تعداد بازدید: 767

توصیه به دیگران 1

دوشنبه 17 تير 1398-7:54

پژوهشگر ارشد دانشگاه کلمبیا در ساری بیان کرد:

گیلکی خواهر زبان مازندرانی است

دکتر حبیب برجیان: گیلکی خواهر زبان مازندرانی و نزدیکترین زبان از نظر دستوری به زبان مازندرانی است/ تمام کسانی که در حوزه زبانی کاسپی زندگی می‌کنند، از وضعیت ممتاز زبانی، تقویم مشترک و جشن‌های مشترک برخوردارند/ شهرهای ساری، بابل، آمل و نکا شهرهای یکدست از نظر زبانی در مازندران است،


 مازندنومه؛ سرویس فرهنگی و هنری، کلثوم فلاحی: دکتر حبیب برجیان در نشست مسائل پژوهشی در زبان تبری اظهار کرد: گیلکی خواهر زبان مازندرانی و نزدیکترین زبان از نظر دستوری به زبان مازندرانی است.

وی افزود: بر اساس نقشه‌ای که دونالد استیلو -زبان‌شناس- منتشر کرده، گستره زبان مازندرانی از رود چالوس تا گرگان است. البته در برخی مناطق علامت سوال‌هایی وجود دارد که حدود زبان مازندرانی تا کجاست.

نویسنده کتاب متون تبری، گفت: منطقه زبانی کاسپی، زبان‌های رایج در جنوب دریای مازندران است.

پژوهشگر ارشد دانشگاه کلمبیا تصریح کرد: تمام کسانی که در حوزه زبانی کاسپی زندگی می‌کنند، از وضعیت ممتاز زبانی، تقویم مشترک و جشن‌های مشترک برخوردارند.

برجیان ادامه داد: مطالعه زبان‌های کاسپی، زودتر از همه زبان‌های ایرانی در نیمه دوم قرن نوزدهم توسط روس‌ها شروع شد که نخستین دانشنامه ایرانی است.

وی خاطرنشان کرد: در قرن بیستم توجه به زبان مازندرانی کاهش یافت و تقریبا هیچ توجهی نشد چون بحث زبان‌های دیگر پیش آمد تا اینکه دونالد استیلو در این زمینه وارد شد.

این پژوهشگر اظهار کرد: برخی گویش‌های مازندرانی برای بقیه مفهوم نیست.

وی شهرهای ساری، بابل، آمل و نکا را شهرهای یکدست از نظر زبانی در مازندران و مازندران خاص نامید، چرا که بقیه شهرها دشت مازندران را شکل می‌دهد و این تفاوت‌ها در زبان، بیشتر در حروف اضافه است.

برجیان با تاکید بر اهمیت نکات دستور زبان، گفت: شهمیرزاد، قصران و ساوجبلاغ، طالقان و الموت و کلاردشت و تنکابن یا کاسپی مرکزی گونه‌های زبانی پیرامون مازندران است.

وی تصریح کرد:‌ زبان شهمیرزادی از نظر لغوی، لهجه و دستوری به زبان‌های سمنانی گرایش داشته و تاثیر لهجه‌ای سمنانی را پذیرفته است.

برجیان ادامه داد: در دسته‌بندی زبان‌های فارسی، زبان مازندرانی در ردیف زبان‌های شمال غرب است.

عضو هیئت ویراستاری دانشنامهٔ ایرانیکا خاطرنشان کرد: زبان منطقه طالقان و الموت، شبه تبری است.

وی با بیان اینکه تیرماه سیزده شو از ویژگی‌های مشترک گیلان و مازندران است، اظهار کرد: مردم طالقان و الموت هم از این جشن سخن می‌گفتند.

برجیان درباره الگوهای به دست آمده گفت: از نظر دستوری، کاسپی مرکزی ویژگی‌های منحصر به خود دارد، در خصوصیات واجشناسی، گذر تدریجی از مازندرانی به گیلکی و در واژگان، وضعیت دو قطبی یا همپوشی در کاسپی مرکزی است؛ ضمن اینکه الگوی شعاعی یا موجی هم موضوعی است که در کاسپی مرکزی باید بر روی آن پژوهش شود.

وی گفت: بین زبان‌های ایرانی فقط فارسی است که املا دارد و سابقه آن به ۱۲۰۰ سال می‌رسد.


  • میارکیانیپاسخ به این دیدگاه 5 0
    پنجشنبه 18 مهر 1398-22:6

    زبان مازندرانی یک زبان باستانی هست لطفا به این زبان توجه شود

    • جمعه 12 مهر 1398-23:16

      زبان های کاسپی دیگه چه صیغه ای هستند خخخ
      ما اصلا چیزی به اسم زبان کاسپی نداریم
      چرا یک عده به دنبال جعل و تحریف هویت مردم مازندران و گیلان هستند
      به زبان های مازندرانی و گیلانی و تالشی و تاتی و سمنانی زبان های کناره دریای کاسپین می گویند نه اینکه زیر مجموعه زبان موهوم کاسپی باشند
      کاسپین یا خزر یا مازندران یا هیرکانیا یا غیره فقط یکی از نام های این دریا هستند

      • پنجشنبه 14 شهريور 1398-20:14

        ضمنا تشکیل فرهنگستان زبان و ادبیات مازندرانی با حمایت اهل فن در این حوزه کمک زیادی به حفظ و ماندگاری زبان مازندرانی می کند ضمن اینکه واژه های جدیدی هم بر پایه واژه های قدیمی مازندرانی متولد می شود

        • نوری ریکاپاسخ به این دیدگاه 14 0
          يکشنبه 3 شهريور 1398-22:20

          واقعا هیچ کس دلش برای زبان مازندرانی نمی سوزد چرا مسئولین کاری برای زبان مازندرانی نمی کنند چرا شبکه طبرستان برنامه های محلی کم پخش می کند چرا زبانشناسان کاری برای زبان بومی نمی کنند چرا به گویش های مازندرانی مثل کجوری و کلارستاقی و لنگایی کم توجه میشود خودم اهل نور هستم متاسفانه اهالی مرکز استان به زبان مازندرانی کم لطفی می کنند و کمتر محلی حرف میزنند اگر مردم نور و نوشهر و چالوس و امل و محمود اباد و عباس آباد و کلاردشت نباشند چیزی از مازندرانی باقی نمی ماند اکثر بزرگان موسیقی مازندران هم از همین شهرها هستند اکثر متکلمان به زبان مازندرانی هم از همین شهرها هستند زبان مازندرانی حیات خود را مدیون ما اهالی غرب مازندران هست زبان مادری حکم ناموس انسان را دارد کسی که زبان و فرهنگ خود را از دست بدهد بی هویت می شود

          • لهراسبی نوشهرپاسخ به این دیدگاه 17 1
            پنجشنبه 31 مرداد 1398-22:0

            زنده باد مازندران بزرگ
            زنده باد رویان کهن

            • چهارشنبه 30 مرداد 1398-18:50

              به امید راه اندازی کرسی زبان و ادبیات مازندرانی در دانشکده زبان شناسی دانشگاه مازندران

              • چهارشنبه 30 مرداد 1398-15:25

                به امید روزی که کرسی زبان و ادبیات مازندرانی در دانشکده زبان شناسی دانشگاه مازندران راه اندازی شود و بستر مناسبی برای تحقیقات عمیق و دقیق علمی و آکادمیک درباره زبان غنی مازندرانی فراهم شود وکه این خواسته به حق بسیاری از فرهیختگان مازندرانی است زبان مازندرانی پر است از نکات ادبی ظریف که نیاز به تعمق و دقت ویژه دارد و نیازمند دمیدن یک روح تازه در آن جهت پویا شدن

                • بابا کوهستانی از چالوسپاسخ به این دیدگاه 20 1
                  چهارشنبه 30 مرداد 1398-14:12

                  مازندرانی هیچ سنخیتی با گیلکی ندارد اگر دو زبان شبیه می بود که ما اهالی مازندران زبان رشتی ها را متوجه می شدیم

                  • جمعه 18 مرداد 1398-14:5

                    با افتخار یک چالوسی هستم و به زبان طبری کلارستاقی صحبت میکنم. زنده باد کلارستاق کهن از چالوس تا کلاردشت.

                    • گیل زاکانپاسخ به این دیدگاه 34 4
                      جمعه 11 مرداد 1398-16:30

                      اصلا قومي به اسم گيلک و مازني وجود ندارد. در طول تاريخ فقط نام سه قوم طبري و گيل و ديلم امد. گيلک و گلک و گالش و کتول اسم سبک زندگي هست. کلارستاق و کجور و سوادکوه و اشکور و رودبار هم نام منطقه هستند و تات هم نامي هست که به غير ترک زبانان دادن.ولي مردم به اشتباه خود را گيلک و مازني و اشکوري و گالشي و کلارستاقي و کجوري و کتول و سوادکوهي و تاتي و رودباري مي نامند. مردم گيلان از قوم گيل هستند و مردم مازندران از قوم طبري هستند. از نظر لهجه هم نواحي تنکابن و رامسر تفاوت لهجه دارند وليکن لهجه رامسر بيشتر شبيه به گيلانست و تنکابن هر دو ويژگي گويش گيلان و مازندران را دارد شرق تنکابن طبري زبان هستند. گيل و طبري و ديلم و تالش بايد پشت هم باشند نه اينکه جلوي هم وايسند.

                      • نشتارودی ریکاپاسخ به این دیدگاه 36 0
                        پنجشنبه 10 مرداد 1398-21:26

                        کی گفته مازندرانی از گرگان تا چالوس هست پس ما نشتارودی ها به چه زبانی حرف می زنیم زبان مازندرانی از علی آباد کتول تا تنکابن گویش می شود و زبان ما نشتارودی ها مازندرانی است در ناحیه نور و نوشهر گویش کجوری و ناحیه چالوس و کلاردشت و مرزن آباد گویش کلارستاقی و ناحیه عباس آباد و متل قو و نشتارود گویش لنگایی و تنکابن گویش تنکابنی گویش بومی مردم است و همه شاخه ای از مازندرانی اند

                        • جمعه 28 تير 1398-19:55

                          یک پیرمرد بابلی با یک پیرمرد رشتی نمی توانند با زبان محلی با هم صحبت کنن این معنی اش چیست

                          • يکشنبه 30 تير 1398-16:9

                            یک کرد کرمانجی با کرد گورانی و سورانی زبان شان فرق دارد یک کرد مهاباد و کرد ایلام زبان هم را نمی فهمند پس بگوییم یکی از اینها کرد نیست و برای هر کدام نام جداگانه بگذاریم؟

                            • دیوسالار نوشهرپاسخ به این دیدگاه 31 1
                              يکشنبه 13 مرداد 1398-19:33

                              برادر مثالی که شما زدید اشتباست زبان کردی سورانی و کرمانجی خیلی بهم نزدیکند از نظر ساختار هم یکی اند ولی زبان مازندران و گیلان از نظر ساختار هم متفاوتند مثال سورانی و کرمانجی را باید برای گیلکی بیه پسی و بیه پیشی بزنید که ممکنه یکی فرد ساکن یکی از روستاهای رودسر زبان یک نفر از روستاهای رشت را متوجه نشود زیرا تفاوت واژگانی و بعضا افعالی وجود دارد ولیکن این دو ، دو گویش از یک زبان هستند ولی مازندرانی و گیلکی حکم دو زبان کردی و لری را دارند که با هم متفاوتند ولیکن پانکردها سعی میکنند لر ها را کرد بنامند و در نقشه های جعلی خود نواحی لرنشیم را بخشی از کردستان محسوب می کنند ضمن اینکه قوم و زبان مردم مازندران طبری هست ولیکن قوم و زبان مردم گیلان گیل و تالش و تات هست و این ها با هم متفاوتند زبان مازندران و گیلان در زمان فعلی مختلف همچون حال مستمر و گذشته مستمر و شناسه ها و واژگان و افعال متفاوتند مازندرانی ها به دارم می روم میگویند درمه شومه ولی گیلانی ها میگن شوندرم مازندرانی ها به کردم می گویند هاکردمه ولی گیلانی ها میگن بوکودم مازندرانی ها به گفتم میگویند بوتمه ولی گیلانی ها میگن بوگوفتم مازندرانی ها به پسر ریکا میگن ولی گیلانی ها ری میگن مازندرانی ها به دختر کیجا میگن ولی گیلانی ها لاکو میگن مازندرانی ها به بزرگ گت میگن ولی گیلانی ها پیلا میگن مازندرانی ها به بچه وچه میگن ولی گیلانی ها زاک میگن تفاوت های دو زبان بسیار عمیق و گسترده است

                          • جمعه 28 تير 1398-19:51

                            زبان گیلکی با زبان مازندرانی تفاوتهای زیادی دارد زبان مازندرانی به خاطر خیلی مسایل رو به زوال است مازندرانی ها به زبانشان تعصب ندارن

                            • جمعه 25 مرداد 1398-11:52

                              متاسفانه مردم گیلان تعصبی روی زبانشان ندارند و به جز رودسر و املش بقیه مردم گیلان فارسی حرف می زنند و لاهیجانی ها و رشتی ها که گیلکی حرف زدن را بی کلاسی میدانند در استارا هم اکثریت ترکی حرف می زنند و نصف مردم انزلی و هشتپر هم ترک زبانند ولی در مازندران به جز ساری اکثریت مردم دیگر شهر ها مثل نوشهر چالوس عباس اباد نور کلاردشت مرزن اباد امل سوادکوه بابل محمود اباد بابلسر قایمشهر بهشهر نکا مازندرانی صحبت می کنند حتی مردم فیروزکوه و شهمیرزاد و کردکوی و بندر گز و علی اباد کتول هم اکثرا مازندرانی صحبت می کنند و تعداد سخنوران مازندرانی در گرگان از ساری بیشتر است

                            • دوشنبه 24 تير 1398-15:2

                              1- گستره جغرافیایی زبان مازندرانی در شرق حتی به برخی از روستهای اطراف گرمسار و سمنان هم می رسد. در غرب، همچنان که دوستان اشاره کردند، برخی از روستاهای طالقان و حتی خود طالقان زبان مازندرانی رایج است. نسل قبلی همچنان به زبان مازندرانی سخن می گویند.
                              2- در این مورد بخصوص اینکه یک محقق هر چند معروف و سرشناس چنین یا چنان بگوید، معیار نیست، آنجا که زندگی جریان دارد و زبان / لهجه به کار می رود نیازی به نظریه پردازی ندارد. حالا هر چند نظریه پرداز محترم، قدر و دانشمند باشد.

                              • دوشنبه 24 تير 1398-14:56

                                هم به منطقه قصران و شمیرانات و لواسان رفته ام و زبان شان را کاملا نزدیک به مازندرانی دریافته ام و هم وقتی منابع دیگری بجز فرمایشات آقای برجیان را نگاه میکنیم متوجه می شویم که دیدگاه های آقای برجیان چندان پژوهشی و درست نیست . درباره زبان قصران کوهسران در تهران منبع ایرانیکا در دست هست که میگوید زبان قصران از لحاظ گویش به دو بخش تقسیم شده . بخش اول زبان شمال و جنوب شرقی قصران که وابستگی بسیار بالایی به زبان تبری (مازندرانی) دارد اما با یک آمیختگی قابل ملاحظه ای با واژگان و دستور زبان فارسی و ایرانیکا بومیان قصران را تبری قلمداد کرده است . بخش دوم زبان جنوب قصران از اوشان در میانه تا بخش فوقانی جیرود و بسمت جنوب تا تجریش و شمیران زبانی پارسی-تبری قلمداد شده که بنوعی وابسته به فارسی بوده ولی ویژگی های زبان های کاسپینی را دارا هست . این هم لینک ایرانیکا

                                http://www.iranicaonline.org/articles/qasran

                                دکتر حسین کریمان در صفحه 30 از جلد اول کتاب قصران کوهسران منابع تاریخی که نشان دهنده تعلق رودبار قصران به حاکمیت رستمدار مازندران بوده را آورده و در صفحه 758 از جلد دوم کتاب قصران کوهسران گفته : منطقه قصران باستانی شامل مناطق اوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود. زبان عمومی مردم قصران لهجه‌ای از زبان باستانی پهلوی است که زبان طبری یا مازندرانی، که از ریشه‌ی زبانهای دیرین ایرانی است، و عربی و اندکی ترکی، بدان درآمیخته و از زبان دری نیز در قرون اسلامی تاثیر یافته است، و هر چه از ری به مازندران نزدیک تر شوند بر میزان لهجه‌ی مازندرانی به همان نسبت افزوده می‌شود، چنانکه در لهجه‌ی میگون و شهرستانک و لالان و زایگان و روته و گرمابدر و شمشک و دربندسر لهجه‌ی مازندرانی غلبه دارد (قصران کوهسران تالیف حسین کریمان جلد دوم صفحه 758 تهران وزیری <<کالینگور>>)
                                گیتی دیهیم در کتاب بررسی خرده‌گویش‌های منطقهٔ قصران به انضمام واژه‌نامهٔ قصرانی آورده است : البته زبان رایج در لالان مانند اوشان، فشم، میگون و لواسان، کاملاً تاتی نیست و زبان مازندرانی بسیار در آن نفوذ یافته است. گویش مردم لالان به گویش روستاهای امامه، زایگان، آبنیک، گرمابدر، میگون و شمشک در قصران بسیار نزدیک است. نفوذ مازندرانی در زبان تاتی قصران به این دلیل است که قصران در گذشته تحت حاکمیت طبرستان قرار داشته اما در تقسیمات کشوری معاصر جزو استان تهران محسوب می‌شود. («بررسی خرده‌گویش‌های منطقه قصران»، ۱۳۸۴، چاپ اول، نشر فرهنگستان زبان و ادب فارسی.)
                                دانشنامه ایرانیکا زبان مردم لواسان را کاسپینی مازندرانی تلقی کرده و قید کرده : مردم لواسان کاسپینی هستند و زبان بومی آمیخته ای از زبان فارسی و زبان‌های کاسپین هست نزدیک به زبان مازندرانی در روستاهای جنوب شرق لواسان چون وسکاره و ایرا
                                http://www.iranicaonline.org/articles/lavasan=The

                                • شنبه 22 تير 1398-10:29

                                  ایشان در مورد گویش شهمیرزادی هم نظریه عجیبی دارد . میفرمایند گویش شهمیرزادی از لحاظ دستوری و واژگان بیشتر از زبان های سمنانی تاثیر پذیرفته است . این درحالیست که نه منابع زبان شناسی و نه گویشوران سمنانی و نه گویشوران شهمیرزادی هرگز چنین موضوعی را نمیتوانند بپذیرند چون این مطلب که شهمیرزادی گویشی از زبان مازندرانی است هم منبع زبان شناسی دارد و هم مردم شهمیرزاد واقعیتی زنده هستند و هم تاریخ شهمیزاد در حدود ثغور مازندران بوده است ، مثلا در جلد دوم صفحه 490 از کتاب راهنمای زبان های ایرانی که به ویراستاری رودیگر اشمیت بوده (مترجم حسن رضایی باغ بیدی انتشارات ققنوس) و با همکاری گسترده چندین زبان شناس برجسته تحریر شده آمده است : گویش های مازندرانی در بین رشته کوه های البرز و کرانه های جنوب شرقی دریای خزر مورد استفاده قرار میگیرند : ساری ، بابل ، آمل ، تنکابن ، شاهی ، چالوس ، همچنین در چندین روستای رشته کوه های البرز مانند ولاترو در شمال تهران و شهمیرزاد در سی کیلومتری شمال سمنان ، گویش مازندرانی یکی از معدود گویش هایی است که از سنت ادبی کهن برخوردار است (طبری ، گرگانی،دیوان امیر پازواری)
                                  این منبع زبان شناسی درباره گویش شهمیزاد هست حال اگر سرچ کنید درباره تجمع اعضای شورای شهر شهمیرزاد و مردم شهمیرزاد در مقابل استانداری مازندران که درخواست الحاق مجدد به مازندران را داشتند (چون شهمیزاد تا دهه 40 بخشی از مازندران بوده ) ، یکی از موضوعاتی که شهمیرزادی قید کرده بودند ، همین نزدیکی زبان و فرهنگ مردم شهمیرزاد با مازندران بوده و اینکه مازندران استان و سرزمین مادری شان است . لینک خبر موحود هست . شهمیرزاد همیشه بخشی از حکومت طبرستان و مازندران بوده و دلیلی برای تاثیر پذیری از گویش سمنان در شهمیزاد وجود نداشته است . حتی اگر به سایت های استانداری سمنان رجوع کنید بر مازندرانی بودن زبان شهمیزاد تاکید شده است . این اظهار نظر آقای برجیان بی منبع و غیر علمی است .

                                  • جمعه 21 تير 1398-19:49


                                    فقط یک مطلبی درباره این پست . درباده حبیب برجیان قبلا شنیده بودم ولی بنظرم اظهار نظر هاش در باب محدوده زبان تبری چندان درست نیست . اینکه گیلکی و تبری همریشه هستند تقریبا بر کسی پوشیده نیست و کشف جدید نیست .

                                    ایشون میگه دونالد استیلو در نقشه ای گستره زبان تبری رو از رود چالوس تا گرگان ترسیم کرده درحالیکه از استیلو معتبر تر داریم کتاب راهنمای زبان های ایرانی که چندین و چند زبان شناس برجسته و معتبر خارجی در نگارشش دست داشتند و ویراستارش رودیگر اشمیت بوده و طبق اون کتاب حد غربی زبان تبری از تنکابن هست .

                                    دقیق ترش در کتاب پنج جلدی واژه نامه بزرگ تبری هست که حد غربی زبان تبری از دو هزار و سه هزار و نشتارود و آب شیرود در تنکابن آغاز میشه . در مورد حد شرقی هم مگه میشه علی آباد کتول و موسیقی کتولی رو از زبان مازندرانی حذف کرد ؟ چطور ممکنه فقط تا گرگان بشه حد شرقی ؟ ضمنا آقای برجیان زبان شهمیرزاد رو بیشتر تحت تاثیر دستور زبان و لغات سمنانی میدونه که این کاملا اشتباه هست و واژه نامه شهمیرزادی و حتی ویس و صوت از کانال های شهمیرزادی در تلگرام هست و منابع زبان شناسی معتبر تر هم اشاره به این دارند که زبان شهمیرزاد گویشی از زبان تبری هست .

                                    اظهار نظر آقای برجیان درباره زبان قصران هم اشتباه هست و طبق منابع از کتاب گیتی دیهیم و قصران کوهسران اثر دکتر حسین کریمان و ایرانیکا زبان های منطقه قصران در مناطقی بطور خاص مازندرانی هست و در بخش هایی زبان مازندرانی غلبه داره بر گویش تاتی .

                                    گویش های الموت و طالقان در عین نزدیکی طبق هیچ منبعی آنچنان نزدیکی با زبان تبری ندارند که بخوان در این بررسی گنجانده بشن گویش کلاردشت بنابر کتاب واژه نامه بزرگ تبری عینا قید شده که در حوزه زبان تبری هست و نباید گونه ای مجزا قلمداد بشه . کلا اظهار نظرات آقای برجیان جالب نبوده و میشه با منابع معتبر تر به چالش کشیده بشه

                                    • حرف بی حرفی !پاسخ به این دیدگاه 20 98
                                      دوشنبه 17 تير 1398-12:59

                                      گیلکی با مازندرانی خواهرند !! آقای محترم چرا یکی نباشند ؟ مگر هر دو موسوم به گیلکی نیستند ؟ اصطلاحات خود ساخته و نو ظهور مثل خواهر و برادر را آن هم در زبانشناسی ، برای چه می خواهید ؟
                                      نویسنده کتاب متون تبری، (آقای برجیان ) گفت: منطقه زبانی کاسپی، زبان‌های رایج در جنوب دریای مازندران است ! سوال اینست ، زبان کاسپی کدام است ؟ کدام شباهت گرامری بین زبان مازندرانی و زبان مفروض شما یعنی کاسپی هست ؟ آیا مطمئن هستید که مردم مازندرانی از مردمان کاسپی به جا مانده اند ؟

                                      اصطلاح آن زبانشناس آمریکایی که در یک دسته بندی برای زبان های ایرانی ، مازندرانی را در جمع زبان های شمال غربی ایران می بیند تا کی و تا کجا باید مقلدانه تکرار و تکرار شود .

                                      • دیوسالار نوشهرپاسخ به این دیدگاه 34 0
                                        شنبه 12 مرداد 1398-22:15

                                        برادر کاسپی دیگر چه قوم من درآوردی هست.  در حال حاضر قومی به نام کاسپین وجود خارجی ندارد و طبق تاریخ کاسپی ها قومی در منطقه رود کُرا جمهوری آذربایجان بودند که مرور زمان به نواحی مرکزی ایران مهاجرت نمودند و سپس ساکن بین النهرین شدند پس کاسپی ربطی به گیلان و مازندران ندارد طبق تاریخ دو قوم گلای و کادوس ساکن گیلان بودن و دو قوم سکایی تبار آمارد و تپور ساکن مازندران بودن پس لطفا سعی نکنید کاسپی ها را به ما بچسبانید ضمنا قوم گیل و طبری دو قوم متفاوتند و دو زبان گیلانی و طبری دو زبان متفاوتند


                                      ©2013 APG.ir