله گرفته است و برخلاف دیگر مراکز استان کشور که فاصله ای قابل ملاحظه ای با دیگر شهرهای خود دارند ساری در بسیاری از شاخص ها حتی از شهرهای همجوار خود عقب مانده تر است.

بیان این گونه، مغایر با زحمات و تلاش مسئولان حاضر و گذشته شهر ساری نیست، بلکه هدف دست نیافتن شهر ساری به جایگاه واقعی اش است که گواه این ادعا می تواند نیم نگاهی به گذشته ساری باشد که در آن سال ها، در جایگاه شایسته تر و آبادتری قرار داشت.

رونق اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، بهداشتی و علمی سرآمد این شهر به عنوان قلب تپنده، نه تنها در مازندران، بلکه در شمال ایران و در کنار شهر رشت به عنوان یکی از دو پایگاه اصلی اقتصادی مد نظر بود.

مطالعه سفرنامه های قاجار و دوره (پهلوی اول و دوم) به خوبی نشان می دهد که ساری یک سر و گردن از دیگر مناطق مازندران بالاتر بود و در واقع چشم و چراغ مازندرانی ها به شمار می آمد و برای کشور در تامین نیازها بسیار امیدبخش بود.

 متاسفانه در دو سه دهه اخیر ساری به جای پیشرفت و حفظ جایگاه خود، به بیان کارشناسان تنها از نظر میزان ثروت عمومی جایگاه نخست را در مازندران به خود اختصاص داده، ولی از منظر برخورداری از صنایع کارآفرینی، فضای سبز، توسعه دانشگاهی، ضریب برخورداری از منابع ملی و بسیاری از شاخص های دیگر ِ"شهر پایدار" در استان یا از دیگر شهرهای عقب تر است یا هم سطح آنها حرکت می کند که برای دست یابی به این واقعیت کافیست پای صحبت ساروی های قدیمی بنشینید.

به دلیل تخصص و رزومه نگارنده در حوزه اوقات فراغت در این مرقومه صرفا به کاخ جوانان (سپاه پاسداران میدان امام ) و خانه جوانان (هلال احمر) اشاره می شود و نیز به چهار سینمای - مولن روژ، ایران، فردوسی، سپهر، و دوسالن نمایشی در کاخ جوانان و خانه جوانان و استادیوم شهید متقی و سالن سید رسول حسینی ایجاد شده در آن ایام که نقش بسزایی در غنی سازی اوقات فراغت داشته اند، البته با قریب به یک سوم جمعیت امروز!

 امروز با توجه با سبک زندگی و نیاز شهروندان به امکانات بیشتر برای گذران اوقات فراغت، گلایه مندانه باید گفت کمبود امکانات و هزینه گزاف، اردوگاه افسردگی و ناهنجاری را پر جمعیت تر می نمایاند که ستوده این مرز و بوم نیست.

باید گفت حلقه مفقوده این روزها وحدت است  که جای خود را به تفرقه سپرده است تا این شهر باستانی در سایه ضدیت های کور از جایگاه رفیع خود سقوط کند.

در دیروز نزدیک، ساروی ها در بگو مگوها منفعت این شهر را بر منغعت شخصی خود ارجح می دانستند، حتی اگر قافیه را به رقیب خود می باختند، اما امروز برعکس و نیز در کنار این مشاجرات بی ملاحظه، اما نسل قدیم دم فرو بست و آن روزهای خوب را بسکوت نشسته است تا نسل جدید میهمان وار باشد و گوشش فقط صدای هدفن را بشنود..

نسل قدیم از چشمه میراث "آب انبار نو" و "میزمهدی" نمی نوشد و نسل جدید در کافه گلاسه با نوشیدنی ها نگهدارنده چه حالی می برد؛ بدون این که آینه ای از گذشته خود پیش رو داشته باشد و خود را موظف به حراست از سنت و هویت خود بداند.

نخبگان ساروی عطایش را به لقایش بخشیدند و بقایای آثار کهن و باستانی را با "حسین اسلامی" تنها گذاشتند تا حنجره اش به درد بیاید، چشمش نگرانش ویرانی را ببیند و به سوگ بنشید و دق کند.

برای مظلومیت ساری همین بس که غلامرضا کبیری ها و محمد دنیوی ها و احمد بختیاری ها و... در آرامگاه ملامجدالدین گم شده اند، چون قطعه ای به نام هنرمندانش نداریم!

صباحی پیش، پس از فوت اسطوره و سلطان لله وا "استاد حسینعلی طیبی" در ستاد ارتحال با همراهی خانواده محترم شان چه با زحمت برای دفن کردن این یکتای بی مانند موسیقی بومی مازندران به کنجی نا مانوس پناه بردیم!

مگر چه می شود که قسمتی از پارک آزادگان را که مزین به کتابخانه هم هست به "مقبره هنرمندان" اختصاص دهیم تا آنانی که آبروی گذشته بوده اند زینت آینده باشند؟ چرا این نمی شود و کسی این را نمی خواهد!

برای دفاع از مرز حرمت و حریت ساری به آرش های زمان نیاز داریم که نه به نمایش و گروکشی و کاریکاتوری، بل به اعتقادی راسخ تیر نگاهبانی در کمان تدبیر بنهند و کاوه وار ضحاک تفرقه و منفعت طلبی را در البرز کوه زندانی کنند و فرزندانش را به دفاع از هویت بیاموزند.


  • جمعه 1 ارديبهشت 1396-11:29

    دیروز در یک جلسه ای که با آقای ایران منش بودیم ایشان مطلب جالبی را طرح کردند که ساری باید مقصد گردشگری شود و مردم مشتری مداری را یاد بگیرند ...
    این خیلی جالب است کاش اینگونه بشود .

    • يکشنبه 27 فروردين 1396-15:43

      درود بر دکتر حسین اسلامی عزیز
      که برای ساری همه ی توان خود را بکار می بندد .
      و درود بر ایران منش عزیز که یار و رفیق شفیق دکتر اسلامی هستند .

      • شنبه 26 فروردين 1396-18:6

        درود بر سردار فرهنگی شهرم
        مرد تابستان شاد
        مرد پاک دست و پاک اندیشه
        خدا نگهدار تو

        • شنبه 26 فروردين 1396-18:0

          به اعتقاد بنده بعد از دفاع مقدس که در تاریخ ایران یک نقطه عطف و درخشان است، امروز ما نیازمند پرداختن به فرهنگ جهاد و جبهه و در یک کلمه فرهنگ بسیجی هستیم.
          بنده با ایران منش موافقم که باید بسمت وحدت برویم و از منافع شخصی به نفه منافع شهر دست بکشیم .

          • شنبه 26 فروردين 1396-14:37

            من به عنوان یه قائمشهری نظرم این هست که باید متحد بشیم و ساری رو به قطب(در هر زمینه ای) حداقل در شمال ایران تبدیل کنیم و این متحد شدن زمانی پیش میاد که مردم ساری در درجه اول متحد بشن.

            • شنبه 26 فروردين 1396-12:8

              در مورد آرامگاه هنرمندان معتقدم عده ای از اهالی هنر و وبا کمک بداوطلبان هنردوست ساری قسمتی از زمینهای مسکونی همجوار ملامجدالدین را خریداری کرده و به این امر اختصاص دهند و مطمئنا شهرداری و شورای شهر هم از هیچ کمکی خودداری نخواهند کرد

              • تنگی جا در قبرستان !پاسخ به این دیدگاه 8 1
                شنبه 26 فروردين 1396-10:29

                آقای ایران منش به تنگی جا در قبرستان چه برای مردم عادی و چه برای هنرمندان هیچ اشاره نکردید . بد نیست از شهردار شهر بخواهیم با ابتیاع املاک شمالی قبرستان فعلی ، بخشی از آن را به هنر مندان اختصاص دهد . قبرستانی تازه در خارج شهر که حرفش را می زنند در جایی نا مناسب قرار گرفته است .

                • صمد عليپورپاسخ به این دیدگاه 8 0
                  شنبه 26 فروردين 1396-10:1

                  قاسم
                  علامه محمد رضا حکیمی خراسانی كه رسانه هاي عمومي بويژه صدا و سيماي ما توفيق نشر و پخش انديشه اي روشنفكرانه اش را ندارد در کتاب سپیده باوران خود مي نويسد :
                  هنرمند جان شیفته دارد ، شیفته جاودانگی ها ی زیبا و ارزشهای متعالی . هنر پژواک شیفتگی است ، شیفتگی جان هنرمند .
                  هنر، سازنده روح انسان است و صیقل گر جان اجتماع و هنرمند راستین پاره ای از تن مردم است و اخگری از شعور ناب آنان ، نه خاری در چشم مقدسات مردم ، و نه تاریکی ای بر روشنائی ها، باورها ، پاکی ها و سنت های مردم .
                  هنر اوجگاه والائی های انسان عصر خویش است و نگارگر اندوهان انسان عصر خویش و اگر جز این باشد مرده است و هنر هیچگاه مرده نیست .
                  رسالت اجتماعی هنر بسی گسترده است و بسی ژرف ، گسترده است چون با انسان در ارتباط است ، و ژرف است چون با زندگی.
                  مردم هنرمند را از آن جهت بزرگ می دارند ، که او دردشان را درک می کند و سخن دلشان را باز می گوید ، و در مسیرپیچیده و دشوار حیات به کمکشان می آید ، و خوب تصویر می سازد و خوب درد ها را فریاد می کند ، و از روی ناروائی ها پرده بر می گیرد ، و چشم و گوش جامعه را باز می کند ، و پرده های غفلت یا تخدیر را می درد .
                  از دو مفهوم انسان و انسانیت ، اولی در کوچه ها سرگردان است و دومی در کتاب ها . و اگر کسی از این سرگردان کوچه ها دفاع کند هنرمند است .
                  دکتر شریعتی که از پیشگامان عرصه روشنفکری و نو اندیشی دینی است و تاثیری شایسته بر نویسندگان و هنرمندان و شاعران معاصر داشته است ، در کتاب های متعددی چون تاریخ تمدن ، هنر ، شیعه ، اسلا م شناسی و سه کتاب بسیار ارزشمند ادبی دیگر یعنی " کویر ، هبوط و گفتگوی های تنهایی " ، مطالب عمیق و ژرفی در خصوص رسالت هنر و ادبیات دارد که به اختصار به آن اشاره می نمایم :
                  متأسفانه در تاريخ سه چيز از هم جدا شد و اين جدايي به ضرر هر سه تمام شد: فلسفه، دين، هنر. اين سه يکي بودند، و از يک پستان شير ميخوردند، و يک احساس و يک رسالت در تاريخ بشر داشتند، و از يک جنس هم هستند .
                  هنر تنها ابزار تزیین نیست، تنها وسیله ی تفنن نیست، هنر یک رسالت بزرگ و عمیق دارد. هنر را نباید به دیوار اتاق خواب یا نشیمنمان بیاویزیم و لذت ببریم. نه، هنر یک طوطی گویای اسرار است، باید از او بیاموزیم. هنر، یک کبوتر قاصد است، باید پیامهایش را، پیامهای غیبیش را بشنویم. هنر، یک مسیح نجات بخش است، باید چشم به راهش باشیم، تا بیاید و ما را از این جهان « سامسارا »، از این گردونه ی خفقان آور « کارما » نجات دهد، دستمان را بگیرد، به « نیروانا » برساند. هنر می تواند چنین کند، هنر شایسته ی چنین رسالتی است.
                  هنر، خواهر زیبای عرفان و حکمت است، هنر، همسر بس دان خوب فهم توانای مذهب است. هنر، همزاد مذهب و همنژاد فلسفه است. هنر با مذهب، همدرد است ،هر دو بیمار اضطراب و بیچاره ی دغدغه اند. هر دو غریب این عالمند. هر دو بیتاب فرارند. می خواهند بروند، می خواهند به بهشت خویش، به رهایی خویش، به نیروانای خویش، به وحدت وجود خویش، به ماورای این عالم پست راکد تیره دل خاکی، پرواز کنند، رهایشان کنید.
                  اين مطلب مختصر را در دفاع از انديشه و مطلب برادر عزيزمان جناب ايران منش و اهميت مسئله فرهنگ و هنر كه متاسفانه سياست گذاران فرهنگي و اجرايي كمتر به آن مي پردازند نوشتم . براي جناب ايران منش كه تجارب ارزشمندي در عرصه خطير فرهنگ و هنر دارد صميمانه آرزوي توفيق دارم .

                  • شنبه 26 فروردين 1396-1:32

                    آقای ایران منش عزیز دغدغه هایتان بجا می باشد .
                    پیشنهاد می دهم شما یک مناظره با متولیان فعالیت های فرهنگی و هنری شهرستان ساری برگذار نمائید تا آنروی سکه هویدا گردد.

                    • شنبه 26 فروردين 1396-1:12

                      درود استاد ولی یکم کارشناسی نظر بدید لطفااااا اخه کجای ایران کجای جهان مقبر هنرمندان کنار پارک و کنار کتابخانه قرار دارد؟؟؟استاددددددد!!!!!!!میگین اثار تاریخی ساری با حسین اسلامی تنها مانده پس شما که انتقاد میکنید چرا تو این سالها به ایشون کمک نکردید پس بقیه اقایون کجا بودند؟؟؟اوههه حتما داشتن کییی پلا با مرغانه نیمرو میخوردن شایدم کچلیک کوکو

                      • ههههههههپاسخ به این دیدگاه 8 10
                        شنبه 26 فروردين 1396-18:2

                        بمرده کک ره خنده گیرنه
                        کاش این نظر ره اتی کارشناسی تره نوشتی ..
                        هههههههههههههههههههههههههه

                        • شنبه 26 فروردين 1396-15:40

                          ولییکن می بینیم گخ شهدای گمنام را در اماکن مختلف دفن می کنند
                          نیشابور رفتی؟
                          قبر خیام را دیدی ؟
                          قبر عطار را چطور ؟
                          ...


                        ©2013 APG.ir